النتائج 1 إلى 1 من 1

الموضوع: بیانی که چشم دوستداران خداوند و رسولش و مهدی منتظر را گریان می کند...

هذا أحد المواقع الثانوية الخاصة بتبليغ دعوة الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني والتي لا تتضمن أية أقسام خاصة ولا رسائل ولا عضويات وبالتالي لا يمكن المشاركة فيها ولا استرجاع الحسابات المفقودة عبرها، يوجد هنا فقط موسوعة البيانات مع الترجمة لبعضها إلى مختلف اللغات، ولا يتواجد الإمام المهدي إلا في الموقع الرسمي الوحيد منتديات البشرى الإسلامية والنبإ العظيم، وهناك يمكنكم التسجيل والمشاركة والمراسلة الخاصة وأهلاً وسهلاً بكم.

مصدر الموضوع
  1. بیانی که چشم دوستداران خداوند و رسولش و مهدی منتظر را گریان می کند...

    مصدر المشاركة
    الإمام ناصر محمد اليماني
    05 - ربیع الثانی- 1431 هـ
    21 - 03 - 2010 مـ
    ۱-فروردین-۱۳۸۹ه.ش.
    11:28مساءً
    _________


    بیانی که چشم دوستداران خداوند و رسولش و مهدی منتظر را گریان می کند...

    بسم الله الرحمن الرحيم، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
    {إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبيّ ۚ يَا أيّها الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا ﴿۵۶﴾} صدق الله العظيم [الأحزاب]
    { خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بر او درود فرستید و سلام گویید و کاملاً تسلیم (فرمان او) باشید.}

    ای جماعت مسلمانان؛ ای دوست‌داران پروردگار عالمیان و رسولش و امام مهدی؛ روگردانی مسلمانان از دعوت به پذیرش حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم در عین ایمان به آن؛ مرا به حیرت می‌اندازد! سپس به یاد حبیب قلب و نور چشمم و عزیزترین مردم در نزدم یعنی جدّم مُحمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – در ابتدای نزول قرآن عظیم افتادم که هیچ کس در دنیا به آن ایمان نداشت؛ چون کتاب جدیدی بود که از جانب پروردگار عالمیان آمده بود و تنها جوابی که مردمش به ایشان می دادند این بود که:
    {يَا أيّها الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ} صدق الله العظيم [الحجر:۶]
    {و گفتند: «ای کسی که «ذکر» [= قرآن‌] بر او نازل شده، مسلماً تو دیوانه‌ای!}

    چقدر جدّم مُحمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – به خصوص بعد از مرگ عمویش ابی طالب –که خداوند او را رحمت کند که پروردگارم قادر بر هرکاری است-آزار دید. بعد از مرگ ابوطالب آزار مشرکین تشدید شد چون قبل آن از ابوطالب می ترسیدند. مُحمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم –در مسجد الحرام نماز می‌گذاردند؛ یکی از بزرگان مشرک به سراغ ایشان آمد و مُحمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم –را از نماز گزاردن در مسجد الحرام نهی کرد؛ چون ایشان برای خدایان آنها نماز نمی‌گزارد؛ بلکه به درگاه پروردگارش نماز گزارده و برای او سجده می‌نمود و به سوی او تقرب می‌جست. برای همین سخن خداوند تعالی نازل شد که:
    {أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَىٰ ﴿٩﴾ عَبْدًا إِذَا صَلَّىٰ ﴿١٠﴾ أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَىٰ ﴿١١﴾ أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَىٰ ﴿١٢﴾ أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ ﴿١٣﴾ أَلَمْ يَعْلَم بِأَنَّ اللَّهَ يَرَىٰ ﴿١٤﴾ كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ ﴿١٥﴾ نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ ﴿١٦﴾ فَلْيَدْعُ نَادِيَهُ ﴿١٧﴾ سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَ ﴿١٨﴾ كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِب [[۩]] ﴿١٩﴾}صدق الله العظيم [العلق]
    { به من خبر ده آیا کسی که نهی می‌کند، (۹) بنده‌ای را به هنگامی که نماز می‌خواند (۱۰) به من خبر ده اگر این بنده به راه هدایت باشد، (۱۱) یا مردم را به تقوا فرمان دهد (۱۲) به من خبر ده اگر (این طغیانگر) حق را انکار کند و به آن پشت نماید (۱۳) آیا او ندانست که خداوند (همه اعمالش را) می‌بیند؟! (۱۴) چنان نیست که او خیال می‌کند، اگر دست از کار خود برندارد، ناصیه‌اش [= موی پیش سرش‌] را گرفته (و به سوی عذاب می‌کشانیم)، (۱۵) همان ناصیه دروغگوی خطاکار را! (۱۶) سپس هر که را می‌خواهد صدا بزند (۱۷) ما هم بزودی مأموران دوزخ را صدا می‌زنیم (۱۸) چنان نیست ؛ هرگز او را اطاعت مکن، و سجده نما و (به خدا) تقرّب جوی! (۱۹)}
    سپس مُحمدٌ رسولُ الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم –بعد از منع شدن از حضور در مسجد الحرام توسط دشمن خداوند که یکی از بزرگان مشرک بود؛ طبق عادت خود؛ باز هم برای نماز به آنجا رفتند تا اینکه دشمن خداوند دانست که مُحمدٌ رسولُ الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – علی رغم منع شدن برای نماز گزاردن به مسجد الحرام بازگشته‌اند؛ بعد از آنکه دشمن خداوند آگاه شد که مُحمدٌ رسولُ الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – علی رغم منع شدن به مسجد آمده‌اند؛ با یک شکمبه گوسفند ذبح شده به آنجا رفت ومُحمدٌ رسولُ الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم –درمسجد الحرام حال سجده برای پروردگارش بود و در حالی که ایشان برای پروردگارش سجده می‌نمود؛ شکمبه گوسفند را بر سر ایشان –که سلام و صلوات بر او باد-انداخت! اما جدّم مُحمدٌ رسولُ الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – فرمان خداوند را به یاد آورد که:
    {كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِب [[۩]] ﴿١٩﴾}
    صدق الله العظيم
    {چنان نیست ؛ هرگز او را اطاعت مکن، و سجده نما و (به خدا) تقرّب جوی!}
    پس جدم مُحمدٌ رسولُ الله سجده خود در برابر خداوند را طولانی‌تر کردند و با درخواست عفو برای قوم ناآگاهش به پروردگار تقرب جستند و فرمودند:
    [اللهم اغفر لقومي فإنهم لا يعلمون].
    [خدایا مردم مرا ببخش .آنها نمی‌دانند]

    اما آزار و اذیت مشرکان هر روز بدتر می‌شد و جدّم مُحمدٌ رسولُ الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – را آزار داده و کسانی که او را باور کرده و از ایشان پیروی می‌نمودند، مورد اذیت بیشتری قرار می‌گرفتند تا اینکه شرایط برای رسول الله علیه الصلاة و السلام سخت شد. پس تصمیم گرفتند به سوی طائف مهاجرت نمایند شاید کسی را در طائف پیدا کنند که ایشان را باور کرده و یاریشان نموده و از وی حمایت نماید. اما به محض رسیدن به طائف و آغاز دعوت از آنان در میدان اجتماعاتشان؛ گفتند:
    [ آیا تو همان محمد دیوانه قریشی نیستی؟! ما پیش از آمدنت؛ خبرت را شنیده ایم, ای کسی که از خدایان ما به بدی یاد می کنی, از اینجا برو ای مجنون]

    و او را از مجلس خود بیرون رانده و مورد آزار قرار داده و طرد کردند و حتی به عنوان یک میهمان به ایشان احترام نگذاشتند. بچه ها از پدرانشان شنیدند که می‌گویند این مرد مجنون و دیوانه است؛ پس پسربچه‌ها به دنبال ایشان افتاده و می‌خواستند با سنگ ایشان را بزنند؛ اما خادم ایشان؛ زید بن حارثه علیه الصلاة و السلام با پشت خود از نبی خداوند محافظت نمود یعنی پشت خود را سپر نبی کرد تا سنگی به ایشان اصابت نکند؛ اما سنگی به پای شریف ایشان خورد که باعث شد حین راه رفتن خونریزی کرده و از درد دچار لنگش شوند. سپس به باغی
    رسیدند که به بزرگ طائفیان تعلق داشت. وارد آن شدند و نگهبانی را یافتند که مردی نیک سیرت از اهل کتاب بود؛ نگهبان ایشان را به زیر سایه درختی راهنمایی کرده و رفت تا برایشان خوشه انگور بیاورد. در حین بازگشت به نزد نبیّ شنید که ایشان در حالی که دستانشان به سوی پروردگارش بلند بود زیر لب دعا کرده و شکایت خود را به خداوند می‌برد.رسول الله علیه الصلاة و السلام می فرمود:

    [اللهم أشكو إليك ضعف قوّتي وقلة حيلتي وهواني على الناس يا أرحم الراحمين، أنت رب المُستضعفين وأنت ربّي إلى من تكلني إلى عدو يتجهمني أم إلى أحد ملكته أمري! إن لم يكن بك غضبٌ عليّ فلا أُبالي إلّا أن رحمتك هي أوسع لي، وأعوذُ بنور وجهك الذي أشرقت له الظُلمات وصلُح عليه أمر الدُنيا والآخرة لك العتبى حتى ترضى]
    [پروردگارا من شِکوه ناتوانى و بى پناهى خود و استهزاى مردم را نسبت‏ به خویش به درگاه تو می‌آورم اى مهربانترین مهربانها! تو خداى ناتوانان و پروردگار منى، مرا در این حال به دست که می‌سپارى؟به دست ‏بیگانگانى که با ترشرویى مرا برانند یا دشمنى که سرنوشت مرا بدو سپرده‌ اى
    ! خداوندا ! اگر تو بر من خشم‌ناک نباشى باکى ندارم ولى رحمت تو بر من فراختر و گواراتر است من به نور ذاتت که همه تاریکی‌ها را روشن کرده و کار دنیا و آخرت را اصلاح می‌کند پناه می‌برم رضا از آنِ تست‌، بنابراين‌ هر كاری كه‌ رضايت‌ تو در آن‌ است‌ انجام‌ می‌دهم‌ تا از من‌ راضی شوی]
    سپس رسول پروردگار جبریل علیه الصلاة و السلام به نزد ایشان نازل شد و فرمود:
    [يا مُحمد رسول الله صلى الله عليك وملائكته لقد أمرني الله أن أطبق عليهم الأخشبين إن شئت ومن ثُمّ تبسّم مُحمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - ضاحكاً وقال: كلا يا أخي يا جبريل، فما دام ربّي راضياً عن عبده فلا أُبالي وعسى أن يأتي من أصلابهم من يقول: لا إله إلّا الله مُحمد رسول الله]
    [ ای محمد رسول خدا ! خداوند و ملائکه‌اش بر تو درود می‌فرستند؛ خداوند به من امر نموده که اگر تو بخواهی من دو کوهی که در اطراف شهر هستند بر سر آنها فرو ریزم؛ مُحمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – تبسمی نمود و با خنده گفت: نه برادر من جبریل؛ تا زمانی که خداوند از بنده‌اش راضی باشد چیز دیگری برایم مهم نیست. شاید از فرزندان اینان کسی پیدا شود که بگوید: لا إله إلّا الله مُحمد رسول الله]
    صلوات و سلام پروردگارم برتو ای حبیب قلبم و نورچشمم ؛ يا مُحمد رسول الله صلّى الله عليك وآلك المُكرمين وأُسلّم تسليماً.
    ای امت اسلام و ای حجاج بیت الله الحرام! چه چیزی شما را درمقابل امام مهدی که از جانب خداوند برای یاری به مُحمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم،برانگیخته شده؛ مغرور و غافل کرده است؛ آیا من سخنی تازه‌ای برایتان آوردم که پیش از این برایتان نیامده است؟! خداوند تعالی می‌فرماید:

    {أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءَهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءَهُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿٦٨﴾} صدق الله العظيم [المؤمنون]
    {آیا آنها در این گفتار نیندیشیدند، یا اینکه چیزی برای آنان آمده که برای نیاکانشان نیامده است؟!}
    ای امت اسلام؛ خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید؛ من تنها یک پند به شما می‌دهم؛ در خلوت به خدای خود پناه برده و به درگاهش توبه و انابه نمایید؛ و تصور کنید که امام ناصر محمد یمانی حقیقتاً خلیفه خدا امام مهدی باشد که بی‌صبرانه منتظر او هستید و شما از او رو برمی گردانید! شما چه می‌دانید شاید ناصر محمد یمانی راست بگوید! درمورد او مانند دیگر مدعیان دروغین مهدویت قضاوت نکنید؛ بلکه در دل شب، به درگاه پروردگارتان انابه و لابه نمایید و درپیشگاهش تضرع و زاری کنید تا به قلبتان بصیرت عنایت فرماید تا حق را ببینید و بگویید:
    [[پروردگارا؛ تو می‌دانی و ما نمی‌دانیم؛ پاک و منزهی تو و ما چیزی بیش از آنچه تو به ما آموخته‌ای نمی‌دانیم که تو علیم و حکیمی؛ خداوندا! اگر ناصر محمد یمانی حقاً خلیفه خداوند امام مهدی منتظر است که ما بی‌صبرانه منتظر او هستیم؛ قلب‌های ما را نسبت به حق بصیر فرما تا گرفتار حسرت و ندامت نشویم و دست خود را از شدت پشیمانی گاز نگیریم که اگر او را باور کرده بودیم در زمره مکرمین و بهترین مردمان و نیکوترین آفریده‌ها در می‌آمدیم.
    خداوندا اگر ناصر محمد یمانی؛ به حق مهدی منتظر باشد؛ پس این فضل بزرگی از جانب پروردگار برای امت است ومارا از کسانی قرار ده که به خاطر مقدر شدن برانگیخته شدن مهدی منتظر در دورانمان شکرگزاری می‌کنند. چقدر مردمان نسل‌های پیش از ما آرزو داشتند که خداوند او را درمیان آنان برانگیزد ولی چنین نصیب خوشی برایشان مقدر نشد. اگر او در میان ما برانگیخته شده باشد؛ امام مهدی منتظر فضیلتی است که نسبت به سایر مردم به ما عنایت گردیده است پس ای ارحم الراحمین ما را شکرگزار این نعمت قرار ده.

    خدایا بنده‌ات بر گردن و ذمه توست تا اگر ناصر محمد یمانی حقا همان مهدی منتظر باشد که به یاری آیینی که بر محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده آمده مرا از تصدیق کنندگان وی قرار دهی؛ چگونه می‌شود ما حبیب خداوند و حبیب رسولش را تکذیب نماییم؟ اگر خداوند مقدر نموده باشد تا مهدی منتظر در عصر ما برانگیخته شود و هم چنین مقدر نموده باشد که ما از کسانی باشیم که از دعوت او آگاه شویم؛ پناه برخدا که از کسانی باشیم که خلیفه خداوند مهدی را تکذیب می‌کنند؛ پنها برخدا که از پیشگامانی نباشیم که خلیفه خداوند را تصدیق می‌کنند؛ خلیفه‌ای که مُحمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم بشارت او را به ما داده است]]
    خداوندا تو فرموده‌ای و قول تو حق است:
    {وَقَالَ ربّكم ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ} [غافر:60]
    {بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را}
    و این بنده توست که درپیشگاهت؛ ملتمسانه به درگاهت انابه می کند: اگر ناصر محمد یمانی حقا مهدی منتظر است؛ مرا از تصدیق کنندگان و انصار پیشگام برگزیده او در عصر "گفتگوی قبل از ظهور" قرار بده قبل از آنکه عذاب سخت و مهیب تو با "دود آشکارش"(دخان المبین) فرا برسد. يا حي و يا قيوم يا من يحول بين المرءِ وقلبه، قلب بندگان مرد و زن خود را ازدیدن حق و پیروی از آن ناتوان مگردان؛ ای که رحمتت همه چیز را در برگرفته است و بین انسان و قلبش حائلی؛ اگر او به حق امام مهدی است؛ پس قلب ما را نسبت به بیانات ایشان نرم و پذیرا و چشمانمان را از حقی که به آن آگاه شده‌ایم گریان نما تا قلب‌مان مطمئن شود که او به حق و بی تردید امام مهدی است، به رحمت بی منتهایت ای ارحم الراحمین. تو خود فرموده ای و قولت حق است:
    {اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ}
    صدق الله العظيم [الشورى:13]
    {
    خداوند هر کس را بخواهد برمی‌گزیند، و کسی را که به سوی او بازگردد هدایت می‌کند.}. "
    از آنجا که من امام مهدی حق هستم؛ به خداوندی که جز او خدایی نیست قسم؛ هرکس که درحین خواندن این بیان اشک از چشمانش روان گردد از دوستان خداوند و رسول خداوند و مهدی منتظر است و پروردگار قلب او را به سوی راه راست-صراط مستقیم- هدایت خواهد کرد. ای دوستان پروردگار عالمیان؛ شکرگزار باشید و به درگاه خداوند ملتمسانه انابه نمایید تا قلبتان را هدایت نماید و از قومی باشید که خداوند در آیات محکم قرآن عظیم وعده‌ی آنها را داده است:

    {يَا أيّها الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿٥٤﴾} صدق الله العظيم [المائدة]
    {ای کسانی که ایمان آورده اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، خداوند گروهی را می آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد می کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد می‌دهد؛ و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست.}
    ای حبیبان و نور چشمانم ازمرد و زن، من شما را به خاطر خداوند دوست دارم و هرچه را که برای خودم می‌خواهم و دوست دارم برای شما می‌خواهم و از هر چیز که اکراه دارم برای شما نیز آن را نمی‌خواهم. من هدایت و نجات شما را می‌خواهم نه عذاب شدنتان را؛ پس از خردمندان باشید؛ ای عزیزان من! چرا مرا تکذیب می‌کنید و به من ناسزا گفته و مرا لعنت می‌کنید ای مسلمانان مگر من شما را به سوی باطل فرا می‌خوانم؟ چگونه ممکن است کسی که شما را به سوی عبادت خداوند یکتا و بی شریک دعوت می‌کند و به مردم امر می‌کند بنده خداوند باشند تا هدف خلقتشان محقق گردد و برای رسیدن به حب و قرب خداوند و تحقیق نعیم رضوان نفس خداوند سبحان و تعالی رقابت کنند، می‌تواند باطل باشد؟ من از شما نمی‌خواهم که به جای خداوند مرا مورد تعظیم و تکریم قرار دهید؛ چگونه نور و ظلمات را می‌توان در یکجا جمع کرد؟ خداوند تعالی می فرماید:
    {مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللَّهِ وَلَٰكِن كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ ﴿٧٩﴾} صدق الله العظيم [آل عمران]
    {هيچ بشرى را نسزد كه خدا به او كتاب و حكم و پيامبرى بدهد؛ سپس او به مردم بگويد: «به جاى خدا، بندگان من باشيد.» بلكه [بايد بگويد:] «به سبب آنكه كتاب [آسمانى‌] تعليم مى‌داديد و از آن رو كه درس مى‌خوانديد، ربانی باشيد.}
    دعوت امام مهدی ناصر محمد یمانی نیز اینگونه است؛ او نمی‌گوید که به جای خداوند بنده من باشید؛ بلکه شما را به ربانی بودن و عبادت پروردگارم و پروردگارتان می‌خوانم و دعوت می‌کنم در راه حب و قرب او و تحقق رضوان نفسش با یکدیگر رقابت نمایید، پس برادران مسلمانم چرا مرا تکذیب می‌کنید؟ من می‌ترسم عذاب روز بی‌مانند -یوم عقیم- بر شما فرود آید؛ نترسید من بر علیه شما دست دعا به سوی خداوند بلند نمی‌کنم و اگر روزی صبرم تمام شود و در حالت خشم خدا را بر علیه شما بخوانم؛ از پروردگارم خواهش می‌کنم به حق رحمتی که بر خود فرض نموده است و به حق بزرگی نعیم رضوان نفسش؛ دعای مرا اجابت نکند؛ چون شما همگی جزئی از هدف بزرگ من هستید. به خداوند قسم که درموردتان زیاده روی نمی‌کنم؛ از دعای من نترسید؛ اما من از دعای یکی از انصارم برشما هراسانم؛ مثل ماجرای نبی خداوند لوط و ابراهیم؛ و اما نبی الله ابراهیم فرمود:
    {وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الْأَصْنَامَ ﴿٣٥﴾ رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ ۖ فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي ۖ وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿٣٦﴾} صدق الله العظيم [إبراهيم]
    {
    هنگامى كه ابراهيم گفت: «پروردگارا، اين شهر را ايمن گردان، و مرا و فرزندانم را از پرستيدن بتان دور دار. (۳۵) پروردگارا، آنها بسيارى از مردم را گمراه كردند. پس هر كه از من پيروى كند، بى گمان، او از من است، و هر كه مرا نافرمانى كند، به يقين، تو آمرزنده و مهربانى. (۳۶)}

    اما خداوند قوم ابراهیم را به خاطر دعای نبی الله لوط هلاک نمود و جز نبی الله لوط کسی رسول الله ابراهیم علیه الصلاة و السلام را تصدیق نکرد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ} صدق الله العظيم [العنكبوت:۲۶]
    { و لوط به او ایمان آورد}
    و سپس به خاطر دعای نبیّ صدیق خداوند
    لوط صلّى الله عليه وآله وسلّم؛ قوم هلاک شدند. خداوند به دعای نبیّ خود لوط پاسخ داد و با باران سوء-سنگ- که از سیاره عذاب باریدن گرفت مردم را هلاک نمود و برای همین نیز من از دعای یکی از انصار مهدی منتظر بر علیه مردم؛ برایشان هراسانم.
    برای همین است که به انصار پیشگام برگزیده عزیز و نور چشمم در دوران "گفتگو قبل از ظهور" می‌گویم که به نام خداوند بزرگ و پروردگارآسمان‌ها و زمین و آنچه بین آنهاست و پروردگار عرش بزرگ از شما می‌خواهم باعث نشوید حسرت در نفس پروردگارم نسبت به بندگانش فزون شود. چون اگر برعلیه قومی دعا کنید و خداوند در استجابت دعای شما و تصدیق وعده حق خود برای یاری شما بر علیه کسانی که شما را تکذیب می‌کنند؛ دشمنانتان را هلاک کرده و شما را جانشین آنان خواهد کرد که خداوند خلف وعده نمی‌کند.
    ولی ای عزیزان امام مهدی؛ به خداوندی که جز او خدایی نیست قسم، این درخواست من از شما بخاطر رحمت من بر مردم نیست؛ بلکه از آنجا که می‌دانم خداوند به حق ارحم الراحمین است- چنین درخواستی را از شما کردم- من در کتاب ندیدم عذاب کردن بندگان بر خدا آسان باشد؛ با اینکه خداوند سبحان کوچک ترین ظلمی درحق آنان نکرده و او بسیار بالامرتبه‌تر از این است؛ پروردگارت به احدی ظلم نمی‌کند. اما برادران اگر بدانید چقدر خداوند رحمان و رحیم است؛ او واقعا رحیم است. به خدایی که جز او خداوند نیست قسم، نمی‌توان رحمت خداوند نسبت به بندگان را حتی با محبت مادر نسبت به فرزند مقایسه کرد. اگر فرزند هزار سال هم دربرابر مادر عصیان کند؛ اما وقتی مادرش ببیند در آتش فریاد می‌کشد و عذاب می‌شود؛ این امر برایش آسان نیست؛ تصور کنید شدت حزن و تحسر مادری که صدای فریاد فرزندش را در آتش جهنم می‌شنود چقدر زیاد است؛ پس حال خداوندی که از مادر نسبت به بندگان مهربان‌تر است چگونه خواهد بود؟ همچنان به شما یاد آوری می‌کنیم که خداوند به خاطر بندگانی که به خود ظلم کرده و بعد از تکذیب حقی که از جانب پروردگار برایشان نازل شده بود ومتعاقب دعای انبیایشان ؛ هلاک شده‌اند؛ حسرت می‌خورد؛ با اینکه خداوند کوچکترین ظلمی در حق آنان نکرده است ولی علت حزن خداوند؛ شدت صفت رحمت او در نفسش است لذا می‌بینید که بلافاصله بعد از هلاک بندگان- به خاطر دعای انبیاء و صالحان- برایشان حزین و متحسر می‌شود. این امر را از این سخن خداوند تعالی در می‌یابید:

    {إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿٣٢﴾}
    صدق الله العظيم [يس]

    { فقط يك صيحه بود! ناگهان همگي خاموش شدند. (۲۹) ای حسرت بر اين بندگان هيچ فرستاده‌اى برآنان نيامد مگر آنكه او را ريشخند می‌كردند (۳۰)مگر نديده‌ اند كه چه بسيار نسلها را پيش از آنان هلاك گردانيديم كه ديگر آنها به سويشان بازنمى‌ گردند (۳۱). و قطعا همه آنان در پيشگاه ما احضار خواهند شد(۳۲)}
    هم چنان امام مهدی این آیه محکم را به انصار خود یادآوری می‌کند تا خداوند را تصدیق کنند و او نیز آنها را تصدیق کند و بگویند:
    [ ای خدای عالمیان؛ خبیر به الرحمن به ما از حال تو خبر داده است. پس چگونه می‌توانیم به بهشت نعیم و حورالعین راضی شویم در حالیکه محبوب‌ترین چیز در نزد ما که از بهشت و حورالعین نیز محبوب‌تر است در نفس خود نسبت به بندگانش حزین و متحسر باشد؟ هیهات. ما تا زمانی که محبوب‌تر از بهشت و حورالعین ما ؛ پروردگار عالمیان در نفس خود حزین و متحسر باشد؛ راضی نخواهیم شد؛ اگر چنین نکنی پس برای چه ما را آفریده‌ای ای خداوند عالمیان؟ ما را برای بهشت و حوریان آن آفریده‌ای؛ یا بهشت را برای ما و ما را برای عبادت و حب و قرب خود نعیم رضوان نفست خلق کرده‌ای؟ خدایا ! چقدر تو را دوست داریم، و چگونه ممکن است محب شادمان و مسرور باشد در حالیکه می‌داند محبوب او در نفس خود به شدت حزین است! هرگز چنین نخواهد شد؛ پروردگارا و نفس راضی نمی‌شود مگر نفس حبیبش راضی و مسرور باشد]
    به همین خاطر ای دوست داران خداوند؛ ای کسانی که پروردگار در آیات محکم کتابش وعده آوردن آنان را داده است؛ اگر شما خداوند را بیش از هر چیز دوست دارید(حب اعظم) مرا یاری نمایید تا نعیم اعظم محقق گردد و دست دعا برعلیه مسلمانان و تمامی بشریت به سوی خداوند بلند نکنید و اگر خواستید دعا کنید بر علیه شیاطین جن و انس دعا کنید تا سرانجام و عاقبت اعمالشان را بچشند و هر روز نزد خداوند شان و تقديري دارد و رحمت و علم او همه چیز را در برگرفته است. اما آنها-شیاطین- همانند کافران که امیدی به اموات ندارند؛ از رحمت خداوند مأیوسند و اشتباهشان نیز در همین است وبا مأیوس شدن از رحمت خداوند درحق خود ظلم می‌کنند؛ همان خدایی که تمامی بندگانش را مورد خطاب قرار داده و تمام بندگان خداوند در آسمان‌ها و زمین و ابلیس نیز مورد خطاب قرار می‌گیرند. خداوند غفور و رحیم می‌فرماید:
    {قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿٥٣﴾ وَأَنِيبُوا إِلَىٰ ربّكم وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ ﴿٥٤﴾ وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن ربّكم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ ﴿٥٥﴾ أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَا عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ ﴿٥٦﴾ أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ﴿٥٧﴾ أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٥٨﴾ بَلَىٰ قَدْ جَاءَتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الزمر]
    { بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. (۵۳) و به درگاه پروردگارتان بازگردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید، سپس از سوی هیچ کس یاری نشوید! (۵۴) و از بهترین دستورهایی که از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده پیروی کنید پیش از آنکه عذاب ناگهان به سراغ شما آید در حالی که از آن خبر ندارید!» (۵۵) مبادا کسی روز قیامت بگوید: «افسوس بر من از کوتاهی‌هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌ کنندگان بودم!» (۵۶)یا بگوید: «اگر خداوند مرا هدایت می‌کرد، از پرهیزگاران بودم!» (۵۷) یا هنگامی که عذاب را می‌بیند بگوید: «ای کاش بار دیگر (به دنیا) بازمی‌گشتم و از نیکوکاران بودم!» (۵۸) آری، آیات من به سراغ تو آمد، امّا آن را تکذیب کردی و تکبّر نمودی و از کافران بودی! (۵۹)}
    شما را به خدا؛ آیا پدر در زمانی که به شدت از فرزندش خشمگین است می‌تواند بگوید: ای فرزندم؟ اما به رحمت خداوند ارحم الراحمین بنگرید که با وجود خشم شدید نسبت به بندگان گناهکارش؛ می‌فرماید:
    {يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ} صدق الله العظيم.
    { بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. (۵۳)}
    آیا می‌بینید بزرگی و عظمت رحمت خداوند بزرگی که بر عرش احاطه دارد چقدر است؟ پاک و منزه وبسیار والا مقام و مرتبه است و قدر او آنگونه که شایسته است شناخته نشده است.آیا ؛ شایسته نیست پروردگار بزرگی که خدایی جز او نیست را بیشتر از هر چیز در دنیا و آخرت او را دوست داشته باشیم؟ اوست که ما را خلق نموده و ما را صورت بخشیده؛ رزقمان را معین فرموده و در دنیا و آخرت ما را مورد رحمت و مغفرت خود قرار داده است؛ پاک و منزه است پروردگار غفور و رحیم من ؛ مگر جزای احسان جز احسان است؟ ای بندگان خداوند رحمان؛ چگونه می‌توانید به زینت‌های دنیایی و بهشت جنت راضی شوید؟ اگر بدانید ما در چه نعیمی هستیم؛ لحظه‌ای تأخیر نمی‌کردید-منظورم - نعیم رضوان خداوند بر بندگانش است؛ پس از رضوان خداوند پیروی نمایید و از خشمگین کردن او دوری جویید؛ تا دریابید که رضوان خداوند بزرگ‌تر از ملکوت دنیا و آخرت است و درحالی که هنوز در این دنیا زندگی می‌کنید؛ درخواهید یافت که نعیم رضوان خداوند بر بندگانش؛ حقاً از بهشت جنت او بزرگ تر است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ۚ ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ} صدق الله العظيم [المائدة:۱۱۹].
    {هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند؛ این، رستگاری بزرگ است}
    و تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}
    صدق الله العظيم [التوبة:۷۲].
    {و خشنودی و رضوان خداوند بزرگ تر است ؛ این، رستگاری بزرگ است}
    ای عزیزان من؛ هر چقدر هم که از گناه مردمان باخبر باشید؛ اما آنان را از رحمت خداوند مأیوس نکنید؛ و بدانید خداوند تمام گناهان را می‌بخشد؛ مردم را نصیحت کرده و با حکمت و موعظه نیک آنان را به سوی راه حق و هدایت دعوت کنید .
    برایتان داستانی را مثال می آورم که برای امام مهدی در یکی از کشورهایی اتفاق افتاد که مصرف شراب مجاز بود...

    [[ از کنار رستورانی که در كنارش کافه‌ای بود می‌گذشتم و بنظر می‌رسید در آنجا شراب فروخته می‌شد؛ مرد مستی را دیدم که روی یک صندلی در کنار میزی که بیرون و در کنار خیابان چیده شده بودند نشسته بود. بر سر میز وروی صندلی که مقابل مرد مست قرار داشت نشستم و با دراز کردن دستم به سوی وی؛ سلام کردم. جواب داد: سلام؛ مرا می‌شناسی که با من سلام و علیک می‌کنی؟ در پاسخش گفتم: به خداوند قسم که من برادر توام. من و تو از نسل یک زن و مردیم . مرد از صحبت من وحشت کرد. گفت: دیوانه شده‌ای؟ چطور برادر من هستی و من نمی‌شناسمت؟ به او گفتم: مگر من و تو از نسل یک زن و مرد یعنی آدم و حواء نیستیم؟! خنده‌اش گرفت و آن چنان با صدای بلند خندید که من هم با او به خنده افتادم. سپس به سوی رستوران رفتم و برای هر دو نفرمان شام سفارش دادم و او را قسم دادم که ميهماني مرا بپذیرد و به خداوند برایش قسم خوردم که اين كار را بدون چشم داشت به جبران انجام دادم و نمی‌خواهم در ازاي آن از من تشکر کند. گفت پس نصف حساب شام را می‌پردازم. گفتم به هیچ وجه نمی‌شود و به اواحترام گذاشتم(او را اكرام نمودم ) وبا من شام خورد. بعد از شام خواست جامی از شراب برایم بریزد. به او گفتم نه این در دین ما حرام است. گفت: دینت چیست؟ گفتم اسلام. گفت: ای مرد ما همه مسلمانیم .اما خداوند فرموده است از خمر "اجتناب "کنید؛ آن را که حرام نفرموده است. در جواب گفتم: من تصور کردم که تو مسیحی هستی اما مسلمان از آب درآمدی! خداوند تو را برکت دهد؛ مگر نمی‌دانی "اجتناب "شدیدترین تحریم است ؛ درست مثل تحریم بندگی غیر خدا؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ ۚ فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨﴾}
    صدق الله العظيم [الزمر]

    { و کسانی که از عبادت طاغوت پرهیز کردند و به سوی خداوند بازگشتند، بشارت از آن آنهاست؛ پس بندگان مرا بشارت ده! (۱۷) همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. (۱۸)}

    مرد گفت: پس یعنی شراب مانند بندگی شیطان بر ما حرام شده است؟ از این امر به شدت تعجب کرد و بطری شراب را به جانب دیواری پرتاب کرد که نزدیک خیابان بود؛ طوری که بطری شکست و روی زمین پخش شد. سپس بلند شد و تکه‌های شکسته را با دست جمع کرد تا به رهگذران آسیبی نرسد و آنها را در ظرف زباله‌ای که نزدیک من بود انداخت و برگشت و بر سرم دستی کشید و خواست به پایم بیفتد که او را گرفتم و گفتم: از خدا بترس و چنین مکن؛ گفت چگونه از تو تشکر کنم؟ گفتم پاداش من این است که تو از آتش جهنم خود را نجات دهی و به سوی خداوند توبه نمایی. مرد دستش را به سوی پروردگارش بلند کرد و او را صدا کرد و چشمانش پر از اشک شد. از او اجازه رفتن خواستم اما بسيار به سختی به من اجازه داد و می‌خواست همراه او به هتل بروم و نمی‌خواست از من جدا شود..]] پایان
    یاد سخن پروردگارم افتادم که می‌فرماید:
    {ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ ربّك بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ} صدق الله العظيم [النحل:۱۲۵]
    {با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! }
    برادران من تصور کنید اگر من او را درحال نوشیدن شراب در خیابان عمومی می‌دیدم و به سراغش رفته و با صدای بلند می‌گفتم: ای مرد مست از خدا بترس! آیا با این روش می‌توانستم او را هدایت کنم؟
    لذا در دعوت به سوی خداوند حکیمانه رفتار کنید. ای انصار مهدی منتظر! مردم را از خود نرانید؛ بلکه به آنان بشارت داده و رحمت بر عالمیان باشید. ای کسانی که مردم را به سوی صلح جهانی بین مسلمانان و کافران فرا می‌خوانید؛ به خداوند قسم نمی‌توانید با پرخاش و راندن و گذاشتن شمشیرهای خود بر گردن مردم؛ آنها را هدایت نمایید! به خدا که نمی‌شود؛ بلکه تنها با موعظه نیک و سخن حکیمانه است که می‌توان مردم را هدایت کرد. خداوند نیز در آیات محکم کتابش همین فرمان را به شما می‌دهد.
    خداوند تعالی می‌فرماید:
    {ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ ربّك بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ} صدق الله العظيم [النحل:۱۲۵]
    {با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! }
    و چقدر اوامر خداوند زیباست و چقدر لطف خداوند زیاد است و خداوند سبحان و بلند مرتبه ارحم الراحمین است...
    والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهدي ناصر مُحمد اليماني.


    اقتباس المشاركة: 4956 من الموضوع: البيان المُبكي لأعينِ أحبابِ اللهِ ورسولهِ والمهديّ المنتظَر..


    الإمام ناصر محمد اليماني
    05 - 04 - 1431 هـ
    21 - 03 - 2010 مـ
    11:28مساءً
    _________



    البيان المُبكي لأعينِ أحبابِ اللهِ ورسولهِ والمهديّ المنتظَر ..

    بسم الله الرحمن الرحيم
    السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، {إِنَّ اللَّـهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ۚ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا ﴿٥٦﴾} صدق الله العظيم [الأحزاب].

    ويا معشر المُسلمين؛ يا أحباب ربّ العالمين ورسوله والإمام المهديّ، لقد حيّرني إعراض المسلمين عن الدعوة إلى الاحتكام إلى كتاب الله القُرآن العظيم برغم أنهم جميعاً به مؤمنون! ومن ثُمّ تذكرت حبيب قلبي وقُرّة عيني وأحبّ الناس إلى نفسي جدي مُحمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - في بدء نزول القُرآن العظيم الذي لم يكن يؤمن به أحدٌ من العالمين لكونه كتابٌ جديدٌ من ربّ العالمين، وما كان قولُ قومِهِ إلّا أن قالوا: {يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ} صدق الله العظيم [الحجر:6].

    فكم وكم آذوا جدي مُحمداً رسول الله أذىً عظيماً خصوصاً بعد موت عمّه أبي طالبٍ رحمه برحمته إن ربّي على كُلّ شيءٍ قدير، ومن بعد موت أبي طالب اشتدّ أذى المُشركين لكونه قد مات أبو طالب الذي كانوا يخشونه، وكان يُصلي مُحمدٌ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - بالمسجد الحرام، وجاء أحدُ المُشركين الكبار ينهى جدي محمداً رسولَ الله - صلّى الله عليه وعلى آله وسلّم - عن الصلاة في المسجد الحرام لكونه لا يُصلي لآلهتِهِم؛ بلْ يُصلي ويسجد لربّه ويتقرب إليه، ولذلك نزل قول الله تعالى: {أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَىٰ ﴿٩﴾ عَبْدًا إِذَا صَلَّىٰ ﴿١٠﴾ أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَىٰ ﴿١١﴾ أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَىٰ ﴿١٢﴾ أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ ﴿١٣﴾ أَلَمْ يَعْلَم بِأَنَّ اللَّـهَ يَرَىٰ ﴿١٤﴾ كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ ﴿١٥﴾ نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ ﴿١٦﴾ فَلْيَدْعُ نَادِيَهُ ﴿١٧﴾ سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَ ﴿١٨﴾ كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِب ۩ ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم [العلق].

    ومن ثُمّ عاد مُحمدٌ رسولُ الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - للصلاة كعادتِه في المسجد الحرام من بعد أن منعه عدوّ الله من كان مِنْ أكابرِ المشركين، حتى إذا علم عدوّ الله أنّ محمداً رسولَ الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - عاد للصلاة في المسجد الحرام وعدوّ الله قد نهاه عن ذلك فمن ثُمّ جاء عدوّ الله بِفرثِ الجزور ومُحمدٌ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - كان ساجداً لربّه في المسجد الحرام، ومن ثُمّ ألقى بِفرث الجزور على رأسه وهو ساجدٌ عليه الصلاة والسلام! ولكن جدي مُحمداً رسولَ الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - تذكرَ أمرَ الله إليه: {كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِب ۩ ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم، ومن ثُمّ أطال جدّي مُحمدٌ رسول الله في السجود بين يدي ربّه وهو يتقرّب إليه بالعفو عن قومه ويقول: [اللهم اغفر لقومي فإنهم لا يعلمون].

    ولكن قد اشتدّ إيذاء المُشركين يوماً بعد يومٍ فكانوا يؤذون جدي مُحمداً رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - ويعذّبون من صدّقه فاتّبعه حتى ضاق به الحال عليه الصلاة والسلام، ومن ثُمّ قرر أن يُهاجر إلى الطائف علّه يجد من يُصدّقه وينصره ويشدُّ من أزره في الطائف ولكنه بمجرّد أن وفد إلى الطائف وبدأ يدعوهم في ناديهم ومكان تجمعهم فإذا هم يقولون: [ألست محمداً مجنون قريش؟! لقد سمعنا بك من قبل أن تأتينا يا من تذكر آلهتنا بسوء، فاذهب عنّا أيّها المجنون].

    ونهروه وزجروه وطردوه من مجلسهم ولم يكرموه حتى كرم الضيافة، ومن ثُمّ سمع الصبية أن آباءَهم يقولون لهذا الرجل مجنون، ومن ثُمّ تبعه الصبية وكانوا يقذفونه بالحجارة ولكن خادمه زيد بن حارثه عليه الصلاة والسلام كان يُدافع عن النَّبيّ بظهره، بمعنى أنه كان يجعل ظهره درعاً للنبيّ حتى لا تُصيبَه حجارةُ الصبية، ولكن أصابه حجرٌ في قدمه الشريفة فأدمتهُ حتى كان يسير وهو يعرج من الألم، ومن ثُمّ لجأ إلى بستانِ كبيرِ القوم بالطائف ودخل فيه فوجد فيه حارساً طيباً من أهل الكتاب فقاده لظلِّ شجرةٍ ومن ثُمّ ذهب لكي يُحضِر له عنقودَ عنبٍ، وأثناء عودته إلى النَّبيّ فإذا هو يسمع النَّبيّ يُهَمْهِمُ بالدعاء وهو رافعٌ يديه إلى ربّه يشكو إليه وكان يقول عليه الصلاة والسلام: [اللهم أشكو إليك ضعف قوّتي وقلة حيلتي وهواني على الناس يا أرحم الراحمين، أنت رب المُستضعفين وأنت ربّي إلى من تكلني إلى عدو يتجهمني أم إلى أحد ملكته أمري! إن لم يكن بك غضبٌ عليّ فلا أُبالي إلّا أن رحمتك هي أوسع لي، وأعوذُ بنور وجهك الذي أشرقت له الظُلمات وصلُح عليه أمر الدُنيا والآخرة لك العتبى حتى ترضى].

    ومن ثُم هبط بين يديه رسولُ ربّ العالمين إليه جبريلُ عليه الصلاة والسلام وقال: [يا مُحمد رسول الله صلى الله عليك وملائكته لقد أمرني الله أن أُطْبِق عليهم الأخشبين إن شئت ومن ثُمّ تبسّم مُحمدٌ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - ضاحكاً وقال: كلا يا أخي يا جبريل، فما دام ربّي راضياً عن عبده فلا أُبالي وعسى أن يأتي من أصلابهم من يقول: لا إله إلّا الله مُحمد رسول الله]. عليك صلاة الله وسلامه يا حبيب قلبي وقُرّة عيني يا مُحمد رسول الله صلّى الله عليك وآلك المُكرمين وأُسلّم تسليماً.

    ويا أُمّة الإسلام يا حُجاج بيت الله الحرام، ما غرّكم في الإمام المهديّ الذي بعثه الله ناصراً لمُحمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، فهل جاءكم من القول ما لم يأتِ من قبل؟ وقال الله تعالى: {أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءَهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءَهُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿٦٨﴾} صدق الله العظيم [المؤمنون].

    ويا أُمّة الإسلام، إنّ الله يعلم وأنتم لا تعلمون، وإنما أعظُكُم بواحدةٍ هو أن تنيبوا إلى الله في خلواتكم بربكم، وتخيلوا لو أنّ الإمام ناصر مُحمد اليمانيّ هو حقاً خليفة الله الإمام المهديّ الذي له تنتظرون بفارغ الصبر وأنتم عنه مُعرضون، فما يُدريكم لعل ناصر مُحمد اليمانيّ من الصادقين! فلا تحكموا عليه أنه كمثل الذين خلَوا من قبله من المهديّين الكاذبين؛ بلْ أنيبوا إلى ربّكم في جوف الليل وتضرعوا بين يديه وأنيبوا إليه ليُبصّر قلوبكم بالحقّ وقولوا:
    (اللهم إنك تعلم وعبادك لا يعلمون، سبحانك لا علم لنا إلّا ما علّمتنا إنك أنت العليم الحكيم، اللهم إن كان ناصرَ مُحمدٍ اليمانيّ هو حقاً خليفة الله الإمام المهديّ المُنتظَر الذي ننتظره بفارغ الصبر، اللهم فبصّر قلوبنا بالحقّ حتى لا يكون حسرةً علينا وندامةً فنعضّ على أيدينا من شدّة الندم لو أننا صدّقناه فتجعلنا من المُكرمين ومن صفوة البشريّة وخير البريّة.

    اللهم إن كان ناصر مُحمد اليمانيّ هو حقاً المهديّ المُنتظَر فإنه فضلٌ من الله عظيم ورحمةٌ للأُمة فاجعلنا من الشاكرين أن قدّرت بعث المهديّ المُنتظَر في أُمّتنا وجيلنا، فكم تمنّوا الأُمم من قبلنا أن يبعثه الله فيهم ولكن لم يحالفهم الحظ، فإذا بعثته فينا فقد فضّلتنا على الأُمم ببعث الإمام المهديّ المُنتظَر في أُمتنا فاجعلنا من الشاكرين برحمتك يا أرحم الراحمين.

    اللهم عبدك في ذمّتك أن لا يفوتني التصديق بالحقّ إن كان ناصرُ محمد اليمانيّ هو حقاً المهديّ المُنتظَر الناصر لما جاء به مُحمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، فكيف نُكذّب حبيب الله وحبيب رسوله؟ ونعوذُ بالله أن نُكذّب خليفة الله المهديّ لو قدّر الله بعثه فينا وقدّر عثورنا على دعوته للعالمين أن لا نكون من السابقين المُصدّقين لخليفة الله الذي بشّر ببعثه مُحمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.

    اللهم إنك قلت وقولك الحق: {وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ} [غافر:60]، وها هو عبدك يدعوك مُنيباً إليك: إن كان ناصرُ مُحمد اليمانيّ هو حقاً المهديّ المُنتظَر أن تجعلني من المُصدِّقين ومن الأنصار السابقين الأخيار في عصر الحوار من قبل الظهور ببأسٍ شديد من لدُنك بالدُخان المُّبين، يا حيّ يا قيوم يا من يحول بين المرءِ وقلبه لا تُعمي قلبَ عبدِك وأمتِك عن الحقّ والحقّ أحقّ أن يُتّبع، يا من وسعتَ كُل شيءٍ رحمةً وعلماً يا من تحول بين المرءِ وقلبه فإذا كان هو حقاً الإمام المهدي فلْيُلِن قلوبَنا بيانُه وتذرف أعيُننا مما عرفنا من الحقّ حتى تطمئن قلوبُنا أنَّه حقاً الإمام المهديّ لا شكَّ ولا ريبَ برحمتك يا أرحم الراحمين، إنك قلت وقولك الحق: {اللَّـهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ} صدق الله العظيم [الشورى:13]).


    وبما أني الإمام المهديّ الحقّ فوالله الذي لا إله غيره أن من فاضت عيناه أثناء تلاوة هذا البيان فإنّه من أحباب الله ورسوله والمهديّ المنتظَر وأنّ الله سوف يهدي قلبه إلى الصِراط المُستقيم، فكونوا من الشاكرين يا أحباب ربّ العالمين وأنيبوا إلى ربّكم ليهدي قلوبكم وكونوا من القوم الذي وعد الله بهم في مُحكم القُرآن العظيم في قول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّـهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّـهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّـهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿٥٤﴾} صدق الله العظيم [المائدة].

    ويا أحباب قلبي وقُرّة أعيني ذكركم والأنثى، إني أُحبّكم في الله وأحبّ لكم ما أحبُّه لنفسي وأكره لكم ما أكرهُه لنفسي وأُريد لكم الهُدى والنجاة وليس العذاب فكونوا من أولي الألباب، ويا أحبابي في حُبّ الله لِمَ تُكذِّبوني وتشتموني وتلعنوني يا معشر المُسلمين، فهل دعوتكم إلى باطلٍ؟ فكيف يكون على باطلٍ من يدعو إلى عبادة الله وحده لا شريك له ويأمر الناس أن يكونوا عبيداً لله لتحقيق الهدف من خلقهم فيتنافسوا إلى ربّهم طمعاً في حب الله وقُربه ونعيم رضوان نفسه سبحانه وتعالى علواً كبيراً؟ وما أمرتُكم أن تُعظّموني من دون الله، وكيف تجتمع النور والظُلمات؟ وقال الله تعالى: {مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللَّـهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللَّـهِ وَلَـٰكِن كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ ﴿٧٩﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].

    فكذلك تجدون دعوة الإمام المهديّ ناصر مُحمد اليمانيّ لا يقول لكم اتخذوني إلهاً من دون الله ولكن كونوا ربانيّين واعبدوا الله ربّي وربّكم وتنافسوا في حُبّ الله وقُربه ونعيم رضوان نفسه، فلم َتُكذِّبوني يا إخواني المُسلمين؟ فإني أخشى عليكم من عذاب يومٍ عقيم، فلا تخافوا فلن يدعو عليكم الإمام المهديّ، وإن نفدَ صبري ودعوتُ عليكم في ساعة غضبٍ فأرجو من ربّي بحقّ لا إله إلّا هو وبحقّ رحمته التي كتب على نفسه وبحقّ عظيم نعيم رضوان نفسه أن لا يُجيب دعوتي لأنكم جزءٌ من هدفي العظيم، ألا والله لا ولن أُفرط فيكم فلا تخشوا دُعائي ولكني أخشى عليكم دعوة أحد أنصاريّ كمثل نبيّ الله لوط وإبراهيم، فأمّا نبيّ الله إبراهيم فقال: {وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الْأَصْنَامَ ﴿٣٥﴾ رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ ۖ فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي ۖ وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿٣٦﴾} صدق الله العظيم [إبراهيم].

    ولكن الله أهلك قومَ إبراهيم بسبب دعوة نبي الله لوط، ولم يُصدّق رسولَ الله إبراهيمَ عليه الصلاة والسلام إلّا نبيُّ الله لوط. وقال الله تعالى: {فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ} صدق الله العظيم [العنكبوت:26]. ومن ثُمّ أهلك الله القوم بسبب دُعاء نبيّ الله الصّديق لوط صلّى الله عليه وآله وسلّم، فاستجاب الله دعوة نبيّه لوط وأهلك القوم بمطر السوء من كوكب العذاب، وكذلك أخشى على المُسلمين من دعوة أحد أنصار المهديّ المُنتظَر.

    ولذلك أقول يا أحباب قلبي ويا قُرّة أعيني يا معشر الأنصار السابقين الأخيار في عصر الحوار من قبل الظهور سألتُكم بالله العظيم ربّ السماوات والأرض وما بينهما وربّ العرش العظيم أن لا تجلبوا إلى نفس ربّي مزيداً من الحسرة على عباده لأنكم إذا دعوتم على القوم استجاب الله دُعاءكم تصديقاً لوعده الحقّ أن ينصركم على من كذّبكم فيُهلك عدوّكم ويستخلفكم من بعدهم إن الله لا يُخلف الميعاد.

    ولكن يا أحباب قلب الإمام المهديّ والله الذي لا إله غيره ما سألتُكم بالله أن تفعلوا رحمةً مني بالناس؛ بلْ لأني وجدت أن ربّي هو حقاً أرحم الراحمين، ولم أجد في الكتاب أنّ عباده يهونون عليه برغم أنه لم يظلمهم شيئاً سُبحانه وتعالى علّواً كبيراً، ولا يظلم ربّك أحداً، ولكن يا إخواني لو تعلمون كم الرحمن الرحيم هو حقاً رحيمٌ! ألا والله الذي لا إله غيره إنه لا مجال للمُقارنة بين رحمة الله بعباده ورحمة الأُم بولدها حتى ولو عصاها ألف عامٍ لما هان عليها وهو يصرخ ويتعذّب في نار جهنم فتصوّروا كم حُزنها عظيم وكم مدى حسرتها على ولدها وهي تسمع صراخَه في نار جهنم، فما بالكم بمن هو أرحم منها بعباده الله أرحم الراحمين؟ فلا نزال نُذكّركم ونقول أن الله يتحسّر على عباده الذين ظلموا أنفسهم وأهلكهم بسبب دُعاء أنبيائِهم عليهم بعد أن كذّبوا بالحقّ من ربّهم، وبرغم أنَّ الله لم يظلمْهم شيئاً ولكن بسبب عظيم صفة رحمته في نفسه تجدونه حزيناً مُتحسّراً على عباده مُباشرةً فور هلاكِهم من بعدِ دُعاء الأنبياء والصالحين عليهم وقد علمتم ذلك في قول الله تعالى: {إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يس].

    ولا يزال الإمام المهديّ يُذكّر أنصاره بهذه الآية المُحكمة لكي يُصدقوا الله فيصدقهم فيقولوا:
    [يا إله العالمين لقد عرّفنا الخبير بالرحمن عن حالك فكيف نستطيع أن نستمتع بنعيم الجنة والحور العين وحبيبنا الله حزينٌ في نفسه ومُتحسّرٌ على عباده؟ هيهات هيهات أن نرضى حتى يكون من هو أحبّ إلينا من الجنة والحور العين الله ربّ العالمين راضياً في نفسه لا مُتحسّراً ولا حزيناً، فإذا لم تفعل فلِمَ خلقتنا يا إله العالمين؟ فهل خلقتنا من أجل الجنة وحورها، أم خلقتها من أجلنا وخلقتنا نعبد حُبك وقربك ونعيم رضوان نفسك؟ فكم نُحبك يا الله، وكيف يستطيع من يُحبّ أن يكون مسروراً وهو قد علم أن حبيبَه حزينٌ في نفسه حُزناً عظيماً! كلا وربي لا ترضى النفس حتى يكون الحبيب راضياً في نفسه مسروراً].

    ولذلك أتوسّل إليكم يا أحباب الله يا من وعدَ اللهُ بهم في مُحكم كتابه إن كُنتم تُحبون الله بالحُبّ الأعظم أن تُساعدوني على تحقيق النعيم الأعظم، فلا تدعوا على المُسلمين والناس أجمعين، وإن كان لا بدّ فعلى الشياطين من الجنّ والإنس تدعون حتى يذوقوا وبال أمرهم وكلّ يومٍ هو في شأن سبحانه وسع كل شيءٍ رحمةً وعلماً، ولكنهم يائسون من رحمة ربّهم كما يئِس الكُفّار من أصحاب القبور، وهذا خطأهم فظلموا أنفسهم بسبب اليأس من رحمة الله الذي نادى عبادَه بما فيهم إبليس وكافة عبيده في السماوات والأرض وقال الغفور الرحيم: {قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿٥٣﴾ وَأَنِيبُوا إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ ﴿٥٤﴾ وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ ﴿٥٥﴾ أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ ﴿٥٦﴾ أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّـهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ﴿٥٧﴾ أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٥٨﴾ بَلَىٰ قَدْ جَاءَتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الزمر].

    فبالله عليكم هل يستطيع أن يقول أبٌ لأولادهِ وهو غاضبٌ غضباً شديداً يا (أولادي)؟ ولكن انظروا إلى الله أرحم الراحمين برغم غضبه الشديد من عباده المُجرمين يقول: {يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ} صدق الله العظيم.

    أفلا ترون ما أعظم رحمة الله العظيم المستوي على عرشه العظيم سُبحانه وتعالى علّواً كبيراً وما قدروه حقّ قدره! أليس ربّي العظيم الذي لا إله غيره يستحق أن نُحبّه أعظم من كلّ شيءٍ في الدُنيا والآخرة؟ فهو الذي خلقنا وصوّرنا ويرزقنا ويغفر لنا ويرحمنا في الدُنيا والآخرة سبحان ربّي الغفور الرحيم، فهل جزاء الإحسان إلّا الإحسان؟ فكيف ترضون بزينة الدُنيا ونعيم الجنان يا عبيد الرحمن؟ فلو تعلموا ما نحن فيه من النعيم لما تأخرتم عنه شيئاً إنه نعيم رضوان الله على عبيده، فاتّبِعوا رضوانه وتجنبوا سخطه وسوف تعلمون أن رضوان الله هو حقاً النعيم الأعظم من ملكوت الدُنيا والآخرة ثُمّ تعلمون وأنتم لا تزالون في الدُنيا أن نعيم رضوان الله على عباده هو حقاً النعيم الأكبر من جنته. تصديقاً لقول الله تعالى: {رَّضِيَ اللَّـهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ۚ ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ} صدق الله العظيم [المائدة:119].

    وتصديقاً لقول الله تعالى: {وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّـهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ} صدق الله العظيم [التوبة:72].

    ويا أحباب قلبي إلى ربّي، لا تُيئِسوا الناس من رحمة الله مهما علمتم من ذنوبهم فاعلموا أنّ الله يغفر الذنوب جميعاً، فعظوهم وأرشدوهم إلى الطريق الحقّ وأهدى سبيلاً بالحكمة والموعظة الحسنة.

    وأضرب لكم على ذلك مثلاً لقصةٍ وقعت للإمام المهديّ في أحد الدول التي تسمح بشرب الخمور:
    [[جئت مارّاً بجانب مطعمٍ وإلى جانبه كافتريا ويبدو أنها تبيع الخمور، فوجدت رجلاً كان ثملاً جالساً فوق كُرسي بجانب طاولة وكانت الطاولات في الخارج على حافة الشارع ومن ثُمّ جلست بجانب طاولة السكران على كُرسيّ كان مقابله وسلّمت عليه بيدي فمد يده وسلّم عليّ وقال: أهلاً، وهل تعرفني حتى تُسلّم عليّ؟ فقلت له؛ بلْ والله إني أخوك وإني أنا وأنت من ذُرية رجلٍ واحدٍ وامرأةٍ واحدةٍ، ومن ثُمّ أخذت الرجل الدهشة من قولي! وقال لي: وهل جُننت! فكيف تكون أخي وأنا لا أعرفك؟ فقلت له: ألستُ أنا وأنت من ذُرية رجلٍ وامرأةٍ وهو أبونا آدم وأمنا حواء؟! ومن ثُمّ تبسّم ضاحكاً وارتفع صوتُه بالضحك عالياً حتى أضحكني معه ومن ثُمّ قمت إلى المطعم فطلبت لنا سوياً وجبة عشاء وأقسمت عليه أن يقبل عزومتي وأقسمت له بالله العظيم أني لا أريد منه جزاءً ولا شكوراً، وقال: بلْ سوف أدفع نصف حساب العشاء، فقلت له: كلا وربي، وأكرمته وتعشى معي ولكنه ملأ كأساً من الخمر ويُريد أن يُعطيني من بعد العشاء. فقلت له هذا مُحرّم في ديننا. فقال: وما دينك؟ فقلت: ديني الإسلام. قال: يا رجل كُلّنا مُسلمين ولكن الله قال فاجتنبوا الخمر ولم يُحرّمه الله علينا. فقلت له: ظننتك مسيحي وطلعت مُسلم! بارك الله فيك أفلا تعلم إن الاجتناب لمن أشدّ أنواع التحريم كتحريم عبادة غير الله؟ وقال الله تعالى: {وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّـهِ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ ۚ فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ ۖ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [الزمر].

    ومن ثُمّ قال الرجل: إذاً الخمر مُحرّم كحُرمة أن نعبد الشيطان؟! وتفاجأت به أخذ القارورة وقذفها حتى اصطدمت بحائط كان على مقربةٍ بجانب الطريق وتكسرت وتناثرت في الطريق، ومن ثُمّ قام ولقط الزجاج المُتناثر بيديه حتى لا يؤذي المارين، وذهب إلى صندوق للزبالة كان على مقربةٍ منّي وقذف بالزجاج فيه وعاد وحبَّني على رأسي وأراد أن يتنزل ليُحبَّ قدمي فأمسكته وقلت له: اتقِ الله فلا تفعل ذلك، فقال فبمَ أجزيك؟ فقلت له: جزائي أن تُنقذ نفسك من النار وتتوب إلى الله متاباً. ورفع الرجل يديه إلى ربّه وهو يناجيه وأعينه تفيض من الدمع فاستأذنته ولم يفكني إلا بصعوبة بالغة وكان يُريد أن أذهب معه الهوتيل الذي يسكن فيه وكان لا يُريد فراقي]] انتهى..

    ومن ثُمّ تذكرت قول ربي: {ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ} صدق الله العظيم [النحل:125]، فتصورا يا إخواني الأنصار لو أني حين رأيته يشرب الخمر في الشارع قلت له بصوت مُرتفع: اتقِ الله أيّها السكران! فهل ترونني أستطيع هدايته بهذه الطريقة؟

    ولذلك فالتزموا بالحكمة في الدعوة إلى الله ولا تكونوا مُنفِّرين وكونوا مُبشِّرين ورحمةً للعالمين يا أنصار المهديّ المُنتظر؛ يا معشر الدُعاة إلى السلام العالميّ بين شعوب البشر مُسلمهم والكافر، فوالله لا تهدون الأُمم وأنتم تزجرونهم أو تنهرونهم أو تضعون السيوف على أعناقهم! كلا وربي فلن تهدوهم إلّا بالحكمة والموعظة الحسنة كما أمركم الله في مُحكم كتابه في قول الله تعالى: {ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ} صدق الله العظيم، فما أجمل أوامر الله وما ألطف الله وما أرحم الله أرحم الراحمين سُبحانه وتعالى علواً كبيراً.

    والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر مُحمد اليماني.
    __________________


المواضيع المتشابهه

  1. مشاركات: 7
    آخر مشاركة: 12-09-2019, 04:20 AM
  2. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 06-04-2019, 04:43 AM
  3. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 23-12-2018, 02:23 PM
  4. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 16-05-2018, 08:30 PM
  5. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 02-05-2016, 07:11 PM

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •