النتائج 1 إلى 9 من 9

الموضوع: پاسخ‌های امام به ابوفراس الزهرانی

هذا أحد المواقع الثانوية الخاصة بتبليغ دعوة الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني والتي لا تتضمن أية أقسام خاصة ولا رسائل ولا عضويات وبالتالي لا يمكن المشاركة فيها ولا استرجاع الحسابات المفقودة عبرها، يوجد هنا فقط موسوعة البيانات مع الترجمة لبعضها إلى مختلف اللغات، ولا يتواجد الإمام المهدي إلا في الموقع الرسمي الوحيد منتديات البشرى الإسلامية والنبإ العظيم، وهناك يمكنكم التسجيل والمشاركة والمراسلة الخاصة وأهلاً وسهلاً بكم.

مصدر الموضوع
  1. مصدر المشاركة
    - 1 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    06 - 04 - 1431 هـ
    22 - 03 - 2010 مـ

    ۲-فروردین-۱۳۸۹ه.ش.
    07:42 مساءً
    ________


    ( پاسخ امام به أبي فراس الزهراني )
    همانا که علمی که از نزد خدا عطا شده حجت و برهان آشکار است...

    بسم الله الرحمن الرحيم
    والصلاة والسلام على المبعوث رحمة للعالمين
    محمد الهادي الامين عليه الصلاة والسلام
    وعلى نسائه الاطهار امهات المؤمنين
    وعلى اصحابه الغر الميامين رضوان ربي عليه اجمعين
    خدا شما را حفظ کند؛ من برخی از مواضع شما را در پایگاهتان خواندم که نشان می‌دهد از روی علم و آگاهی
    استوالبته حکم با خداوند است که او داناترین است. بعضی ملاحظات وجود دارد که نیاز داریم به آنها پاسخ دهید....

    اول این که می‌گویید در رؤیا دیده‌اید توسط مجموعه‌ای از آل بیت احاطه شده بودید وعلی (کرم الله وجهه) درمیان‌شان بود و در آخر بر پیامبر مصطفى عليه الصلاة
    والسلام سلام کردید آیا در اعماق قلب‌تان احساس می‌کنی پاسخی قانع کننده ب
    ه خواننده خواه از نزدیکان شما باشد یا دور، داده‌ای

    دوم این که: از کجا دریافتید نام آن کوکب سقر است... و موعد ظهور آن کی خواهد بود؟ خدا شما را حفظ کند
    سوم این که: مهدی در آخر الزمان می‌آید یا در زمان ما والبته حکم با خداوند است واو داناترین است...ما از گذشتگان و مشایخ شنیده‌ایم و خود من از شیخ"الکشک" شنیده ام که او ( مهدی منتظر ) علوم دینی را در مدینه می خواند و سپس به مکه می رود. و نام او (مهدی ) نام نبی علیه الصلاة و السلام است؛ پاسخ شما چیست خدا حفظتان کند؟
    چهارم این که آیا مهدی مانند شما که بخشی را برای بیعت گذاشته‌اید؛ احتیاج به بیعت علنی دارد؛ آیا این برای یقین حاصل کردن است یا امری دیگر؟
    پنجم این که: حکم کسی که در حال حاضر به شما یقین نیاورد چیست؛ چون اشخاص زیادی ادعای مهدویت کرده‌اند. لا حول ولا قوة الا بالله....
    ششم این که: خدا شما را حفظ کند استدلال شما درمورد این که اصحاب کهف سه نفر هستند و این آیه که در مورد آنها از احدی سؤال مکن؛ نافی ذکر عدم سؤال کردن درمورد آنها نیست؟
    در غیر این صورت حبیب محمد صلی الله علیه و سلم از آنها خبر دار شده و برای ما نقل شده-پاسخ شما چیست ؟ چرا آنها را تبیین کردید؟
    هفتم این که: نوشتار شما درمورد زمین مفروشه و یأجوج و مأجوج و مکان آنها
    وعکس‌های خیالی که بعضی از برادران برای روشن شدن آن گذاشته‌اند و یکی از اعضا-که خدا جزای خیر به او بدهد- در پاسخ نوشته که اینها تصورات امریکایی و خیالی است.

    آیا زمین توخالی و مجوف است و آیا این توخالی بودن تا الآن کشف نشده در حالی که ما در قرنی زندگی میذکنیم که تصاویر ماهواره‌ای و گوگل ارت متحرک قادر به یافتن دقیق تحرکات ارتشی در تمام کشورها هستند ولی جستجوگران از ترس امریکا با پشت‌کار و صراحت در پی یافتن آن برنیامده‌اند... خدا حفظتان کند ما می خواهیم بدانیم شما چطور از آن باخبر شده و پیدایش کرده‌اید.
    از این که نوشته‌ای امت را چند پاره و دسته دسته نشوند وتحت یک پرچم و دین واحد گرد آیند بدون این که میان‌شان تنازع و تفاخر طایفی و قبیله‌ای باشد و این که همگی خداوند واحد قهار را عبادت کنند نه غیر او را و از سنت حبیب علیه الصلآت و السلام پیروی کنند خیلی خوشم آمد.. ولی چطور از وحی قرآن به آنها ( فرق مسلمین ) جواب داده و آنها را برخطا می‌دانی
    وآخر این که: درمورد کسانی که به آل بیت رسول علیه الصلاة و السلام ایراد گرفته و به آنها طعنه می‌زنند چه نظری داری؛ همسران او و اصحابش. حکم چنین کسانی از نظر قرآن و سنت چیست..
    و ای امام چطور تو را بشناسیم. ما از تعداد زیادی از اعضا شنیده‌ایم شما حاضر نیستید به صورت ویدیو یا صوت ظاهر شوید تا زمان
    تمکین فرا رسد... پس انصارتان چطورشما را بشناسند که بر هدایت قران و سنت پیامبر هستید

    وجزاكم الله كل خير

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله الأطهار والتابعين الأنصار للحقّ إلى يوم الدين..
    برادر گرامی سلام خدا برشما باد؛ سلام برما و بندگان صالح خداوند سلام بر رسولان الهی و الحمدلله رب العالمین...

    برادر گرامی برکت خدا برتو باد از خردمندان باش که در بیان حق آیات کتاب تدبر می‌کنند؛ سخن صوابی که ذکری برای خردمندان و حکم نهایی و جدا کننده حق از باطل است و هزلیات نیست.
    . اما در مورد رؤیا؛ هرچقدر به شما گفته باشم محمد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فتوا داده که من مهدی منتظرم؛ رؤیا برای شما حجت نیست و شایسته نیست احکام دین و مسایل مربوط به هدایت مسلمانان را بر اساس رؤیا قرار دهید؛ تا به این وسیله شیاطین با استفاده از رؤیا دینتان را عوض نکنند و در آن تغییر ایجاد ننمایند. همانا که رؤیا مختص صاحب آن است وسزاوار شما و مهدی منتظر نیست که بر اساس رؤیا احکام شرعی را برای امت تعیین کند. برای همین نمی‌خواهم با رؤیایی که از جدم محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم دیدم –با وجود کثرت آنها- با شما محاجه کنم. بیایید تا از پروردگار عالمیان به شما یاد دهم حجت حق چیست. جواب را در آیات محکم کتاب پیدا می‌کنید؛ بر اساس کتاب خدا حجت"علم " است تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا} صدق الله العظيم [الأنعام:148].
    {
    بگو: اگر شما را دانشى هست آن را براى ما آشكار سازيدو نشانش دهید}

    چون علمی که از جانب خدا باشد حجت و برهان آشکار است و سزاوار نیست مردم بگویند اگر خدا می‌خواست ما از صراط مستقیم منحرف نمی‌شدیم و اگر خدا بخواهد ما را هدایت می‌کند وهیچ چیز را با او شریک نمی‌گیریم چون خداوند بر هر کاری قادر است. این سخن منطقی و عقلانی نیست. بله حجت بالغه از آن خداوند است و اگر بخواهد با قدرت خود همگان را هدایت می‌فرماید. این گونه نیست که خداوند از چنین کاری ناتوان باشد و اگر بخواهد با
    قدرت فرمانش: کن فیکون چنین می‌کند. اما پروردگار با رساله و پیام علمی از نزد خود برای مردم حجت آورده است، خداوندی که رسولان را با آن برانگیخت تا مردم بعد از رساله علمی از نزد پروردگارشان؛در برابر خدا حجت نداشته باشند. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّـهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ وَكَانَ اللَّـهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿١٦٥﴾}
    صدق الله العظيم [النساء].

    {پیامبرانى كه بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده بودند، تا پس از [آمدن] این پیامبران، براى مردم در مقابل خدا [بهانه و] حجّتى باقى نماند. و خداوند همواره شكست‌ناپذیر و حكیم است.}
    وبه همین دلیل در روز ملاقات با خداوند؛ حجت کسانی که می‌گویند:״اگر خدا می‌خواست ما را هدایت می‌کرد و اگر خدا می‌خواست ما شرک نمی‌آوردیم" پذیرفته نیست. خداوند با رساله و پیام علمی خود در برابر آنان حجت اقامه کرده است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّـهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِن شَيْءٍ ۚ كَذَٰلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ حَتَّىٰ ذَاقُوا بَأْسَنَا ۗ قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا ۖ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ ﴿١٤٨﴾ قُلْ فَلِلَّـهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ ۖ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿١٤٩﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {مشركان خواهند گفت: اگر خدا مى‌خواست، ما و پدرانمان مشرك نمى‌شديم و چيزى را حرام نمى‌كرديم. همچنين كسانى كه پيش از آنها بودند پيامبران را تكذيب كردند و خشم و عذاب ما را چشيدند. بگو: اگر شما را دانشى هست آن را براى ما آشكار سازيد. ولى شما فقط از پندارهای بی‌اساس پیروی می‌کنید، و تخمینهای نابجا می‌زنید.» (۱۴۸) بگو: خاص خداست دليل محكم و رسا-حجت بالغه-، اگر مى‌خواست همه شما را هدايت مى‌كرد. (۱۴۹)}

    به این ترتیب رؤیا برای مردم حجت نیست وهم چنین نمی‌توان بدون علمی که از نزد خدا آمده و عقل و منطق آن را بپذیرد؛ از روی ظن از چیزی پیروی کرد بلکه حجت در برابر مردم ؛ علمی است که عقل و منطق را قانع و ساکت کند. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا ۖ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ} صدق الله العظيم.
    { بگو: اگر شما را دانشى هست آن را براى ما آشكار سازيد. ولى شما فقط از پندارهای بی‌اساس پیروی می‌کنید، و تخمینهای نابجا می‌زنید.»}
    ای علمای امت اسلام که معتقد به برانگیخته شدن مهدی منتظرهستید؛ خداوند از قبل به شما فتوا داده است که حجت "علم حقی" است که از نزد پروردگار عالمیان آمده است. حال سؤالی که مطرح می‌شود این است: آیا ناصر محمد یمانی را با علمی که عقل و منطق را ساکت ‌کند بر خود مهیمن می‌یابید؟ اگر تعقل کنید؛ خواهید دید ناصر محمد یمانی با علمی که از نزد رب العالمین و از آیات محکم قرآن عظیم است، با شما مجادله می‌کند. لذا حجت ناصر محمد یمانی علم حقی است که از نزد پروردگار عالمیان آمده است. اما شما از علوم ظنی پیروی می‌کنید که احتمال دارد حق باشند یا باطل و دروغ. اما خداوند به شما فتوا داده است که ظن و گمان جای حق را نمی‌گیرد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا ۚ إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا ۚ إِنَّ اللَّـهَ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿٣٦﴾} صدق الله العظيم [يونس].
    {و بیشترِ آنان، جز از گمان پیروى نمى‌کنند. قطعاً گمان به هیچ وجه کسی را ازحقیقت بى‌نیاز نمى‌کند. همانا خداوند به آنچه مردم انجام مى‌دهند، آگاه است.}
    پس سزاوار مهدی منتظر نیست با علوم ظنی که احتمال حق یا باطل بودن دارد با شما محاجه و هدایت‌تان کند؛ پناه برخدا که از جاهلان باشیم. بلکه شما شاهدید که ناصر محمد یمانی با آیات بینه و ام الکتاب؛ آیاتی که از محکمات قرآن هستند با شما محاجه می‌کند؛ آیاتی که تنها فاسقان از آنها روگردانده و از آن چه که مخالف آنهاست پیروی می‌کنند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم[البقرة].

    آیات روشنى به سوى تو فرستادیم و جز فاسقان كسى به آنها كفر نمى‌ورزد.}
    ولی متأسفانه پاسخ شیعیان اثنی عشری به مهدی منتظر که با آیات بینه از محکمات ذکر با آنان محاجه می‌کند
    ؛ چیزی جز این نیست که:" قرآن وجه‌های مختلف دارد" و پاسخ اهل سنت و جماعت این است که:" تأویل آن را جز خداوند کسی نمی‌داند"! چرا که شیعه و سنی می‌خواهند به بهانه این که تأویل قرآن را تنها خدا می‌داند؛ از روایات و احادیث پیروی کنند. برای همین است که مهدی منتظر به تمام بشریت فتوا می‌دهد که شیعیان اثنی عشری و اهل سنت و جماعت با گفتن این که:" تأویل قرآن را تنها خدا می‌داند" به خداوند بهتان و افترای بزرگی زده‌اند؛ تا جایی که هم خود گمراه شده‌اند و هم امت‌شان را گمراه کرده‌اند. پس ثابت خواهیم کرد که به خدا بهتان زده‌اند و ما راست می‌گوییم. خداوند در آیات محکم کتابش قرآن عظیم به آنان فتوا نداده که تأویل قرآن را جز خداوند کسی نمی‌داند؛ بلکه خبر خداوند به آنان چنین است:

    همانا که برخی از آیات قرآن از متشابهات هستند و تأویل آنها را تنها خدا می‌داند و آن را به برخی از راسخین در علم کتاب که خود بخواهد؛ می آموزد و این آیات در قرآن بسیار اندک هستند و تقریبا ده درصد آیات را دربرمی‌گیرند. خداوند این آیات را حجت بر امت قرار نداده است و دستور نداده از ظاهر این آیات پیروی کنند. چون این دست آیات تأویلی غیر از ظاهر آیه دارند وتأویل‌شان را کسی جز خدا نمی‌داند. لذا خداوند به مردم فرمان می‌دهد از آیات محکمی پیروی کنید که برای عالم و جاهلی که زبان عربی مبین را بدانند روشن و ظاهر وباطن آنها یک‌سان است؛ آیاتی که خداوند آنها را اساس کتاب –ام الکتاب- قرار داده است. به همین دلیل وقتی هرگاه حدیث یا روایتی آمد که مخالف این آیات بود؛ فرمان خدا این است که به ریسمان الهی قرآن عظیم تمسک جسته و به آن پای‌بند باشید و هرچه که مخالف آیات بینه و محکم باشد را پشت سر بیندازید. اگر از فرمان خداوند پیروی کرده و احادیث و روآیات را به آیات محکم و بینه عرضه کنید و وقتی دیدید حدیث یا روایتی برخلاف یکی از آیات بینه است آن را کنارگذاشتید؛ منافقان قادر نخواهند بود شما را از صراط مستقیم دور کنند؛ کسانی که به ظاهر خود را مؤمن نشان می‌دهند و کفرشان را پنهان می‌سازند.
    ولی شما هم با این گفته: {وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ} صدق الله العظيم [آل عمران:7]، به خدا افترا زده‌اید. متأسفانه کسانی که کوکورانه از علمای‌شان پیروی می‌کنند؛ وقتی علمای شیعه و سنی از قرآن عظیم فتوا آورده و به آنان می‌گویند: {وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ} صدق الله العظيم [آل عمران:7]،قانع می‌شوند که تأویل قرآن را تنها خدا می‌داند! و از تدبر در آن رو می‌گردانند و می‌گویند روآیات و احادیثی که از عترت آل بیت- بنا بر گفته شیعیان- و صحابه به صورت عام-بنا به گفته اهل سنت- به ما رسیده؛ کفایت می‌کند و همگی از تدبر در آیاتی که برای عالم و جاهل‌تان بینه است رو می‌گردانید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
    آیات روشنى به سوى تو فرستادیم و جز فاسقان كسى به آنها كفر نمى‌ورزد.}
    ولی مهدی منتظر از شیعیان اثنی عشری و اهل سنت و جماعت این سؤال را می‌کند: آیا ممکن است در سخنان خداوند سبحان تناقض وجود داشته باشد؟ جواب همگی آنها روشن است. خواهند گفت:" سبحان الله العظیم او برتر از این است.چطور ممکن است سخنان خداوند تناقض داشته باشند او صادق و راست‌گوست! و چه کسی راست‌گوتر از خداوند است؟" مهدی منتظر در پاسخ می‌گوید: پس بیایید تا به فتوایی که از قرآن عظیم درمورد این فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ}
    صدق الله العظيم

    {و تأویل آن را جز خداوند؛ کسی نمی‌داند}
    و هم چنین این فرموده :
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم
    آیات روشنى به سوى تو فرستادیم و جز فاسقان كسى به آنها كفر نمى‌ورزد.}
    داده‌اید؛ بنگریم. بر اساس فتوای شما کلام خداوند متناقض است در حالی که او پاک و منزه ازچنین امری است این سرکشی بزرگی است!چطور ممکن است خداوند بفرماید:

    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم
    آیات روشنى به سوى تو فرستادیم و جز فاسقان كسى به آنها كفر نمى‌ورزد.}
    سپس سخنی متناقض بیاورد:
    {وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ} صدق الله العظيم
    {و تأویل آن را جز خداوند؛ کسی نمی‌داند}؟
    سپس می‌اندیشید که با فتوایی که از قرآن داده‌اید:"تأویل آن را جز خدا کسی نمی‌داند" به خداوند افترا زده‌اید. سپس به فتوای خداوند در آیات محکم کتابش رجوع کرده ودرخواهید یافت که خداوند نفرموده است که تأویل قرآن را کسی جز خدا نمی‌داند؛ بلکه این فتوا فقط مختص آیات متشابه قرآن است و مقصود خداوند آیات ام الکتاب محکم که برای عالم و جاهل‌تان روشن و بینه هستند، نیست؛ آیاتی که تنها فاسقان از آنچه که در آن آمده است رومی‌گردانند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٧﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].
    {اوست که این کتاب را بر تو نازل کرد که بخشی از آن کتاب، آیات محکم است آنها اصل و اساس کتاب اند، و بخشی دیگر آیات متشابه است ولی کسانی که در قلوبشان انحراف است برای فتنه انگیزی و طلب تفسیرِ از آیات متشابهش پیروی می کنند، و حال آنکه تفسیر واقعی و حقیقی آنها را جز خدا نمی داند. و استواران در دانش [راسخون فی العلم] می گویند: ما به آن ایمان آوردیم، همه [چه محکم، چه متشابه] از سوی پروردگار ماست. و جز صاحبان خرد متذکّر نمی شوند.}
    آیا نمی‌بینید به دلیل فتوای باطل‌تان هم باعث گمراهی خودتان شده‌اید و هم امت‌تان را به گمراهی کشانده‌اید؟ و مهدی منتظر هم نمی‌تواند شما را نجات داده و هدایت‌تان کند؛ مگر این که به حکمیت براساس کلام محکم خداوند بازگردید که در آیات محکم و بینه و آیات ام الکتابش آمده‌اند و این آیات را با تمام مطالبی که در احادیث و روآیات آمده است مقایسه کنید و اگرچیزی برخلاف یکی از آیات محکم کتاب بود، به حبل الله قرآن عظیم چنگ زده و آن چه که مخالف آیات محکم آن است پشت سر رها کنید؛ چون حدیثی که مخالف آیات محکم کتاب باشد، نه از نزد خدا و رسولش بلکه از طاغوت شیطان رجیم است که از زبان اولیایش تقل شده است؛ از شیاطین بشر که تظاهر به ایمان کرده و کفر و مکرشان را از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم پنهان می‌کردند؛ کما این که خداوند در آیات محکم قرآن عظیم درمورد مکر آنان به شما فتوا داده و می‌فرماید:
    {إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١﴾ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾} صدق الله العظيم [المنافقون].
    {هنگامى که منافقان نزد تو آیند، می‌گویند: «گواهى مى‌دهیم که تو پیامبر خدا هستى!» و خدا مى‌داند که تو پیامبرش هستى و خدا گواهی مى‌دهد که منافقان دروغگویند. (۱) سوگندهاى خود را سپر ساختند و [مردم را] از راه خدا بازداشتند. به راستى بسیار بد می‌کنند. (۲)}

    سپس خداوند شما را از روش آنها برای بازداشتن مردم از راه خدا باخبر می‌کند که همانا افترا زدن به رسول خدا در احادیث سنت نبوی است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    {و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و وکیل بودن خدا کافی است(۸۱)}
    سبحان الله! شما می‌بینید خداوند به رسولش فرمان نمی‌دهد؛ آنها را رسوا کرده و طردشان کند؛ بلکه به ایشان امر می‌نماید آنها را رها کرده و از آنان روگرداند. علت این است که خداوند می‌خواهد روشن شود چه کسانی از قرآن پیروی می‌کنند و چه کسانی قرآن را پشت سر رها کرده و از احادیثی در سنت پیروی می‌کنند که مخالف آیات محکم کتاب است؛ چرا که خداوند فرمان خواهد داد تا به قرآن رجوع رده و در آیات محکم و بینه کتاب اندیشه کنند. خداوند به شما فتوا داده است اگر دیدی در سنت نبوی احادیثی است که برخلاف آیات بینه و محکم کتابند؛ این حدیث از نزد خدا نیست؛ مادامی که حدیث برخلاف ایه‌ای از آیات محکم کتاب باشد- از خدا نیست-.چون محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نه در کتاب و نه در سنت از روی هوی سخن نمی‌گوید؛‌ آیا تقوا نکرده و درکلام محفوظ از تحریف خداوند که در کتاب آمده است اندیشه نمی‌کنید! خداوند تعالی می‌فرماید:
    {مَّن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّـهَ ۖ وَمَن تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ﴿٨٠﴾ وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقرآن ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    {هر كه از پيامبر اطاعت كند، از خدا اطاعت كرده است. و آنان كه سرباز زنند، ما تو را به نگهبانى آنها نفرستاده‌ايم. (۸۰) و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و وکیل بودن خدا کافی است (۸۱)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (آیا مسلمانان در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(۸۲) و هنگامی که (کلامی) از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می گویندو اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند قطعا از ميان آنان كسانى‏ اند كه [مى‏ توانند درست و نادرست] آن را دريابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندكى از شيطان پيروى مى‏ كرديد(۸۳)}

    چرا از فضل و رحمت خدا که همانا برانگیختن امام مهدی است تا شما را از فتنه مسیح کذاب شیطان رجیم نجات دهد؛ رو می‌گردانید؟ ای جماعت اهل سنت و شیعه؛ راه نجات شما چیست؟ شما به مطالبی که در روایات و احادیث آمده ومخالف آیات محکم کتاب است تمسک جسته و مسلمانان و مردم عالم را از تصدیق کردن مهدی منتظر حق پروردگارتان بازداشته‌اید تا زمانی که عذاب دردناک را به چشم ببینید؛ مگر کسانی از شما که مورد رحم پروردگارم قرار گیرند و برای‌شان روشن شود ناصر محمد یمانی به حق سخن گفته و بی شک و تردید مردم را به سوی صراط مستقیم هدایت می‌کند؛ اینان خردمند هستند چون درمورد حجت ناصر محمد یمانی و برهان علمی که برای علمای امت می‌آورد، تدبر و اندیشه می‌کنند. اگر برهان علمی ناصر محمد یمانی از کلام خدا باشد؛ درمی‌یابند ناصر محمد یمانی با آیات محکم و بینه‌ای برای علمای مسلمین حجت می‌آورد که تنها فاسقان نسبت به آن کافر می‌شوند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم
    آیات روشنى به سوى تو فرستادیم و جز فاسقان كسى به آنها كفر نمى‌ورزد.}
    ولذا مهدی منتظر راست گفته است؛ چون می‌دانند اگر حجت ناصر محمد یمانی را تکذیب کنند؛ خدا و رسولش را تکذیب کرده‌اند و می‌گویند:" پناه برخدا از این که از فاسقالنی باشیم که آیات بینه کتاب را تکذیب می‌کنند". تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم
    آیات روشنى به سوى تو فرستادیم و جز فاسقان كسى به آنها كفر نمى‌ورزد.}
    وقتی کسی تصمیم گرفت از امام حق پروردگارش پیروی کند؛ خداوند بر هدایتش می‌افزاید. والله اگرازحال آنان باخبر باشید...وقتی دربیان ناصر محمد یمانی تدبر می‌کنند تا به جایی می‌رسند که از آیات محکم قرآن برهان علمی می‌آورد؛ پوست‌شان به لرزه می‌افتد و با ذکر پروردگارشان؛ قلب‌شان نرم شده و سپس به خاطر درک حقیقت؛اشک ازچشمان‌شان جاری می‌شود؛ اینها کسانی هستند که خداوند آنان را نسبت به قرآن عظیم نابینا نکرده است. اما کسانی که از روایاتی که نزد خود دارند خرسند بوده در برهان علمی ناصر محمد یمانی تدبر نمی‌کنند؛ برهانی که از آیات محکم قرآن عظیم آورده می‌شود؛ اینان کورشده-وقادر به درک قرآن نمی‌شوند- و نسبت به حق آمده از نزد پروردگارشان بصیرت پیدا نمی‌کنند. چون اساساً یا مانند شیعیان به روایات آل بیت و یا مانند اهل سنت به روایات منقول از صحابه اعتصام جسته‌اند و آیات محکم این قرآن را مهجور گذاشته و سخن‌شان فقط این است که:" این روایات و احادیث از افراد مورد اطمینان-ثقات- نقل شده است". پس امام مهدی به اینان می‌گوید: هیهات هیهات ای جماعتی که به روایاتی که برخلاف آیات محکم کتابند متمسک هستید و حجت‌تان این است که از ثقات نقل شده‌ند؛ آیا از دید شما اینها از کلام خدا در آیات محکمش درست‌تر هستند؟! چون این روایات برخلاف آیات محکم کتابند... علت روگرداندن شما از دعوت مهدی منتظرحق پروردگارتان همین است؛ چون شما می‌دانید اگر به حکمیت کلام خدا در آیات قرآن عظیم که محفوظ از تحریف است پاسخ دهید؛ با بسیاری از روایات و احادیث شما،مخالف خواهد بود. همگی احادیثی که برخلاف آیات محکم قرآن هستند از سوی شیطان رجیم وارد-سنت- شده‌اند. حدیث شیطان رجیم می‌خواهد شما را از پیروی از فرموده خداوند تعالی در آیات محکم که برای عالم و جاهل‌تان بینه و روشن هستند؛ باز دارد؛ آیا از خدا پروا نکرده و تقوا پیشه نمی‌کنید؟ شما از دروغ‌‌هایی که به خداوند؛ رسول الله، آل بیت رسول و صحابه مکرم نسبت داده شده، پیروی کردید؛ تا جایی که بعد ازایمان به این قرآن، نسبت بدان کافر گردید؛ چه کسی شما را از عذاب روز عقیم-بی مانند- حفظ خواهد کرد؟
    ای جماعت انصار پیشگام برگزیده؛ ای بازدیدکنندگانی که به دنبال حق هستید؛ شاهد حق نسبت به علمای امت و خودتان باشید؛ امام مهدی در برابر شما حجت اقامه کرد وعلم حقی را برایتان استخراج کرد که بی هیچ شک و تردیدی از نزد پروردگار عالمیان است؛ چرا که حجت امام مهدی حق پروردگارتان؛ برهان علمی از نزد پروردگار عالمیان است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا ۖ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ ﴿١٤٨﴾ قُلْ فَلِلَّـهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ ۖ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿١٤٩﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    { بگو: اگر شما را دانشى هست آن را براى ما آشكار سازيد. ولى شما فقط از پندارهای بی‌اساس پیروی می‌کنید، و تخمینهای نابجا می‌زنید.» (۱۴۸) بگو: دليل محكم و رسا-حجت بالغه- خاص خداست. اگر مى‌خواست همه شما را هدايت مى‌كرد. (۱۴۹)}
    و ازآن جا که ناصر محمد یمانی علم را از کتاب خداوند و از ایات محکم آن که برای عالم و جاهل روشن و بینه هستند؛ برایتان استخراج می‌کند؛ پس دربرابرتان به حق حجت خدا را اقامه کرده و حجت بالغه از آن خداوند است نه افترا زنندگانی که مطالبی را بیان می‌کنند که برخلاف کلام خدا در آیات محکم و روشن کتابش است.
    ای پرسش‌گر! می‌بینم از مهدی منتظر می‌خواهی به اختصار پاسخ دهد؛ پس مهدی منتظر در پاسخ می‌گوید: ای مردم از خدا بترسید؛ من مأمورم که قرآن عظیم را به تفصیل برایتان بیان کنم و با آن با شما به سختی جهاد نمایم؛ همان طور که جدم محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم چنین می‌کرد. پس هرکس که هدایت شود؛ به نفع خودش است و هرکس گمراه شود بر گردن خود اوست و هرکس بعد از بیعت کردن؛ از پیروی از ناصر محمد یمانی بازگردد؛ به گذشته خو رو کرده و بیعتش را شکسته است و عهدی نزد خدا ندارد؛ بعد از قرآن عظیم؛ می‌خواهد از چه چیزی پیروی کند؟ بعد از حق چیزی جز گمراهی نیست...
    و فتوا خواهم داد کسانی که از پیروی از ناصر محمد یمانی دست بردارند؛ بعد از ارتداد قلبشان خاشع نشده و از چشمان‌شان اشک جاری نمی‌شود تا یا جان بدهند یا به مسیر ارشاد و هدایت بازگشته و در پیشگاه پروردگارشان استغفار و انابه کنند تا بار دیگر قلب‌شان را هدایت کند؛ تا زمانی که خداوند ایشان را به مسیر پیروی از ناصر محمد یمانی بازگرداند؛ در این صورت خواهند دید خداوند کارشان را به سامان می‌رساند و قلب‌های‌شان نرم شده و نفسشان مطمئن می‌گردد تا از شاکران گردند. از آن جا که ساده ترین چیزها باعث فتنه بعضی از انصار می‌شود؛ اگر برای امام مهدی به صورت خصوصی نامه‌ای بنویسد یا در صفحات پایگاه به صورت علنی نوشته و بگوید" ای امام می‌خواهم فلان موضوع را برایم روشن کنی؛ پیش خودم شک کرده‌ام" و سپس امام مهدی ناصر محمد یمانی چیزی می‌نویسد که باعث اطمینانش شده و القای شیطان در نفسش از بین می‌رود.
    ای جماعت انصار؛ مگر به شما نگفتم خداوندهر یک از شما را که بخواهد؛ -مانند رسولانش -مبتلا می‌کند؟ بعد از پیروی و بیعت؛ شیطان در نفسشان شک نسبت به حقیقت را القا می‌کند. برخی از آنان به درگاه خدا انابه می‌کنند تا قلب‌شان را هدایت کند و آیات خود را برایشان روشن سازد؛ پس در بیانات دیگر امام مهدی ناصر محمد یمانی چیزی را پیدا می‌کنند که شک را از میان می‌برد و یا برای امام مهدی نامه نوشته و به او می‌گویند:" اماما مرا ببخش. می‌خواهم قلبم اطمینان پیدا کند؛ چیزی باعث شکم شده است". آن گاه برای امام مهدی ناصر محمد یمانی روشن می‌شود بعد از بیعت و پیروی –از امام- شیطان از چه چیزی برای القای تشکیک نسبت به حق استفاده کرده است .وقتی به امام ناصر محمد یمانی خبر دهد چه چیزی باعث شکش شده است؛ به اذن خدا به او وعده می‌دهم؛ وعده‌ای راستین که از نزد پرورگار عالمیان حق را برایش می‌آورم و دانش و تفاصیل بیشتری از آیات محکم کتاب خدا دراختیارش می‌گذارم تا خداوند القای شیطان را که بعد از تمنا و آروزیش –برای پیروی از حق- و بعد از آنکه حق را یافته و بیعت کرد- وارد قلبش شده بود - از قلبش ببرد. این چیزی نیست که به خاطرش شرم وحیا کنید؛ حتی برای انبیاء نیز اتفاق افتاده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّىٰ أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّـهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّـهُ آيَاتِهِ ۗ وَاللَّـهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿٥٢﴾ لِّيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ ۗ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿٥٣﴾} صدق الله العظيم [الحج].
    { هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه هرگاه تمنا و آرزومی‌کرد ( تمنای پیروی از حق)، شیطان در آن القا(ی شبهه) می‌نمود.؛ امّا خداوند القائات شیطان را می‌نوشت ، سپس آیات خود را استحکام می‌بخشید؛ و خداوند علیم و حکیم است. (۵۲) تا خداوند القای شیطان را آزمونی قرار دهد برای آنها که در دلهایشان بیماری است، و آنها که سنگدلند؛ و ظالمان در عداوت شدید دور از حقّ قرار گرفته‌اند! (۵۳) }

    همانا که می‌خواستیم انصار را متوجه این امر کنیم تا بدانند هرکس که بعد از رسیدن به حقی که به دنبالش بود و بعد از رسیدن ؛با آن بیعت کرد و پیروآن شد؛ اما شیطان درتمنا و آرزویش شک القا کرد و باعث شد به خاطر چیزی دچار شک و تردید شود؛ حیا نکند در-آگاهی از- دین حیا جایی ندارد. عزیزان قلبی من؛ برای من نامه‌ای فرستاده و بخواهید توضیح بیشتری بدهم تا القای شیطان از نفس‌تان برود و سپس خداوند آیاتش را استوار کرده و از محکمات کتاب آن را برایش روشن می‌سازد و القای شیطان از قلبش رفته و طائف شیطان می‌رود و بصیرت پیدا می‌کند.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.



  2. مصدر المشاركة

    - 2 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    08 - 04 - 1431 هـ
    24 - 03 - 2010 مـ

    ۴-فروردین-۱۳۸۹ه.ش.
    01:00 صباحاً
    _________



    ای جماعت انصار با ابوفراس حق‌جو که از بهترین مردمان است مهربانی ومدارا کنید ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمرسلين الحقّ من ربّ العالمين، ولا أفرّق بين أحدٍ من رسله وأنا من المسلمين الإمام الناصر لهم أجمعين..

    انصار پیشگام برگزیده عزیزم در دوران گفتگو قبل از ظهور؛ با میهمانتان ابو فراس مهربانی و مدارا کنید و امیدواریم خداوند او را از بهترین مردمان قرار دهد؛ و بهترین مردم؛ برگزیدگانی هستند که به دنبال حق می‌گردند؛ حقی که عقل و منطق با حجت مبرهن آن قانع می‌شود و سپس از آن پیروی می‌کنند. اینها خردمند و از بهترين جنبندگان چون از عقل خود استفاده می‌کنند. اما بدترین جنبندگان کسانی هستند که عقلشان را به کار نمی‌گیرند و خدا هم آنان را هدایت نمی‌کند چون خیری برای خود و امتشان ندارند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّـهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنتُمْ تَسْمَعُونَ ﴿٢٠﴾ وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قَالُوا سَمِعْنَا وَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ ﴿٢١﴾ إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّـهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ ﴿٢٢﴾ وَلَوْ عَلِمَ اللَّـهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَّأَسْمَعَهُمْ ۖ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوا وَّهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّـهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ ۖ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّـهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿٢٤﴾ وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَّا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنكُمْ خَاصَّةً ۖ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّـهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [الأنفال].
    { بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالی هستند که اندیشه نمی‌کنند. (۲۲) و اگر خداوند خیری در آنها می‌دانست، به گوش آنها می‌رساند؛ ولی اگر حق را به گوش آنها برساند، سرپیچی کرده و روگردان می‌شوند. (۲۳) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد! و بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل می‌شود، و همه شما نزد او گردآوری می‌شوید! (۲۴) و از فتنه‌ای بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمی‌رسد؛ و بدانید خداوند کیفر شدید دارد! (۲۵)}
    ابوفراس از بهترین انسان‌ها باش؛ همانا که بهترین انسان‌ها کسانی هستند که از عقل خود استفاده می‌کنند؛ اینان هم برای خودشان خیر دارند و هم برای امت‌شان.ولی بدترین انسانها کسانی هستند که اهل تعقل نیستند و لذا خیری در آنان نیست. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    { إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّـهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ ﴿٢٢﴾ وَلَوْ عَلِمَ اللَّـهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَّأَسْمَعَهُمْ ۖ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوا وَّهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣﴾}
    صدق الله العظيم [الأنفال].

    { بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالی هستند که اندیشه نمی‌کنند. (۲۲) و اگر خداوند خیری در آنها می‌دانست، به گوش آنها می‌رساند؛ ولی اگر حق را به گوش آنها برساند، سرپیچی کرده و روگردان می‌شوند. (۲۳)}
    ای ابوفراس با برهان مبین از آیات محکم قرآن عظیم؛ توضیحات بیشتری برایت می‌دهیم. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ﴿٨٤﴾ ثُمَّ أَنتُمْ هَـٰؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن يَأْتُوكُمْ أُسَارَىٰ تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ ۚ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَن يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ ۗ وَمَا اللَّـهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٨٥﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالْآخِرَةِ ۖ فَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿٨٦﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
    {و هنگامى که از شما پیمان گرفتیم، خون‌ یکدیگر را نریزید و همدیگر را از سرزمین خود بیرون نکنید، پس شما [به این پیمان] اقرار کردید و خود بر آن گواهی می‌دهید. (۸۴) امّا این شما هستید که یکدیگر را به قتل مى‌رسانید و جمعى از خودتان را از سرزمینشان [آواره و] بیرون مى‌کنید و علیه آنان، به گناه و تجاوز همدیگر را پشتیبانى مى‌کنید. ولى اگر همانان به صورت اسیران نزد شما آیند، بازخریدشان مى‌کنید [تا آزادشان سازید] در حالى که بیرون­راندن آنها [نیز] بر شما حرام بود. آیا به بعضى از دستورات کتاب آسمانى ایمان مى‌آورید و به برخى دیگر کافر مى‌شوید؟ پس جزاى هر کس از شما که این عمل را انجام دهد، جز رسوایى در این جهان، چیزى نخواهد بود و روز قیامت به سوی سخت‌ترین عذاب روانه شوند و خداوند هرگز از آنچه انجام مى‌دهید، غافل نیست. (۸۵) آنها کسانى هستند که زندگى دنیا را به بهاى [از دست دادن] آخرت خریده‌اند، از این رو از عذاب آنها کاسته نمى‌شود و آنها یارى نخواهند شد. (۸۶)}
    به فرموده خداوند تعالی بنگر:
    {وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ﴿٨٤﴾ ثُمَّ أَنتُمْ هَـٰؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ}
    صدق الله العظيم.

    { و همدیگر را از سرزمین خود بیرون نکنید، پس شما [به این پیمان] اقرار کردید و خود بر آن گواهی می‌دهید. (۸۴) امّا این شما هستید که یکدیگر را به قتل مى‌رسانید و جمعى از خودتان را از سرزمینشان [آواره و] بیرون مى‌کنید و علیه آنان، به گناه و تجاوز همدیگر را پشتیبانى مى‌کنید}
    در فرموده خداوند تعالى تدبر کن:
    {وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ} صدق الله العظيم.
    { و همدیگر را از سرزمین خود بیرون نکنید}
    وسؤالی که مطرح می‌شود این است: مقصود خداوند از این که می‌فرماید:
    {وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ} صدق الله العظيم
    چیست؟ آیا مقصود از (انفسکم) خودتان است یا منظور این است که یکدیگر را از دیارشان بیرون نرانند؟ ولی آنها با فرمانی که خداود به ایشان داده بود مخالفت کردند ولذا خداوند تعالی می‌فرماید:
    {ثُمَّ أَنتُمْ هَـٰؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ} صدق الله العظيم.
    {امّا این شما هستید که یکدیگر را به قتل مى‌رسانید و جمعى از خودتان را از سرزمینشان [آواره و] بیرون مى‌کنید و علیه آنان، به گناه و تجاوز همدیگر را پشتیبانى مى‌کنید}
    ای مردم؛ این از آیات محکم وبینه است که از خلال آن می‌توانم متشابه را برایتان بیان کنم و ثابت نمایم کلام خدا:"انفسکم" از متشابهات است و مقصود خداوند یکدیگر است و از آن جا که این آیه از آیات محکم است؛ برایتان روشن می‌شود امام مهدی تنها با بیان حق قرآن عظیم با شما سخن می‌گوید. پس در این آیه تدبر کنید؛ درخواهید یافت قصد خداوند از {أَنْفُسَكُمْ} یعنی یکدیگر. و خداوند تعالى می‌فرماید:
    {وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ﴿٨٤﴾ ثُمَّ أَنتُمْ هَـٰؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن يَأْتُوكُمْ أُسَارَىٰ تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ ۚ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَن يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ ۗ وَمَا اللَّـهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٨٥﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالْآخِرَةِ ۖ فَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿٨٦﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
    {و هنگامى که از شما پیمان گرفتیم، خون‌ یکدیگر را نریزید و همدیگر را از سرزمین خود بیرون نکنید، پس شما [به این پیمان] اقرار کردید و خود بر آن گواهی می‌دهید. (۸۴) امّا این شما هستید که یکدیگر را به قتل مى‌رسانید و جمعى از خودتان را از سرزمینشان [آواره و] بیرون مى‌کنید و علیه آنان، به گناه و تجاوز همدیگر را پشتیبانى مى‌کنید. ولى اگر همانان به صورت اسیران نزد شما آیند، بازخریدشان مى‌کنید [تا آزادشان سازید] در حالى که بیرون­راندن آنها [نیز] بر شما حرام بود. آیا به بعضى از دستورات کتاب آسمانى ایمان مى‌آورید و به برخى دیگر کافر مى‌شوید؟ پس جزاى هر کس از شما که این عمل را انجام دهد، جز رسوایى در این جهان، چیزى نخواهد بود و روز قیامت به سوی سخت‌ترین عذاب روانه شوند و خداوند هرگز از آنچه انجام مى‌دهید، غافل نیست. (۸۵) آنها کسانى هستند که زندگى دنیا را به بهاى [از دست دادن] آخرت خریده‌اند، از این رو از عذاب آنها کاسته نمى‌شود و آنها یارى نخواهند شد. (۸۶)}
    ای ابوفراس؛ ای جاعت حق جویان! آیا می‌خواهید راه این که چگونه حین بیان قرآن، به جز حق چیزی به خدا نسبت ندهید را به شما نشان دهم؟ برای کسی که خداوند به او بصیرت دیدن حق را بدهد؛ کار بسیارسهل و ساده‌ای است. برایتان مثالی می‌آورم که درمورد دلیل گمراه شدن شیعیان درامر عصمت مطلق انبیاء و مرسلین و ائمه برگزیده خداوند است، تا آن جا که کارشان به مبالغه ناحق درمورد آنان کشیده شده و با مبالغه ناحق در حق آل بیت؛ گرفتار شرک شده‌اند. علت گمراهی آنان کلمه متشابه "الظالمین" در این فرموده خداوند تعالی است:

    {وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ۖ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ﴿١٢٤﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
    {و هنگامى که پروردگارِ ابراهیم، او را با حوادث گوناگونى آزمود و او به خوبى از عهده‌ی آزمایش برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام مردم قرار دادم.» ابراهیم گفت: «از دودمان من نیز ... خداوند فرمود: «پیمان من به ظالمان نمى‌رسد»}
    و کلمه متشابه در این فرموده خداوند تعالی آمده است:

    {قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}
    گفت: «از دودمان من نیز ... خداوند فرمود: «پیمان من به ظالمان نمى‌رسد»}
    و تشابه در کلمه : { الظَّالِمِينَ } است. شیعیان گمان کردند مقصود ظلم "گناه کردن" است وعقیده آنان در باره عصمت رسولان و ائمه از خطا بر همین اساس است. می‌گویند: شایسته کسی که خدا او را به عنوان رسول یا امامی کریم برمی‌گزیند نیست که ابدا مرتکب گناهی شود! و آن گاه شیعیان با این برهان از متشابهات قرآن است محاجه می کنند :
    {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم.
    فرمود: «من تو را امام مردم قرار دادم.» ابراهیم گفت: «از دودمان من نیز ... خداوند فرمود: «پیمان من به ظالمان نمى‌رسد»}
    پس شیعه می‌گوید:" به این ترتیب ائمه و رسولان خدا تا روز قیامت از ارتکاب گناه در دنیا مصون و معصوم هستند}! سبحان الله؛ پاک و منزه است پروردگاری که تنها اوست که به هیچ وجه گناه نمی‌کند! ولی ابو فراس؛ اگر به برهان شیعه در مورد عصمت و انبیاء و ائمه در این فرموده خدا بنگرید:
    {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم.
    فرمود: «من تو را امام مردم قرار دادم.» ابراهیم گفت: «از دودمان من نیز ... خداوند فرمود: «پیمان من به ظالمان نمى‌رسد»}
    حق‌جویان متحیر و سرگردان می‌مانند؛ ولی امام مهدی حیرت آنها را برطرف می کند و حق آمده از نزد پروردگارش را به صورت مفصل توضیح می‌دهد.
    ابو فراس؛ بیا تا برایت روشن کنم چطور می‌توانید آیه محکم را از متشابه تمیز دهید تا بدانید آیا درآیه: تشابهی وجود دارد یا از محکمات است. ابو فراس برای کسی که خداوند معلم اوست و به حق به او الهام می‌کند؛ این امر بسیار ساده است تا دریابید برهان شیعه در این آیه از متشابهات است یا محکمات؛ باید به آیات محکم و بینه کتاب رجوع کنی؛ اگر دیدی در آیات محکم کتاب؛ رسول یا امامی در حق خود به صورت واضح و روشن و بدون هیچ شک و تردید مرتکب ظلم شده است؛ در می‌یابی در این فرموده خداوند تعالی متشابه وجود دارد :
    {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم.
    فرمود: «من تو را امام مردم قرار دادم.» ابراهیم گفت: «از دودمان من نیز ... خداوند فرمود: «پیمان من به ظالمان نمى‌رسد»}
    و تشابه در این کلام خداست: {الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم.
    برای اثبات درستی این امر؛ قرآن عظیم را جستجو می‌کنیم تا ببینیم ایا کسی از انبیاء و مرسلین در حق خود ظلم کرده است؟ فتوای پروردگار عالمیان را از زبان نبی الله یونس پیدا می‌کنیم:
    {وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَىٰ فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَـٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].
    {و ذاالنون [= یونس‌] وقتی که خشمگین (از میان قوم خود) رفت؛ و چنین می‌پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت؛ در آن ظلمتها صدا زد: «(خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزّهی تو! من از ظالمان بودم! }

    وهمین طور در سخنان نبی الله موسی علیه الصلاة و السلام چنین فتوایی را پیدا می‌کنید ومی‌بینید اعتراف می‌کند با کشتن به ناحق یک نفس؛ مرتکب گناه شده و به خود ظلم کرده است؛ اما نبی الله موسی توبه کرده و به درگاه خدا انابه می‌کند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿١٦﴾} صدق الله العظيم [القصص].
    {«پروردگارا! من به خویشتن ظلم کردم؛ مرا ببخش!» خداوند او را بخشید، که او غفور و رحیم است!}
    پس به این نتیجه می‌رسید که رسولان از "ظلم گناه کردن" مصون و معصوم نیستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ ﴿١٠﴾ إِلَّا مَن ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿١١﴾} صدق الله العظيم [النمل].
    {... رسولان در نزد من نمی‌ترسند! (۱۰) مگر کسی که ستم کند؛ سپس بدی را به نیکی تبدیل نماید، که من غفور و رحیمم! (۱۱)}
    واین آیات محکم برای عالم و جاهل شما بینه وروشن است و خداوند آنها را محتاج تاویل نگذاشته چون ظاهر و باطن آنها یک‌سان است. خداوند به شما فتوا می‌دهد بندگان برگزیده خدا از انبیاء و رسولان و ائمه مکرم را معصوم قرار نداده و از ارتکاب ظلم" گناه کردن" مصون نیستند و پروردگار من دربرابر کسی که توبه و انابه کند؛ غفور است. ولی ابوفراس وقتی شما به فرموده خداوند تعالی رجوع کنید که می‌فرماید:

    {قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿١٦﴾} صدق الله العظيم [القصص].
    {«پروردگارا! من به خویشتن ظلم کردم؛ مرا ببخش!» خداوند او را بخشید، که او غفور و رحیم است!}
    به نظر می‌رسد در کلام خدا تناقض وجود دارد...سبحانه و تعالی علوا کبیرا. پاک ومنزه است پروردگارم از این که حتی یک کلمه متناقض بیان کند؛ بلکه این کلمه متشابه است که آن را مخالف آیات محکم می‌یابید و وقتی آیه محکم و آیه دیگری که کلمه متشابه در آن وجود دارد را درکنار هم می‌گذارید؛ آنها را درست برعکس می‌یابید. مثل این آیات:
    {إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ ﴿١٠﴾ إِلَّا مَن ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿١١﴾}.
    {... رسولان در نزد من نمی‌ترسند! (۱۰) مگر کسی که ستم کند؛ سپس بدی را به نیکی تبدیل نماید، که من غفور و رحیمم! (۱۱)}

    و فرموده خداوند تعالى:
    {وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَىٰ حِينِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَـٰذَا مِن شِيعَتِهِ وَهَـٰذَا مِنْ عَدُوِّهِ ۖ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِن شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ ۖ قَالَ هَـٰذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِينٌ ﴿١٥﴾ قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿١٦﴾ قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِّلْمُجْرِمِينَ ﴿١٧﴾} صدق الله العظيم [القصص].
    {و به هنگامی که اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد؛ ناگهان دو مرد را دید که به جنگ و نزاع مشغولند؛ یکی از طرف‌داران او بود و دیگری از دشمنانش، آن که از طرف‌داران او بود در برابر دشمنش از وی تقاضای کمک نمود؛ موسی مشت بر او زد و کار او را ساخت موسی گفت: «این از عمل شیطان بود، که او دشمن و گمراه‌کننده آشکاری است» (۱۵) عرض کرد: «پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم؛ مرا ببخش!» خداوند او را بخشید، که او غفور و رحیم است! (۱۶) عرض کرد: «پروردگارا! بشکرانه نعمتی که به من دادی، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود!» (۱۷)}
    اگر ظاهر متشابه آیه را درنظر بگیرید؛ می‌بینید ظاهر آن با فتوای خداوند در آیات محکم کتابش که می‌فرماید او قطعا کسی را که به خود ظلم کند؛ برنمی‌گزیند؛ اختلاف دارد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم.
    فرمود: «من تو را امام مردم قرار دادم.» ابراهیم گفت: «از دودمان من نیز ... خداوند فرمود: «پیمان من به ظالمان نمى‌رسد»}
    و تشابه دقیقا در این فرموده خداوند تعالی است: {الظَّالِمِينَ}، و شیعه گمان کرده مقصود خداوند ظلم "گناه کردن" است. آنها با ندانسته به خدا نسبت دادن؛ اشتباه کرده‌اند و مقصود خداوند در این آیه ظلم "شرک آوردن" است:
    {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم.[البقرة124]
    فرمود: «من تو را امام مردم قرار دادم.» ابراهیم گفت: «از دودمان من نیز ... خداوند فرمود: «پیمان من به ظالمان نمى‌رسد»}
    هرکس گمان می‌کند مقصود خداوند ظلم " گناه کردن" است آیات محکم و بینه خدا در کمین اوست که می‌فرماید:
    {إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ ﴿١٠﴾ إِلَّا مَن ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿١١﴾}.
    {... رسولان در نزد من نمی‌ترسند! (۱۰) مگر کسی که ستم کند؛ سپس بدی را به نیکی تبدیل نماید، که من غفور و رحیمم! (۱۱)}

    و واقعا می‌بینید رسولانی هستند که مرتکب گناه شده و درحق خود ظلم کردند سپس:
    {ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ} صدق الله العظيم
    {سپس بدی را به نیکی تبدیل نماید، که من غفور و رحیمم! (۱۱)}
    لذا ای مردم! مقصود خداوند در این فرموده؛ ظلم"گناه کردن" نیست؛ بلکه مقصود ظلم "شرک آوردن" است:
    {قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم.[البقرة124]
    فرمود: «من تو را امام مردم قرار دادم.» ابراهیم گفت: «از دودمان من نیز ... خداوند فرمود: «پیمان من به ظالمان نمى‌رسد»}
    تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ} صدق الله العظيم [لقمان:13].
    { همانا که شرک گناهی بسیار بزرگ است}
    و برشماست که میان ظلم "شرک آوردن" و ظلم "گناه کردن " فرق بگذارید؛ هرکس که گناه کند؛ به خدا شرک نیاورده است؛‌آیا نبی الله موسی با کشتن ناحق یک نفس به خدا شرک آورد؟ به هیچ وجه. مقصود خداوند ظلم "گناه کردن" است و اگر کسی توبه و انابه کند؛ پروردگارم غفور و رحیم است. اما جای شرک درقلب است و اخلاص برای خدا هم جایگاهش قلبی است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿٨٨﴾ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّـهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿٨٩﴾} صدق الله العظيم [الشعراء].
    {روزى که مال و فرزندان سودى ندارند، (۸۸) مگر کسى که با قلب پاک،(از شرک) به سوى خدا آید.» (۸۹)
    یعنی قلبی که از شرک به خدا پاک است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُولَـٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {کسانى که ایمان آوردند و ایمانشان را به ظلم ( شرک ) نیالودند، آنانند که برایشان ایمنى [از عذاب] است و آنان هدایت‌یافتگانند.»}
    وخداوند از میان اینان انبیاء و رسولان و ائمه را برمی‌گزیند تا مردم را از شرک آوردن به خدا برحذر دارند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ} صدق الله العظيم [لقمان:13].
    { همانا که شرک گناهی بسیار بزرگ است}
    آیا ناصر محمد یمانی را از کسانی می بینید که به خدا شرک آورده باشد؟ حاشالله رب العالمین.... و خداوند میان و من و شما به حق شاهد است و این روشی است که با آن می‌توانید بین آیات محکم از آیات متشابه، تفاوت قایل شوید.
    از آن جا که من امام مهدی حق پروردگارتان هستم؛ خداوند علم محکمات و تأویل متشابهات را به من عنایت فرموده و کتاب خدا را به تفصیل برایتان بیان می‌کنم؛ باشد که هدایت گردید. هرکس از قرآن عظیم با من مجادله کند؛ فرقی ندارد از محکمات باشد یا متشابه؛ من به حق بر او غلبه می‌کنم تا کسانی که از حق پیروی می‌کنند در قلب‌شان حرجی از اعتراف به حق و تسلیم مطلق دربرابر آن احساس نکنند. اینها هستند که هم برای خود و هم برای امت خیر داشته و از بهترین انسآنها و نیکوترین افریده‌های خداوند هستند. اما کسانی که تعصب و غرور آنان را به گناه می‌کشاند؛ با این که برایشان روشن می‌شود ناصر محمد یمانی بی شک و تردید به حق سخن گفته و راه راست را نشان می‌دهد، اما حاضر نمی‌شوند به حق اعتراف کنند و شهادت دهند او مهدی منتظر حق پروردگار عالمیان است که ایشان را با قرآن مجید به راه خداوند عزیز و حمید هدایت می‌کند...
    مهدی منتظر ناصر محمد یمانی از حق جویان سؤالی دارد؛ اگر این قرآن عظیم؛ افترایی بود که محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم زده بود و ما ایشان را تصدیق کرده و پیروی می‌کردیم؛ چون آن را به حق از پروردگار عالمیان می‌دیدیم و عقل‌مان به آن اعتراف کرده و قلب‌مان با آن اطمینان می یافت؛ اگر افترا به خدا بود و ما پیرو آن می‌شدیم؛ آیا خداوند ما را به خاطر پیروی از او مورد محاسبه قرار می‌داد؟ و جواب: به هیچ وجه؛ بلکه خداوند کسی را مورد بازخواست قرار می‌داد که می‌گفت از سوی پروردگار عالمیان به او وحی می‌شود یعنی محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ ۖ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي وَأَنَا بَرِيءٌ مِّمَّا تُجْرِمُونَ ﴿٣٥﴾} صدق الله العظيم [هود].
    {مى‌گویند: «او، آن را بر خداوند افترا بسته است.» بگو: اگر من چیزى را به دروغ به خداوند نسبت داده‌ام، پس کیفرش بر عهده‌ى خودم خواهد بود. و من از جرم شما مبرا هستم.»}

    لذا ازکسی که مردم را دعوت می‌کنند پذیرفته نیست که جز با علمی که از نزد خدا آمده باشد و عقل و منطق آن را بپذیرد با مردم محاجه کند. پس اگر با برهان بینه از نزد پروردگارتان برای‌تان حجت آورده شد؛ برهانی که عقل و منطق آن را می‌پذیرد؛ و شما از آن پیروی کردید؛ اگر افترا باشد گناه بر عهده کسی است که دروغ گفته است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَىٰ وَلْيَدْعُ رَبَّهُ ۖ إِنِّي أَخَافُ أَن يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَن يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ ﴿٢٦﴾ وَقَالَ مُوسَىٰ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُم مِّن كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لَّا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسَابِ ﴿٢٧﴾ وَقَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَن يَقُولَ رَبِّيَ اللَّـهُ وَقَدْ جَاءَكُم بِالْبَيِّنَاتِ مِن رَّبِّكُمْ ۖ وَإِن يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ ۖ وَإِن يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُم بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ ۖ إِنَّ اللَّـهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ ﴿٢٨﴾} صدق الله العظيم [غافر].
    {و فرعون گفت: «بگذارید تا من موسى را بکشم و او پروردگارش را بخواند، مى‌ترسم که او دین شما را تغییر دهد، یا در این سرزمین فساد کند.» (۲۶) و موسى گفت: «من به پروردگارم و پروردگار شما پناه مى‌برم از [شرّ] هر متکبّرى که به روز حساب ایمان ندارد.» (۲۷) و مردى باایمان از خاندان فرعون که ایمانش را پنهان مى‌داشت، گفت: «آیا مى‌خواهید مردى را که مى‌گوید: پروردگار من خداوند است، بکشید؟! در حالى که او از سوی پروردگارتان با دلایل روشن نزد شما آمده است. اگر او دروغگو باشد، دروغش به زیان خود اوست؛ ولى اگر راستگو باشد، بعضى از آنچه را که به شما وعده مى‌دهد، بر سرتان خواهد آمد. خداوند کسى را که اسراف‌کار [و] بسیار دروغگوست، هدایت نمى‌کند. (۲۸)}

    لذا ای مردم! اگر ناصر محمد یمانی دروغ بگوید و مهدی منتظر نباشد و شما از او پیروی کنید؛ گناه دروغش بر عهده خود اوست و خداوند هیچ شما را مورد بازخواست و محاسبه قرار نمی‌دهد؛ چون شما حق را تصدیق کرده و از آن پیروی کرده‌‌اید؛ چرا که او با آیات بینه پروردگار با شما محاجه کرده و این برهان‌ها را از آیات محکم قرآن عظیم می‌آورد؛ لذا ای مردم چرا در مورد "حق" دچار شک و تردید می‌شوید؟ به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم؛ کسانی از شما که بصیرت داشته باشند؛ می‌بینند این بدون شک و تردید بیان حق قرآن عظیم است. اما کسانی که کورند و توان دیدن آن را ندارند، از خدا پروا نمایند و به نفس خود مراجعه کنند که آیا آمده‌اند تا مردم را از دعوت ناصر محمد یمانی بازدارند؟ چون با روایات و احادیثی که دارند قانع شده‌اند ولو این که مخالف آیات محکم قرآن عظیم باشد و می‌گویند:
    {وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ} [آل عمران:7]،
    {تأویل آن را تنها خدا می‌داند}
    و سپس به چیزی که برخلاف قرآنی که به زبان عربی مبین است می‌آویزند. اینان قادر به دین –حق- نبوده و کور شده‌اند و به هیچ وجه هدایت نمی‌شوند تا عذاب روز عقیم را ببینند.
    ای امت اسلام؛ ای حجاج بیت الله الحرام؛ قسم به خداوندی که بر فراز عرش عظیم است؛ من از آن رو از عذاب روز عقیم بر شما بیمناکم که به یقین می‌دانم امام مهدی منتظرحق پروردگارتان هستم و لعنت خدا بر دروغ‌گویان و افترا زنندگانی باد که بر حق نیستند؛ آیا تقوا نمی‌کنید؟
    ای امت اسلام؛ در وضع خطرناکی قرار گرفته‌اید؛ به شما و علمایتان نصیحت می‌کنم همگی به سوی خدا بگریزید و از درگاه او با زاری بخواهید که:
    ای خداوند حیّ و قیوم؛ تو می‌دانی چقدر امت‌ها ؛ نسل از بعد نسل منتظر برانگیخته شدن امام مهدی منتظر بودند. پس اگر ناصر محمد یمانی به حق مهدی منتظر است و او را در امت و نسل ما برانگیختی؛ به ما توفیق بده تا شکرگزار این نعمت باشیم ؛ نعمت برانگیخته شدن امام ناصر محمد یمانی، خلیفه خدا امام مهدی؛ امام انبیاء اصحاب کهف و امام رسول الله مسیح عیسی بن مریم- صلى الله عليه وعلى أمِّه وآل عمران وسلّم تسليماً - که فضل و رحمت بزرگ تو بر امت‌هاست.
    آیا این فضل، عظیم نیست؟ ای مردم اگر می‌دانستید چقدر مهدی منتظر از نزد پروردگارش خداوند علی و عظیم مورد تکریم قرار گرفته است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّىٰ ﴿٢٤﴾ فَلِلَّـهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَىٰ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [النجم].
    {آیا انسان، به هر چه آرزو دارد، مى‌رسد؟ (۲۴) پس آخرت و دنیا براى خداوند است. (۲۵)}

    نظر به این که امام مهدی به آخرت و دنیا اهمیتی نمی‌دهد؛ بلکه آنچه برایش اهمیت دارد این است که خداوند در نفسش راضی باشد تا ان جایی که اگر ملکوت آخرت و دنیا به او عطا شود تا از تحقق نعیم اعظم بگذرد؛ گرفتارعمیق‌ترین حزن و اندوهی می‌شود که یک مخلوق در تمام عالم وجود ممکن است گرفتارش شود و به شدت گریه خواهد کرد؛ بلکه فریاد حسرت و زاری او بیش از فریاد حسرت و زاری فرعون و شیطان رجیم خواهد بود و می گوید: پروردگارا مرا برای چه آفریدی؟ آیا مرا آفریده‌ای تا ملکوت آخرت و دنیا را به من عطا کنی؟ پس پاسخ پروردگار عالمیان از آیات محکم کتابش می‌آید:
    {وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿٥٦﴾} صدق الله العظيم [الذاريات].
    {جن و انس را نیافریدم مگر برای عبادت}
    سپس امام مهدی می‌گوید: ایا این حق است که رضوان نفس تو را وسیله‌ای برای رسیدن به دنیا و آخرت قرار دهیم؟ و پاسخ پروردگار عالمیان در آیات محکم کتابش می‌آید که می‌فرماید:

    {أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّىٰ ﴿٢٤﴾ فَلِلَّـهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَىٰ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [النجم].
    {آیا انسان، به هر چه آرزو دارد، مى‌رسد؟ (۲۴) پس آخرت و دنیا براى خداوند است. (۲۵)}

    و راز مهدی منتظر که شما از قدراو آگاه نبوده و از سرّش بی خبرید در این نهفته است؛ این فضل و رحمت خدا بر تمام آفریده‌ایش است و این برتری و تفضیل تنها باعث تواضع و فروتنی بیشتر او شده است و خدا را آن گونه که باید عبادت می‌کند. او به مردم نگفته من را به جای خدا عبادت کنید؛ از این که چیزی بگویم که سزاوار من نیست به خدایی پناه می‌برم که میان و من و قلبم حایل می‌شود. بلکه من از مردم دعوت می‌کنم که آن چه را که من عبادت می کنم؛ عبادت کنند و از ربانیّون بوده و خداوند را بدون گرفتن شریک عبادت کرده و دین خود را برایش خالص گردانند؛ تا جایی که به آنان فتوا می‌دهد رضوان خدا را وسیله رسیدن به بهشت کوچکتر خدا نکنند؛‌ آیا انسان با کوهی از طلای خالص یک درهم می‌خرد؟ چون کوه طلا خیلی بیشتر از درهم است؛ تفاوت بزرگی میان این دو وجود دارد ... بالاترین وصف و برترین آنها از آن خداوند است(لله المثل الأعلی). ای برادران؛ رضوان الله نعیم اعظم است پس چگونه می‌توانیم از آن به عنوان وسیله‌ای برای رسیدن نعیم کوچک یعنی بهشت و حورالعین استفاده کنیم؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَعَدَ اللَّـهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّـهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿٧٢﴾} صدق الله العظيم [التوبة].
    {خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشتهای جاودان (نصیب آنها ساخته)؛ و رضوان الهی، که (از همه اینها) بزرگتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}
    ای دوست‌داران پروردگار؛ بیایید تا دریابید –رضوان خداوند- به حق بسیار بزرگ‌تر است؛ تصور کنید وقتی خداوند شما را وارد بهشت می‌کند و از نعیم و حورالعین و باِ‌غها و درختان گوناگون از هر جنس و قصرهای باشکوه و نعیم بزرگ آن بهره برده واز آنها خرسندید و هرچه که بخواهید برایتان هست و در زمانی که شما به نعمت‌هایی که خداوند از فضل خود عطا نموده شادمان و خرسندید؛ یکی از شما به ملایکه مقرب خداوند بگوید: آیا خداوند از ما راضی است و عذابمان نمی‌کند؟ و او در جواب بگوید: اگر خدا از شما راضی نبود؛ با بهشت خود شما را راضی نمی‌کرد. بعد یکی از شما بگوید: ای بنده مقرب پروردگار؛ ما از عطای خداوند در بهشت که از روی فضلش و در برابر عبادت عاری از شرکش به ما شده خرسندیم. خداوند به وعده خود عمل نمود و آن چه که پروردگار وعده داده بود؛ به حق پیدا کردیم. ولی آیا خداوند سبحان هم مسرور است؟ ما اهل بهشت که مسرور و خرسندیم. در جواب به او گفته شود: به هیچ وجه؛ خداوند مدت زمان طولانی است که مسرور نیست؛ از زمانی که بندگانش در حق خود ظلم کردند و خدا آنان را به جهنم فرستاد...برای همین خداوند برای بندگانی که درحق خود ظلم کرده‌اند حزین و متحسر است. بعد یکی از شما بگوید: چرا خداوند برای بندگانی که در آتش جای دارند حزین و متحسر است؛ او که هیچ ظلمی به آنان نکرده؛ آنها خودشان در حق خود ظلم کردند؟آن بنده خداوند درجواب شما می‌گوید: این به خاطر صفت ارحم الراحمین بودن خداست. سپس أم بشری و خالد یا یکی دیگر از پرسش‌گران می‌گوید: آیا خداوند برای تمام امت‌هایی که در حق خود ظلم کرده و رسولان الهی را تکذیب کردند؛ متحسر است؟! مهدی منتظر عبدالنعیم اعظم ناصر محمد یمانی در پاسخشان می‌گوید: خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يس]
    {حسرت بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰) آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان بازنمی‌گردند (۳۱) و همه‌ی آنان نزد ما احضار مى‌شوند. (۳۲)}
    آن گاه دوست‌داران خداوند می‌گویند: امام مهدی؛ حال که چنین است؛ فایده بهشت خدا و قصرها و حوریان بهشتی و پسران جاودانه-جوان آن چیست؛ در حالی که پروردگار و حبیب قلبهای ما در نفس خود متحسر و برای بندگانی که در حق خود ظلم کرده‌اند حزین است؟ راه چاره این که پروردگار و حبیب اعظم قلب ما مسرور و خرسند باشد نه متحسر و حزین چیست؟ امام مهدی به آنان می‌گوید: تا زمانی که تمام بندگان خداوند مشمول رحمت او نشوند؛ خداوند سبحان مسرور خرسند نمی‌شود؛ بندگانی که همگی امتی واحد در صراط مستقیم باشند. زندگی خود را برای تحقق این هدف بگذارید و این تمام هدف و آرزوی شما در زندگیتان باشد. اگر چنین کردید؛ زندگی‌تان برای خدا و برای تحقق نعیم رضوان نفس خدا بر بندگانش خواهد شد؛ و سپس خداوند این خواسته و هدف را برای‌تان محقق خواهد کرد همانا که خداوند به هر کاری است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أَفَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا أَن لَّوْ يَشَاءُ اللَّـهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعًا ۗ وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُم بِمَا صَنَعُوا قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيبًا مِّن دَارِهِمْ حَتَّىٰ يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ} صدق الله العظيم [الرعد:31].
    {آیا آنها که ایمان آورده‌اند نمی‌دانند که اگر خدا بخواهد همه مردم را هدایت می‌کند و پیوسته بلاهای کوبنده‌ای(قارعه) بر کافران بخاطر اعمالشان وارد می‌شود، و یا به نزدیکی خانه آنها فرود می‌آید، تا وعده (نهایی) خدا فرا رسد؛ به یقین خداوند در وعد؛ خود تخلّف نمی‌کند}
    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.




  3. مصدر المشاركة
    - 4 -
    الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني
    ____________



    { وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١﴾ }
    صدق الله العظيـــم ..


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله وآله المطهَّرين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين..
    سلام خدا و رحمت و برکات او برشما جناب شیخ الزهرانی؛ سلام برشما انصار پیشگام برگزیده و سلام به تمام بازدید کنندگانی که درجستجوی حق هستند و این حق است که سزاوار پیروی است...سلام برما و بندگان صالح خدا از اولین تا آخرینشان و سلام بر رسولان خداوند و الحمدلله رب العالمین...

    جناب شیخ ابو فراس الزهرانی؛ ای حافظ قرآن که یکی از علمای امت از کشور عربستان سعودی هستی؛ کشوری که به واسطه بیت العتیق مبارک است. من تو و خدا را بر تو و تمام علمای شاهد می‌گیرم و شاهد بودن خداوند کافی است: من از همه شما دعوت می‌کنم اگر ناصر محمد یمانی در گمراهی آشکار است؛ و شما آشکارا بر حق هستید؛ برای دفاع از حدود دین وارد عمل شوید تا او باعث گمراهی مؤمنان نگردد. از آن جا که من امام مهدی منتظرخلیفه خداوند و پروردگار عالمیان اطمینان کامل و مطلقی بدون هیچ حد و مرزی دارم که به حق امام مهدی منتظر خلیفه خدا هستم؛ پس لعنت بردروغگویانی باد که در طول زمان و در نسل‌های گوناگون به وسوسه شیاطین ادعای مهدویت کرده‌اند. هدف از این وسوسه‌ها هم این بود تا زمانی که خداوند امام مهدی را برانگیزد؛ مسلمانان و علمایشان از او روگردانده و گمان کنند او هم مانند دیگر مدعیان مهدویت است که مس شیاطین آنان را سرگردان کرده است و شاید ناصر محمد یمانی هم یکی از آنان باشد! و شاید هم او امام مهدی حق باشد که پروردگار عالمیان او را فرستاده است! لذا شما اجازه ندارید تا زمانی که او با برهان قاطع علمی؛ قرآن عظیم را برایتان بیان نکرده و بر شما مهیمن نشده و خاموشتان نساخته باشد؛ تصدیق کنید امام ناصر محمد یمانی؛ به حق مهدی منتظر است. من از آیات متشابه حرفی نمی‌زنم؛ بلکه به شما به راستی وعده می‌دهم که با آیات محکم و بینه‌ای که از آیات ام الکتابند و برای عالم و جاهلتان روشن واضح؛ شما را خاموش خواهم کرد؛ به شرطی که هر کسی که زبان عربی مبین را بداند، آن آیات را بفهمد و درک کند. امام مهدی از سنت حق محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم هم دفاع می‌کند. من با شمشیر"حق" که شمشیر برنده‌ای در دست مهدی منتظر است، از آن دفاع می‌کنم و با آیات محکم ذکر هر بدعت و گمراهی که وارد دین شده باشد قطع کرده و عقیم می‌گذارم تا بندگان را از عبادت بندگان به سوی عبادت پروردگار بندگان ببرم. ای علمای مسلمین؛ شما به خدا شرک آورده و از احادیث کثیری پیروی کرده‌اید که از شیطان رجیم هستند و با آیات محکم قرآن عظیم در تناقض‌اند. چگونه خود را هدایت شده می‌پندارید؛ در حالی که چیزی را تصدیق و از آن پیروی می‌کنید که مخالف آیات محکم کتاب خداست؟ چطور ممکن است کسی هدایت شده باشد در حالی که از فتاوی باطل و دروغی پیروی می‌کند که از خدا نبوده و برخلاف کلام الهی در آیات محکم قرآن عظیم‌اند؟
    از آن جا که من امام مهدی منتظر حق را می‌گویم و سزاوار نیست غیر از حق به خدا نسبت دهم و در این راه از ملامت هیچ کس باکی ندارم؛ پس به حق در برابرتان حجت اقامه کرده و کافر بودن مطلق خود را نسبت به روایات شیطان رجیم درباره شفاعت در روزی که مردم در پیشگاه پروردگار عالمیان قرار می‌گیرند اعلان می‌کنم روایاتی که می‌گویند مردم در آن روز برای طلب شفاعت؛ به سراغ اولین خلیفه خدا در زمین "آدم" تا آخرین نبی خدا می‌روند. من این روایت دروغ را زیر کفش و پایم می‌اندازم چون از نزد خدا و رسولش نیست بلکه ساخته شیطان رجیم است.
    ابوفراس؛ می‌بینم که می‌گویی از امام مهدی ناصر محمد یمانی در دیگر پایگاه‌ها پاسخ کوبنده و ملجمی ندیده‌ای. امام مهدی در پاسخت می‌گوید: اما من از شما دعوت می‌کنم برای گفتگو به پایگاه امام ناصر محمد یمانی بیایید نه دیگر پایگاه‌ها. همانا که انصار بیان حق ذکر مهدی منتظر را در دیگر پایگاه‌ها منتشر می‌کنند تا هم مردم را موعظه کرده باشند و هم از انها دعوت کنند برای گفتگو بر سر میز گفتگو مهدی منتظر در پایگاه امام ناصر محمد یمانی؛ حاضر شوند. اگر دریافتید امام ناصر محمد یمانی به حق با برهان علمی از ایات محکم قرآن عظیم برشما مهیمن شد-چرا که برای هر ادعایی برهان لازم است-؛ به دعوت کسی که شما را به حکمیت براساس آیات محکم قرآن عظیم فرا می‌خواند پاسخ دهید. هر روایت و حدیثی که دیدیم با آیات محکم کتاب خدا در تناقض است از شیطان است و من خدا را شاهد می‌گیرم و شاهد بودن خداوند کافی است هر روایت سنت نبوی – از روایات شیعه و سنی- که ناقض آیات محکم کتاب خدا باشد از شیطان است نه نبیّ خداوند الرحمن.
    بیایید تا برای تصدیق؛ این قاعده را به کار گیریم و من از راست گویانم من مهدی منتظر اعلان می‌کنم نسبت به روایت شیطانی که در ادامه می‌آید کافرم:
    امام مسلم رحمة الله گفت: ابوبکر از ابی شیبة و محمدبن عبدالله بن نمیر برا‌ی ما نقل کرد و سیاق حدیث آنها یک‌سان بود مگر یکی از آنها حرفی را اضافه کرد بود. اینها گفتند محمد بن بشر از ابوحیان و او از ابو زرعه و او از ابو هریره نقل کردند که روزی برای رسول الله صلی الله علیه سلم گوشتی آوردند که دوست داشت و برای آن دست بلند کرد . قطعه‌ای از آن را به دندان گرفت و فرمود من آقای مردم در روز قیامت هستم . می‌دانید چرا؟ چون خداوند در روز قیامت همگان- از اولین امت‌ها تا آخرین‌شان- را یک جا جمع می‌کند صداي گوینده را می شنوند و همگی دیده می شوند و افتاب نزدیک می شود و مردم از شدت سختی و اندوه به حد غیر قابل تحمل می رسند.بعضی از مردم به دیگران می‌گویند می‌بینید در چه وضعی هستید؛ می‌بینید به کجا رسیده‌اید. آیا کسی پیدا نمی کنید که نزد پروردگارتان شفاعت‌تان را بکند. برخی به دیگران می‌گویند به سراغ آدم بروید. پس نزد آدم رفته و می‌گویند: ای آدم تو پدر بشریت هستی و خداوند تو را با دست خود آفریده است و از روح ( قدرتش ) در تو دمیده و به ملایکه فرمان سجده در برابرت را داده است. نزد پروردگارت شفاعت‌مان را بکن. نمی‌بینی در چه وضعی هستیم و کارمان به کجا کشیده است. آدم می‌گوید پروردگارم امروز آن قدر خشمگین است که قبل از این سابقه نداشته و بعد از این هم؛ چنین خشمگین نخواهد بود او مرا از آن درخت منع کرد و من از آن سرپیچی کردم.خودم را نجات بدهم خودم را . بروید سراغ یکی دیگر. بروید به سراغ نوح. به نزد نوح می‌روند و می‌گویند ای نوح تو اولین رسولی هستی که به زمین فرستاده شده و خداوند از تو به عنوان بنده شکرگزارش نام برده است. نزد پروردگارت شفاعت‌ ما را کن نمی‌بینی در چه وضعی هستیم و کارمان به کجا کشیده است. نوح به آنان می‌گوید پروردگارم امروز آن قدر خشمگین است که قبل از این سابقه نداشته و بعد از این هم؛ چنین خشمگین نخواهد بود. دعائی داشتم که بر علیه قومم کردم.خودم را نجات بدهم خودم را . به سراغ ابراهیم صلی الله علیه و سلم بروید. مردم به سراغ ابراهیم رفته و می‌گویند تو نبی و خلیل خدا در میان اهالی زمین هستی. نزد پروردگارت شفاعت ما را بکن. نمی‌بینی در چه وضعی هستیم و کارمان به کجا کشیده است..ابراهیم به آنان می‌گوید پروردگارم امروز آن قدر خشمگین است که قبل از این سابقه نداشته و بعد از این هم؛ چنین خشمگین نخواهد بود و دروغ‌هایش را به یاد آورد .خودم را نجات بدهم خودم را . به سراغ کس دیگری بروید. به سراغ موسی بروید . پس مردم به سراغ صلی الله علیه و سلم رفته و می‌گویند ای موسی تو رسول خدا هستی و خداوند بر تو فضل نموده و تو را به رسالت برانگیخته و با تو سخن گفته است. نزد پروردگارت شفاعت ما را بکن. نمی‌بینی در چه وضعی هستیم و کارمان به کجا کشیده است..موسی صلی اللهم علیه و سلم به آنان می‌گوید پروردگارم امروز آن قدر خشمگین است که قبل از این سابقه نداشته و بعد از این هم؛ چنین خشمگین نخواهد بود. من نفسی را قتل رساندم که فرمان قتلش به من داده نشده بود. خودم را نجات بدهم خودم را . به سراغ عیسی صلی اللهم علیه و سلم بروید. به سراغ عیسی رفته و می‌گویند عیسی تو رسول خداوندی و درگهواره با مردم سخن گفتی؛ کلمه خداوندی که به مریم القا شد و روحی از نزد اویی. نزد پروردگارت شفاعت ما را بکن. نمی‌بینی در چه وضعی هستیم و کارمان به کجا کشیده است عیسی صلی اللهم علیه و سلم سلم به آنان می‌گوید پروردگارم امروز آن قدر خشمگین است که قبل از این سابقه نداشته و بعد از این هم؛ چنین خشمگین نخواهد بود و گناهی از خود ذکر نکرد . به سراغ کس دیگری بروید. به سراغ محمد صلی اللهم علیه و سلم بروید. مردم به سراغ ایشان رفته و می‌گویند ای محممد تو رسول خدا و خاتم الانبا هستی و خداوند گناهان گذشته و آینده‌ات را بخشیده است نزد پروردگارت شفاعت ما را بکن. نمی‌بینی در چه وضعی هستیم و کارمان به کجا کشیده است.... پس من به زیر عرش خدا رفته و برای پروردگارم سجده می‌کنم.سپس خداوند برایم گشایش فرموده وبه من حمد و ثنایی را الهام می کند تا به درگاهش به جا آورم که قبل از من به احدی عنایت نشده است آن گاه می‌فرماید ای محمد سرت را بالا بیاور هر درخواستی داری بگو که انجام خواهد شد. برای هرکس می‌خواهی شفاعت کن. پس من سرم را بالا برده و می‌گویم پروردگارا امتم امتم. خداوند می‌فرماید کسانی از امتت که حسابی ندارند از دروازه سمت راست از دروازه‌های بهشت وارد کن و بقیه درها با دیگر مردم مشترک هستند ؛ امتت را بدون حساب وارد بهشت کن
    پایان حدیث
    جناب شیخ از زهران؛ ای حافظ قرآن؛ آیا نمی‌بینی این روایت شیطانی که در آن به دروغ به مردم گفته می‌شود در پیشگاه رب المعبود از کسی غیر از خدا درخواست شفاعت کنند با کتاب خدا تناقض دارد؟ آیا نمی‌بینی درخواست بنده از بنده برای طلب شفاعت از پروردگار و رب المعبود؛ گمراهی آشکاری است؟ آیا در آیات محکم کتاب خدا این فرموده پروردگار متعال را نمی‌بینی:
    {وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ ﴿٤٩﴾ قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۚ قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [غافر]؟
    {و دوزخیان به نگهبانان گویند از پروردگارتان بخواهید که روزی از [روزهای‌] عذاب ما را کاهش دهد (۴۹) می گویند: آیا پیامبران‌تان دلایل روشن برای شما نیاوردند؟ می گویند: چرا آوردند. می‌گویند پس(خداوند را) دعا کنید، و دعای کافران ( درخواست از غیر خدا)جز در گمراهی نیست}

    بنگر کافران از ملایکه مقرب خداوند الرحمن چه درخواستی می‌کنند:
    {ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ}،
    {از پروردگارتان بخواهید که روزی از [روزهای‌] عذاب ما را کاهش دهد}
    حال به پاسخ ملایکه‌ی خداوند الرحمن بنگرکه در این فرموده خداوند تعالى آمده است:
    {قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ} صدق الله العظيم
    {می‌گویند پس(خداوند را) دعا کنید، و دعای کافران ( درخواست از غیر خدا)جز در گمراهی نیست‌}

    یعنی از خدا درخواست کنید-به درگاه خداوند دعا کنید- که رحمت او به شما بیش از ماست ودعای کافران به درگاه بندگان و خواندن آنان به جای خدا، جز گمراهی نیست.
    سؤالی که مطرح می‌شود این است: آیا این آیه از آیات بینه و محکم خداوند نیست که درمورد دعا در روز قیامت است و فتوا می‌دهد دعا و درخواست‌ کسانی که از بندگان خدا می‌خواهند نزد پروردگار شفاعت‌‌‌شان را بکند؛ گمراهی آشکاری است؟ چگونه آنها( یعنی بندگان مقرب) را واسطه می‌کنند و امیدوارند که به آنها رحم کرده و نزد خداوند ارحم الراحمینی که از همه بندگان رحیم‌تر است؛ شفاعت آنان را کنند؟ نمی‌بینید چطور شیطان رجیم به تمام انبیاء الهی نسبت دروغ داده چطور ممکن است هر یک از انبیا به مردم نصیحت کند که به سراغ فلانی بروید! سبحان الله...چطور ممکن است انبیا باعث شرک بیشتر آنها شوند؟ مگر نمی‌بینید وقتی کافران به جای خداوند؛ از ملایکه مقرب خداوند رحمن می‌خواهند نزد پروردگارشان شفاعت کنند تا ولو یک روز هم که شده از عذابشان کم شود؛ملایکه چه فتوایی می‌دهند؟ برای همین است که ملایکه خداوند رحمن به کافران می‌گویند:
    قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۚ قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [غافر]؟
    { می گویند: آیا پیامبران‌تان دلایل روشن برای شما نیاوردند؟ می گویند: چرا آوردند. می‌گویند پس(خداوند را) دعا کنید، و دعای کافران ( درخواست از غیر خدا)جز در گمراهی نیست‌ (۵۰)}

    یعنی مگر رسولان الهی با بینات به سراغتان نیامده و نگفتند که:
    {فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّـهِ أَحَدًا} [الجن:18]؟
    {هیچ کس را با خدا نخوانید}

    و این مقصود ملایکه است؛ برای همین به آنان می‌گویند:
    قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [غافر]؟
    { د. می‌گویند پس(خداوند را) دعا کنید، و دعای کافران ( درخواست از غیر خدا)جز در گمراهی نیست‌ (۵۰)}

    یعنی از خداوندی که بیش از بندگان نسبت به شما رحیم است درخواست کنید؛ و دعای کافران و درخواست آنها از بندگان به جای خدا؛ جز گمراهی چیز دیگری نیست. اما کافران دعوت حقی که خداوند رسولانش را با آن برانگیخته درک نمی‌کنند:
    {فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّـهِ أَحَدًا} [الجن:18]
    {هیچ کس را با خدا نخوانید}

    و با کمال تأسف حتی وقتی در آتش جهنم فریاد می‌کشند؛ بازهم این دعوت حق را نمی‌فهمند و بندگانش را همراه او می‌خوانند و امیدوارند بندگان در پیشگاه پروردگارشان؛ شفاعت‌شان را بکنند. لذا هم چنان از دید حق قاصر و نسبت به آن کور هستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَن كَانَ فِي هَـٰذِهِ أَعْمَىٰ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَىٰ وَأَضَلُّ سَبِيلًا ﴿٧٢﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].
    { اما کسی که در این جهان نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است!}
    ای ابوفراس؛ ای حافظ قرآن! خدا حفظت کند؛ درمورد این فرموده خداوند تعالی در آیات محکم کتابش، چه گمانی داری:
    {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١﴾} صدق الله العظيم [الأنعام]؟
    {و به وسیله این قرآن کسانی را که از محشور شدن به سوی پروردگارشان می ترسند، هشدار ده که آنان را جز خدا ولی و شفیعی نخواهد بود؛ باشد که بپرهیزند.}
    به فرموده خداوند تعالی بنگر:
    {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١﴾} صدق الله العظيم [الأنعام]؟
    {و به وسیله این قرآن کسانی را که از محشور شدن به سوی پروردگارشان می ترسند، هشدار ده که آنان را جز خدا ولی و شفیعی نخواهد بود؛ باشد که بپرهیزند.}
    آیا این نیاز به تأویل دارد؟خیر این از آیات محکمی است که برای عالم و جاهلتان روشن و بینه است؛ به چه کسانی هشدار بدهد؟ کسانی که :
    {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١﴾} صدق الله العظيم [الأنعام]؟
    { کسانی را که از محشور شدن به سوی پروردگارشان می ترسند، هشدار ده که آنان را جز خدا ولی و شفیعی نخواهد بود؛ باشد که بپرهیزند.}
    شاید ابوفراس بخواهد بگوید:" همانا که شفاعت تنها برای مؤمنان است نه کافران" و ما با فرموده خداوند تعالی به او پاسخ می‌دهیم:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ ۗ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٢٥٤﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    آیا اثری از شفاعت مؤمن برای مؤمن پیدا می‌کنید؟ و به همین ترتیب اثری از این که مؤمن برای
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از آنچه به شما روزی داده‌ایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است ، و نه دوستی ، و نه شفاعت و کافران(نسبت به نفی شفاعت توسط غیر خدا) خود ستمگرند؛}
    کافر شفاعت کند هم پیدا نمی‌کنید. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ ۚ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ ۚ قَدْ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ ﴿٥٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
    { آیا آنها جز انتظار تأویل آیات دارند؟ آن روز که تأویل آنها فرا رسد، کسانی که قبلاً آن را فراموش کرده بودند می‌گویند: «فرستادگان پروردگار ما، حق را آوردند؛ آیا شفیعانی برای ما وجود دارند که برای ما شفاعت کنند؟ یا بازگردیم، و اعمالی غیر از آنچه انجام می‌دادیم، انجام دهیم؟!» آنها به خود زيان رسانيدند و آنچه را به دروغ مى‌ساختند همگی از نظرشان گم می‌شوند.}
    به فرموده خداوند تعالی بنگرید:
    {قَدْ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ} صدق الله العظيم،
    آنها به خود زيان رسانيدند و آنچه را به دروغ مى‌ساختند همگی از دست‌شان رفته و گم می‌شود.}
    یعنی دروغ وافتراهایشان در این دنیا واعتقاد به شفاعت بنده در پیشگاه رب المعبود؛ گم شده و از بین می‌رود چرا که خداوند در آیات محکم کتابش در مورد آن برهانی نازل نفرموده است. برای همین در روزی که مردم در پیشگاه پروردگار عالمیان قرار می‌گیرند؛ اثری از آن نمی‌یابند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ مَا لَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَـٰؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللَّـهِ ۚ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّـهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ ۚ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [يونس].
    {و به جاى خدا چیزهایى را مى‌پرستند که نه به آنان ضرر مى‌رساند و نه سودشان مى‌دهد. و مى‌گویند: «اینها، شفیعان ما نزد خدایند.» بگو: «آیا خدا را به چیزى خبر مى‌دهید که او خبرى از آنها در آسمان‌ها و زمین ندارد؟» منزّه و والاتر است از شریکانى که برایش قرار مى‌دهند.}
    ای جماعت مشرکین؛ به فرموده خداوند تعالی بنگرید:

    {وَيَقُولُونَ هَـٰؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللَّـهِ ۚ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّـهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ ۚ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [يونس].
    { و مى‌گویند: «اینها، شفیعان ما نزد خدایند.» بگو: «آیا خدا را به چیزى خبر مى‌دهید که او خبرى از آنها در آسمان‌ها و زمین ندارد؟» منزّه و والاتر است از شریکانى که برایش قرار مى‌دهند.}
    علت این است که خداوند می‌داند هیچ بنده‌ای جرأت نمی‌کند در پیشگاه رب المعبود؛ شفاعت بنده دیگری را بکند. خداوند تعالی می‌فرماید:

    ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ ﴿١٨﴾ يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَيْئًا ۖ وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِّلَّـهِ ﴿١٩﴾} [الانفطار].
    {چه می‌دانى که روز جزا –یوم الدین-چه روزى است؟ (۱۸) روزى که هیچ کس براى دیگرى هیچ اختیارى ندارد و در آن روز، فرمان، فرمان خداست. (۱۹) }
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَاتَّقُوا يَوْمًا لَّا تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئًا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ} [البقرة:48].
    { و از روزى بترسید که کسى مجازات دیگرى را نمى‌پذیرد و شفاعتى از کسى پذیرفته نمى‌شود و غرامتى از او قبول نخواهد شد،. }
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْمًا لَّا يَجْزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَيْئًا} [لقمان:33].
    {اى مردم! از پروردگارتان پروا کنید و بترسید از روزى که هیچ پدرى به کار فرزندش نمى‌آید و هیچ فرزندى به کار پدرش نخواهد آمد. }
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُل لِّلَّـهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٤٤﴾} [الزمر].
    {بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، حاکمیّت آسمانها و زمین از آن اوست و سپس همه شما را به سوی او بازمی‌گردانند!» }
    و خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ ۚ حَتَّىٰ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ ۖ قَالُوا الْحَقَّ ۖ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ﴿٢٣﴾} [سبأ].
    صدق الله العليّ العظـــيم
    {نزد او هیچ شفاعتی نیست مگر به کسی که او اجازه دهد، تا زمانی که اضطراب از دلهای آنان زایل گردد می‌گویند: «پروردگارتان چه گفت» می‌گویند: «حقّ را ؛ و اوست بلند مقام و بزرگ مرتبه!»}

    سبحان الله خداوند به او اجازه شفاعت کردن را نمی‌دهد؛ بلکه به آن بنده اجازه می‌دهد تا صحبت کرده و سخن صواب در مورد تحقق نعیم اعظم را بر زبان آورد.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا كِذَّابًا ﴿٣٥﴾ جَزَاءً مِّن رَّبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا ﴿٣٦﴾ رَّبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَـٰنِ ۖ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا ﴿٣٧﴾ يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا ۖ لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَـٰنُ وَقَالَ صَوَابًا ﴿٣٨﴾} صدق الله العظيم [النبأ].
    { در آنجا نه سخن لغو و بیهوده‌ای می‌شنوند و نه دروغی! (۳۵) این پاداشی است از سوی پروردگارت و عطیه‌ای است کافی! (۳۶) همان پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در میان آن دو است، پروردگار رحمان! و (در آن روز) هیچ کس حق ندارد سخنی بگوید (۳۷) روزی که «روح» و «ملائکه» در یک صف می‌ایستند وسخن نمي گويند ، جز کسی که خداوند الرحمن به او اجازه سخن گفتن می دهد و او به صواب سخن می گوید (۳۸)}

    و سخن صواب این است که بنده‌ای از بندگان خداوند با پروردگارشان سخن گفته و می‌گوید خواهان نعیم اعظم پروردگارش است؛ نعیمی که از بهشت خداوند بسیار بزرگ‌تر است. این نعیم همان راضی بودن خداوند در نفس اوست بدون این که حزن و تحسری در آن باشد. حال چگونه خداوند در نفس خود راضی می‌شود؟ این زمانی است که بندگانش مشمول رحمتش گردند و آن گاه است که شفاعت از نزد خداوند ارحم الراحمین می‌آید و کسانی که مأیوس بودند؛ شگفت زده خواهند شده و می‌گویند:
    {مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ}
    {پروردگارتان چه گفت}؟
    و متقیان در پاسخ‌شان می‌گویند:
    {قَالُوا الْحَقَّ ۖ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ} صدق الله العليّ العظيم.
    می‌گویند: «حقّ را ؛ و اوست بلند مقام و بزرگ مرتبه!»}

    یعنی شفاعت از نزد خداست و رحمت خدا در برابر غضبش؛ شفاعت بندگانش را می‌کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ ۚ حَتَّىٰ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ ۖ قَالُوا الْحَقَّ ۖ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ﴿٢٣﴾} [سبأ].
    صدق الله العليّ العظـــيم
    {نزد او هیچ شفاعتی نیست مگر به کسی که او اجازه دهد، تا زمانی که اضطراب از دلهای آنان زایل گردد می‌گویند: «پروردگارتان چه گفت» می‌گویند: «حقّ را ؛ و اوست بلند مقام و بزرگ مرتبه!»}

    شفاعت آن گونه که شما گمان می‌کنید نیست که آن بنده از پروردگارش درخواست شفاعت کند. خداوند از آن چه که شما با او شریک می‌گیرید پاک و منزه و بسیار بلند مرتبه‌تر است... همانا که خداوند به او اجازه می‌دهد تا با پروردگارش سخن بگوید؛ چون آن بنده سخن صواب را بر زبان خواهد آورد و از پروردگارش درخواست می‌کند نعیم اعظم را محقق کرده و در نفسش راضی شود. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّـهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْضَىٰ} صدق الله العظيم [النجم:26].
    {مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهد و راضی شود{
    و اما فرموده خداوند تعالی:
    {إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّـهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْضَىٰ} صدق الله العظيم [النجم:26].
    {مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهد و راضی شود{
    یعنی کسی که خداوند بخواهد-و اجازه دهد تا -او پروردگارش را مورد خطاب قرار دهد. و اما فرموده خداوند تعالی:
    {وَيَرْضَىٰ}
    یعنی تحقق رضوان خدا در نفسش ؛ یعنی خداوند در نفسش راضی شده است.
    و اینجا هدف ومقصود در مورد رضوان رب المعبود محقق می‌شود. چون کسی که خداوند به او اذن-سخن گفتن- می‌دهد؛ برای احدی از بندگان خداوند شفاعت نمی‌کند؛ شایسته نیست در پیشگاه پروردگارارحم الراحمین که بیش از همه؛ نسبت به بندگانش رحیم است؛ شفاعت کسی را بکند. همانا که او در مورد تحقق نعیم اعظم با پروردگارش سخن خواهد گفت؛ نعیمی که از بهشت خداوند بسیار بزرگ‌تر است. او از پروردگارش می‌خواهد در نفسش راضی شود، تا وقتی که خدا در نفسش راضی شد، به او و تمام بندگانش اجازه ورود به بهشت را بدهد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿٢٧﴾ ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً ﴿٢٨﴾ فَادْخُلِي فِي عِبَادِي ﴿٢٩﴾ وَادْخُلِي جَنَّتِي ﴿٣٠﴾} صدق الله العظيم [الفجر].
    {تو ای نفس مطمئنه! (۲۷) به سوی پروردگارت بازگرد در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است، (۲۸) پس در سلک بندگانم درآی، (۲۹) و در بهشتم وارد شو! (۳۰)}

    و اینجاست که آن شگفتی بزرگ روی می‌دهد. خداوند اعلان می‌کند در نفسش راضی شده است و به بنده‌اش اجازه می‌دهد همراه بندگانش وارد بهشت شود؛ سپس مأیوسان که مقام پروردگارشان را آن گونه که باید نشناخته و درک نکرده بودند؛ به شدت غافل‌گیر می‌شوند؛ پس ازمتقیان سؤال می‌کنند:
    {مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ ۖ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ} صدق الله العليّ العظيم.
    {پروردگارتان چه گفت ؟می‌گویند: «حقّ را ؛ و اوست بلند مقام و بزرگ مرتبه!»}

    پس برایتان روشن شد شفاعت تنها برای خداست و رحمت او در نفسش در برابر غضبش؛برای شما شفاعت خواهد کرد. چرا که تمام شفاعت از آن خداوند است و رحمتش در برابر غضبش شفاعتتان را می‌کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُل لِّلَّـهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [الزمر].
    {بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، حاکمیّت آسمانها و زمین از آن اوست و سپس همه شما را به سوی او بازمی‌گردانند!» }
    آیا متوجه خبر شدید و از راز مهدی منتظر عبدالنعیم اعظم آگاه گردیدید ؟ ای کسانی که به امید شفاعت بنده در پیشگاه رب المعبود هستید؛ من از شرک شما بریء هستم. شما بدون این که بدانید به خدا شرک آورده‌اید؛ شما را چه می‌شود که به امید رحمت مخلوق نشسته و رحمت خداوند خالق و ارحم الراحمین را رها کرده‌اید! آیا از خدا نمی‌ترسید؟ خدایا شاهد باش ابلاغ کردم. خدایا شاهد باش.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ عبد النّعيم الأعظم ناصر محمد اليماني.




  4. مصدر المشاركة
    - 6 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    18 - 04 - 1431 هـ
    03 - 04 - 2010 مـ

    ۱۴-فروردین-۱۳۸۹ه.ش.
    01:05 صباحاً
    ________


    ابوفراس! از شاکران و از برگزیدگان باش...

    نوشته اصلی توسط ابوفراس
    بسم الله الرحمن الرحيم.صلوات و سلام برپیامبری که به عنوان رحمتی برای عالمیان برانگیخته شد.بر و خاندانش سلام و صلوات باد. سبحان الله
    آیا زیرکی ( که در کلامم آمده ) مشکلی است که تعدادی از اعضا به آن پرداختند ؟
    عموما به خاطر اخلاق نیکویم به ( الناصر لناصر ) پاسخی نمی دهم
    از ابتدا گفته بودم که روی سخنم به برادر ناصر یمانی بود نه کسی دیگر...من بیانی که یکی از اعضاء نقل قول کرده بود اشتباه گرفتم و خوب متوجه نشدم که به اسم امام است و گفتم این هم خود امام است با اسمی دیگر... به همین خاطر درخواست کردم گفتگوی مؤدبانه‌ای فقط بین من و برادر ناصر انجام شود تا مفید باشد. پس بر شما واجب است قبل از پاسخ دادن و نوشتن مطلب به این امر توجه کنید..چیزی که گفتم از روی تفاخر به باهوشی و زیرکی و یا عالم بودنم نیست.من از فقیر ترین مردمان هستم و بیش از همه به پروردگارم نیاز دارم...؟

    دوم این که از رفتار مؤدبانه تعدادی از اعضا متشکرم و به خاطر رفتار مؤدبانه از آنان تشکر می‌کنم. از برادر ناصر هم به خاطر پاسخ زیبا و مؤدبانه دینی‌اش تشکر می‌کنم.
    در مورد زیرکی که به من نسبت دادید متشکرم من در بالا توضیح دادم که چه چیز باعث شد که بگویم شماها فقط یک نفر هستید ( و به اسم های مختلف ثبت نام کردید ) هرچه که در بالا توضیح دادید من در مورد آنها با تو موافق نیستم.
    بلکه می‌گویم این بیان حق است و چه کلامی بهتر از کلام خداست..اگر از کتاب خداوند والا مقام بیان شده باشد...
    برادر گرامی؛ تو مفاهیمی را می‌آوری که عکس اغلب جریانات دینی است اگر نگوییم همه آنها این حدیث ضعیف و ناقص است ....در این صورت صحیح نیست .....علی رغم این که سند این حدیث صحیح است..
    در هر صورت به این سؤال می‌رسیم... آیا رسول الله صلوات الله السلام نزد خداوند منزلت و مقامی داشت و آیا به چیزی از آن دست یافته است خواهش میکنم این را برای ما روشن کن و آیا در دنیا هم منزلتی داشته؟..
    بسم الله الرحمن الرحيم.
    صلوات و سلام بر جدم محمد رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم که محبوب‌ترین انسان نزد من است و سلام و صلوات بر تمام انصارش؛ کسانی که به یاریش شتافته و به او نصرت رسانده و پشتیبانش شدند و خداوند با آنها ذکرش را بالا برد و نور خود را کامل گرداند؛ با این که مجرمان از ظهورش اکراه داشتند؛ و سلام خدا بر ابوفراس که از برگزیدگان و بهترین مردمان است؛ و بهترین شما کسی که قرآن را فراگیرد و یاد می‌دهد. سلام برما و بندگان صالح خداوند و سلام بر رسولان الهی و الحمدلله رب العالمین...

    ابوفراس به خداوندی که خدایی جز او نیست و پروردگار من تو و پروردگار آسمان‌ها زمین و مابین آنها و پروردگار عرش عظیم است قسم که محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بیش از تمام جن و انس نزد من عزیز و محبوب است و تنها محبت من به پروردگارم خداوند ارحم الراحمین بیش از محبت من به اوست. خداوند به تو برکت دهد از جاهلان مباش همانا که ما می‌خواهیم بندگان خدا را از دایره شرک بیرون آورده تا در زمره ربانیون درآیند؛ از بندگانی که برای پروردگار معبودشان باهم رقابت می‌کنند و هرکس بر اساس عملش درجه‌ای دارد.
    عزیز من ابوفراس که ان‌شاءالله از بهترین مردم هستی؛ آیا نمی‌دانی اگر امام ناصر محمد یمانی به تو بگوید: ابوفراس سزاوار و در حد تو نیست که در راه حب قرب الهی با من رقابت کنی و شایسته تو نیست که بیش ازمهدی منتظرمحبوب خدا و مقرب اوباشی چرا که او مهدی منتظر خلیفه خداست ...و ابوفراس به حق به من پاسخ دهد: ناصر محمد میانی؛ حال که رقابت در راه خدا را تنها منحصر به خود کرده و برای پیروانت چنین حقی قایل نشده‌ای؛ پس هدف خداوند از خلقت ما چیست؟ مگر ما را نیافریده تا او را به یگانگی عبادت کرده و در راه حب و قرب و نعیم رضوانش رقابت کنیم؟ بنده‌ای که به این مقام می‌رسد ناشناس مانده؛ و این امر برای ادامه رقابت و مسابقه بین تمام بندگان به سوی رب المعبود؛ تا فرا رسیدن روز ملاقات خداوند(یوم التلاق)است و در آن روز روشن می‌شود کدام بنده در این مسابقه پیروز شده است و نتیجه در روز ملاقات خداوند( یوم التلاق) مشخص می‌شود. برنده این مسابقه همچنان برای تمام بندگان ناشناس مانده است. این قاعده عبادت رب المعبود در کتاب؛ برای تمام بندگان جن و انس خدا از هر نوع و جنسی است تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا} صدق الله العظيم [الإسراء:57].
    {خودشان وسیله را می‌جویند تا کدام نزدیک‌تر به او باشند و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می‌ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است}
    ولی عزیز من ابوفراس؛ وقتی محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – را مرز بین خود و خداوندت قرار می‌دهی؛ معنیش این است که برای رقابت درراه حب قرب خداوند برای خود حقی قایل نیستی واینجاست که محبت تو نسبت به محمداً رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – بیش از محبت تو نسبت به خداوند می‌شود و به همین دلیل قاعده عبادت حق که در این فرموده خداوند تعالی آمده است؛ در قلبت به پایان می‌رسد:
    {يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا} صدق الله العظيم [الإسراء:57].
    {خودشان وسیله را می‌جویند تا کدام نزدیک‌تر به او باشند و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می‌ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است}
    عزیز من؛ خداوند تو را دوست بدارد و نسبت به حق بصیرت نماید؛ همانا که من تنها یک نصیحت و موعظه برایتان دارم. شما از این کلام خداوند تعالی باخبرید که فرموده است:
    {قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّـهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّـهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ۗ وَاللَّـهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿٣١﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].
    {بگو: «اگر خدا را دوست می‌دارید، از من پیروی کنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد؛ و گناهانتان را ببخشد؛ و خدا آمرزنده مهربان است.»}
    پیروی یعنی چه؟ جواب را در فرموده خداوند تعالی پیدا می‌کنی:
    {قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ ﴿١﴾ لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ﴿٢﴾ وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿٣﴾ وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ ﴿٤﴾ وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿٥﴾ لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [الكافرون].
    {بگو: ای کافران! (۱) آنچه را شما می‌پرستید من عبادت نمی‌کنم (۲) و نه شما آنچه را من عبادت می‌کنم می‌پرستید، (۳) و نه من هرگز آنچه را شما پرستش کرده‌اید عبادت می‌کنم (۴) و نه شما آنچه را که من عبادت می‌کنم پرستش می‌کنید؛ (۵) آیین شما برای خودتان، و آیین من برای خودم! (۶)}
    لذا پیروی یعنی همان چیزی را عبادت کنی که محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، عبادت می‌کرد. پس اگر دیدی محمد رسول الله در راه حب و قرب الهی با بندگان خداوند رقابت می‌کند؛ پیروان نبیّ هم باید مانند ایشان عمل کرده و در راه حب و قرب الهی رقابت نمایند. اگر ابوفراس دریافت که محمد رسول الله آرزو داشت آن بنده مقرب درگاه الهی باشد؛ ابوفراس هم سزاوار است آرزو داشته باشد آن بنده مقرب الهی گردد؛ همان طور که محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، چنین آرزویی داشت. ابو فراس ای مرد نیک و ای بهترین مردمان ؛ معنای پیروی این است.
    این قاعده عبادت خداوند در آیات محکم کتاب است؛ خداوند رقابت در راه پروردگار و معبود را برای تمام بندگانش حلال و مجاز کرده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّ هَـٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ ﴿٩٢﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].
    {این همه امّت واحدی بودند (و پیرو یک هدف)؛ و من پروردگار شما هستم؛ پس مرا پرستش کنید!}
    و اما مؤمنان چگونه پروردگارشان را عبادت کنند؟ خداوند تعالی می‌فرماید:

    {يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا} صدق الله العظيم [الإسراء:57].
    {خودشان وسیله را می‌جویند تا کدام نزدیک‌تر به او باشند و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می‌ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است}
    بنابراین؛ قاعده عبادت در کتاب یکی است و درمورد رقابت به سوی رب المعبود بین بندگان فرقی نیست تا بنده‌ای این حق را داشته باشد- و بنده‌ای حق نداشته باشد-تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّ هَـٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ ﴿٩٢﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].
    {این همه امّت واحدی بودند (و پیرو یک هدف)؛ و من پروردگار شما هستم؛ پس مرا پرستش کنید!}
    عزیز من ابوفراس؛ امام مهدی منتظرناصر محمد یمانی بنده‌ای مانند توست و برای همین من از همه شما دعوت می‌کنم تا در راه رب المعبود رقابت کرده و مسابقه بدهید. این امر تا روز ملاقات خداوند( یوم التلاق) روزی که اسرار نهان انسان آشکار می‌شود[اشاره به آیه کریمه سوره الطارق:یوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ ﴿٩﴾] ادامه دارد. روزی که نه مال به کار انسان می‌آید و نه فرزندانش؛ مگر کسی که با قلب سلیم(عاری از شرک)در درگاه خداوند حاضر شود[اشاره به آیات کریمه سوره الشعراء:يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿٨٨﴾ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّـهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿٨٩﴾]و اگر ابوفراس به این مقام نرسد؛ حداقل درجه ایمان را به دست آورده و اگر از مشرکان بوده باشد؛از دایره شرک خارج شده است و در زمره کسانی درامده که تنها خدا را عبادت کرده‌ و و مشمول قاعده عبادت خداوند شده و از کسانی که پیوسته در راه رب المعبود رقابت می‌کنند. حکمت اقتضا می‌کند خداوند بنده‌ای که به این درجه عالیه می‌رسد را ناشناس قرار دهد تا تمام بندگان برای رسیدن به بالاترین درجه حب و قرب الهی در راه رب المعبود رقابت کنند. خداوند پیش از این درمورد قاعده عبادت در قلب بندگانی که در راه پروردگار مخلصند فتوا داده و فرموده است:
    {يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا} صدق الله العظيم [الإسراء:57].
    {خودشان وسیله را می‌جویند تا کدام نزدیک‌تر به او باشند و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می‌ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است}
    ابوفراس از شاکران و از بهترین مردمان باش. من امام مهدی از ابوفراس دعوت می‌کنم بنده ربانی خدا باشد و به بندگان ربانی خداوند که در راه حب و قرب الهی و رسیدن به مقام مقرب‌ترین بنده خدا رقابت می‌کنند؛ بپیوندد. شایسته مهدی منتظر و هیچ یک از انبیاء رسولان نیست که رقابت به سوی رب المعبود را بر بندگان خدا حرام کنند و خود را مرز و حد میان خدا و بندگانش قرار دهند؛ که اگر چنین کنند به خود ظلم کرده و جز خداوند ولی و نصیری نخواهند یافت. چون این قاعده عبادت خدا در آیات محکم کتاب است که تمام بندگان باید برای مقرب‌تر بودن به درگاه خدا تلاش نمایند و به همین دلیل هم خداوند مشخص نفرموده آن بنده مقرب کیست؛ چه کسی پیروی از این قاعده در عبادت حق رب المعبود را بر شما حرام کرده است؟
    و اما در مورد منزلت محمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم -؛‌من می‌دانم ایشان از بندگان مقرب خداوند است؛ ولی نمی‌دانم آیا محبوب‌ترین و مقرب‌ترین عبد پروردگارعالمیان است. چون نزدیک‌ترین درجه نسبت به ذات خداوند الرحمن در بالاترین مرتبه بهشت و زیرعرش خداوند الرحمن قرار داشته و تنها به یکی از بندگان خداوند تعلق خواهد داشت. خداوند فتوا نداده است آیا این بنده از ملایکه است یا از جن و انس؛ بلکه روشن نفرموده این بنده کیست تا تمام بندگان مکرم خدا از ملایکه تا جن و انس برای رسیدن به خداوند الرحمن مسابقه دهند تا روشن شود کدام یک پیشی گرفته و به آن درجه رسیده و محبوب‌ترین ومقرب‌ترین خواهد بود. این رقابت و مسابقه تا رسیدن یوم التلاق هم چنان ادامه خواهد داشت؛ روزی که مردم در پیشگاه پروردگار عالمیان می‌ایستند.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.




  5. مصدر المشاركة
    - 7 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    22 - 04 - 1431 هـ
    07 - 04 - 2010 مـ
    18-فروردین-1389ه.ش.
    02:48 صباحاً
    _________



    فتواى مُحمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – درمورد کشته شدن عمّار بن ياسر ..

    بسم الله الرحمن الرحيم،

    رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمود:
    [[ تقتله الفئة الباغية ]].
    [او توسط قوم یاغی (خارج شده از مسیر حق) کشته می‌شود]
    وخداوند تعالى می‌فرماید:
    {تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ ۖ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ ۖ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿١٤١﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
    {آنها امتی بودند که درگذشتند. آنچه کردند، برای خودشان است؛ و آنچه هم شما کرده‌اید، برای خودتان است؛ و شما مسئول اعمال آنها نیستید.}
    وسلامٌ على المرسلين والحمد لله رب العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.





  6. مصدر المشاركة
    - 8 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    17 - 03 - 1431 هـ
    03 - 03 - 2010 مـ

    12-اسفند-1388 ه.ش.
    09:31 مساءً
    __________


    خیر مقدم به ابو فراس از نیکو مردمان ...

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين جدّي محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - والتابعين الأنصار السابقين الأخيار في الأولين وفي الآخرين، وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين.



    ابوفراس ای انسان نیک؛ خدا و خلیفهاش به تو خیرمقدم می‌گویند. می‌خواهم با سخنی بلیغ و حق به تو و تمام حق‌جوییان نصیحتی بکنم؛ خداوند با دادن قدرت فکر و تعقل به انسان کرم کرده است واگر انسان از راه راست-صراط مستقیم- خارج شود و از حق آمده از پروردگار عالمیان پیروی نکند؛ عقل حجت خدا در مقابل انسان خواهد بود. از آنجا که تو به عنوان یک حق‌جو به سراغ ما آمده و جز حق هیچ چیز دیگری نمی‌خواهی و در طلب دانش حق هستی؛ پس ای برادر گرامی بدان یا ناصر محمد یمانی امام مهدی حق پروردگار عالمیان است و یا مانند دیگر مدعیان مهدویت است که هرازچندگاه درهردوران و شهری –سربرآورده و- به دروغ خود را مهدی منتظر می‌خوانند. هرچند وقت یک بار مهدی منتظر جدیدی در برابر شما ظاهر می‌شود؛ کسانی که گرفتار مسّ شیطان شده‌اند و شیاطین به هر یک از آنها این گونه القا می‌کنند که مهدی منتظر است. این از مکر شیاطین است تا وقتی که خداوند مهدی منتظر حق را برانگیخت؛ مسلمانان بگویند:"این هم مثل مدعیان دروغین مهدویت قبلی است" و از او روگردانده ودر دعوتش تدبر نکنند و هیچ اعتنایی به او نکنند تا جایی که وقتی خبر مهدی منتظر حق پروردگارشان را شنیدند بگویند:" الحمدلله که خداوند ما را از –فتنه‌ای- که بسیار از بندگان گرفتارش شدند؛ درامان نگاه داشت" وبه او نسبت جنون بدهند در حالی که او مهدی منتظر حق و از جانب پروردگار عالمیان آمده است.
    برای همین با این که پنج سال از آغاز دعوت امام مهدی حق پروردگار عالمیان می‌گذرد؛ ولی علمای مسلمین وامت‌شان هم چنان از این دعوت روگردانند؛ در حالی که من آنان را به حکمیت کتاب خدا قرآن عظیم دعوت می‌کنم. و دلیل روگردانی مسلمانان از امام مهدی حق پروردگارشان مکر شیطان در بیمار کردن برخی از مسلمانان است. لذا ناصر محمد یمانی یا مانند مدعیان مهدویت است که گرفتار مسّ شیاطین شده‌اند یا مهدی منتظروخلیفه خدا پروردگار عالمیان است.
    آنچه که برای شما می‌ماند این است که: چطور بفهمید ناصر محمد یمانی مهدی منتظر حق پروردگارتان است یا نه؟
    اگر ابو فراس به نزد علمای مسلمین مسافرت کند و به آنان بگوید:" به من فتوا دهید آیا مهدی منتظری که مسلمانان در انتظارش هستند؛ کتاب جدیدی از نزد پروردگار عالمیان می‌آورد؟" جواب تمام مفتیان و خطبای منابر به ابوفراس یکسان خواهد بود. همگی می‌گویند:" ابوفراس بدان که آخرین رسول و نبی خداوند محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است؛ تصدیق فتوای خداوند در آیات محکم کتاب عزیزش برای مؤمنان:
    {مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَـٰكِن رَّسُولَ اللَّـهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ ۗ وَكَانَ اللَّـهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم [الأحزاب]،
    {محمّد پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و نیست؛ ولی رسول خدا و ختم‌کننده و آخرین پیامبران است؛ و خداوند به همه چیز آگاه است!}
    بر این اساس مهدی منتظر با کتابی جدید نمی‌آید؛ بلکه خداوند او را برای نصرت رساندن به خاتم أنبیاء و مرسلین،محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم برمی‌انگیزد(ناصر محمد). پس لازم است او با آنچه که بر محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد با مردم محاجه کند یعنی با قرآن عظیم و سنت حق رسولش".
    ممکن است ابوفراس بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید:" ولی علمای مسلمین درامور دینی اختلاف دارند؛ پس قاعدتاً خداوند امام مهدی را حکم قرار خواهد داد تا در اختلافات میان علمای مسلمین داوری کند و برای همین هم باید امام مهدی از نظرعلمی بیش از همه علمای امت بداند تا خداوند او را قادر سازد پراکندگی علمای امت و امت‌شان را به وحدت بدل سازد؛ آن هم بعد از آن که در دین دچار اختلاف و تشتت شده و گروه گروه و فرقه فرقه شدند و هرگروه نیز به داشته‌های خود خرسندند...که اگر چنین نکند مهدی منتظر پروردگار عالمیان نیست و خداوند درعلم کتاب-قرآن عظیم- به اودانشی افزون برتمام علمای مسلمین نداده است و شرط این است که برهان علمی اودر حین جدال و گفتگو؛ حجتی کوبنده از آیات محکم کتاب خدا قرآن عظیم باشد؛ کتابی که از تحریف محفوظ است."
    ابوفراس؛ آیا این چیزی نیست که عقل و منطق به انسان مسلمان می‌گوید؟ واز آنجا که من به یقین می‌دانم به خداوند و پروردگار عالمیان نسبت دروغ نمی‌ٔهم و به حق مهدی منتظر حق پروردگار عالمیان هستم؛ برای همین تمام علمای مسلمین و نصاری-مسیحی- و یهود را به حکمیت بر اساس کتاب خداوند قرآن عظیم دعوت می‌کنم تا درمواردی که در آن دچار اختلاف هستند، از آیات محکم کتابش میان‌شان حکم دهم و اگر نتوانم با برهان علمی از آیات محکم قرآن عظیم بر آنان مهیمن گردم؛ امام مهدی حق پروردگار عالمیان نیستم. دلیل این است که خداوند قرآن عظیم محفوظ از تحریف را مرجع حق برای تورات و انجیل و سنت نبوی قرار داده است؛ آیا کتاب دیگری جزکتاب خدا قرآن عظیم پیدا می‌کنید که محفوظ ماندن آن از تحریف تضمین شده باشد؟ والله ابوفراس اگر انسان‌های خردمند فقط در این فرموده خداوند تعالی تدبر کنند:
    {إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿٩﴾} صدق الله العظيم [الحجر]،
    {ما الذکر- قرآن- را نازل کردیم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنیم}
    و سپس می‌گویند:" از آن جایی که این فتوا ۱۴۳۰ سال قبل نازل شده؛ و اگر قرآن واقعاً از نزد خداوند حکیم و علیم نازل شده باشد و از آن جا که خدا وعده داده آن را از تحریف و دست کاری محفوظ نگاه می‌دارد؛ پس باید بشریت آن را به حق و هم چنان دست نخورده و محفوظ از تحریف بیابد با آن که قرن‌ها ازنزول آن گذشته است و با این حال هم چنان از تحریف محفوظ مانده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿٩﴾} صدق الله العظيم [الحجر]،
    {ما الذکر- قرآن- را نازل کردیم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنیم}
    آن گاه مردم اگر اهل اندیشیدن باشند به آن ایمان می‌آورند؛ محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از کجا می‌دانست قرآن در طول اعصار از تحریف محفوظ می‌ماند و شاهد بر آنان مانده و بین دست‌شان باقی می‌ماند در حالی که تورات و انجیل از زمان‌های دور گرفتار تحریف شده‌اند؛ چون خداوند به انسان قول محفوظ نگاه داشتن آنها از تحریف را نداده است؟ اما خداوند قرآن را تا یوم الدین رساله فراگیر و شامل برای جن و انس قرار داده و این کتاب دانش‌نامه و دائرة المعارف کتب انبیاء و رسولان الهی است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً ۖ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ ۖ هَـٰذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي ۗ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ ۖ فَهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٤﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].
    {آیا آنها معبودانی جز خدا برگزیدند؟! بگو: «دلیلتان را بیاورید! این سخن کسانی است که با من هستند، و سخن کسانی [= پیامبرانی‌] است که پیش از من بودندامّا بیشتر آنها حق را نمی‌دانند؛ و از آن روی گردانند}
    و تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].
    {ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر اینکه به او وحی کردیم که: معبودی جز من نیست؛ پس تنها مرا پرستش کنید}.
    دعوت امام مهدی هم تصدیق دعوت تمام رسولان پروردگارعالمیان است؛ او مردم عالم را به عبادت عاری از شرک خداوند فرا می‌خواند اما اکثر مردم ایمان نمی‌آورند مگر این که اولیای مقرب خدا را شریک او قرار دهند و گمان می‌کنند آنها در یوم الدینِ، روزی که انسان در پیشگاه پروردگارش قرار می‌گیرد؛ شفاعت‌شان را خواهند کرد! با این که اگر امام مهدی از آنان سؤال کند: ای جماعت مسلمین؛ از میان رحیمان؛ چه کسی از همه رحیم‌تر است؛ او را به من نشان دهید؟ جواب همگان یکی خواهد بود و حتما می‌گویند:" ناصر محمد به حق برایت فتوا می‌دهیم که رحیم‌ترین رحیمان خداوند ارحم الراحمین است." حال ناصر محمد یمانی به آنان می‌گوید: پس چطور از کسی انتظار رحمت دارید که کمتر از خداوند رحیم است و آرزو داشته و امیدوارید در پیشگاه خداوند ارحم الراحمین شفاعت‌تان را بکند؟ یا قادر نیستید شأن و مقام خداوند را آن گونه که هست درک کرده و قدر بدانید؟ شما را چه می شود چگونه حکم می‌کنید! مگر نمی‌دانید خداوند تعالی فرموده است:
    {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١﴾} صدق الله العظيم [ الأنعام ] ؟
    {و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! (روزی که در آن،) یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند!}
    شفاعت این نیست که کسی در پیشگاه خداوند شفاعت‌تان را بکند؛ به خدا قسم به هیچ وجه چنین نیست. خداوند ارحم الراحمین است و هیچ عبدی را سزوار نیست که در پیشگاه خداوند معبود؛ جرأت کرده و شفاعت کسی را بکند. این در تناقض با صفت رحمت در نفس خداوند است. چگونه بنده‌ای از بندگانش می‌تواند شفاعت کند در حالی که خداوند نسبت به بندگانش رحیم‌تر است؛ سبحانه و تعالی علوا کبیرا..... چه کسی در روز قیامت درمورد بندگان خدا با او محاجه می‌کند؟ در حالی که خداوند تعالی می‌فرماید:
    {هَا أَنتُمْ هَـٰؤُلَاءِ جَادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَمَن يُجَادِلُ اللَّـهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَم مَّن يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا ﴿١٠٩﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    {شما همانها هستید که در زندگی این جهان، از آنان دفاع کردید! اما کیست که در برابر خداوند، در روز رستاخیز از آنها دفاع کند؟! یا چه کسی است که وکیل و حامی آنها باشد؟!}
    ابو فراس من به خاطر حکمتی که خداوند از آن باخبر است در این بیان تو را مورد تکریم قرار دادن؛ پس از شکرگزاران باش. ولی اجازه نداری به خاطر این تکریم در حرج قرار گرفته و ما را تصدیق کنی در حالی که عقلت به حق قانع نشده و قلبت مطمئن نباشد و بعد از حق چیز جز گمراهی نیست. قبل از تدبر و تفکر در بیانات مهدی منتظر؛ برایت فتوا خواهیم داد که اگر از خردمندان باشی؛ حتما عقلت با بیان حق ذکر قانع می‌شود ولی کسانی که اهل تدبر و اندیشه نیستند؛ هیزم جهنمند و وارد آن خواهند شد و برای‌شان روشن خواهد شد دلیل گمراه شدن‌شان از صراط مستقیم و پیروی نکردن از حق آمده از نزد پروردگارعالمیان؛ استفاده نکردن از عقل‌شان است و برای همین می‌گویند:

    {وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ ﴿١٠﴾} صدق الله العظيم [الملك].
    {و می‌گویند: اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقّل می‌کردیم، در میان دوزخیان نبودیم!{
    وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.




  7. مصدر المشاركة
    - 9 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    19 - 03 - 1431 هـ
    05 - 03 - 2010 مـ

    ۱۴-اسفند-۱۳۸۸ه.ش.
    09:53 مساءً
    _________


    { وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ }
    صدق الله العظــــيم ..


    خداوند تعالی می‌فرماید:
    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
    {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١﴾} صدق الله العظيم [الأنعام]،
    {و به وسیله‌ى این [قرآن] کسانى را که از محشور شدن نزد پروردگارشان بیم دارند، هشدار ده؛ [زیرا] غیر از خداوند، براى آنان یاور و شفیعى نیست. شاید که پروا نمایند.{
    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    شفاعت آن گونه که شما گمان می‌کنید نیست؛ بلکه خداوند به کسی که می‌خواهد و راضی می‌شود اجازه سخن گفتن می‌دهدو او سخن درست و صواب را برزبان آورده و در پیشگاه خداوندی که ازبیش ازبنده‌اش نسبت به بندگانش رحم دارد؛ شفاعت احدی را نخواهد کرد؛ بلکه سخن صواب را برزبان خواهد آورد.ولی اکثر شما نمی‌دانید. وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين
    با شما چه باید کرد؟ اگر موضوع را برایتان بیان کرده و توضیح دهیم؛ ناراحت می‌شوید واگر شما را رها کنیم، بیشترتان ایمان نمی‌آورید مگر آلوده به شرک! خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِاللَّـهِ إِلَّا وَهُم مُّشْرِكُونَ ﴿١٠٦﴾} صدق الله العظيم [يوسف].
    {اکثرشان ایمان نمی‌آورند مگرآلوده به شرک}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ...} صدق الله العظيم [۱۰۱-المائدة].
    {اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از امورى که اگر برایتان آشکار شود، ناراحتتان مى‌کند، نپرسید.}
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني


  8. مصدر المشاركة


    - 10 -

    { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿٣٥﴾ } صدق الله العظيـــم ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
    ابوفراس آیا از خدا پروا نمی کنی تا ازمردمان نیک و برگزیده باشی؟ من دردوست داشتن و نزدیک بودن به جدم محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بیش از تو سزاوارو اولی‌ترم ولی تعظیم من ازاومانند شما نیست که به جای خداوند ایشان را آن قدر مورد تعظیم قرا می‌دهید که او را حد و مرز میان بندگان و رب المعبود قرارمی‌دهید.
    محمدٌ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – به شما فتوا نداده است که مقام وسیله تنها به ایشان تعلق دارد نه دیگر مسلمانان! همانا که ایشان سزاوار است که آن بنده باشد؛ هم چنان که دیگر بندگان خداوند که هیچ جیز را با خداوند شریک نگرفته‌ اند؛ سزاوارند که آن بنده باشند. محمدٌ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – به شما فتوا داده و فرموده است:
    [سلوا الله الوسيلة فإنها منزلةٌ في الجنة لا تنبغي إلا لعبدٍ من عباد الله، وأرجو أن أكون هو] صدق رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.
    [از خداوند وسیله را درخواست کنید. همانا که وسیله مقامی است در بهشت که تنها سزاوار یکی از بندگان خداوند است و امیدوارم من آن بنده باشم]
    پس جاهل و عالم می‌فهمند و درمی‌یابند خداوند مشخص نکرده است کدام بنده‌ به آن مقام می‌رسد و به همین دلیل ایشان که صلوات و سلام بر او باد فرمود:
    [وامیدوارم من آن بنده باشم]
    و برای‌تان روشن شد خداوند بنده‌ای را که به آن مقام می‌رسد مشخص نکرده است و برای همین محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمود:
    [و امیدوارم من آن بنده باشم]
    و این حدیث بیان این فرموده خداوند تعالی است:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿٣٥﴾} صدق الله العظيم [المائدة].
    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا بپرهیزید! و-مقام- وسیله را برای تقرب به او بجوئید! و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید!}
    در فرموده خداوند تعالی تدبر کن:
    {اتَّقُوا اللَّـهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ} صدق الله العظيم،
    {از خدا بپرهیزید! و-مقام- وسیله را برای تقرب به او بجوئید}
    آیا این آیه را محتاج نفسیر می‌بینی؟ بلکه این فتوای پروردگار عالمیان در آیات محکم کتاب خطاب به تمام مؤمنین است و می‌فرماید برای رسیدن به وسیله تلاش ورقابت کنند تا یکی از آنان به قرب خدا برسد. اما متأسفانه شما به جای این که مانند انبیاء و رسولان الهی خداوند را عبادت کنید؛ به ناحق در مورد آنان مبالغه کرده و وسیله را منحصربه آنان کرده‌اید و صالحان را کنار گذاشته‌اید. ای کسانی که به امید شفاعت بندگان در پیشگاه رب المعبود هستید؛ شما مشرک شده‌اید. خداوند بیش از بندگانش به شما رحیم است ولی متأسفانه...
    خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلَا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلَا تَحْوِيلًا ﴿٥٦﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا ﴿٥٧﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].
    { بگو: «كسانى را كه به جاى خدا [معبودان خود] پنداشتید، بخوانید. آنها نمى‌توانند آسیب و گزندى را از شما برطرف كنند، و [اختیار] هیچ تغییرى را نیز ندارند.» (۵۶)آن كسانى را كه ايشان مى‌خوانند خود به سوى خدای‌شان -مقام- وسيله را مى‌جويند كه كدامشان به او نزديك‌ترند و به رحمت خدا اميدوارند و از عذابش مى‌ترسند همانا عذاب پروردگارت حذر كردنى است(۵۷)}
    ای امت اسلام؛ ای حجاج بیت الله الحرام! به حق شاهد باشید؛ شاهد برعلمای‌تان و خودتان باشید؛ آیا نمی‌بینید دراین آیه برنده مقام وسیله بنده‌ای ناشناس است و خداوند آن را منحصر به یکی از بندگانش در عالم نکرده است؟ هنوزروشن نیست صاحب این مقام کدام یک از بندگان است. به شما فتوا داده شده کسانی که شما امیدوارید در پیشگاه خداوند شفاعت‌تان را بکنند؛ بندگانی مانند خودتان هستند که در راه حب و قرب الهی رقابت کرده وبه رحمت خدا امیدوار و از عذاب او هراسانند؛ خداوند در مورد نحوه عبادت آنها که عبادت درست و حق است به شما فتوا می‌دهد و برای همین می‌فرماید:
    {يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا} صدق الله العظيم.
    { خود به سوى خدای‌شان -مقام- وسيله را مى‌جويند كه كدامشان به او نزديك‌ترند و به رحمت خدا اميدوارند و از عذابش مى‌ترسند همانا عذاب پروردگارت حذر كردنى است}
    چرا خداوند تعالى می‌فرماید:
    {يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ}
    { خود به سوى خدای‌شان -مقام- وسيله را مى‌جويند كه كدامشان به او نزديك‌ترند} ؟
    چون تنها به یکی از بندگان تعلق خواهد گرفت و خداوند آن بنده را مشخص نکرده است تا رقابت بندگان برای پروردگارشان از بین نرود و هریک از بندگان امیدوار باشند که خودشان آن بنده ناشناس خداوند باشند و با این حکمت بسیارعظیم مؤمنان از عبادت بندگان خارج شده و به عبادت رب المعبود پرداخته و همگی برای پروردگارشان رقابت کرده و از شرک به خدا نجات می‌یابند و اگر به آن مقام نرسند؛ حداقل این است که از شرک نجات یافته‌اند.
    سبحان الله! می‌بینم با یکی از روایات شیعیان با من محاجه می‌کنی چون منطبق بر خواست ومیل توست. اگر موافق میل و خواستت نبود؛ حتی اگر شیعه میلیونها سند برایش می‌آوردد به آن ایمان نمی آوردی؛ هیهات هیهات از این که به حکم طاغوت راضی شوم؛ چون این برخلاف آیات محکم کتاب خداست؛ این حکم افترایی از جانب غیرخداست؛ یعنی از طرف طاغوت شیطان رجیم است.
    ای حافظ قرآن از زهران؛ می‌بینم فتوا می‌دهی ناصر محمد یمانی از کسانی است که مردم را از راه خداوند الرحمن گمراه می‌کند؛ آیا از خدا نمی‌ترسی؟ چه کسی مردم را از راه خداوند عزیز و حمید باز می‌دارد؛ ابو فراس یا ناصر محمد یمانی؟ چه کسی تو را از عذاب روزعقیم ( روزی که عذابی مانند عذاب آن تا به حال رخ نداده است) نجات می‌دهد؟ والله من امام مهدی شما را به سوی قرآن مجید دعوت می‌کنم تا به سوی راه خداوند عزیزوحمید هدایت‌تان کنم و به شما فتوا می‌دهیم که خداوند صاحب وسیله را مشخص نفرموده و پشت این؛ حکمت عظیم پروردگار عالمیان نهفته است؛ تا هریک از بندگان امیدوارباشند خودشان صاحب آن درجه شوند و برای همین محمد رسول الله نفرمود که آن مقام سزاوار نیست به کسی جزیک نبیّ برسد و به امیدوار است او آن نبیّ باشد؛ بلکه ایشان که صلوات و سلام بر او باد فرمود:
    [لا تنبغي إلا لعبدٍ من عباد الله، وأرجو أن أكون هو].
    [تنها سزاوار یکی از بندگان خداوند است و امیدوارم من آن بنده باشم]
    آیا نمی‌بینی رسول الله نفرموده‌اند تنها سزاوار یک نفرازانبیاء است، بلکه فرمود تنها سزاواریکی از بندگان خداوند است؛ یعنی تمام بندگان جن و انس از هر جنسی اجازه رقابت در راه ان را دارند و آن را منحصر به انس نکرد و جنیان را کنار نگذاشت؛ اگر چنین بود پس خداوند به چه دلیل جنیان را آفرید؟
    ابوفراس؛ خداوند هدایتت فرماید؛ به خداوندی که خدایی جز او نیست؛ تو بندگان را از دعوتی که آنان را به سوی رقابت در راه معبود می‌خواند بازمی‌داری.ای مرد از خدا بترس؛ چطور حق را باطل و باطل را حق می‌بینی! در این صورت فرق زیادی میان شما و نصاری-مسیحیان- نیست. آنان چنان در حق نبی‌شان المسيح عيسى ابن مريم - صلّى الله عليه وعلى أمه وآل عمران وسلّم - مبالغه کردند تا جایی که او فرزند خدا خواندند و اما شما؛ در مورد محمداً رسول الله - صلّى الله عليه وعلى آله وسلّم - مبالغه کرده و مقام وسیله را منحصربه ایشان کردید و مسلمانان را محروم دانستید؛ اگرچنین است پس خداوند شما را برای چه آفریده است؟ چگونه سخنی غیر از آن چه که خداوند در آیات محکم کتاب و سنت حق رسولش آورده، بر زبان می‌آورید؟ آیا نمی‌دانید خداوند در آیات محکم کتابش به نبیّ خود امر می‌فرماید به مسیر هدایت کسانی اقتدا کند که هیچ چیز را با خدا شریک نگرفتند؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ﴿٧٨﴾ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا ۖ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿٧٩﴾ وَحَاجَّهُ قَوْمُهُ ۚ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللَّـهِ وَقَدْ هَدَانِ ۚ وَلَا أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلَّا أَن يَشَاءَ رَبِّي شَيْئًا ۗ وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا ۗ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ ﴿٨٠﴾ وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللَّـهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا ۚ فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ ۖ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٨١﴾ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُولَـٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٨٢﴾ وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَىٰ قَوْمِهِ ۚ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاءُ ۗ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ﴿٨٣﴾ وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ ۚ كُلًّا هَدَيْنَا ۚ وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ ۖ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَىٰ وَهَارُونَ ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿٨٤﴾ وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَىٰ وَعِيسَىٰ وَإِلْيَاسَ ۖ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ ﴿٨٥﴾ وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا ۚ وَكُلًّا فَضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿٨٦﴾ وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ ۖ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٨٧﴾ ذَٰلِكَ هُدَى اللَّـهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ ۚ وَلَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٨٨﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ۚ فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَـٰؤُلَاءِ فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُوا بِهَا بِكَافِرِينَ ﴿٨٩﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّـهُ ۖ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ ۗ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا ۖ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْعَالَمِينَ ﴿٩٠﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {... «ای قوم من از شریکهایی که برای خدامی‌گیرید، برائت میجویم (۷۸) من روی خود را به سوی کسی کردم که آسمانها و زمین را آفریده؛ من در ایمان خود خالصم؛ و از مشرکان نیستم! (۷۹) ولی قوم او [= ابراهیم‌]، با وی به گفتگو و ستیز پرداختند؛ گفت: «آیا درباره خدا با من گفتگو و ستیز می‌کنید؟! در حالی که خداوند، مرا با دلایل روشن هدایت کرده؛ و من از آنچه شما همتای (خدا) قرار می‌دهید، نمی‌ترسم مگر پروردگارم چیزی را بخواهد! وسعت آگاهی پروردگارم همه چیز را در برمی‌گیرد؛ آیا متذکّر نمی‌شوید؟! (۸۰) چگونه من از بتهای شما بترسم؟! در حالی که شما از این نمی‌ترسید که برای خدا، همتایی قرار داده‌اید که هیچ گونه دلیلی درباره آن، بر شما نازل نکرده است! کدام یک از این دو دسته (بت‌پرستان و خداپرستان)، شایسته‌تر به ایمنی هستند اگر می‌دانید؟! (۸۱) آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست؛ و آنها هدایت‌یافتگانند!» (۸۲) اینها دلایل ما بود که به ابراهیم در برابر قومش دادیم! درجات هر کس را بخواهیم بالا می‌بریم؛ پروردگار تو، حکیم و داناست. (۸۳) و اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم؛ و هر دو را هدایت کردیم؛ و نوح را پیش از آن هدایت نمودیم؛ و از فرزندان او، داوود و سلیمان و ایّوب و یوسف و موسی و هارون را ؛ این‌گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم! (۸۴) و زکریّا و یحیی و عیسی و الیاس را؛ همه از صالحان بودند. (۸۵) و اسماعیل و الیسع و یونس و لوط را؛ و همه را بر جهانیان برتری دادیم. (۸۶) و از پدران و فرزندان و برادران آنها و برگزیدیم و به راه راست، هدایت نمودیم. (۸۷) این، هدایت خداست؛ که هر کس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمایی می‌کند! و اگر آنها مشرک شوند، اعمال که انجام داده‌اند، نابود می‌گردد (۸۸) آنها کسانی هستند که کتاب و حکم و نبوّت به آنان دادیم؛ و اگر نسبت به آن کفر ورزند، کسان دیگری را می‌گماریم که نسبت به آن، کافر نیستند. (۸۹) آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده؛ پس به هدایت آنان اقتدا کن! (و) بگو: «در برابر این پاداشی از شما نمی‌طلبم! این (رسالت)، چیزی جز یک تذکری برای جهانیان نیست!» (۹۰)}
    و اولاً مقصود خداوند ازفرمانی که به رسولش داده و می‌فرماید:
    {أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّـهُ ۖ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ}
    { آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده؛ پس به هدایت آنان اقتدا کن}
    چیست؟ سؤالی که مطرح می‌شود این است: این اقتدا چیست؟ و جواب: مقصود پیروی و تبعیت است. و سؤالی دیگر: مقصود از پیروی و تبعیت چیست؟ و جواب: مقصود این است که خداوند را مانند کسانی که هیچ چیز را با وی شریک نمی‌گیرند عبادت کنی. آیا می‌بینید محمدً رسول الله - صلّى الله عليه وسلّم - آنها را بزرگ داشته و مورد تعظیم قرار داده و خدا را به آنان واگذاشته و فرموده شایسته او نیست برای حب و قرب پروردگارشان با آنان رقابت کند چون مأمور است به آنان اقتدا کند؟ خیر بلکه شاهدید که او به آنان اقتدا کرده و مانند آنان خداوند را عبادت نموده و در راه پروردگار با آنان رقابت می‌کند و امبدوار است و آرزو دارد خودش مقرب‌ترین بنده به درگاه خدا باشد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ ۖ إِن يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِن يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ ۚ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا ﴿٥٤﴾ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۗ وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَىٰ بَعْضٍ ۖ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا ﴿٥٥﴾ قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلَا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلَا تَحْوِيلًا ﴿٥٦﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا ﴿٥٧﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].
    {پروردگار شما به شما داناتر است. اگر بخواهد بر شما رحمت مى‌آورد، یا اگر بخواهد شما را عذاب مى‌كند. و ما تو را بر آنان نگهبان نفرستاده‌ایم [تا به (۵۴) و پروردگارت به هر كه در آسمان‌ها و زمین است، داناتر است. و البتّه ما بعضى از پیامبران را بر بعضی دیگر برترى بخشیدیم. و به داوود زبور دادیم. (۵۵) بگو: «كسانى را كه به جاى خدا [معبودان خود] پنداشتید، بخوانید. آنها نمى‌توانند آسیب و گزندى را از شما برطرف كنند، و [اختیار] هیچ تغییرى را نیز ندارند.» (۵۶)آن كسانى را كه ايشان مى‌خوانند خود به سوى خدای‌شان -مقام- وسيله را مى‌جويند كه كدامشان به او نزديك‌ترند و به رحمت خدا اميدوارند و از عذابش مى‌ترسند همانا عذاب پروردگارت حذر كردنى است(۵۷)}
    با آن که انبیاء می‌دانند خداوند برخی از آنان را به برخی دیگر برتری داده است، ولی شاهد این نیستید که بعضی از آنها بعضی دیگر را برای رسیدن به خدا افضل بدانند؛ بلکه همگی برای مقرب‌تر بودن به درگاه خدا رقابت می‌کنند.

    سؤالی که مطرح می‌شود این است: چرا شما خداوند را آن گونه که رسولانش عبادت می‌کنند؛ عبادت نمی‌کنید؟مگر به شما فرمان داده نشده مانند آنان-علیهم الصلاة و السلام- خداوند را عبادت کنید؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].
    {ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر اینکه به او وحی کردیم که: «معبودی جز من نیست؛ پس تنها مراعبادت کنید.»}
    اما شما نسبت به دعوت حقی که تمام انبیاء و رسولان شما را به سوی آن دعوت می‌کنند؛ کافر شده‌اید. ای انصار پیشگام برگزیده؛ آیا نمی‌دانید در این فرموده خداوند تعالی به چه کسانی اشاره شده است:
    {فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَـٰؤُلَاءِ فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُوا بِهَا بِكَافِرِينَ} صدق الله العظيم [الأنعام:89]؟
    { آنها کسانی هستند که کتاب و حکم و نبوّت به آنان دادیم؛ و اگر نسبت به آن کفر ورزند، کسان دیگری را می‌گماریم که نسبت به آن، کافر نیستند.}
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّـهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ} صدق الله العظيم [المائدة:54].
    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، خداوند جمعیّتی را می‌آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند،}
    چگونه ممکن است کسی که تمام بندگان را به رقابت در راه رب المعبود دعوت می‌کند تا خداوند را آن گونه که شایسته است عبادت کرده و هیچ چیز را با او شریک نگیرند؛ گمراه باشد! اما ابوفراس فتوا می‌دهد ناصر محمد یمانی به شدت گمراه است؛ ابوفراس چطور ممکن است دعوت به سوی حق؛باطل باشد؟ آیا می‌بینی من شما را به سوی کسی غیر از خداوند سبحان دعوت می‌کنم؟ ابوفراس آیا بعد از حق چیزی جز گمراهی می‌ماند؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {الر ۚ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ ﴿١﴾ أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَىٰ رَجُلٍ مِّنْهُمْ أَنْ أَنذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِندَ رَبِّهِمْ ۗ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَـٰذَا لَسَاحِرٌ مُّبِينٌ ﴿٢﴾ إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّـهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۖ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ۖ مَا مِن شَفِيعٍ إِلَّا مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ۚ ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ ۚ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ﴿٣﴾ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا ۖ وَعْدَ اللَّـهِ حَقًّا ۚ إِنَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ بِالْقِسْطِ ۚ وَالَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُونَ ﴿٤﴾ هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ ۚ مَا خَلَقَ اللَّـهُ ذَٰلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ ۚ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿٥﴾ إِنَّ فِي اخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا خَلَقَ اللَّـهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَّقُونَ ﴿٦﴾ إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ ﴿٧﴾ أُولَـٰئِكَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿٨﴾ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُم بِإِيمَانِهِمْ ۖ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿٩﴾ دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّـهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَامٌ ۚ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّـهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿١٠﴾ وَلَوْ يُعَجِّلُ اللَّـهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجَالَهُم بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ ۖ فَنَذَرُ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿١١﴾ وَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَا إِلَىٰ ضُرٍّ مَّسَّهُ ۚ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿١٢﴾ وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِن قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا ۙ وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ وَمَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ ﴿١٣﴾ ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلَائِفَ فِي الْأَرْضِ مِن بَعْدِهِمْ لِنَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ ﴿١٤﴾ وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ ۙ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَـٰذَا أَوْ بَدِّلْهُ ۚ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاءِ نَفْسِي ۖ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ ۖ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿١٥﴾ قُل لَّوْ شَاءَ اللَّـهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلَا أَدْرَاكُم بِهِ ۖ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُرًا مِّن قَبْلِهِ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿١٦﴾ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّـهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ ۚ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ ﴿١٧﴾ وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ مَا لَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَـٰؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللَّـهِ ۚ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّـهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ ۚ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿١٨﴾ وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلَّا أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُوا ۚ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فِيمَا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿١٩﴾ وَيَقُولُونَ لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ ۖ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّـهِ فَانتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ ﴿٢٠﴾ وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّكْرٌ فِي آيَاتِنَا ۚ قُلِ اللَّـهُ أَسْرَعُ مَكْرًا ۚ إِنَّ رُسُلَنَا يَكْتُبُونَ مَا تَمْكُرُونَ ﴿٢١﴾ هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ ۖ حَتَّىٰ إِذَا كُنتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِم بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ ۙ دَعَوُا اللَّـهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَـٰذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ﴿٢٢﴾ فَلَمَّا أَنجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ ۗ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَىٰ أَنفُسِكُم ۖ مَّتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٢٣﴾ إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَالْأَنْعَامُ حَتَّىٰ إِذَا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلًا أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدًا كَأَن لَّمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ ۚ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿٢٤﴾ وَاللَّـهُ يَدْعُو إِلَىٰ دَارِ السَّلَامِ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٢٥﴾ لِّلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَىٰ وَزِيَادَةٌ ۖ وَلَا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلَا ذِلَّةٌ ۚ أُولَـٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿٢٦﴾ وَالَّذِينَ كَسَبُوا السَّيِّئَاتِ جَزَاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِهَا وَتَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ۖ مَّا لَهُم مِّنَ اللَّـهِ مِنْ عَاصِمٍ ۖ كَأَنَّمَا أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِّنَ اللَّيْلِ مُظْلِمًا ۚ أُولَـٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿٢٧﴾ وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ ۚ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ ۖ وَقَالَ شُرَكَاؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ ﴿٢٨﴾ فَكَفَىٰ بِاللَّـهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ ﴿٢٩﴾ هُنَالِكَ تَبْلُو كُلُّ نَفْسٍ مَّا أَسْلَفَتْ ۚ وَرُدُّوا إِلَى اللَّـهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ ۖ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ ﴿٣٠﴾ قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَمَّن يَمْلِكُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَمَن يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَن يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ۚ فَسَيَقُولُونَ اللَّـهُ ۚ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ ﴿٣١﴾ فَذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ ۖ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ ﴿٣٢﴾ كَذَٰلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُوا أَنَّهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٣٣﴾ قُلْ هَلْ مِن شُرَكَائِكُم مَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ۚ قُلِ اللَّـهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ۖ فَأَنَّىٰ تُؤْفَكُونَ ﴿٣٤﴾ قُلْ هَلْ مِن شُرَكَائِكُم مَّن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ ۚ قُلِ اللَّـهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ ۗ أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَّا يَهِدِّي إِلَّا أَن يُهْدَىٰ ۖ فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ﴿٣٥﴾ وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا ۚ إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا ۚ إِنَّ اللَّـهَ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿٣٦﴾ وَمَا كَانَ هَـٰذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَىٰ مِن دُونِ اللَّـهِ وَلَـٰكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ﴿٣٧﴾ أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ ۖ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللَّـهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣٨﴾ بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ ۚ كَذَٰلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۖ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ ﴿٣٩﴾ وَمِنْهُم مَّن يُؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُم مَّن لَّا يُؤْمِنُ بِهِ ۚ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ ﴿٤٠﴾ وَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ ۖ أَنتُم بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَا بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٤١﴾ وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ ۚ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُوا لَا يَعْقِلُونَ ﴿٤٢﴾ وَمِنْهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ ۚ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُوا لَا يُبْصِرُونَ ﴿٤٣﴾ إِنَّ اللَّـهَ لَا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا وَلَـٰكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿٤٤﴾ وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَن لَّمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِّنَ النَّهَارِ يَتَعَارَفُونَ بَيْنَهُمْ ۚ قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقَاءِ اللَّـهِ وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ ﴿٤٥﴾ وَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ اللَّـهُ شَهِيدٌ عَلَىٰ مَا يَفْعَلُونَ ﴿٤٦﴾ وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ ۖ فَإِذَا جَاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿٤٧﴾ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٤٨﴾ قُل لَّا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلَا نَفْعًا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّـهُ ۗ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ ۚ إِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَلَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً ۖ وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ ﴿٤٩﴾ قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُهُ بَيَاتًا أَوْ نَهَارًا مَّاذَا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [يونس].
    {الر، این آیات کتاب استوار و حکمت آمیز است! (۱) آیا برای مردم، موجب شگفتی بود که به مردی از آنها وحی فرستادیم که مردم را بترسان، و به کسانی که ایمان آورده‌اند بشارت ده که برای آنها، جایگاه نیکویى نزد پروردگارشان است؟! کافران گفتند: «این مرد، ساحر آشکاری است!» (۲) پروردگار شما، خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش آفرید؛ سپس بر عرش (استیلا) قرار گرفت، و به تدبیر کار (جهان) پرداخت؛ هیچ شفاعت کننده‌ای، جز بعد اذن او نیست؛ این است خداوند، پروردگار شما! پس او را پرستش کنید! آیا متذکّر نمی‌شوید؟! (۳) بازگشت همه‌ى شما به سوى اوست. این وعده‌ى حقّ الهى است. اوست که آفرینش را آغاز مى‌کند، سپس آن را بازمى‌گرداند، تا کسانى را که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند، به عدالت پاداش دهد. و براى آنان که کافر شده‌اند، به سزاى کفرشان، نوشیدنى از مایع سوزان و عذابى دردناک خواهد بود. (۴) { اوست که خورشید را درخشنده-منبع نور- و ماه را تابان قرار داد و براى حرکتِ ماه منزلگاه‌هایى قرار داد تا شماره‌ى سال‌ها و حساب را بدانید.. خداوند این را جز به حق نیافریده؛ او آیات (خود را) برای گروهی که اهل دانشند، شرح می‌دهد (۵) مسلّماً در آمد و شد شب و روز، و آنچه خداوند در آسمانها و زمین آفریده، آیات (و نشانه‌هایی) است برای گروهی که پرهیزگارند (۶)آنها که ایمان به ملاقات ما ندارند، و به زندگی دنیا خشنود شدند و بر آن تکیه کردند، و آنها که از آیات ما غافلند، (۷) آنها جایگاهشان آتش است، بخاطر کارهایی که انجام می‌دادند! (۸) کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، پروردگارشان آنها را با ایمانشان هدایت می‌کند؛ از زیر آنها در باغهای بهشت، نهرها جاری است. (۹) گفتار (و دعای) آنها در بهشت این است که: «خداوندا، منزهی تو!» و تحیّت آنها در آنجا: سلام؛ و آخرین سخنشان این است که: «حمد، مخصوص پروردگار عالمیان است!» (۱۰) و اگر خداوند براى مردم به همان شتاب که براى خود خیر مى‌طلبند، در رساندن بلا به آنان شتاب مى‌نمود، قطعاً اجلشان فرارسیده بود. پس کسانى را که به دیدار ما امید [و باور] ندارند، به حال خود رها مى‌کنیم تا در سرکشى خویش سرگردان بمانند. (۱۱) هنگامی که به انسان زیان رسد، ما را در حالی که به پهلو خوابیده، یا نشسته، یا ایستاده است، می‌خواند؛ امّا هنگامی که ناراحتی را از او برطرف ساختیم، چنان می‌رود که گویی هرگز ما را برای حل مشکلی که به او رسیده بود، نخوانده است! این گونه برای اسرافکاران، اعمالشان زینت داده شده است (۱۲) ما امّت‌های پیش از شما را، هنگامی که ظلم کردند، هلاک نمودیم؛ در حالی که پیامبرانشان دلایل روشن برای آنها آوردند، ولی آنها ایمان نیاوردند؛ این‌گونه گروه مجرمان را کیفر می‌دهیم! (۱۳) سپس شما را جانشینان آنها در روی زمین قرار دادیم؛ تا ببینیم شما چگونه عمل می‌کنید! (۱۴)و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده می‌شود، کسانی که ایمان به لقای ما ندارند می‌گویند: «قرآنی غیر از این بیاور، یا آن را تبدیل کن! بگو: «من حق ندارم که از پیش خود آن را تغییر دهم؛ فقط از چیزی که بر من وحی می‌شود، پیروی می‌کنم! من اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از مجازات روز بزرگ می‌ترسم!» (۱۵) بگو: «اگر خدا می‌خواست، من این آیات را بر شما نمی‌خواندم؛ و خداوند از آن آگاهتان نمی‌کرد؛ چه اینکه مدّتها پیش از این، در میان شما زندگی نمودم؛ آیا نمی‌فهمید؟!» (۱۶) چه کسی ستمکارتر است از آن کس که بر خدا دروغ می‌بندد، یا آیات او را تکذیب می‌کند؟! مسلماً مجرمان رستگار نخواهند شد! (۱۷) آنها غیر از خدا، چیزهایی را می‌پرستند که نه به آنان زیان می‌رساند، و نه سودی می‌بخشد؛ و می‌گویند: «اینها شفیعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آیا خدا را به چیزی خبر می‌دهید که در آسمانها و زمین سراغ ندارد؟!» منزه است او، و برتر است از آن همتایانی که قرار می‌دهند! (۱۸) همه مردم امّت واحدی بودند؛ سپس اختلاف کردند؛ و اگر سنت پروردگارت (مهلت یافتن مردم) از قبل صادر نشده بود، در میان آنها در آنچه اختلاف داشتند داوری می‌شد (۱۹) می‌گویند: «چرا معجزه‌ای از پروردگارش بر او نازل نمی‌شود؟!» بگو: «غیب تنها برای خدا (و به فرمان او) است! شما در انتظار باشید، من هم با شما در انتظارم! (۲۰)هنگامی که به مردم، پس از ناراحتی که به آنها رسیده است، رحمتی بچشانیم، در آیات ما نیرنگ و حیله می‌کنند؛ بگو: «خداوند سریعتر از شما مکر- تدبیر- می‌کند؛ و فرستادگان ما، آنچه نیرنگ می‌کنید می‌نویسند!» (۲۱) او کسی است که شما را در خشکی و دریا سیر می‌دهد؛ زمانی که در کشتی قرارمی‌گیرید، و بادهای موافق آنان را حرکت میدهد و خوشحال می‌شوند، ناگهان طوفان شدیدی می‌وزد؛ و امواج از هر سو به سراغ آنها می‌آید؛ و گمان می‌کنند هلاک خواهند شد؛ در آن هنگام، خدا را از روی اخلاص می‌خوانند که: «اگر ما را از این گرفتاری نجات دهی، حتماً از سپاس گزاران خواهیم بود!» (۲۲) امّا هنگامی که خدا آنها را رهایی بخشید، به ناحق، در زمین ستم میکنند. ای مردم! ستمهای شما، به زیان خود شماست! از زندگی دنیا بهره (میبرید)، سپس بازگشت شما بسوی ماست؛ و ما، شما را به آنچه عمل میکردید، خبر میدهیم! (۲۳) مثل زندگی دنیا، همانند آبی است که از آسمان نازل کرده‌ایم؛ که در پی آن، گیاهان (گوناگون) زمین -که مردم و چهارپایان از آن می‌خورند- می‌روید؛ تا زمانی که زمین، زیبایی خود را یافته و آراسته می‌گردد، و اهل آن مطمئن می‌شوند که می‌توانند از آن بهره‌مند گردند، فرمان ما، شب‌هنگام یا در روزفرامی‌رسد؛ و آنچنان آن را درو می‌کنیم که گویی دیروز هرگز (چنین کشتزاری) نبوده است! این گونه، آیات خود را برای گروهی که می‌اندیشند، شرح می‌دهیم! (۲۴) و خداوند به سرای صلح و سلامت دعوت می‌کند؛ و هر کس را بخواهد به راه راست هدایت می‌نماید. (۲۵)کسانی که نیکی کردند، پاداش نیک و افزون بر آن دارند؛ و تاریکی و ذلّت، چهره‌هایشان را نمی‌پوشاند؛ آنها اهل بهشتند، و جاودانه در آن خواهند ماند. (۲۶) امّا کسانی که مرتکب گناهان شدند، جزای بدی به مقدار آن دارند؛ و ذلّت و خواری، چهره آنان را می‌پوشاند؛ و هیچ چیز نمی‌تواند آنها را از خدا نگه دارد! گویی با پاره‌هایی از شب تاریک، صورت آنها پوشیده شده! آنها اهل دوزخند؛ و جاودانه در آن خواهند ماند! (۲۷) روزی را که همه آنها را جمع می‌کنیم، سپس به مشرکان می‌گوییم: «شما و معبودهایتان در جای خودتان باشید سپس حجاب بین آنها را برمی‌داریم و معبودهایشان (به آنها) می‌گویند: «شما (هرگز) ما را عبادت نمی‌کردید (۲۸) همین بس که خدا میان ما و شما گواه باشد، ما از عبادت شما غافل بودیم! (۲۹) در آن جا، هر کس عملی را که قبلاً انجام داده است، می‌آزماید. و همگی بسوی «اللّه» -مولا و سرپرستِ حق خود- بازگردانده می‌شوند؛ و چیزهایی را که به دروغ همتای خدا قرار داده بودند، گم و نابود می‌شوند! (۳۰) بگو: «چه کسی شما را از آسمان و زمین روزی می‌دهد؟ یا چه کسی مالک گوش و چشمهاست؟ و چه کسی زنده را از مرده، و مرده را از زنده بیرون می‌آورد؟ و چه کسی امور (جهان) را تدبیر می‌کند؟» خواهند گفت خداوند. بگو: «پس چرا تقوا پیشه نمی‌کنید (و از خدا نمی‌ترسید)؟! (۳۱) آن است خداوند، پروردگار حقّ شما با این حال، بعد از حق، چه چیزی جز گمراهی وجود دارد؟! پس چرا روی گردان می‌شوید؟! (۳۲) این چنین فرمان پروردگارت بر فاسقان مسلّم شده که آنها ایمان نخواهند آورد! (۳۳)بگو: «آیا هیچ یک از معبودهای شما، آفرینش را ایجاد می‌کند و سپس بازمی‌گرداند؟!» بگو: «تنها خدا آفرینش را ایجاد کرده، سپس بازمی‌گرداند؛ با این حال، چرا از حق روی‌گردان می‌شوید؟!» (۳۴) بگو: «آیا هیچ یک از معبودهای شما، به سوی حق هدایت می‌کند؟! بگو: «تنها خدا به حق هدایت می‌کند! آیا کسی که هدایت به سوی حق می‌کند برای پیروی شایسته‌تر است، یا آن کس که خود هدایت نمی‌شود مگر هدایتش کنند؟ شما را چه می‌شود، چگونه داوری می‌کنید؟!» (۳۵) و بیشتر آنها، جز از گمان، پیروی نمی‌کنند؛ (در حالی که) گمان، هرگز انسان را از حقّ بی‌نیاز نمی‌سازد (و به حق نمی‌رساند)! به یقین، خداوند از آنچه انجام می‌دهند، آگاه است! (۳۶) شایسته نبود (و امکان نداشت) که این قرآن، بدون وحی الهی به خدا نسبت داده شود؛ ولی تصدیقی است برای آنچه پیش از آن است (از کتب آسمانی)، و شرح و تفصیلی بر آنها است؛ شکّی در آن نیست، و از طرف پروردگار جهانیان است. (۳۷) آیا آنها می‌گویند: «او قرآن را به دروغ به خدا نسبت داده است»؟! بگو: «اگر راست می گویید، یک سوره همانند آن بیاورید؛ و غیر از خدا، هر کس را می‌توانید (به یاری) طلبید!» (۳۸بلکه چیزی را تکذیب کردند که آگاهی از آن نداشتند، و هنوز واقعیتش بر آنان روشن نشده است! پیشینیان آنها نیز همین گونه تکذیب کردند؛ پس بنگر عاقبت کار ظالمان چگونه بود! (۳۹) بعضی از آنها، به آن ایمان می‌آورند؛ و بعضی ایمان نمی‌آورند؛ و پروردگارت به مفسدان آگاهتر است (۴۰) و اگر تو را تکذیب کردند، بگو: «عمل من برای من، و عمل شما برای شماست! شما از آنچه من انجام می‌دهم برائت دارید و من (نیز) از آنچه شماانجام می‌دهید برائت دارم (۴۱) گروهی از آنان، به سوی تو گوش فرامی‌دهند! آیا تو می‌توانی سخن خود را به گوش کران برسانی، هر چند نفهمند؟! (۴۲)و گروهی از آنان، به سوی تو می‌نگرند آیا تو می‌توانی نابینایان را هدایت کنی، هر چند نبینند؟! (۴۳) خداوند هیچ به مردم ستم نمی‌کند؛ ولی این مردمند که به خویشتن ستم می‌کند! (۴۴) روزی را که (خداوند) آنها را جمع (و محشور) می‌سازد؛ گویی جز ساعتی از روز، (در دنیا) توقّف نکردند؛ آن روز یکدیگر را مى‌شناسند مسلّماً آنها که لقای خداوند را تکذیب کردند، زیان بردند و هدایت نیافتند! (۴۵) اگر ما، پاره‌ای از مجازاتهایی را که به آنها وعده داده‌ایم، (در حال حیات تو (به تو نشان دهیم، و یا) پیش از آنکه گرفتار عذاب شوند،) تو را از دنیا ببریم، در هر حال، بازگشتشان به سوی ماست؛ سپس خداوند بر آنچه آنها انجام می‌دادند گواه است! (۴۶) برای هر امّتی، رسولی است؛ هنگامی که رسولشان به سوی آنان بیاید، به عدالت در میان آنها داوری می‌شود؛ و ستمی به آنها نخواهد شد! (۴۷) و می‌گویند: «اگر راست می‌گوئی، این وعده (مجازات) کی خواهد بود؟» (۴۸) بگو: «من برای خودم زیان و سودی را مالک نیستم، مگر آنچه خدا بخواهد. برای هر قوم و ملّتی، سرآمدی است؛ هنگامی که اجل آنها فرا رسد، نه ساعتی تأخیر می‌کنند، و نه پیشی می‌گیرند! (۴۹) بگو: «اگر مجازات او، شب‌هنگام یا در روز به سراغ شما آید .پس مجرمان برای چه عجله می‌کنند؟! (۵۰)}

    وای ابوفراس؛ خدا هدایتت کند؛ روزی را به یاد آور که در پیشگاه پروردگارم و پرودگارت ؛ پروردگار عالمیان و خداوند علیّ العظیم می‌ایستی وخداوند ازتو سؤال می‌کند: ابوفراس؛ آیا می‌دانی بنده من ناصر محمد یمانی شما را به چه چیزی دعوت می‌کرد؟ و ابوفراس پاسخ می‌دهد:" ما را به عبادت خداوند یکتا و بی‌شریک خوانده و به تمام بندگان او فرمان می‌داد برای رب المعبود رقابت کنند تا مقرب‌ترین بنده درگاهش گردند و ما را به شدت از شرک برحذر می‌داشت و تقریبا هیچ بیانی نبود که در آن درمورد شرک به خدا هشدار نداده باشد" خداوند به تو چنین پاسخ خواهد داد:

    {فَذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ ۖ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يونس].

    {پس این خداوند حقّ، شماست. و پس از حقّ، جز گمراهى چیست؟ پس چگونه روی‌گردان مى‌شوید؟!}

    ابوفراس به من به شما نمی‌گویم؛ به جای خدا مرا عبادت کنید؛ پناه برخدا چیزی بگویم که حق گفتنش را ندارم. بلکه گفتم خداوندی که پروردگار من و شماست را عبادت کنید. آیا دعوت ناصر محمد یمانی تفاوتی با دعوت انبیاء ورسولان الهی دارد؟ خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].

    {ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر اینکه به او وحی کردیم که: «معبودی جز من نیست؛ پس تنها مرا عبادت کنید.»}

    ابوفراس؛ هم چنین من به شما فرمان دادم-مقام- وسیله را به سوی خدا بجویید و از حزب خدا باشید که برای حب و قرب او رقابت می‌کنند؛ آیا فرمانی غیر از فرمان خدا و رسولش به شما دادم؟ خداوند تعالی می‌فرماید:

    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿٣٥﴾} صدق الله العظيم [المائدة]

    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خدا بپرهیزید! و "وسیله" را برای تقرب به او بجوئید! و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید!}

    هم چنین به شوا فتوا می‌دهم خداوند مشخص نفرموده کدام بنده به آن بالاترین درجه می‌رسد و حکمت آن در این است که بندگان از رقابت برای رب المعبود مأیوس نشوند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا} صدق الله العظيم [الإسراء:57]

    { خود به سوى خدای‌شان -مقام- وسيله را مى‌جويند كه كدامشان به او نزديك‌ترند و به رحمت خدا اميدوارند و از عذابش مى‌ترسند همانا عذاب پروردگارت حذر كردنى است}
    ابوفراس از مردمان نیک و برگزیده باش و با بصیرتی که از نزد اوآمده از دعوت حق پروردگارت پیروی کن.

    اما در مورد رؤیا؛ به تو بشارت می‌دهم خداوند تو را به خاطرانکار رؤیای ناصر محمد یمانی مورد محاسبه قرار نمی‌دهد؛ مگر این که پروردگارم مرا تصدیق کرده و ببینی خداوند رؤیای امام ناصر محمد یمانی را محقق نموده و هیچ کس نیست که در محاجه با قرآن به حق مغلوب وی نگردد و این جاست که قرآن حجت حق می‌شود، نه رؤیای ناصر محمد یمانی. ما در برابر تو به حق حجت اقامه کردیم و جز خداوند ولیّ و نصیری نخواهی یافت. یا مگر گمان می‌کنی آن درجه عالیه برای من اهمیتی دارد؟ به خداوند چنین نیست؛ خداوندی که از خیانت چشم‌ها و رازهای مخفی در سینه‌ها باخبر است. ملکوت دنیا و آخرت برایم اهمیتی ندارد؛ بلکه پروردگارم برایم مهم است و برای تحقق رضوان نفس او نسبت به بندگانش تلاش می‌کنم و برای من نعیم اعظم خداوند همین است. اما در مورد دنیا و آخرت؛ اینها تنها ملک مادی هستند فقط آخرت از دنیا برایت بهتر و ماندگارتر است. محقق شدن رضوان خدا را بخواه؛ ملک از آن اوست و به هرکس بخواهد عطا می‌کند. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّىٰ ﴿٢٤﴾ فَلِلَّـهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَىٰ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [النجم]

    {یا آنچه انسان تمنّا دارد به آن می‌رسد (۲۴) در حالی که آخرت و دنیا از آن خداست! (۲۵)}

    نترس ما مانع حضور تو در پایگاه و نوشتن بیان نمی‌شویم. همانا که ما قادریم با برهان علمی مبین از همان ایات محکم قرآن عظیم که تو از حفظ می‌دانی بر تو غالب گشته و خاموشت سازیم. پس غرور و تعصب تو را به گناه نکشاند. اگر دیدی ناصر محمد یمانی به حق سخن گقته و مردم را به راه راست-صراط مستقیم- راهنمایی می‌کند؛ از من پشتیبانی کن تا خداوند تو را در امر من شریک فرماید و دعوت حق من از تمام مردم را یاری کن. و ابوفراس اگر مرا گمراه می‌بینی با برهان علمی ان را درهم بکوب اما ابداً قادر به چنین کاری نیستی، می‌دانی چرا؟ چون برهان علمی من آیات بینه و امّ الکتابند؛ چگونه می‌توانی با آن چه که برخلاف آیات خداوند است؛ آن را نابود کنی؟ خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُولَـٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ ﴿٥١﴾} [الحج].
    {و آنان كه در رد آيات ما مى‌كوشند و مى‌خواهند ما را به عجز آورند، اهل جهنمند.}
    {وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُولَـٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مِّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ ﴿٥﴾} [سبأ].
    {و آنان كه با آيات ما درفتادند تا ما را به عجز آرند، برايشان عذابى است سخت دردآور.}
    {وَالَّذِينَ يَسْعَوْنَ فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُولَـٰئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ ﴿٣٨﴾} [سبأ].
    {و کسانی که برای انکار و ابطال آیات ما تلاش می‌کنند و می‌پندارند از چنگ قدرت ما فرار خواهند کرد، در عذاب (الهی) احضار می‌شوند!}
    {مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّـهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا} [غافر:4].
    {جز کسانى که کفر ورزیدند، کسى در آیات خداوند جدال و ستیزه نمى‌کند}

    {وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ} [الكهف:56].
    { ولى کافران به باطل مجادله و ستیز مى‌کنند تا به وسیله‌ى آن حقّ را درهم کوبند}
    {وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَىٰ أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ ۖ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ} [الأنعام:121].

    {شیاطین، به دوستان خود القا مى‌کنند تا به جدال با شما برخیزند، و اگر از آنان اطاعت کنید، قطعاً شما هم مشرک مى‌شوید.}
    {الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّـهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ ۖ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّـهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا ۚ كَذَٰلِكَ يَطْبَعُ اللَّـهُ عَلَىٰ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ ﴿٣٥﴾} [غافر].
    {کسانى که درباره‌ى آیات خداوند به ستیز و مجادله مى‌پردازند، بی­آنکه هیچ دلیلى برایشان آمده باشد. [این کار] نزد خداوند و نزد کسانى که ایمان آورده‌اند، خشم بزرگى را به دنبال دارد. این­گونه، خدا بر دل هر متکبّر زورگویى مهر مى‌نهد.»}
    {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّـهِ أَنَّىٰ يُصْرَفُونَ ﴿٦٩﴾ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتَابِ وَبِمَا أَرْسَلْنَا بِهِ رُسُلَنَا ۖ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ﴿٧٠﴾ إِذِ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ ﴿٧١﴾ فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ ﴿٧٢﴾} [غافر].
    {آیا کسانى را که در آیات خداوند، مجادله و ستیز مى‌کنند ندیدى که چگونه [از راه حقّ] منحرف مى‌شوند؟ (۶۹) همان کسانى که این کتاب و آنچه را که پیامبرانمان را به آن فرستاده‌ایم، دروغ شمردند. پس به زودى خواهند دانست. (۷۰) آن‌گاه که غل‌ها در گردن‌هایشان باشد و با زنجیرها کشیده مى‌شوند. (۷۱) در آب جوشان، و سپس در آتش دوزخ افروخته مى‌شوند. (۷۲)}
    {تِلْكَ آيَاتُ اللَّـهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ ۖ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّـهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿٦﴾} [الجاثية]

    صدق الله العظيـــم.
    {اینها آیات خداوند است که ما آن را بحقّ بر تو تلاوت می‌کنیم؛ اگر آنها به این آیات ایمان نیاورند، به کدام سخن بعد از سخن خدا و آیاتش ایمان می‌آورند؟!}

    خداوندا ابوفراس را مورد مغفرت قرار داده واززمره مردمان نیک و برگزیده درآور؛ او نمی‌داند من امام مهدی منتظر هستم؛ ای کسی که رحمت و علمت همه چیز را دربرمی‌گیرد وتو بیش از بنده‌ات نسبت به بندگانت رحیمی و وعده تو حق است و ارحم الراحمینی...

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.



  9. مصدر المشاركة
    - 11 -

    از امام مهدی به تمام کسانی که به خداوند و رسولش ایمان دارند ..

    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
    {إِنَّ اللَّـهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ۚ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا ﴿٥٦﴾}
    صدق الله العظيم [الأحزاب].
    {خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بر او درود فرستید و سلام گویید و کاملاً تسلیم (فرمان او) باشید}
    . أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.




المواضيع المتشابهه

  1. مشاركات: 2
    آخر مشاركة: 25-01-2019, 09:53 PM
  2. مشاركات: 7
    آخر مشاركة: 25-05-2017, 08:19 PM
  3. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 28-02-2017, 11:57 AM
  4. پاسخ‌های امام به یکی از اعضا به نام أشرف
    بواسطة Admin في المنتدى فارسي
    مشاركات: 2
    آخر مشاركة: 14-11-2016, 09:01 PM
  5. پاسخ های امام به شيخ أحمد الهواري
    بواسطة Admin في المنتدى فارسي
    مشاركات: 13
    آخر مشاركة: 01-06-2015, 05:03 AM

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •