- 4 -
الإمام ناصر محمد اليماني
29 - رجب - 1428 هـ
13 - 08 -2007 مـ

۲۲-مرداد-۱۳۸۶ه.ش.
10:56 مساءً

ـــــــــــــــــــ

ای حبيب تدبّر وتفكّــــــــر کن..

بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على محمدٍ رسول الله وجميع المرسلين وآلهم الطيبين الطاهرين وجميع الصالحين في الأولين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين، أما بعد..
حبیب! این خداوند است که بیان حق قرآن عظیم را به من آموخته است تا به‌خصوص مسلمانان را از فتنه مسیح دجال حفظ کنم و احادیث دروغ و نادرستی را که با مکر و دسیسه شیاطین بشر از قوم یهود وارد سنت رسول‌الله صلّى الله عليه وآله وسلّم شده‌اند، برایشان روشن نمایم. از من تبعیت کن تا تو را به راه راست [صراط مستقیم] هدایت نمایم.

در قرآن عظیم در یک جا از مهدی منتظر و مسیح دجال باهم سخن گفته شده است و البته در مواضعی دیگر جداگانه ذکر آنها آمده است. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾}
صدق الله العظيم [النساء].

{و می‌گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون می‌روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می‌کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه می‌دارند [برای بعد از فوت پیامبر] می‌نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و کافی است که او یار و مدافع تو باشد. (۸۱) آیا [مسلمانان] در قرآن تدبر نمی‌کنند كه اگر [احادیث رسیده از پیامبر] از ناحيه غير خدا بود اختلافات فراوانی [با قرآن] درآن می‌يافتند.(۸۲) و هنگامی که [کلامی] از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می‌گویند و اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند قطعا از ميان آنان كسانى‌اند كه [مى‏‌توانند درست و نادرست] آن را دريابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندكى از شيطان پيروى مى‌ كرديد (۸۳)}

حال تأویل حق این آیات را برایتان می‌آوریم. این تأویل از روی ظن و اجتهاد من نیست و ظن و گمان کسی را از حق بی نیاز نمی‌کند، بلکه تأویل، از نصّ خود قرآن است که درباره همان موضوع آمده است. تأویل نه با قیاس آورده می‌شود و نه با اجتهاد؛ بلکه بیان حق قرآن از خود قرآن است. وحی جدیدی نیز در کار نیست؛ بلکه بازگشت به کتاب خداوند و سنت حق رسول اوست. به اذن خداوند این شما و این تأویل حق آیات که به صورت سؤال فرضی آورده می‌شود:
س۱: این کدام گروه از مؤمنان هستند که در مجالس رسول‌الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- و برای شنیدن احادیث رسول‌الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- جمع می‌شوند؛ اما بعد از خروج از این مجالس چیزی غیر از آن چه که ایشان [سلام و صلوات بر او] فرموده‌اند را نزد خود پنهان می‌کنند؟
ج۱: این گروه، دسته‌ای از منافقان یهودی و شیاطین بشرند که در حضور رسول‌الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- و در برابر ایشان به وحدانیت خداوند و رسالت رسول‌الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- شهادت می‌دادند. دلیل آن هم این است که در ظاهر امر بتوانند از صحابه رسول‌الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- باشند و مکر خود را پنهان می‌کردند. آنها می‌خواستند از راویان احادیث رسول‌الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- به‌ شمار آیند تا بعضی از مؤمنان به احادیث آنها گوش دهند. سپس مطالبی را نقل می‌کنند که رسول‌الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- نفرموده‌اند. هدفشان نیز منحرف کردن مؤمنان از راه خداوند و به فتنه انداختن آنها با کمک احادیث است، چون می‌دانند از طریق قرآن قادر به این کار نیستند؛ چرا که خداوند به مؤمنان وعده داده است که آن را از تحریف محفوظ نگاه می‌دارد. این گروه؛ همانانی هستند که در سوره دیگری مکر و کردارشان آشکار شده است. خداوند تعالی می‌فرماید:
{إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١﴾ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾}
صدق الله العظيم [المنافقون].

{هنگامی که منافقان نزد تو آیند می‌گویند: «ما شهادت می‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌دهد که منافقان دروغگو هستند(۱) آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌دهند!(۲)}
این مکر آنها برای منحرف ساختن مردم از راه خداوند و رسول اوست. آنها مطالبی غیر از آن چه که رسول الله عليه الصلاة والسلام، فرموده‌اند را نزد خود مخفی می‌کنند. اما در محضر ایشان چنان از حق سخن می‌گویند که باعث تعجب رسول‌الله می‌گردید و صحابه حق رسول نیز از اعجاب ایشان تحت تاثیر قرار می‌گیرفتند و این برای جلب اعتماد و پذیرفتن کلام آنهاست. اما منافقان بعد از خروج از محضر رسول‌الله مطالبی غیر از گفته‌های ایشان را پنهان می‌کردند تا مؤمنان را به خصوص بعد از مرگ محمد رسول‌الله صلى الله عليه وآله وسلم از راه حق منحرف سازند.
س ۲: ولی خداوند در سوره منافقان برای محمد رسول‌الله صلى الله عليه وآله وسلم موضوع را روشن نموده است، پس چرا ایشان؛ آنان را طرد نکردند؟
ج ۲: رسول‌الله آنها را طرد نکردند، چون فرمان خداوند این بود که طرد نشوند؛ اما از ایشان خواست که از آنها روبرگرداند و برحذر باشد. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا﴿٨١﴾}
صدق الله العظيم [النساء]،
{و می‌گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون می‌روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می‌کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه می‌دارند [برای بعد از فوت پیامبر] می‌نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و کافی است که او یار و مدافع تو باشد. (۸۱)}
لذا خداوند به رسول خود فرمان می‌دهد از آنان روبرگرداند.

س ۳: چرا خداوند به رسول خود فرمان می‌دهد از آنها روبرگرداند و طردشان نکند؟
ج ۳: خداوند به رسول خود فرمان طرد آنان را نمی‌دهد تا روشن گردد چه کسانی بیان حق قرآن را تکذیب نکرده و به ریسمان الهی قرآن عظیم تمسک می‌جویند و چه کسانی از آن روگردانده و با وجودی که خود را مؤمن می‌پندارند؛ به احادیثی متوسل می‌شوند که به کلی با احادیث خداوند متفاوتند. چون قرآن مرجع سنّت محمد رسول‌الله صلى الله عليه وسلم، است و هرچیز که از سنت نباشد؛ از جانب خداوند و رسولش نیست و مؤمنان خواهند دید که بین احادیث جعلی و قرآن اختلاف زیادی وجود خواهد داشت و البته برای این امر باید در آیات محکم و واضح و روشن قرآن تدبر نمایند؛ نه در آیات متشابه. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾ } صدق الله العظيم [النساء].
{و می‌گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون می‌روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می‌کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه می‌دارند [برای بعد از فوت پیامبر] می‌نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و کافی است که او یار و مدافع تو باشد. (۸۱) آیا [مسلمانان] در قرآن تدبر نمی‌کنند كه اگر [احادیث رسیده از پیامبر] از ناحيه غير خدا بود اختلافات فراوانی [با قرآن] درآن می‌يافتند.(۸۲)

س ۴: قضیه امر خداوند «مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ» چیست ؟
ج ۴: اما {أمر مِّنَ الْأَمْنِ} این کلام خداوند تعالی است که :
{وَمَا آتَاكُمُ الرَّ‌سُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا ۚ}
صدق الله العظيم [الحشر:۷]
{آن چه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید [و اجرا کنید]، و از آنچه نهی کرده خودداری نمایید}
چرا که هر کسی که از خداوند و رسولش اطاعت کند در حیات دنیا و در روز قیامت در امان است.
اما منظور این کلام { أَوِ الْخَوْفِ } مکر و فریب شیاطین بشر یهودی است که مسلمانان گمان کنند که این روایت از جانب رسول‌الله صلى الله عليه وسلم است .

اما معنی کلام { أَذَاعُوا بِه} ، این اختلاف علمای امت در باره صحت این حدیث است.عده‌ای آن را از جانب رسول‌الله می‌دانند و عده‌ای تکذیب می‌کنند، عده دیگری نیز آن را ضعیف دانسته و از راوی ایراد می‌گیرند و لذا بین علمای امت اختلاف بروز می‌کند. درحالی‌که اگر آن را در معرض قضاوت قرآن عظیم قرار دهند، کسانی که صاحب امر و از ائمه و پیشوایان هستند، حقیقت را درخواهند یافت و درباره آن حدیث، حکم حق را استنباط کرده و با دلایلی که از نصّ قرآن می‌آورند، ثابت می‌کنند روایت از جانب خدا و رسولش است و یا با دلایلی از نصّ قرآن، دروغ بودن آن را نشان می‌دهند؛ چرا که اگر حدیث از جانب خدا و رسولش نباشد با حدیث خداوند [قرآن] اختلاف زیادی خواهد داشت. از اینجاست که صاحبان امر [أولوا الأمر] و اهل ذکر متوجه می‌شوند که حدیث از جانب خدا و رسولش نیست و با حدیث خداوند اختلاف دارد و چه کسی راستگوتر از خداوند است؟
س ۵: معنی این کلام در همان آیه:
{وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا}
{و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عدّه کمی، همگی از شیطان پیروی می‌کردید}

چیست؟

ج ۵: منظور مسلمانان است که اگر فضل و رحمت خدواند نبود، جز اندکی بقیه پیرو شیطان می‌شدند. از آنجا که یهودیان توانستند سنت رسول‌الله - صلى الله عليه وسلم – را با احادیث باطل آلوده سازند؛ به طوری که بر ضد مهدی منتظر باشد و منجر به تکذیب او از سوی مسلمانان و پیروی از دشمن او شیطان رانده شده که همان مسیح کذاب است، گردد. مهدی منتظر کتاب جدیدی را با خود نیاورده است، بلکه با بیان راستین و حق از قرآن و با مرجعیت قرار دادن بیان حق قرآن؛ حدیث حق را برایتان از حدیث باطل جدا می‌کند و به همین دلیل هم هست که مردم را با [آیات] قرآن مورد خطاب قرار داده و توصیه می‌کند همان‌طور که خداوند امر نموده با تدبر به آن بنگرند. یمانی منتظر همان مهدی منتظر است. او فضل و رحمت خداوند برشماست تا به اذن خداوند شما را نجات دهد. درغیر این صورت ای مسلمانان [آگاه باشید] جز عده کمی، بقیه پیرو شیطان [مسیح کذاب] خواهید شد. به همین به مهدی منتظر «منجی» گفته می‌شود ، نجات از چه ؟ از فتنه شیطان رانده شده که همان مسیح کذاب است. قبلاً برایتان روشن کردیم چرا به او مسیح کذاب گفته می‌شود، چون ادعا خواهد کرد که عیسی مسیح پسر مریم است و با سوءاستفاده از رستاخیز اولیه [بعث اول] و بهره گرفتن از اعتقاد نصاری [مسیحیان] درمورد ربوبیت مسیح، خود را خدا خواهد خواند تا به مردم این‌طور نشان دهد که «مغضوب علیهم» و «ضالین» بر حق‌اند و مسلمان که خدا بودن عیسی علیه السلام را انکار می‌کنند بر باطل هستند. به این دلیل است که خداوند تعالی تنها خطاب به مسلمانان [ نه دیگران] می‌فرماید:
{وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿۸۳﴾}صدق الله العظيم
{و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عدّه کمی، همگی از شیطان پیروی می‌کردید}
یعنی فرستاده شدن مهدی منتظر فضل و رحمت خداوند برشماست که اگر نبود؛ همگی پیرو مسیح دجال می‌شدید. در بخش‌های دیگر قرآن نیز از مهدی منتظر ذکر به میان آمده است؛ اما خوشایند تو و سایر کسانی که به این امر ایمان آورده‌اند نخواهد بود.
خداوند تعالی می‌فرماید:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِن تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّـهُ عَنْهَا ۗ وَاللَّـهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ﴿١٠١﴾ قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ ﴿١٠٢﴾} صدق الله العظيم [المائدة].

{ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از چیزهایی نپرسید که اگر برای شما آشکار گردد، شما را ناراحت می‌کند! و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سؤال کنید، برای شما آشکار می‌شود؛ خداوند آنها را بخشیده [و نادیده گرفته] است. و خداوند، آمرزنده و بردبار است. (۱۰۱) جمعی از پیشینیان شما، از آن سئوال کردند؛ و سپس نسبت به آن کافر شدند (۱۰۲)}
و معنی این فرموده:
{قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ}صدق الله العظيم
{جمعی از پیشینیان شما، از آن سئوال کردند؛ و سپس نسبت به آن کافر شدند}
این است که عده‌ای بعد از ایمان آوردن کافر شدند و چون امر برای عقلشان ثقیل بود، لذا باور نکردند و بعد از ایمان اولیه از آن بازگشتند.

و معنی این فرموده:
{وَإِن تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّـهُ عَنْهَا ۗ وَاللَّـهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ﴿١٠١﴾}

و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سؤال کنید، برای شما آشکار می‌شود؛ خداوند آنها را بخشیده [و نادیده گرفته] است. و خداوند، آمرزنده و بردبار است}

این است که بعد از نزول آیه بر رسول‌الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- درباره معنی آیه سؤال کنند، تا رسول‌الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- نیز بیان حق آن را برایشان روشن نماید و فرمان خداوند اجرا گردد که می‌فرماید:
{لتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}
[النحل:۴۴]،
{تا آنچه به سوی مردم نازل شده است برای آنها روشن سازی}
البته خداوند، رسول‌الله را از بیان بعضی از آیات که مردم آن زمان علم آن را در اختیار نداشتند معاف کرد و از آن گذشت. برای مثال این فرموده خداوند تعالی:
{وَتَرَ‌ى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ‌ مَرَّ‌ السَّحَابِ ۚ صُنْعَ اللَّـهِ الَّذِي أَتْقَنَ كلّ شَيْءٍ ۚ إِنَّهُ خَبِيرٌ‌ بِمَا تَفْعَلُونَ ﴿٨٨﴾}
[النمل].

{کوه‌ها را می‌بینی، و آنها را ساکن و جامد می‌پنداری، در حالی که مانند ابر در حرکتند؛ این صنع و آفرینش خداوندی است که همه چیز را به کمال آفریده؛ او از کارهایی که شما انجام می‌دهید مسلّماً آگاه است!}
که اگر بعد از نزول این آیه از رسول‌الله درخواست می‌کردند بیان حق آن را برایشان روشن سازد و ایشان می‌فرمودند منظور این است که چون زمین به دور خود می‌چرخد لذا شما می‌بینید که خورشید و ماه از شرق طلوع کرده و در غرب غروب می‌کنند که برعکس مسیر دوران زمین است؛ همان‌طور که هنگام عبور ابر از مقابل ماه، شما شاهدید که ماه به سمت شمال یا جنوب در حرکت است و گویا که این ماه است که به سمت جنوب یا شمال می‌رود؛ درحالی‌که حقیقت امر این است که ابرها هستند که از جلوی ماه می‌گذرند و اگر ابر به سمت جنوب برود؛ شما تصور می‌کنید ماه است که دارد به سمت مخالف یعنی شمال می‌رود و این معنی فرموده خداوند است که :
{وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّـهِ الَّذِي أَتْقَنَ كلّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ}
صدق الله العظيم،
{کوه‌ها را می‌بینی، و آنها را ساکن و جامد می‌پنداری، در حالی که مانند ابر در حرکتند؛ این صنع و آفرینش خداوندی است که همه چیز را با دقت آفریده؛ او از کارهایی که شما انجام می‌دهید مسلّماً آگاه است!}

این آیه برخلاف تصور کسانی که ندانسته به خداوند نسبت می‌دهند، درباره وصف روز قیامت نیست و سخن آنها با این فرموده خداوند نقض می‌گردد که می‌فرماید:
{صُنْعَ اللَّـهِ الَّذِي أَتْقَنَ كلّ شَيْءٍ}
صدق الله العظیم
{این صنع و آفرینش خداوندی است که همه چیز را با دقت آفریده}
یعنی این از صنع خداوند است و اشاره به استمرار حرکت این پدیده است.

چیزی که می‌خواهیم بگوییم این است که اگر محمد رسول‌الله بعد از نزول آیه در پاسخ به درخواست کسانی که تأویل آن را می‌خواستند، معنای آیه را بیان می‌فرمودند باعث می‌شد عده‌ای بعد از ایمان کافر شوند؛ چون از نظر آن مردم؛ زمین و کوه‌ها ثابت بودند و حرکت دائمی نداشتند. تصدیق این فرموده خداوند تعالی:
{قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ (۱۰۲)} صدق الله العظیم[المائدة]
{[از این­گونه سؤال‌ها] گروهى از پیشینیان نیز پرسیدند و [چون طاقت فهم نداشتند،] نسبت به آن منکر و کافر شدند}
یعنی آن را انکار کردند و این مسئله فقهی نیست بلکه موضوعی عقیدتی است.

حبیب! به خداوندی که جانم در دستان اوست، اگر از آیاتی که درباره مهدی منتظر آمده است برای‌تان بگویم؛ باعث بدبینی کسانی می‌شود که به امر من ایمان آورده‌اند. چون موقعیت من در نزد پروردگارم بسیار عظیم است ولی اکثر مسلمانان قدر مرا ندانسته و از راز من آگاهی ندارند و نمی‌دانند که مهدی منتظر در نزد پروردگارش چه مرتبه و درجه رفیعی دارد. مرا مجبور نکنید تا آن را برایتان توضیح دهم چون باعث خواهد شد کسانی که به من ایمان آورده‌اند گرفتار فتنه شوند. و اگر إصرار کنی؛ به فتنه افتادن کسانی که مرا باور کرده‌اند بر گردن توست. من هر چقدر هم از این امر برایتان بگویم؛ مهم این است که حق ندارم از عبودیت پروردگارم خارج شوم؛ حال هرچقدر هم که خداوند مرا گرامی داشته و مقام مرا بالا برده باشد؛ من بازهم تنها بنده‌ خدا هستم و بنده خواهم مرد و بنده برانگیخته می‌شوم.
الإمام ناصر محمد اليماني.

اقتباس المشاركة: 4544 من الموضوع: فتاوى المهديّ المنتظَر في رؤية الله جلَّ ثناؤه..



- 4 -

الإمام ناصر محمد اليماني
29 - 07 - 1428 هـ
13 - 08 -2007 مـ
10:56 مساءً
ـــــــــــــــــــ



يا حبيب تدبّر وتفكّــــــــر ..

بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على محمدٍ رسول الله وجميع المرسلين وآلهم الطيبين الطاهرين وجميع الصالحين في الأولين وفي الآخرين وفي الملإ الأعلى إلى يوم الدين، أما بعد..

يا حبيب، إنّما علمني ربّي البيان الحقّ للقرآن العظيم لأنقذ المسلمين بالذات من فتنة المسيح الدجال وأبيّن لهم الأحاديث المدسوسة في سنة رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - بمكرٍ خبيثٍ من قبل شياطين البشر من اليهود فاتّبعني أهدك صراطاً ـــــــــــ مستقيماً.

وقد ذكر القرآن العظيم المهديّ المنتظَر والمسيح الدجال في موضعٍ واحدٍ معاً جاء ذكرهم وفي عدة مواضع متفرقة. وقال الله تعالى:
{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [النساء].

وإليكم التأويل الحقّ لهذه الآية وليس بالظنّ اجتهاداً مني والظنّ لا يغني من الحقّ شيئاً بل بنَصِّ القرآن العظيم في نفس الموضوع وليس قياساً ولا اجتهاداً بل بالبيان الحقّ من نفس القرآن ولا وحيٌ جديدٌ بل العودة إلى كتاب الله وسنة رسوله الحقّ. وإليكم التأويل الحقّ بإذن الله بسؤالٍ افتراضيٍّ:

ســـ 1: وماهي الطائفة من المؤمنين الذين يحضرون مجلس رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - للاستماع إلى أحاديث الرسول - صلّى الله عليه وآله وسلّم - ومن ثم إذا خرجوا من عنده يُبيّتون غير الذي يقوله عليه الصلاة والسلام؟
جـــ 1: إنّ تلك الطائفة هي طائفةُ المنافقين من اليهود من شياطين البشر حضروا إلى محمدٍ رسول الله - صلى عليه وآله وسلم - وشهدوا بين يديه لله بالوحدانية ولمحمدٍ صلى الله عليه وسلم بالرسالة، وذلك حتى يكونوا من صحابة رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - ظاهر الأمر ويُبطنون المكر ويريدون أن يكونوا من رواة الحديث عن رسول الله - صلى الله عليه وسلم - حتى يستمع إليهم بعض المؤمنين فيَرْوُون لهم أحاديثَ غير الذي قالها محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وسلم، وذلك ليَصدُّوا المؤمنين عن سبيل الله فيفتنوهم عن طريق الحديث لأنهم علموا بأنهم لن يستطيعوا أن يفتنوهم عن طريق القرآن الذي وعد الله المؤمنين بحفظه من التحريف، وهذه الطائفة هي الطائفة التي ذكرها الله في سورةٍ أخرى فأنزل سورةً في شأنهم ومكرهم. قال الله تعالى: {إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١﴾ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾} صدق الله العظيم [المنافقون].

وذلك هو صدُّهم عن الله ورسوله يُبيِّتون غير الذي يقوله عليه الصلاة والسلام، وأما بين يديه فيقولون الحقَّ فيُعجِب رسولَ الله قولُهم وكذلك ليرَى صحابتُه الحقَّ بأنه أعجب رسولَ الله قولُهم وذلك حتى يثقوا فيهم فيأخذوا عنهم، وذلك لأنهم سوف يُبيِّتون بعد الخروج غير الذي يقوله عليه الصلاة والسلام حتى يصُدُّوا المؤمنين عن الحقّ وخصوصاً من بعد موت محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم.

ســـ 2:
ولكن الله بيّن لمحمدٍ رسول الله شأنهم في سورة المنافقون فلماذا لم يطردهم؟
جـــ 2: لم يقم رسول الله بطردهم، وذلك لأن الله أمره أن لا يطردهم وأن يُعرض عنهم وإنما ليحذر منهم فقط. وقال الله تعالى: {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا﴿٨١﴾} صدق الله العظيم [النساء]، إذاً قد أمر الله رسوله بالإعراض عنهم.

ســ 3: ولماذا أمر الله رسوله أن يعرض عنهم فلا يطردهم؟
جـــ 3: لقد أمر الله رسوله أن لا يطردهم ليعلم من الذي سوف يُصدِّق بالبيان الحقّ للقرآن فيستمسك بحبل الله القرآن العظيم ممن سوف يعرض عنه ويزعم أنه يؤمن به ثم يستمسك بأحاديثَ تُخالف حديث الله جملةً وتفصيلاً، وذلك لأن القُرآن هو المرجع لسنة محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وسلم، وما كان من السنة ليس من عند الله ورسوله، فإن المؤمنين سوف يجدون بين الأحاديث المُفتراة وبين القُرآن اختلافاً كثيراً وذلك إذا تدبروا القرآن المُحكم والواضح والبيّن وليس المُتشابه. وقال الله تعالى: {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [النساء].

ســـ 4: وما هو الأمر من الأمن أو الخوف أذاعوا به؟
جـــ 4: أمّا أمرُ {الْأَمْنِ} فهو قوله تعالى: {وَمَا آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا} صدق الله العظيم [الحشر:7]، وذلك لأنه من أطاع الله ورسوله فله الأمن في الحياة الدنيا ويأتي يوم القيامة آمناً.
وأما قوله
{أَوِ الْخَوْفِ}: فذلك هو مكر شياطين البشر من اليهود ليظن المسلمون بأنه أمرٌ عن رسول الله صلى الله عليه وسلم.
- وأما المعنى لقوله
{أَذَاعُوا بِهِ}: وذلك اختلاف علماء الأمّة في شأن الأمر في هذا الحديث، فمنهم من يقول إنه حقٌّ عن رسول الله، ومنهم من يُكذِّب أنه عن رسول الله، ومنهم من يُضعِّفه أو يطعن في راويهِ ومن ثم يذيع الخلافُ بين علماء الأمّة ولكنهم إذا ردّوه إلى القرآن العظيم فسوف يعلم حقيقةَ هذا الحديث أئمتُهم أولو الأمر منهم فيستنبطون لهم الحكم الحقّ في شأن هذا الحديث فيثبتون أنه حقّاً من عند الله ورسوله بالبرهان بنَصِّ القرآن أو ينفوه فيقدمون البرهان بنَصِّ القرآن بأنه مُفترًى ولم يكن من عند الله ورسوله نظراً لأنهم وجدوا بأنّ بين هذا الحديث المُفترى وبين حديث الله اختلافاً كثيراً، ومن هنا علم أولو الأمر والذين هم أهل الذكر بأن هذا الحديث لم يكن من عند الله ورسوله نظراً لاختلافه مع حديث الله، ومن أصدق من الله حديثاً؟

ســـ 5: وما معنى قولِه في نفس الآية: {وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا}؟
جـــ 5: ويَقصِد المسلمين، فإنّه لولا فضل الله عليكم ورحمته لاتّبعتم الشيطان إلا قليلاً، وذلك بأن اليهود استطاعوا أن يدسّوا أحاديث الباطل في سنة رسول الله - صلى الله عليه وسلم - لتكون ضدّ المهديِّ المنتظَر، فيُكذِّبه المسلمون فيتّبعون خصمه الشيطان الرجيم الذي هو نفسه المسيح الكذاب وذلك لأن المهديّ المنتظَر لم يأتِ بكتابٍ جديدٍ بل البيان الحقّ للقرآن، فيُبيّن لهم الحديث الحقّ من الحديث الباطل بمرجعيّة البيان الحقّ للقرآن، ولذلك أخاطب الناس بالقرآن والرجوع إليه ناظرين فيه نظرة التدبر كما أمرهم الله بذلك.

واليمانيُّ المُنتظَر الذي هو نفسه المهديُّ المنتظَر هو فضل الله عليكم ورحمته والمُنقِذ لكم ولولاه بإذن الله لاتَّبعتم الشيطان (المسيح الكذاب) يا معشر المسلمين إلا قليلاً، ولذلك يُسمّى المهديّ المنتظر
(المنقِذ) أيْ المُنقذ للمسلمين من فتنة الشيطان الرجيم والذي هو نفسه المسيح الكذاب وقد بيّنا لكم لماذا يُسمّى المسيح الكذاب: وذلك لأنه سوف يقول أنه المسيح عيسى ابن مريم ويقول أنه الله مُستغِلاً البعث الأول ومُستغِلاً عقيدة النصارى، حتى يُري الناسَ بأنّ المغضوب عليهم والضالين على الحقّ وأنّ المسلمين الذين أنكروا ألوهية ابن مريم على الباطل، ولذلك قال الله تعالى مخاطباً المسلمين وليس غيرهم فقال: {وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا} صدق الله العظيم [النساء:83]. أي لاتَّبعوا المسيح الدجال لولا فضل الله عليهم ورحمته بالمهديّ المنتظَر والمنقِذ، وأما ذكر المهديّ في المواضيع الأخرى في القرآن العظيم فقد يسيئك ويسيء من قد صدّق بهذا الأمر.

وقال الله تعالى:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِن تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّـهُ عَنْهَا ۗ وَاللَّـهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ﴿١٠١﴾ قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ ﴿١٠٢﴾} صدق الله العظيم [المائدة].

ومعنى قوله
{قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ} أي منكرين فارتدّوا بعد إيمانهم كافرين نظراً لأن عقولهم كبُر عليها الموضوع فلم يصدِّقوا وسبب ذلك تراجعهم عن إيمانهم.

ومعنى قوله:
{وَإِن تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّـهُ عَنْهَا ۗ وَاللَّـهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ﴿١٠١﴾} أي يسألون رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - حين ينزل القرآن ما معنى هذه الآية ثم يُبديها لهم رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - بالبيان الحقّ فيبيّنها لهم تنفيذاً لأمر الله {لتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ} [النحل:44]، ولكن الله قد عفا رسوله عن بيان بعض الآيات نظراً لأنهم لا يحيطون بها علماً، وعلى سبيل المثال قوله تعالى: {وَتَرَ‌ى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ‌ مَرَّ‌ السَّحَابِ ۚ صُنْعَ اللَّـهِ الَّذِي أَتْقَنَ كلّ شَيْءٍ ۚ إِنَّهُ خَبِيرٌ‌ بِمَا تَفْعَلُونَ ﴿٨٨﴾} [النمل].

فلو سألوا محمداً رسول الله حين نزول هذه الآية عن معناها لأبداها لهم بالبيان الحقّ وقال لهم بأن الأرض تدور حول نفسها فترون القمر والشمس يشرقان من الشرق ويغيبان في الغرب بعكس دوران الأرض كما ترون السحاب والقمر، فترون القمر متجهاً شمالاً أو جنوباً وكأنَّ القمر هو من يتجه شمالاً أو جنوباً ولكن الحقيقة تعلمونها بأنها هي السحب تمر على وجه القمر، فإذا كانت متجهةً جنوباً فترون القمر متجهاً شمالاً بعكس اتجاه السحاب وذلك هو معنى قوله تعالى:
{وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّـهِ الَّذِي أَتْقَنَ كلّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ} صدق الله العظيم، وليس ذلك يوم القيامة كما يزعم الذين يقولون على الله ما لا يعلمون، وسوف ينفي تأويلَهم قولُه تعالى: {صُنْعَ اللَّـهِ الَّذِي أَتْقَنَ كلّ شَيْءٍ} بأن ذلك من صنع الله حدثٌ مُستمرّ الحركة.

وما أريد قوله بأنَّ محمداً رسول الله لو قام بتأويل هذه الآية إن سُئِل عنها حين نزولها لأساءت من قد آمن معه نظراً لأنهم لا يحيطون بعلمها ويحسبون الأرض والجبال جامدة ولا حركةً مُستمرةً وسوف يرتدّون بعد إيمانهم كافرين. تصديقاً لقوله تعالى:
{قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ} أي منكرين لها وهذه ليست مسألة فقهيّة بل آيةٌ عقائدية.

ويا حبيب، والذي نفسي بيده لو أذكرُ لك المواضع القرآنية التي تكلمت عن المهديّ المنتظَر بأنه قد يستاء من قد آمن بشأني نظراً للشأن العظيم الذي سوف يناله المهديّ المنتظَر عند ربّه، ولكن أكثر المسلمين يجهلون قدره ولا يحيطون بسرِّه، وقدره عند ربّه ومقامه الرفيع في الدرجة الرفيعة فلا تجبرني على أن أفصِّلها تفصيلاً فتكون سببَ فتنةِ من قد آمن، فإنْ أصرَرْتَ فإلى ذمّتك من افتتن من الذين قد آمنوا بشأني، ومهما فصّلتُ لكم فلا ينبغي لي أن أتجاوز العبودية لربي مهما كرّمني ربّي ورفع مقامي فلا أزال عبداً وأموت عبداً وأُبعث عبداً لله ربّ العالمين..

الإمام ناصر محمد اليماني.
ــــــــــــــــــــــ