صفحة 1 من 2 12 الأخيرةالأخيرة
النتائج 1 إلى 10 من 14

الموضوع: پاسخ های امام به شيخ أحمد الهواري

هذا أحد المواقع الثانوية الخاصة بتبليغ دعوة الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني والتي لا تتضمن أية أقسام خاصة ولا رسائل ولا عضويات وبالتالي لا يمكن المشاركة فيها ولا استرجاع الحسابات المفقودة عبرها، يوجد هنا فقط موسوعة البيانات مع الترجمة لبعضها إلى مختلف اللغات، ولا يتواجد الإمام المهدي إلا في الموقع الرسمي الوحيد منتديات البشرى الإسلامية والنبإ العظيم، وهناك يمكنكم التسجيل والمشاركة والمراسلة الخاصة وأهلاً وسهلاً بكم.

مصدر الموضوع
  1. مصدر المشاركة
    ( پاسخ امام به شيخ أحمد الهواري )

    - 1 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    24 - 05 - 1431 هـ
    08 - 05 - 2010 مـ
    02:12 صباحاً
    ـــــــــــــــــــ



    پاسخ کوبنده امام از آیات محکم قرآن عظیم....

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدي مُحمد رسول الله - صلى الله عليه وآله الطيبين – وسلّم تسليماً،و سلام الله بر برادر کریم جناب دکتر احمد الهواری،امام و خطیب مسجد البر و الأحسان-طارق- عمان،به شما خوش آمد می گویم؛شیخ کریم به میز گفتگوی مهدی منتظر برای تمام خطبای منابر و مفتیان کشورها خیر مقدم می گوییم،و از آنجا که به یقین می دانم که به خداوند افترا نزده ام و من امام مهدی منتظر حق برگزیده شده از جانب پروردگار عالمیان هستم؛به من گوش بده جناب شیخ فاضل دکتر احمد الهواری،تا نتیجه گفتگو بین من و شما را قبل از آغاز آن اعلام کنم،من بر امام وخطیب مسجد البر و الاحسان با دلایل علمی قوی از آیات محکم قرآن عظیم غلبه خواهم کرد؛به طوری که او در مقابل انتخاب یکی از این دو راه قرار خواهد گرفت که سومی ندارد؛یا باید از مهدی منتظز پیروی نماید و یا از کتاب خداوند،قرآن عظیم روبرگرداند که آنگاه خداوند به حق بین من و او حکم خواهد کرد که او خیرالفاصلین است.



    ای شیخ گرانقدر؛ به حق بین خود و امام ناصر محمد یمانی؛شاهد باش و در راه خداوند از ملامت هیچ کس نترس؛ای انصار پیشگام برگزیده؛به حق بین من و شیخ فاضل دکتر احمد الهواری شاهد باشید؛اگر دریافتید حق با اوست، تعصب کورکورانه درمورد امام ناصر محمد یمانی نداشته باشید؛اگر برایتان روشن گردید که امام ناصر محمد یمانی گمراه است غرور شما را به گناه نکشاند؛ از تعصب کورکورانه و به ناحق پرهیز نمایید، امری که عامل گمراهی امت اسلام شده است تعصب کورکورانه است؛هر طائفه ای نسبت به علمای مذهب خود تعصب داشته و کورکورانه و بدون استفاده از عقلشان؛از آنان پیروی می کردند،پس مانند آنان نباشید و اگر برایتان روشن شد که حق با شیخ فاضل دکتر احمد الهواری است،در کنار امام ناصر محمد یمانی نمانید؛ غرور شما را به گناه نکشاند که شایسته شما نیست؛مانند کسانی نباشید که خداوند درباره ایشان می فرماید:
    {سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الحقّ وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الرُّشْدِ لاَ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَكَانُواْ عَنْهَا غَافِلِينَ}
    صدق الله العظيم [الأعراف:146].
    { بزودی کسانی را که در روی زمین بناحق تکبّر می‌ورزند، از آیات خود، منصرف می‌سازم! آنها چنانند که اگر هر آیه و نشانه‌ای را ببینند، به آن ایمان نمی‌آورند؛ اگر راه هدایت را ببینند، آن را راه خود انتخاب نمی‌کنند؛ و اگر طریق گمراهی را ببینند، آن را راه خود انتخاب می‌کنند! بخاطر آن است که آیات ما را تکذیب کردند، و از آن غافل بودند!}
    کسی که چنین کند؛ ازشیاطین بشر است نه از انصار مهدی منتظر،ولی هیهات هیهات...قسم به خداوند واحد قهار؛قسم مهدی منتظر حق پروردگارتان که تمام علمای جن و انس قادر نخواهند بود حتی در یک مسئله بر امام مهدی ناصرمحمد یمانی غلبه کنند و ما به اذن خداوند و پروردگار عالمیان از راست گویان هستیم.اما یک شرط اساسی و اصلی مطرح است؛آن هم اینکه ما بر اساس کتاب خداوند قرآن عظیم حکم کنیم؛از متشابه صحبت نمی کنم؛از آیات محکم کتاب که آیات اساسی و بنیادین آن هستند-آیات ام الکتاب- می گویم که تنها کسانی از آن منحرف شده و قلبشان تنگ می شود که قلبشان از حق انحراف دارد. پس آنچه که در سنت نبوی بر خلاف آیات محکم کتاب بود را افترایی از جانب غیر خدا می دانیم؛دروغ هایی که از جانب شیطان رجیم است.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾}
    صدق الله العظيم [النساء].
    { و نزد تو به زبان اظهار فرمانبرداری کنند و چون از حضور تو دور شوند برخلاف گفته تو را پنهان می کنند، و خدا اندیشه پنهان آنها را خواهد نوشت. پس (ای پیغمبر) از آنها روی بگردان وبه خدا اعتماد کن، که تنها خدا تو را نگهبان کافی است. (۸۱) آيا به قرآن نمى انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى يافتند. (82)}
    از خلال این آیات در می یابیم که به یقین؛سنت نبوی مانند قرآن از جانب خداوند آمده است،و از آنجا که خداوند وعده ای درمورد حفظ سنت از تحریف نداده است؛برای همین قاعده کشف احادیث دورغ را به شما می آموزد؛تا هر حدیثی را به کتاب خداوند عرضه کنید؛هرچه که با آیات محکم کتاب قرآن اختلاف زیادی داشت و به کل متفاوت بود؛ بدانید آن حدیث به دروغ وارد سنت نبوی شده و از جانب خداوند نیست؛یعنی از جانب شیطان رجیم و بر زبان انسان هایی که اولیاء شیطان هستند و به ظاهر خود را مؤمن نشان داده و کفر و مکر خود برای دور کردن مردم از راه راست-صراط مستقیم- را پنهان می کنند؛جاری شده است تا ای شیخ گرانقدر جناب احمد الهواری،حق را باطل و باطل را حق بپندارید و به آنچه که مخالف محکمات کتاب خداوند است اعتقاد پیدا کنید. در این مورد برایتان مثالی می آورم؛ عقیده شما مبنی بر این که مسیح کذاب مردی را از وسط دو نصف می کند واز بین دو شقه عبور کرده و سپس روح را به او برمی گرداند در حالی که ادعای ربوبیت می نماید.این از جمله عقاید شماست جناب شیخ گرانقدر احمد الهواری،و از آنجا که من امام مهدی پیرو هستم نه بدعت گذار؛پس خود را ملزم می دانم که قاعده کشف احادیث پنهان شده را بکار گیرم؛پس این حدیث را به آیات محکم کتاب خداوند عرضه می کنیم؛اگر از جانب خداوند نباشد؛حتما تماما بین این حدیث و ایات محکم قرآن اختلاف وجود خواهد داشت و به کل با هم تضاد خواهند داشت چون حق و باطل متناقض هستند و با هم اختلاف دارند .حال به سراغ تطبیق می رویم تا ببینیم صدق می کند یا خیر:
    اول:[عن أبي سعيد الخدري قال: حدثنا رسول الله صلّى الله عليه وسلم يوما حديثا طويلا عن الدجال فكان فيما يحدثنا به أنه قال يأتي الدجال وهو محرم عليه أن يدخل نقاب المدينة فينزل بعض السباخ التي تلي المدينة فيخرج إليه يومئذ رجل وهو خير الناس أو من خيار الناس فيقول أشهد أنك الدجال الذي حدثنا رسول الله صلّى الله عليه وسلم حديثه فيقول الدجال أرأيتم إن قتلت هذا ثم أحييته هل تشكون في الأمر فيقولون لا فيقتله ثم يحييه فيقول والله ما كنت فيك أشد بصيرة مني اليوم فيريد الدجال أن يقتله فلا يسلط عليه]
    [أبي سعيد الخدري می گوید : رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حدیثی طولانی درباره دجال برایمان گفتند : دجال می آید در حالی که ورود او به شهر مدینة ممنوع شده است و در آن روز مردی برای او خارج می شود که بهترین مردم است یا از بهترین مردمان است و می گوید من شهادت می دهم که تو دجالی که رسول الله صلى الله عليه وسلم خبرش را به ما داده بود.او می گویدآیا اگر اورا کشتم و سپس زنده کردم در مورد من باز هم شک می کنید؟ گفتند خیر، پس او را کشت و سپس زنده کرد .وقتی که زنده اش کرد (مقتول ) گفت بخدا قسم که قبل از این به این اندازه به تو بصیر (بینا ) نبودم دجال می خواهد دوباره اورا بکشد ولی نمی تواند]

    شیخ فاضل من امام مهدی به ابی سعید الخدری و هیچ یک از صحابه رسول الله صلى الله عليه وعليهم وأسلمُ تسليماً خرده نمی گیرم؛اما حرفم این است که شیاطین بشر به آنها و نبی شان افترا زده اند؛عزیز من جناب شیخ احمد؛من می بینم که خداوند در آیات محکم قرآن عظیم؛باطل و اولیاء آن را به چالش می کشد که با توجه به این که آنها باطل را به جای خداوند می خوانند؛ اگر می توانند روح یک مرده را به جسدش بازگردانند؛خداوند تعالی می فرماید که اگر چنین کنند؛در دعوای باطل خود در برابر خداوند سبحان و تعالی درست گفته اند آنچه که در ادامه می آید مبارزه طلبی حق خداند در برابر باطل و اولیاء اوست که اگر می توانند روح را به جسد مرده –ولو یک مرده-بازگردانند.خداوند تعالی می فرماید:
    {فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ﴿٧٥﴾ وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ ﴿٧٦﴾إِنَّهُ لَقُرْ‌آنٌ كَرِ‌يمٌ ﴿٧٧﴾ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ ﴿٧٨﴾ لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُ‌ونَ ﴿٧٩﴾ تَنزِيلٌ مِّن ربّ العالمين ﴿٨٠﴾ أَفَبِهَـٰذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ ﴿٨١﴾ وَتَجْعَلُونَ رِ‌زْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ ﴿٨٢﴾ فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿٨٣﴾ وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُ‌ونَ ﴿٨٤﴾ وَنَحْنُ أَقْرَ‌بُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُبْصِرُ‌ونَ ﴿٨٥﴾ فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾ فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّ‌بِينَ ﴿٨٨﴾ فَرَ‌وْحٌ وَرَ‌يْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِيمٍ ﴿٨٩﴾ وَأَمَّا إِن كَانَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ ﴿٩٠﴾ فَسَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ ﴿٩١﴾ وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ ﴿٩٢﴾ فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِيمٍ ﴿٩٣﴾ وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ ﴿٩٤﴾ إِنَّ هَـٰذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ ﴿٩٥﴾ فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَ‌بِّكَ الْعَظِيمِ﴿٩٦﴾}
    صدق الله العظيم [الواقعة].
    { سوگند به جایگاه ستارگان -جایی که ستارگان رد آسمان اشغال می کنند-(۷۵) و این سوگندی است بسیار بزرگ، اگر بدانید! (۷۶)که آن، قرآن کریمی است، (۷۷) که در کتاب محفوظی جای دارد، (۷۸) و جز پاکان(ائمه کتاب) نمی‌توانند به آن دست یابند (۷۹) آن از سوی پروردگار عالمیان نازل شده؛ (۸۰) آیا این سخن را سست و کوچک می‌شمرید، (۸۱) و به جای شکر روزیهایی که به شما داده شده آن را تکذیب می‌کنید؟! (۸۲) پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می‌رسد (۸۳) و شما در این حال نظاره می‌کنید (۸۴) و ما از شما به او نزدیکتریم ولی نمی‌بینید! (۸۵) اگر فکر می کنید که محکوم نیستید-وحق باشماست- (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷) پس اگر او از مقرّبان باشد، (۸۸) در رَوح و ریحان و بهشت پرنعمت است! (۸۹) امّا اگر از اصحاب یمین باشد، (۹۰) (به او گفته می‌شود سلام بر تو از سوی دوستانت که از اصحاب یمینند! (۹۱) امّا اگر او از تکذیب‌کنندگان گمراه باشد، (۹۲) با آب جوشان دوزخ از او پذیرایی می‌شوید! (۹۳) و سرنوشت او ورود در آتش جهنّم است، (۹۴) این مطلب حقّ و یقین است! (۹۵) پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح کن (۹۶)}
    به فرموده خداوند تعالی نظر کنید:
    {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾}
    صدق الله العظيم،
    گر فکر می کنید که محکوم نیستید-وحق باشماست- (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}
    حال به روایتی که درست برعکس این مبارزه طلبی است توجه نمایید:
    [أرأيتم إن قتلت هذا ثم أحييته؛ أتشكون في الأمر؟ فيقولون: لا. فيقتله ثم يحييه]
    گویدآیا اگر اورا کشتم و سپس زنده کردم در مورد من باز هم شک می کنید؟ گفتند خیر، پس او را کشت و سپس زنده کرد

    پایان نقل قول از روایت دروغ.

    شیخ فاضل و محترم؛ خداوند به تو برکت دهد؛عزیزم به فرموده خداوند تعالی بنگر:
    {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم
    ،
    {اگر فکر می کنید که محکوم نیستید-وحق باشماست- (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}
    مبارزه طلبی پروردگار روشن است:{تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾ پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید!} صدق الله العظيم.فرموده خداوند تعالی روشن است:{إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾ اگر راست می‌گویید } صدق الله العظيم، پس چگونه است که خداوند با معجزه زنده کردن مرده به دشمن خود یاری کرده و حرف او را ثابت می کند و مبارزه طلبی خود را ایات محکم کتابش را خراب می کند ؛آیا تعقل نمی کنید؟ شیخ فاضل آیا عقل و منطق این را می پذیرد؟ و خداوند تعالی می فرماید:
    {قلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بالحقّ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿٤٨﴾ قُلْ جَاءَ الحقّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ ﴿٤٩﴾}
    صدق الله العظيم [سبأ].
    {بگو: «پروردگار من حق را می‌افکند، که او دانای غیبها است.» (۴۸)بگو: «حق آمد! و باطل نمی‌تواند آغازگر چیزی باشد و نه تجدیدکننده آن!» (۴۹)}
    من برایتان مثالی آوردم؛بسیاری از علمای امت؛کورکورانه و بدون استفاده از عقل شان،از روایات و احادیث پیروی می کنند؛عزیز من از آنان مباش.اما من به حق برایت فتوا می دهم که به راستی خداوند آیات محکم قرآن عظیم را مرجع احادیث سنت قرار داده است؛هرچه که با محکمات آن مخالف باشد،ما نسبت به آن و آنچه که مخالف قرآن عظیم است کافریم؛خواه در تورات و انجیل باشد؛خواه در سنت نبوی؛چون آنچه که مخالف کتاب خداوند است؛از جانب شیطان رجیم است نه خداوند؛فرقی هم ندارد در سنت نبوی باشد یا در تورات و انجیل؛هیچ یک از اینها از تحریف و دستکاری محفوظ نیستند و خداوند تنها وعده محافظت ازقرآن عظیم را داده است و برای همین می بینی که در تمام عالم تنها یک نسخه از قرآن وجود دارد و با توجه به اینکه ذکر محفوظ از تحریف قرآن عظیم است؛با گذشت قرن های بسیار و نسل های زیاد بشر؛هم چنان از تحریف محفوظ مانده است تا اگر شیاطین جن و انس شما را از راه راست-صراط مستقیم- منحرف کنند؛حجت حق خداوند بر شما باشد.

    عزیز من شیخ فاضل دکتر احمد الهواری؛من امام مهدی به سنت حق محمد رسول الله کافر نیستم و پناه برخدا که از جاهلان باشم؛حتی اگر برای حدیث نبوی؛حجتی در قرآن پیدا نکنم؛آن را رد نمی کنم؛بلکه آن را با نعمت عقلی که خداوند به من عنایت فرموده است؛ می سنجم.اگر عقل و منطق آن را بپذیرد؛حتی اگر برای آن یک برهان هم در قرآن عظیم برایش نیابم؛از آن پیروی می کنم؛ تو مخالفتی از مهدی منتظر با سنت محمد رسول الله الحقّ صلّى الله عليه وآله وسلّم تسليماً؛ نخواهی دید؛بلکه درجه ایمان من به سنت نبوی به اندازه درجه ایمان من به این قرآن عظیم است.همانا که من با آنچه از سنت نبوی کافرم که مخالف آیات محکم قرآن عظیم باشد؛ولو اینکه تمام علمای جن و انس بر روی آن اتفاق نظر داشته باشند؛اگر مخالف آیات محکم کتاب باشد؛آن را رد می کنم؛بلکه من امام مهدی به حبل خداوند قرآن عظیم پای بندم؛هرچه مخالف محکمات آن باشد دورغی است از جانب شیطان رجیم؛فرقی ندارد در تورات وانجیل باشد چه در سنت نبوی.اگر روی این قاعده به توافق برسیم که حکم خداوند را بین ناصر محمد یمانی و دکتر فاضل شیخ احمد الهواری بپذیریم، به اذن خداوند عزیز و علیم،حکم حق را بی شک و تردید را خواهیم آورد .ولی اگر دکتر حکم خداوند را نپذیرد؛ بعد حق چه چیزی جز گمراهی خواهد ماند؟ تصدیق فرموده خداوند تعالی: {أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا} صدق الله العظيم [الأنعام:114].
    {آیا غیر خدا را به داوری طلبم؟! در حالی که اوست که این کتاب آسمانی را، که همه چیز در آن آمده، به سوی شما فرستاده است}
    به راستی که ما حکم خداوند را از ایات محکم قرآن عظیم استنباط می کنیم و به کتاب خداوند وسنت حق رسولش ایمان داریم و من از مسلمانان هستم؛و براین اساس گفتگو را با تطبیق قاعده کشف احادیثی که به دروغ به نبی
    -صلّى الله عليه وآله وسلّم-نسبت داده شده اند آغاز می کنیم تا به اذن خداوند،شما را به منهاج اولیه نبوت بازگردانیم.

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله رب العالمين..

    أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.




  2. مصدر المشاركة
    ( پاسخ امام به شیخ أحمد الهواري )

    - 2 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    25 - 05 - 1431 هـ
    09 - 05 -2010 مـ
    11: 42 مساءً
    ـــــــــــــــــــ



    پاسخ امام که با بیان حق قرآن عظیم مهیمن و غالب است....

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمُرسلين وآلهم الطيبين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين ولا أُفرق بين أحدٍ من رُسله وأنا من المُسلمين..



    ومن مهدی منتظر خلیفه برگزیده خداوند؛خیر مقدم خود به شیخ فاضل احمد؛یکی از بزرگان علمی کشور برادر اردن و تمام علمای مسلمین و مسیحی و یهودی و تمام حق جویان از کشورهای مختلف جهان را تکرار می کنم؛و به تمام کفاری که در میز گفتگو در پایگاه جهانی امام مهدی ناصر محمد یمانی حاضر می شوند نیز خیر مقدم می گویم؛سلام و تحیت بر تمام میهمانان میز آزاد گفتگوی جهانی.

    نقل قولی از بیان شیخ فاضل احمد را در ادامه می آوریم:
    آیا این دلیل مهدی بودن توست؟ که هرکس با حجت آوری از قرآن با تو گفتگو کند،بر وی غلبه خواهی کرد!! می گویم این نمي تواند ( سزاوار نيست تا ) دلیل باشد
    پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می گوید:جناب شیخ فاضل،چگونه کلام حق خداوند که از تحریف و دست کاری محفوظ است؛نمی تواند دلیل درستی باشد؟ و خداوند تعالی می فرماید:
    {تِلْكَ آيَاتُ اللَّـهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بالحقّ ۖ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّـهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿٦﴾ وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ ﴿٧﴾ يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّـهِ تُتْلَىٰ عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ‌ مُسْتَكْبِرً‌ا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا ۖ فَبَشِّرْ‌هُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٨﴾}
    صدق الله العظيم [الجاثية].
    { اینها آیات خداوند است که ما آن را بحقّ بر تو تلاوت می‌کنیم؛ اگر آنها به این آیات ایمان نیاورند، به کدام سخن بعد از سخن خدا و آیاتش ایمان می‌آورند؟! (۶) وای بر هر دروغگوی گنهکار... (۷) که پیوسته آیات خدا را می‌شنود که بر او تلاوت می‌شود، امّا از روی تکبّر اصرار بر مخالفت دارد؛ گویی اصلاً آن را هیچ نشنیده است؛ چنین کسی را به عذابی دردناک بشارت ده! (۸)}
    جناب شیخ احمد؛ متذکر فتوای باطل خود باش که در ادامه می آید :
    آیا این دلیل مهدی بودن توست؟که هرکس با حجت آوری از قرآن با تو گفتگو کند،بر وی غلبه خواهی کرد!! می گویم این نمي تواند ( سزاوار نيست تا ) دلیل باشد.
    ولی خداوند من امام مهدی را برانگیخته است تا پیرو-دین رسول خدا- باشم ؛من بدعت گذار نیستم؛به این معنی که من با همان دلایلی برای مردم حجت می آورم که جدم مُحمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- برای مردمان حجت می آورد؛ برای همین می بینی که من با همان بصیرتی که مُحمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- با خود آورده بود یعنی قرآن عظیم برای مردم حجت آوری ( محاجه ) می نمایم؛چرا که از پیروان مُحمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- هستم و لذا با همان بصیرتی برای تان حجت می آورم که خاتم الأنبیاء و مرسلین برای تان می آورد.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ}
    صدق الله العظيم [يوسف: 108]}
    {بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم! منزّه است خدا! و من از مشرکان نیستم!»}
    و این بصیرت چیست؟ و فتوا را در کلام خداوند تعالی می یابی:
    {إِنَّمَا أُمِرْ‌تُ أَنْ أَعْبُدَ رَ‌بَّ هَـٰذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّ‌مَهَا وَلَهُ كُلُّ شَيْءٍ ۖ وَأُمِرْ‌تُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿٩١﴾ وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْ‌آنَ ۖ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ ۖ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِ‌ينَ ﴿٩٢﴾ وَقلِ الْحَمْدُ لِلَّـهِ سَيُرِ‌يكُمْ آيَاتِهِ فَتَعْرِ‌فُونَهَا ۚ وَمَا رَ‌بُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٩٣﴾}
    صدق الله العظيم [النمل].
    {من مأمورم پروردگار این شهر (مقدّس مکّه) را عبادت کنم، همان کسی که این شهر را حرمت بخشیده؛ در حالی که همه چیز از آن اوست! و من مأمورم که از مسلمین باشم؛ (۹۱) و اینکه قرآن را تلاوت کنم! هر کس هدایت شود بسود خود هدایت شده؛ و هر کس گمراه گردد بگو: «من فقط از انذارکنندگانم!» (۹۲) بگو: «حمد و ستایش مخصوص ذات خداست؛ بزودی آیاتش را به شما نشان می‌دهد تا آن را بشناسید؛ و پروردگار تو از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست! (۹۳)}
    پس به بصیرت حق نظر کن:
    {وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِينَ}
    صدق الله العظيم،
    {و اینکه قرآن را تلاوت کنم! هر کس هدایت شود بسود خود هدایت شده؛ و هر کس گمراه گردد بگو: «من فقط از انذارکنندگانم!»}
    به فرموده خداوند تعالی نظر کن:
    {وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِينَ
    و هر کس گمراه گردد بگو: «من فقط از انذارکنندگانم }
    یعنی از انذار کنندگان با کتاب خداوند.تصدیق فرموده خدواند تعالی:
    {قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ}
    [الأنعام:19].
    {بگو: «بالاترین گواهی، گواهی کیست؟» بگو: «خداوند، گواه میان من و شماست؛ و این قرآن بر من وحی شده، تا شما و تمام کسانی را که این قرآن به آنها می‌رسد، بیم دهم}
    و به راستی که هشدار و انذار پروردگارشان به آنها این است ک برای اجرای فرمان خداوند تعالی،از آنچه که پروردگارشان بر آنان نازل نموده؛پیروی نمایند: {اتَّبِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ} [الأعراف:3].
    {از چیزی که از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده، پیروی کنید}
    واز ذکر؛کلام محفوظ خداوند از تحریف و دست کاری؛پیروی نمی کند مگر کسی که از پروردگار عالمیان می ترسد.تصدیق فرموده خداوند تعالی: {إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ} صدق الله العظيم [يس:11].
    { تو فقط کسی را انذار می‌کنی که از این یادآوری پیروی کند و از خداوند رحمان در نهان بترسد؛ چنین کسی را به آمرزش و پاداشی پرارزش بشارت ده}
    خداوند به نبی خود فرمان می دهد که با این قرآن عظیم؛ به سختی با کفار جهاد نماید.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَلَا تُطِعِ الكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا}
    صدق الله العظيم [الفرقان:52].
    {بنابر این از کافران اطاعت مکن، و بوسیله آن [= قرآن‌] با آنان جهاد بزرگی بنما}
    به این معنی که از امیال آنان که مخالف آن چیزی است که خداوند در آیات محکم قرآن عظیم بر او نازل نموده،پیروی نمی کند؛ واگر از امیال مخالف با آیات محکم خداوند که در قرآن عظیم نازل نموده،پیروی کند؛ از راه راست-صراط مستقیم- خارج شده و گمراه می شود.تصدیق فرموده خداوند تعالی: {قُل لاَّ أَتَّبِعُ أَهْوَاءكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ} صدق الله العظيم [الأنعام:56].
    { بگو: «من از هوی و هوسهای شما، پیروی نمی‌کنم؛ اگر چنین کنم، گمراه شده‌ام؛ و از هدایت‌یافتگان نخواهم بود!»}
    و از آنجا که خداوند امام مهدی را برانگیخته تا از مُحمدٍ رسولِ الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – پیروی کند؛ پس به من امر شده است که آنچه را که به جدم امر نموده را به صورت کامل اجرا نمایم و از او تبعیت مطلق کرده و با آیات محکم قرآن عظیم با مردم به سختی جهاد نمایم و اینکه از امیال آنان که مخالف آیات محکم و روشن کتاب خداوند است،پیروی ننمایم؛ بلکه من امام مهدی به حبل الهی قرآن عظیم؛ نوری که خداوند بر نبی خود نازل نموده به سختی پای بندم.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلاَّ الْفَاسِقُونَ}
    صدق الله العظيم [البقرة:99].
    {ما نشانه‌های روشنی برای تو فرستادیم؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمی‌ورزد}
    و خداوند به نبی خود فرمان داده است تا درموارد اختلافات دینی بر اساس آنچه که خداوند نازل نموده است،حکم نماید.تصدیق فرموده خداوند تعالی: {إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بالحقّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللّهُ وَلاَ تَكُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيماً} [النساء:105].
    {ما این کتاب را بحق بر تو نازل کردیم؛ تا به آنچه خداوند به تو آموخته، در میان مردم قضاوت کنی؛ و از کسانی مباش که از خائنان حمایت نمایی}
    و تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ} [النحل:64].
    { ما قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر برای اینکه آنچه را در آن اختلاف دارند، برای آنها روشن کنی؛ ومایه هدایت و رحمت است برای قومی که ایمان می‌آورند}
    و تصدیق فرموده خداوند تعالی:{إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ} صدق الله العظيم [النمل:76].
    {این قرآن اکثر چیزهایی را که بنی اسرائیل در آن اختلاف دارند برای آنان بیان می‌کند}
    سپس محمدٌ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – از اهل کتاب که در دین خود دچار چند دستگی شده بودند دعوت نمود تا به حکمیت بر اساس کتاب خداوند قرآن عظیم گردن نهند؛ و کسانی که از حق کراهت داشتند؛از این دعوت سرباز زدند و خداوند تعالی می فرماید:
    {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوْتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَى كِتَابِ اللّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ}
    صدق الله العظيم [آل عمران:23].
    {آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب داشتند، به سوی کتاب الهی دعوت شدند تا در میان آنها داوری کند، سپس گروهی از آنان، روی می‌گردانند، در حالی که اعراض دارند}
    و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بالحقّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ ۖ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الحقّ ۚ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْ‌عَةً وَمِنْهَاجًا ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّـهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَـٰكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ ۖ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَ‌اتِ ۚ إِلَى اللَّـهِ مَرْ‌جِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿٤٨﴾ وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْ‌هُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللَّـهُ إِلَيْكَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِ‌يدُ اللَّـهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ۗ وَإِنَّ كَثِيرً‌ا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ﴿٤٩﴾ أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّـهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ﴿٥٠﴾}
    صدق الله العظيم [المائدة].
    { و این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم، در حالی که کتب پیشین را تصدیق می‌کند، و حافظ و نگاهبان آنهاست؛ پس بر طبق احکامی که خدا نازل کرده، در میان آنها حکم کن! از هوی و هوسهای آنان پیروی نکن! و از احکام الهی، روی مگردان! ما برای هر کدام از شما، آیین و طریقه روشنی قرار دادیم؛ و اگر خدا می‌خواست، همه شما را امت واحدی قرارمی‌داد؛ ولی خدا می‌خواهد شما را در آنچه به شما بخشیده بیازماید؛ پس در نیکیها بر یکدیگر سبقت جویید! بازگشت همه شما، به سوی خداست؛ سپس از آنچه در آن اختلاف می‌کردید؛ به شما خبر خواهد داد. (۴۸) و در میان آنها [= اهل کتاب‌]، طبق آنچه خداوند نازل کرده، داوری کن! و از هوسهای آنان پیروی مکن! و از آنها برحذر باش، مبادا تو را از بعض احکامی که خدا بر تو نازل کرده، منحرف سازند! و اگر آنها روی گردانند، بدان که خداوند می‌خواهد آنان را بخاطر پاره‌ای از گناهانشان مجازات کند؛ و بسیاری از مردم فاسقند. (۴۹) آیا آنها حکم جاهلیّت را می‌خواهند؟! و چه کسی بهتر از خدا، برای قومی که اهل یقین هستند، حکم می‌کند؟! (۵۰)}
    ولی امروزه، عده بسیاری از علمای مسلمین؛ از احادیثی پیروی می کنند که به دروغ از جانب گروهی ازاهل کتاب؛به رسول خداوند نسبت داده شده اند؛ تا مسلمین را بعد از ایمان آوردن؛نسبت به آنچه که خداوند درآیات ذکر حکیم بر آنان نازل نموده به کفر بازگردانند، وپیش از این به مسلمانانی که قبل از آنان بوده اند، در این باره هشدار داده شده است و خداوند تعالی می فرماید:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تُطِيعُوا فَرِ‌يقًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ يَرُ‌دُّوكُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِ‌ينَ ﴿١٠٠﴾وَكَيْفَ تَكْفُرُ‌ونَ وَأَنتُمْ تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللَّـهِ وَفِيكُمْ رَ‌سُولُهُ ۗ وَمَن يَعْتَصِم بِاللَّـهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَىٰ صِرَ‌اطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿١٠١﴾}
    صدق الله العظيم [آل عمران].
    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر از گروهی از اهل کتاب، اطاعت کنید، شما را پس از ایمان، به کفر بازمی‌گردانند. (۱۰۰)و چگونه ممکن است شما کافر شوید، با اینکه آیات خدا بر شما خوانده می‌شود، و پیامبر او در میان شماست؟! و هر کس به خدا تمسّک جوید، به راهی راست، هدایت شده است. (۱۰۱)}
    و اما پای بندی و اعتصام به خداوند چگونه است؟ همانا پایبندی و اعتصام به حبل الهی قرآن عظیم است.تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً وَلاَ تَفَرَّقُواْ} صدق الله العظيم [آل عمران:103].
    {و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید}
    و به راستی که پای بندی و اعتصام یعنی پیروی از کتاب خداوند قرآن عظیم و عدم پای بندی به آنچه که با محکمات کتاب خداوند مغایر است و هرکس به حبل الهی قرآن عظیم پای بند بماند؛ به راه راست-صراط مستقیم- هدایت می شود.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْ‌هَانٌ مِّن ربّكم وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورً‌ا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَ‌حْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَ‌اطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾}
    صدق الله العظيم [النساء].
    { ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم. (۱۷۴) امّا آنها که به خدا ایمان آوردند و به (آن کتاب آسمانی) چنگ زدند، بزودی همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت؛ و در راه راستی، به سوی خودش هدایت می‌کند. (۱۷۵)}
    لذا، جناب شیخ کتاب خداوند قرآن عظیم؛ حجت پروردگار بر شما شده است واز تحریف نیز محفوظ نگاه داشته شده تا در روز ملاقات با خدا حجتی نداشته باشید.خداوند تعالی می فرماید:
    {وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَ‌كٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْ‌حَمُونَ ﴿١٥٥﴾ أَن تَقُولُوا إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَىٰ طَائِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَ‌اسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ ﴿١٥٦﴾ أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَىٰ مِنْهُمْ ۚ فَقَدْ جَاءَكُم بَيِّنَةٌ مِّن ربّكم وَهُدًى وَرَ‌حْمَةٌ ۚ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللَّـهِ وَصَدَفَ عَنْهَا ۗ سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ ﴿١٥٧﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    { و این کتابی است پر برکت، که ما نازل کردیم؛ از آن پیروی کنید، و پرهیزگاری پیشه نمائید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید! (۱۵۵) تا نگویید: «کتاب آسمانی تنها بر دو طایفه پیش از ما [= یهود و نصاری‌] نازل شده بود؛ و ما از بحث و بررسی آنها بی خبر بودیم»! (۱۵۶) یا نگویید: «اگر کتاب آسمانی بر ما نازل می‌شد، از آنها هدایت یافته‌تر بودیم»! اینک آیات و دلایل روشن از جانب پروردگارتان، و هدایت و رحمت برای شما آمد! پس، چه کسی ستمکارتر است از کسی که آیات خدا را تکذیب کرده، و از آن روی گردانده است؟! اما بزودی کسانی را که از آیات ما روی می‌گردانند، بخاطر همین اعراض بی‌دلیلشان، مجازات شدید خواهیم کرد! (۱۵۷)}
    و خداوند کتاب خود قرآن عظیم را به عبث از تحریف محفوظ نگه نداشته است، بلکه برای این است که نسل بعد نسل از آن پیروی نمائید؛باشد که مورد رحمت خداوند قرار گیرید.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَ‌كٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْ‌حَمُونَ ﴿١٥٥﴾ أَن تَقُولُوا إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَىٰ طَائِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَ‌اسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ ﴿١٥٦﴾ أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَىٰ مِنْهُمْ ۚ فَقَدْ جَاءَكُم بَيِّنَةٌ مِّن ربّكم وَهُدًى وَرَ‌حْمَةٌ ۚ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللَّـهِ وَصَدَفَ عَنْهَا ۗ سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ ﴿١٥٧﴾}
    صدق الله العظيم،
    { و این کتابی است پر برکت، که ما نازل کردیم؛ از آن پیروی کنید، و پرهیزگاری پیشه نمائید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید! (۱۵۵) تا نگویید: «کتاب آسمانی تنها بر دو طایفه پیش از ما [= یهود و نصاری‌] نازل شده بود؛ و ما از بحث و بررسی آنها بی خبر بودیم»! (۱۵۶) یا نگویید: «اگر کتاب آسمانی بر ما نازل می‌شد، از آنها هدایت یافته‌تر بودیم»! اینک آیات و دلایل روشن از جانب پروردگارتان، و هدایت و رحمت برای شما آمد! پس، چه کسی ستمکارتر است از کسی که آیات خدا را تکذیب کرده، و از آن روی گردانده است؟! اما بزودی کسانی را که از آیات ما روی می‌گردانند، بخاطر همین اعراض بی‌دلیلشان، مجازات شدید خواهیم کرد! (۱۵۷)}
    تا حجتی دربرابر خداوند نداشته باشید چون اگرقرآن درگذرنسل ها تحریف شده بود؛حق از باطل برایتان قابل تشخیص نبود و برای همین خداوند تعالی می فرماید:
    {إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ} صدق الله العظيم [الحجر: 9].
    {ما قرآن را نازل کردیم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنیم}
    ولذا خداوند این را برهان خود بر عالمان و طالبان علم وتمام مردمان قرار داده است و لذا خداوند تعالی می فرماید:
    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْ‌هَانٌ مِّن ربّكم وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورً‌ا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَ‌حْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَ‌اطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾}
    صدق الله العظيم [النساء].
    {ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم. (۱۷۴) امّا آنها که به خدا ایمان آوردند و به (آن کتاب آسمانی) چنگ زدند، بزودی همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت؛ و در راه راستی، به سوی خودش هدایت می‌کند. (۱۷۵)}
    جز این
    نیست همانا که خداوند به من امام مهدی؛ حکم کتاب را با قوت عطا نموده است تا عالمی از قرآن با من حجت آوری نکند ؛ مگر با دلایل قوی و علمی از آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم بر وی غلبه نمایم و خداوند مرا امام عادلی قرار داده است تا حکم فصل را بر اساس آن چه که خداوند نازل نموده است، صادر نمایم.برای همین مرا از نظر علم بیان قرآن فزونی بخشیده تا این برهان خلافت باشد؛هم چنان که به آدم دانش بیشتری نسبت به ملائکه عطا نموده بود.خداوند به ملائکه فرمان سجده در برابر آدم را تنها زمانی صادر نمود که با دلیل قوی علمی برای آنان حجت آورد و نشان داد که دانشی که به آدم عطا شده بیش از آنان است؛ و خليفه خداوند آدم ثابت کرد که به راستی خداوند از نظر علمی او را فزونی بخشیده است و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَإِذْ قَالَ رَ‌بُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْ‌ضِ خَلِيفَةً ۖ قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ۖ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٠﴾ وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَ‌ضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣١﴾ قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا ۖ إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿٣٢﴾ قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ ۖ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٣٣﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ‌ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٣٤﴾}
    صدق الله العظيم [البقرة].
    {هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، خلیفه ای قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا!» آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند؟! ما تسبیح و حمد تو را بجا می‌آوریم، و تو را تقدیس می‌کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.» (۳۰) سپس اسماء (خلفای خداوند در زمین) را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!» (۳۱) فرشتگان عرض کردند: «منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌دانیم؛ تو دانا و حکیمی.» (۳۲) فرمود: «ای آدم! آنان را از اسامی اینان آگاه کن.» هنگامی که آنان را آگاه کرد، خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را میدانم؟! و نیز میدانم آنچه را شما آشکار میکنید، و آنچه را پنهان میداشتید!» (۳۳) و هنگامی که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده و خضوع کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد، و تکبر ورزید، از کافران شد. (۳۴)}
    یا شما نمی دانید چرا خداوند با این فرموده خود که: {إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ اگر راست می‌گویید} ملائکه را توبیخ نمود؟ علت این بود که آنان به پروردگارشان گفتند: {أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء!» آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند }، انگار که آنان از پروردگارشان داناترند؛ سبحان الله! آنها در انتخاب خلیفه خداوند حق دخالت نداشتند؛ جن و انس نیز همین طور و هیچ کس در حکم او نمی تواند شریک باشد.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ} صدق الله العظيم [القصص: 68].
    { پروردگار تو هر چه بخواهد می‌آفریند، و هر چه بخواهد برمی‌گزیند؛ آنان اختیاری ندارند؛ منزه است خداوند، و برتر است از همتایانی که برای او قائل می‌شوند}.
    پس چگونه شما علمای مسلمین می توانید در انتخاب مهدی منتظراختياري داشته باشید تا جایی که حتی معرفی کردن خود به شما را درصورت برانگیخته شدن او از جانب خداوند در زمان مقدر شده در کتاب مسطور؛ بر وی حرام کرده اید؟ بلکه شما می گویید؛این شما هستید که از میان مردم، مهدی منتظر را انتخاب می کنید؛ چقدر از کار شما تعجب می کنم ! ازکجا می دانید زمان برانگیخته شدن مهدی منتظر چه زمانی است؟ از کجا می دانید کدام یک از انسان ها مهدی منتظر است؟از کجا میدانید او در کدام نسل و از میان کدام امت است مادامی که خداوند او را در زمان مقدر شده در کتاب مسطور برنیانگیخته باشد و حکم کتاب را –همانند انبیاء و رسولان و پیروان کتابش- با قوت به او نداده باشد؟تصدیق فرموده خداوند تعالی: {خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُواْ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ} [البقرة:63].
    {«آنچه را به شما داده‌ایم، با قدرت بگیرید؛ و آنچه را در آن است به یاد داشته باشید شاید پرهیزکار شوید!»}
    و تصدیق فرموده خداوند تعالی: {يَا يَحْيَى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ} صدق الله العظيم [مريم: 12]
    {ای یحیی! کتاب (خدا) را با قوّت بگیر!}
    فرمان گرفتن با قوت کتاب؛تنها منحصر به انبیاء و مهدی منتظر نیست،بلکه تمام علمای دین و پیروان شان باید چنین کنند.تصدیق فرموده خداوند تعالی:{‏‏وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم‏} [الزمر:55].
    {و از بهترین دستورهائی که از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده پیروی کنید}
    {‏‏فَبَشِّرْ‌ عِبَادِ ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ ۖ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨﴾} [الزمر]
    {پس بندگان مرا بشارت ده! (۱۷) همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. (۱۸)}
    جناب شیخ احمد الهواری این گفته تو که در ادامه می آید باعث تعجب است:
    آیا این دلیل مهدی بودن توست؟ که هرکس با حجت آوری از قرآن با تو گفتگو کند،بر وی غلبه خواهی کرد!!می گویم این نمي تواند ( سزاوار نيست تا ) دلیل باشد
    شیخ فاضل احمد؛چگونه قرآن عظیم نمی تواند دلیل امام مهدی حق آمده از جانب پروردگارتان باشد،اوکه خداوند وی را برمی انگیزد تا درموارد اختلاف بین تان حکمیت کند و بعد از آنکه دچار تفرق دینی و چند دستگی حزبی شده و هریک به داشته های خود شادید؛ باعث وحدت صفوف تان گردد؟آیا می خواهید امام مهدی چیزی جدید برایتان بیاورد؟اما امام مهدی تابع و پیرو-رسول الله –است و بدعت گذار نیست.ای مرد؛ به راستی که خداوند امام مهدی را برای حکمیت میان شما برمی انگیزد؛ حق اینجا و آنجا پراکنده شده است، ممکن است طوایفی در یک مسئله حق داشته باشند ولی درموردی دیگر نظرشان باطل باشد؛ شاهد این نخواهی بود که امام مهدی به یکی از طوائف شما میل پیدا کند؛چون اگر در یکی از مسائل دینی یک گروه را تأييد نمایم، به حق درمورد دیگر با آنها مخالفم،پس از جاهلان مباش برادر گران قدر.
    و اما درباره این سخنت:
    پس باید ضابطه محکمی برای شناختن مهدی حق معین کنیم،آن ضابطه چیست؟آیا علم است؟یعنی از نظر حجت و برهان در بالاترین سطح است؟جواب این است که خیر؛چون این وصف بسیاری از علما است.
    امام مهدی در پاسخ می گوید: ضابطه ای که شما را قادر می سازد از خلال آن مهدی منتظرحق پروردگارتان را بشناسید،این است که خداوند او را در علم بیان حق قرآن بر همگی شما فزونی و برتری می بخشد تا با حکم حق خداوند درموارد اختلاف تان بر همه شما غلبه نماید؛او حکم را از آیات محکم قرآن عظیم برای تان استنباط می نماید تا بر تمام کسانی که در امور دینی دچار اختلاف شده اند؛ چه از اهل کتاب باشند و چه از امییون، با آیات محکم قرآن عظیم غلبه نماید و این بدان جهت است که خداوند برهان امامت و رهبری را در فزونی و علم قرار داده است.منطبق با فرموده خداوند تعالی:
    {قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}
    صدق الله العظيم [البقرة:247].
    {گفت: «خدا او را بر شما برگزیده، و او را در علم و جسم، وسعت بخشیده است. خداوند، ملکش را به هر کس بخواهد، می‌بخشد؛ و احسان خداوند، وسیع و خداوند آگاه است.»}
    مثال امام مهدی نیز مانند طالوت است که خداوند او را امام بنی اسراییل قرار داد و از نظر علم بر آنان برتری بخشید،درمورد امام مهدی نیز خداوند علم او را در بیان حق قرآن عظیم فزونی بخشیده است تا برهان او در عصر ظهور باشد، و قرآن عظیم را مرجع و حکم و برتر از تورات و انجیل و سنت نبوی قرار داده است و برای همین نیز ما شما را به رجوع به کتاب خداوند قرآن عظیم فرا می خوانیم تا در موارد اختلاف بر اساس آن میان شما حکمیت کنیم.خداوند تعالی می فرماید:
    وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بالحقّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ ۖ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الحقّ ۚ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْ‌عَةً وَمِنْهَاجًا ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّـهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَـٰكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ ۖ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَ‌اتِ ۚ إِلَى اللَّـهِ مَرْ‌جِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿٤٨﴾ وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْ‌هُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللَّـهُ إِلَيْكَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِ‌يدُ اللَّـهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ۗ وَإِنَّ كَثِيرً‌ا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ﴿٤٩﴾ أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّـهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿٥٠﴾}
    صدق الله العظيم [المائدة].
    { و این کتاب [= قرآن‌] را به حق بر تو نازل کردیم، در حالی که کتب پیشین را تصدیق می‌کند، و حافظ و نگاهبان آنهاست؛ پس بر طبق احکامی که خدا نازل کرده، در میان آنها حکم کن! از هوی و هوسهای آنان پیروی نکن! و از احکام الهی، روی مگردان! ما برای هر کدام از شما، آیین و طریقه روشنی قرار دادیم؛ و اگر خدا می‌خواست، همه شما را امت واحدی قرارمی‌داد؛ ولی خدا می‌خواهد شما را در آنچه به شما بخشیده بیازماید؛ پس در نیکیها بر یکدیگر سبقت جویید! بازگشت همه شما، به سوی خداست؛ سپس از آنچه در آن اختلاف می‌کردید؛ به شما خبر خواهد داد. (۴۸) و در میان آنها [= اهل کتاب‌]، طبق آنچه خداوند نازل کرده، داوری کن! و از هوسهای آنان پیروی مکن! و از آنها برحذر باش، مبادا تو را از بعض احکامی که خدا بر تو نازل کرده، منحرف سازند! و اگر آنها روی گردانند، بدان که خداوند می‌خواهد آنان را بخاطر پاره‌ای از گناهانشان مجازات کند؛ و بسیاری از مردم فاسقند. (۴۹) آیا آنها حکم جاهلیّت را می‌خواهند؟! و چه کسی بهتر از خدا، برای قومی که اهل یقین هستند، حکم می‌کند؟! (۵۰)}
    به فرموده خداوند تعالی نظر کن: {وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّـهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿٥٠﴾}صدق الله العظیم
    {و چه کسی بهتر از خدا، برای قومی که اهل یقین هستند، حکم می‌کند (۵۰)}
    و برای همین بر امام مهدی منتظر حق پروردگارتان واجب است؛ وقتی زمان مقدر شده در کتاب مسطور برایش فرا رسید؛ شما را به سوی کتاب خداوند قرآن عظیم دعوت نماید ودر موارد اختلاف، حکم خداوند را از آیات محکم کتابش برایتان استنباط نماید. منطبق با فرموده خداوند تعالی: {وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ} صدق الله العظيم [الشورى: 10].
    {در هر چیز اختلاف کنید، داوریش با خداست؛ این است خداوند، پروردگار من، بر او توکّل کرده‌ام و به سوی او بازمی‌گردم}
    و اما این سخنت
    كه علما زياد هستند و اینکه تفوق علمی نمی تواند برهان و ضابطه شناختن مهدی منتظر باشد،امام مهدی در جواب می گوید:ولی من مانند شما نیستم که ندانسته به خداوند نسبت بدهم و مانند شما برای مردم فتوا صادر نمایم و سپس بگویم "خداوند بهتر می داند؛اگر اشتباه کردم از من است؛"پناه برخداوند که من از جاهلان باشم. بلکه من با برهان قوی و محکم علمی تمام علما را به چالش می کشم تا تابع حق گردند و یا نسبت به آیات محکم قرآن عظیم کافر شوند و یا مانند شیخ فاضل احمد الهواری سکوت اختیار کنند؛او که تصور می کند در میان روایات؛ دروغ هایی که شیطان رانده شده از زبان اولیاء خود که از شیاطین بشر هستند و در ظاهر خود را مؤمن نشان داده و کفر خود برای دور کردن مردن از راه راست-صراط مستقیم- را پنهان می کنند؛ وجود ندارد. برایتان در این باره مثالی آورديم و روایتی شیطانی را نقل كرديم که باعث شده نسبت به مبارزه طلبی خداوند کافر شده و مبارزه طلبی شیطان رجیم را باور کنید که مدعی است روح مرده را بعد از کشتن و رد شدن از میان دو نیمه بدن او؛ به جسمش بازمی گرداند و بعد از مرگ؛ زنده اش می کند.شیاطین به یقین می دانند که ولی باطل آنها قادر نیست به جای خداوند چنین کند و می خواهند شما نسبت به تحدی و مبارزه طلبی خداوند در آیات محکم کتابش کافر شوید:
    {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾}
    صدق الله العظيم [الواقعة].
    {اگر فکر می کنید که محکوم نیستید-وحق باشماست- (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}
    سپس باعث می شوند به چیزی برعکس مبارزه طلبی پروردگار عالمیان اعتقاد داشته باشید؛ شما باور دارید که باطل؛یعنی مسیح کذاب، بعد از کشتن فردی؛ روح مرده را به جسد او بازمی گرداند؛ و لذا تحدی و مبارزه طلبی خداوند در آیات محکم کتابش را تکذیب کرده اید ولی نمی دانید و تصور می کنید هدایت شده اید. تا زمانی که از آیات محکم نازل شده در قرآن عظیم پیروی نکنید؛ هیچ چیز ندارید. و خداوند تعالی به اهل کتاب که مانند شما دچار اختلاف شده بودند می فرماید؛تا زمانی که حدود تورات و انجیل و قرآن عظیم را برپا ندارند؛ هیچ آیین صحیحی در اختیارشان نیست. خداوند تعالی می فرماید:
    {قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّىَ تُقِيمُواْ التّوراة وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن ربّكم وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَاناً وَكُفْراً فَلاَ تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ} صدق الله العظيم [المائدة:68].
    { ای اهل کتاب! شما هیچ آیین صحیحی ندارید، مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا دارید. ولی آنچه بر تو از سوی پروردگارت نازل شده، بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‌افزاید. بنابر این، براین قوم کافر، غمگین مباش!}
    و این بدان جهت است که قرآن نسبت به آنچه که خداوند در تورات و انجیل نازل نموده،کافر نیست؛ بلکه تورات و انجیلی که پیش از آن آمده است را تصدیق می کند.منطبق با فرموده خداوند تعالی:
    {نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بالحقّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنزَلَ التّوراة وَالإِنجِيلَ}
    صدق الله العظيم [آل عمران:3].
    {کتاب را بحق بر تو نازل کرد، که با نشانه‌های کتب پیشین، منطبق است؛ و «تورات» و «انجیل» را.}
    همانا که خداوند قرآن عظیم را مرجع و حاکم و مهیمن بر تورات و انجیل قرار داده است و هرچه در تورات و انجیل بر خلاف قرآن باشد؛ باطل و افترا است .منطبق با فرموده خداوند تعالی:
    وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بالحقّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ ۖ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الحقّ ۚ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْ‌عَةً وَمِنْهَاجًا ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّـهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَـٰكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ ۖ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَ‌اتِ ۚ إِلَى اللَّـهِ مَرْ‌جِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿٤٨﴾ وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْ‌هُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللَّـهُ إِلَيْكَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِ‌يدُ اللَّـهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ۗ وَإِنَّ كَثِيرً‌ا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ﴿٤٩﴾ أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّـهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [المائدة].
    { و این کتاب [= قرآن‌] را به حق بر تو نازل کردیم، در حالی که کتب پیشین را تصدیق می‌کند، و حافظ و نگاهبان آنهاست؛ پس بر طبق احکامی که خدا نازل کرده، در میان آنها حکم کن! از هوی و هوس های آنان پیروی نکن! و از احکام الهی، روی مگردان! ما برای هر کدام از شما، آیین و طریقه روشنی قرار دادیم؛ و اگر خدا می‌خواست، همه شما را امت واحدی قرارمی‌داد؛ ولی خدا می‌خواهد شما را در آنچه به شما بخشیده بیازماید؛ پس در نیکیها بر یکدیگر سبقت جویید! بازگشت همه شما، به سوی خداست؛ سپس از آنچه در آن اختلاف می‌کردید؛ به شما خبر خواهد داد. (۴۸) و در میان آنها [= اهل کتاب‌]، طبق آنچه خداوند نازل کرده، داوری کن! و از هوسهای آنان پیروی مکن! و از آنها برحذر باش، مبادا تو را از بعض احکامی که خدا بر تو نازل کرده، منحرف سازند! و اگر آنها روی گردانند، بدان که خداوند می‌خواهد آنان را بخاطر پاره‌ای از گناهانشان مجازات کند؛ و بسیاری از مردم فاسقند. (۴۹) آیا آنها حکم جاهلیّت را می‌خواهند؟! و چه کسی بهتر از خدا، برای قومی که اهل یقین هستند، حکم می‌کند؟! (۵۰)}
    و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِندَهُمُ التّوراة فِيهَا حُكْمُ اللّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَـئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ}
    [المائدة:43].
    {چگونه تو را به داوری می‌طلبند؟! در حالی که تورات نزد ایشان است؛ و در آن، حکم خدا هست. پس از داوری‌خواستن از حکم تو، روی می گردانند؟! آنها مؤمن نیستند.}
    و خداوند تعالی می فرماید:
    {إِنَّا أَنزَلْنَا التّوراة فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِينَ هَادُواْ وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن كِتَابِ اللّهِ وَكَانُواْ عَلَيْهِ شُهَدَاء فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَناً قَلِيلاً وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ} [المائدة:44].
    {ما تورات را نازل کردیم در حالی که در آن، هدایت و نور بود؛ و پیامبران، که در برابر فرمان خدا تسلیم (مسلمان ) بودند، با آن برای یهود حکم می‌کردند؛ و علما و دانشمندان به این کتاب که به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند، داوری می‌نمودند. بنابر این، از مردم نهراسید! و از من بترسید! و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید! و آنها که به احکامی که خدا نازل کرده حکم نمی‌کنند، کافرند}
    و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُواْ التّوراة وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيهِم من ربِّهم لأكَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ سَاء مَا يَعْمَلُونَ}

    صدق الله العظيم [المائدة:66]
    {و اگر آنان، تورات و انجیل و آنچه را از سوی پروردگارشان بر آنها نازل شده برپا دارند، از آسمان و زمین، روزی خواهند خورد؛ جمعی از آنها، معتدل و میانه‌رو هستند، ولی بیشترشان اعمال بدی انجام می‌دهند}
    و من امام مهدي تصدیق کننده آنچه که در اختیار من است یعنی تورات و انجیل و قرآن عظیمی هستم که مرجع و مهیمن است بر تورات و انجیل و سنت نبوی و تمام مطالبی که در آنها مخالف آیات محکم قرآن عظیم آمده است.شهادت می دهم ناصر محمد یمانی از کسانی است که به شدت نسبت به آنچه که مخالف آیات محکم قرآن عظیم است،چه در تورات وانجیل باشد و چه در سنت نبوی؛کافر است و علت مخالفت من با مطالبی که مخالف محکمات قرآن عظیم است؛جز این نمی باشد که به یقین می دانم؛ آنچه که در تورات و انجیل و سنت نبوی بر خلاف آیات محکم قرآن عظیم آمده است؛از جانب خداوند نیست ؛بلکه از جانب شیطان؛ طاغوت رانده شده است و چگونه می شود که به حکم طاغوت کافر نباشم و آن را زیر پایم له نکنم؟ من نیازی به رضایت شما ندارم تا بخاطر کسب آن از امیال شما پیروی نمایم، من رضوان شما را عبادت نکرده و نخواهم کرد،بلکه رضوان خداوند را عبادت می کنم تا پروردگارم در نفسش راضی باشد و سپس ساکنان زمین و آسمان را از امام مهدی راضی خواهد نمود مگر تمام گونه های شیاطین از جن و انس که آنچه را که خداوند دستور به پیوند آن را داده است؛ قطع می کنند و اگر راه حق را ببینند؛آن را انتخاب نمی کنند و اگر راه باطل را بیابند؛ در آن گام برمی دارند؛خداوند با برانگیختن امام مهدی؛ بر پلیدی و پلشتی آنان می افزاید و بجز این گروه؛ باقی امت ها –چه پرنده و چه موجوداتی که روی زمین حرکت می کنند-را هدایت خواهد نمود.خداوند آیات خود را به شما نشان خواهد داد و ملک خود را به هر که خواهد عنایت فرماید.منطبق بر فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الحقّ من ربِّهم وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَيَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِينَ الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُولَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ
    } صدق الله العظيم[البقرة:26].
    { خداوند از این که [به موجودات کوچکی مانند] بعوضه، و بالاتر از آن، مثال بزند شرم نمی‌کند.آنان که ایمان آورده‌اند، می‌دانند که آن، حقیقتی است از طرف پروردگارشان؛ و اما آنها که راه کفر را پیموده‌اند، می‌گویند: «منظور خداوند از این مثل چه بوده است؟!» خدا جمع زیادی[نیمی] را با آن گمراه، و گروه بسیاری[نیمی] را هدایت می‌کند؛ ولی تنها فاسقان را با آن گمراه می‌سازد! (۲۶) }
    یا اینکه شما نمی دانید مقصود خداوند از این فرموده چیست: {إِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَاخداوند از این که [به موجودات کوچکی مانند] بعوضه، و بالاتراز آن، مثال بزند شرم نمی‌کند}؟این نشانه های خدا از تمام امم است چه جنبندگان زمین و چه پرندگان در هوا از پشه گرفته تا بالاتر از آن؛ای شیخ فاضل؛آیا اگر خداوند به تمام سپاهیانش از بعوضه گرفته تا بزرگ تر از آن فرمان دهد از امر خلیفه خداوند امام مهدی اطاعت نمایند و سپاه امام مهدی بر ضد مسیح کذاب و سپاهش از شیاطین جن و انس و یأجوج و مأجوج؛باشند،آنگاه ایات حق پروردگارتان را تصدیق خواهید کرد؟و جواب این است که هرگز چنین نیست و نتیجه آن تنها افزودن بر طغیان و کفرتان خواهد بود و خواهید گفت او مسیح کذاب است.و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلاَئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلاً مَّا كَانُوْا لِيُؤْمِنُوْا إِلاَّ أَنْ يَشَاءَ اللهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُوْنَ}
    صدق الله العظيم [الأنعام:111].
    {اگر فرشتگان را بر آنها نازل می‌کردیم، و مردگان با آنان سخن می‌گفتند، و همه چیز را در برابر آنها جمع می‌نمودیم، هرگز ایمان نمی‌آوردند؛ مگر آنکه خدا بخواهد! ولی بیشتر آنها نمی‌دانند}
    چرا که عقاید شما درمورد آیات خداوند؛ مخالف قاعده حق کتاب اوست و خداوند به هیچ وجه برایتان فتوا نداده است که با نشانه های خود به دشمنانش کمک خواهد کرد، سبحانه و تعالی علواً کبیرا...!از آنجا که عقاید شما چیزی غیر از قاعده حق کتاب است؛ واز قبل به تمام نشانه هایش کافر شده اید،برای همین خداوند از فرستادن نشانه هایش امتناع می نماید و برای همین عذاب را پیش از نشانه هایش فرو می فرستد.مطابق با فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِن مِّن قَرْ‌يَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا ۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورً‌ا ﴿٥٨﴾وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْ‌سِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَن كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ۚ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَ‌ةً فَظَلَمُوا بِهَا ۚ وَمَا نُرْ‌سِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].
    { هیچ شهر و آبادی نیست مگر اینکه آن را پیش از روز قیامت هلاک می‌کنیم؛ یا به عذاب شدیدی گرفتارشان خواهیم ساخت؛ این، در کتاب الهی ثبت است. (۵۸)هیچ چیز مانع ما نبود که این معجزات را بفرستیم جز اینکه آن را تکذیب کردند؛ ما به (قوم) ثمود، ناقه دادیم؛ که روشنگر بود؛ اما بر آن ستم کردند ما معجزات را فقط برای بیم دادن می‌فرستیم. (۵۹)}
    و لذا؛ نشانه عذاب خداوند از آسمان بر سرتان فرود خواهد آمد و آن گاه است که از ترس و هول آن،گردن هایتان در برابر خلیفه حق پروردگارتان فرود خواهد آمد و فتوای آن را در فرموده خداوند تعالی می یابید:
    {إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاءِ آيَة فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ}
    صدق الله العظيم [الشعراء: 4].
    {اگر ما اراده کنیم، از آسمان بر آنان آیه‌ای نازل می‌کنیم که گردنهایشان در برابر آن خاضع گردد!}
    و اما این که آن نشانه چیست؛جواب را درفرموده خداوند تعالی می یابید: {فَارْ‌تَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِينٍ ﴿١٠﴾ يَغْشَى النَّاسَ ۖ هَـٰذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١١﴾ رَّ‌بَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [الدخان].
    { پس منتظر روزی باش که آسمان دود آشکاری پدید آورد... (۱۰) که همه مردم را فرامی‌گیرد؛ این عذاب دردناکی است! (۱۱) (می‌گویند: پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می‌آوریم. (۱۲)}
    و سپس این قرآن عظیم را باور کرده و تمام آنان که پیش از آن نسبت به آن کافر بوند؛ پیرو آن خواهند شد. منطبق بر فرموده خداوند تعالی: {وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ} صدق الله العظيم [الحج: 55].
    {کافران همواره در باره قرآن در شکّ هستند، تا آنکه روز قیامت بطور ناگهانی فرارسد، یا عذاب روز عقیم به سراغشان آید}
    باز هم در قلب عالمیانی که به قرآن کافرند؛ نسبت به قرآن عظیم شک و تردید وجود خواهد داشت تا عذاب روز بي مانند -یوم عقیم- ( توضیح مترجم:امام عقيم را بي مانند تفسير كرده اند يعني مانند انسان عقيم پس از آن فرزندي مثل خودش نخواهد داشت ) قبل از برپایی قیامت فرا رسد واین عذاب روز بي مانند است و سپس همگی در حالی که خوار شده اند، به کتاب خداوند قرآن عظیم،ایمان آورده و پیرو آن می گردند،.آن گاه خداوند نور خود را برای عالمیان کامل نموده و همگی ایمان آورده و شک نسبت به حق آمده از پروردگاراز دل های شان زایل می گردد و همگی به آن ایمان می آورند و می گویند:
    {رَّ‌بَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ ﴿١٢﴾ أَنَّىٰ لَهُمُ الذِّكْرَ‌ىٰ وَقَدْ جَاءَهُمْ رَ‌سُولٌ مُّبِينٌ ﴿١٣﴾ ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ ﴿١٤﴾ إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عَائِدُونَ ﴿١٥﴾ يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَ‌ىٰ إِنَّا مُنتَقِمُونَ ﴿١٦﴾}
    صدق الله العظيم [الدخان].
    {پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می‌آوریم. (۱۲) چگونه: و از کجا متذکر می‌شوند با اینکه رسول روشنگر به سراغشان آمد! (۱۳) سپس از او روی گردان شدند و گفتند: «او تعلیم یافته‌ای دیوانه است!» (۱۴) ما عذاب را کمی برطرف می‌سازیم، ولی باز به کارهای خود بازمی‌گردید! (۱۵) در آن روز که آنها را با قدرت خواهیم گرفت؛ آری ما انتقام گیرنده‌ایم! (۱۶)}
    شیخ فاضل جناب احمد الهواری؛ خداوند ترا مورد مغفرت قرار داده و بر راه راست-صراط مستقیم- پایدارت کند،از تردید کنندگان مباش و شاکر باش که خداوند مقدر داشته تا شما در دوران برانگیختگی مهدی منتظر زندگی کنی تا تو و تمام مسلمانان را به راه راست هدایت نماید. من از مسائلي كه در بيانت آورده اي رويگردان نيستم ( جواب خواهم داد ) من به اذن خداوند به حق تو را خاموش خواهم كرد ، همانا می خواهم اولا به این توافق برسیم که قرآن عظیم را مرجع و حاکم و مهیمن بر تورات و انجیل و سنت نبوی قرار دهیم؛یا اینکه تصور می کنی خداوند امام مهدی را برخواهد انگیخت تا با مردم بر اساس کتاب البخاری و مسلم یا بحار الأنوار حجت آوری کند!هیهات هیهات؛چنین نیست؛ بلکه مهدی منتظر با آیات محکم ذکر؛ کتاب خداوند قرآن عظیم محفوظ از تحریف و دست کاری،برای مردم حجت می آورد،همان کتابی که از زمان نزول تا یوم الدین،حجت خداوند بر شما خواهد بود. منطبق بر فرموده خداوند تعالی: {وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَ‌كٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْ‌حَمُونَ ﴿١٥٥﴾ أَن تَقُولُوا إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَىٰ طَائِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَ‌اسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ ﴿١٥٦﴾ أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَىٰ مِنْهُمْ ۚ فَقَدْ جَاءَكُم بَيِّنَةٌ مِّن ربّكم وَهُدًى وَرَ‌حْمَةٌ ۚ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللَّـهِ وَصَدَفَ عَنْهَا ۗ سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ ﴿١٥٧﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {و این کتابی است پر برکت، که ما نازل کردیم؛ از آن پیروی کنید، و پرهیزگاری پیشه نمائید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید! (۱۵۵) تا نگویید: «کتاب آسمانی تنها بر دو طایفه پیش از ما [= یهود و نصاری‌] نازل شده بود؛ و ما از بحث و بررسی آنها بی خبر بودیم»! (۱۵۶) یا نگویید: «اگر کتاب آسمانی بر ما نازل می‌شد، از آنها هدایت یافته‌تر بودیم»! اینک آیات و دلایل روشن از جانب پروردگارتان، و هدایت و رحمت برای شما آمد! پس، چه کسی ستمکارتر است از کسی که آیات خدا را تکذیب کرده، و از آن روی گردانده است؟! اما بزودی کسانی را که از آیات ما روی می‌گردانند، بخاطر همین اعراض بی‌دلیلشان، مجازات شدید خواهیم کرد! (۱۵۷)}
    ای انصار پیشگام برگزیده؛ با میهمان گران قدرتان شیخ فاضل احمد الهواری با مدارا رفتار نمایید و با لحنی نیکو و محترمانه سخن بگویید؛و به یاد داشته باشید قبل از اینکه خداوند شما رابه سوی حق هدایت نماید؛در چه حالی بودید و اگر خواستید به او پاسخ دهید؛ تنها بیانات امام مهدی را بیاورید منطبق بر فرموده خداوند تعالی:{ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً} [النساء:59].
    {این برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است.}
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    عبد الله وخليفته؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.



  3. مصدر المشاركة
    ( پاسخ امام به شیخ أحمد الهواري )



    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    25 - 05 - 1413 هـ
    09 - 05 - 2010 مـ
    09: 31 مساءً
    ـــــــــــــــــــ



    پاسخ امام با برهان های قوی علمی از آیات محکم قرآن عظیم...

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله وآله الطيبين وكافة رُسل الله وآلهم ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين، ولا أُفرق بين أحدٍ من رُسله حنيفاً مُسلماً وما أنا من المُشركين..



    سلام برشما انصار عزیز پیشگام برگزیده،در برابر کسانی که شما را بر باطل می دانند صبری جمیل داشته باشید که شما مادامی که به حبل الهی قرآن عظیم پای بند باشید؛آشکارا بر حق هستید و اگر هدایت شده باشید؛ گمراهان به شما ضرری نمی رسانند؛ از این سخنان به کسانی که پیش از شما بودند هم گفته شده است و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَلَقَدْ ضَرَ‌بْنَا لِلنَّاسِ فِي هَـٰذَا الْقُرْ‌آنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ ۚ وَلَئِن جِئْتَهُم بِآيَةٍ لَّيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا إِنْ أَنتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ ﴿٥٨﴾}
    [الروم: 58].
    {ما برای مردم در این قرآن از هر گونه مثال و مطلبی بیان کردیم؛ و اگر آیه‌ای برای آنان بیاوری، کافران می‌گویند: «شما اهل باطلید}
    {كَذَٰلِكَ يَطْبَعُ اللَّـهُ عَلَىٰ قُلُوبِ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٥٩﴾ فَاصْبِرْ‌ إِنَّ وَعْدَ اللَّـهِ حَقٌّ ۖ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ ﴿٦٠﴾} صدق الله العظيم [الروم].
    { این گونه خداوند بر دلهای آنان که آگاهی ندارند مهر می‌نهد! (۵۹) اکنون که چنین است صبر پیشه کن که وعده خدا حق است؛ و هرگز کسانی که ایمان ندارند تو را به برآورد سبک نکشانند(۶۰)}
    شیخ فاضل دکتر احمد الهواری؛ سلام الله عليكم ورحمته وبركاته،باشد که خدا شما را مورد عفو قرار داده و به راه راست-صراط مستقیم- هدایت نماید. من همان شکایتی را به درگاه خداوند می کنم که جدم می کرد:
    {وَقَالَ الرَّ‌سُولُ يَا رَ‌بِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَـٰذَا الْقُرْ‌آنَ مَهْجُورً‌ا ﴿٣٠﴾ وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِّنَ الْمُجْرِ‌مِينَ ۗ وَكَفَىٰ بِرَ‌بِّكَ هَادِيًا وَنَصِيرً‌ا ﴿٣١﴾ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْ‌آنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً ۚ كَذَٰلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ ۖ وَرَ‌تَّلْنَاهُ تَرْ‌تِيلًا ﴿٣٢﴾وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بالحقّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرً‌ا ﴿٣٣﴾ الَّذِينَ يُحْشَرُ‌ونَ عَلَىٰ وُجُوهِهِمْ إِلَىٰ جَهَنَّمَ أُولَـٰئِكَ شَرٌّ‌ مَّكَانًا وَأَضَلُّ سَبِيلًا ﴿٣٤﴾}
    صدق الله العظيم [الفرقان].
    {و پیامبر عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها کردند». (۳۰) این گونه برای هر پیامبری دشمنی از مجرمان قرار دادیم؛ امّا همین بس که پروردگارت هادی و یاور (تو) باشد! (۳۱) و کافران گفتند: «چرا قرآن یکجا بر او نازل نمی‌شود؟!» این بخاطر آن است که قلب تو را بوسیله آن محکم داریم، و آن را به تدریج بر تو خواندیم. (۳۲)آنان هیچ مثلی برای تو نمی‌آورند مگر اینکه ما حق را برای تو می‌آوریم، و تفسیری بهتر (۳۳) آنان که بر صورتهایشان بسوی جهنم محشور می‌شوند، بدترین محل را دارند و گمراه‌ ترین افرادند! (۳۴)}
    ای شیخ فاضل، درباره امام ناصر محمد یمانی فتوا داده ای که او و پیروانش گمراهند؛ در حالی که،من فتوا می دهم که من و پیروانم بر حق هستیم،و هم چنین فتوا می دهم،هرکس با آنچه که ما بر آنیم مخالفت کند؛ این اوست که در گمراهی آشکار است.لذا یکی از ما باید آشکارا گمراه باشد؛حال چگونه برای حق جویان روشن مي شود که حق پروردگار کدام است تا از آن پیروی نمایند؛آیا حق با ناصر محمد یمانی و پیروانش است یا با دکتر احمد الهواری؟چه کسی برایشان به حق فتوا می دهد و می گوید از عقل خود استفاده کرده و کورکورانه از چیزی پیروی نکنند؛بلکه از عقل خود استفاده کنند تا روشن شود عقل و منطق شان با برهان های قوی علمی که ناصر محمد یمانی می آورد، موافق است یا با کسانی که مخالف امام ناصر محمد یمانی اند؟از آنجا که شیخ احمد الهواری فتوا داده است که ناصر محمد یمانی؛احادیث حق سنت نبوی را نابود کرده و به باد می دهد،-باید بگویم- پناه برخدا که از جاهلان باشم؛به راستی که ما احادیث و ورایات باطلی را که از جانب خداوند نیست،بلکه از جانب طاغوت شیطان رانده شده آمده اند را درهم کوبیده و برباد می دهیم؛از آنجا که این احادیث باطلند؛ می بینید که با حق آمده در آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم مخالفند و ما پیش از این درباره آن صحبت کرده ایم و برای جناب شیخ مثالی زده و یکی از روایات باطل درباره فتنه های مسیح کذاب را آوردیم:

    [فيقول الدجال: أرأيتم إن قتلت هذا ثم أحييته؛ أتشكون في الأمر؟ فيقولون: لا. فيقتله ثم يحييه]

    [دجال می گوید:اگر دیدید این را کشتم و سپس زنده اش کردن؛درباره من شک می کنید؟و می گویند: خیر.پس اورا کشت و سپس زنده کرد]


    جناب شیخ احمد الهواری،پس چرا به خاطر درهم کوبیدن این عقیده باطل که ما حق را با قدرت بر سر آن کوفتیم؛ از تو پاسخی نیافته ام؟ جواب این است که شیخ فاضل نمی تواند پاسخی بدهد؛ نه او و نه تمام علمای امت-از هر فرقه و مذهبی-نمی توانند برحجت ناصر محمد یمانی پیروز شده و غلبه کنند و لذا من او وامثال او را بر سر دوراهی گذاشته ام یا برهانی را که برای عالم و جاهل روشن است تصدیق کنند و یا به آیات محکم قرآن عظیم کافر شوند من باز برای شیخ فاضل تکرار کرده و می گویم من نسبت به اینکه باطل یعنی مسیح کذاب و اولیاء او-از جن و انس-بتوانند روح را به جسد حتی یک مرده بازگردانند،کافرم. نمی توانند در حالی که مردم را به سوی باطل فرا می خوانند؛ نشانه ای چون نشانه خداوند بیاورند و حتی اگر به یاری و پشتیبانی از یکدیگر بشتابند؛ قادر به باز گرداندن روح به جسد مرده نیستند و این اعتقاد حق من و پیروانم است؛علت کافر بودن ما نسبت به باور شما-بازگرداندن روح به جسد توسط مسیح کذاب-این است که ما به تحدی پروردگارعالمیان و خدای خود باور کرده ایم .او طاغوت و اولیائش را به چالش می کشد؛ خداوند این مبارزه طلبی را در آیات محکم کتاب که از آیات بنیادی آن هستند آورده است.خداوند تعالی می فرماید:


    {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾ فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّ‌بِينَ ﴿٨٨﴾ فَرَ‌وْحٌ وَرَ‌يْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِيمٍ ﴿٨٩﴾ وَأَمَّا إِن كَانَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ ﴿٩٠﴾ فَسَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ ﴿٩١﴾ وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ ﴿٩٢﴾ فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِيمٍ ﴿٩٣﴾ وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ ﴿٩٤﴾ إِنَّ هَـٰذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ ﴿٩٥﴾ فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَ‌بِّكَ الْعَظِيمِ ﴿٩٦﴾} صدق الله العظيم [الواقعة].
    {اگر فکر می کنید که محکوم نیستید-وحق باشماست- (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷) پس اگر او از مقرّبان باشد، (۸۸) در رَوح و ریحان و بهشت پرنعمت است! (۸۹) امّا اگر از اصحاب یمین باشد، (۹۰) سلام بر تو از سوی دوستانت که از اصحاب یمینند! (۹۱) امّا اگر او از تکذیب‌کنندگان گمراه باشد، (۹۲) با آب جوشان دوزخ از او پذیرایی می‌شوید! (۹۳) و سرنوشت او ورود در آتش جهنّم است، (۹۴) این مطلب حقّ و یقین است! (۹۵) پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح کن (۹۶)}
    برای عالم و جاهل امت و هر کسی که به زبان عربی مبین سخن می گوید؛این مبارزه طلبی پروردگار عالمیان روشن است؛خداوند باطل را به چالش می کشد که اگرمی تواند؛ روح را به جسد مرده بازگرداند؛ چنین کند،که اگرتوانست ادعای باطل خود را در برابر خداوند به ثبوت رسانده و مبارزه طلبی پروردگار عالمیان را که در آیات محکم کتابش قرآن عظیم آمده است:
    {تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾ پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید!} صدق الله العظيم به شکست کشانده است و از آنجایی که امام ناصر محمد یمانی سخن خداوند را باور می کند؛ به عقیده حق ایمان دارد،اما شیخ فاضل وکسانی که مانند او هستند،خداوند را تکذیب کرده و اعتقاد دارند که این چالش خداوند در آیات محکم کتابش، شکست خورده و مبارزه طلبی باطل را پذیرفته اند:
    [فيقول الدجال: أرأيتم إن قتلت هذا ثم أحييته؛ أتشكون في الأمر؟ فيقولون: لا. فيقتله ثم يحييه]
    [دجال می گوید:اگر دیدید این را کشتم و سپس زنده اش کردن؛درباره من شک می کنید؟و می گویند: خیر.پس اورا کشت و سپس زنده کرد]
    پایان نقل روایت باطل.


    ای خردمندان به عقیده باطل آنان توجه نمایید:
    [فيقتله ثم يحييه =
    پس اورا کشت و سپس زنده کرد]،
    و به مبارزه طلبی پر.ردگار عالم نظر کنید که می فرماید:
    {تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾صدق الله العظيم.
    پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید!
    }
    شما را به خداوند قسم،چه کسی حرف خداوند را باور و تأیید کرده و دشمن خداوند شیطان را تکذیب نموده است، امام ناصر محمد یمانی یا شیخ فاضل احمد الهواری؟ای خردمندان، عقل خود را حَکَم قرار دهید ؛کدام یک از ما به عقیده حق باور دارد و کدام یک عقیده باطل را باور کرده است؟خداوند به دانش پژوهان امر نموده است که کورکورانه از چیزی پیروی نکنند،و به ایشان فرمان داده است تا ا زعقل خود استفاده نمایند،اگر عاقلند...و خداوند تعالی می فرماید:

    {وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا}

    صدق الله العظيم [الإسراء: 36].

    {از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند}
    یا مگر شما از سخن کسانی که عقل خود را بکار نگرفته واز پیشینیانشان کورکورانه پیروی کرده ودربرابر آنچه که پدران شان را بر آن یافته بودند؛بدون تفکر و تعقل و اینکه عقل و منطق آن را می پذیرد تسلیم شده اند؛عبرت نگرفته اید؟ خداوند تعالی می فرماید:
    {وَلِلَّذِينَ كَفَرُ‌وا بِربّهم عَذَابُ جَهَنَّمَ ۖ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ‌ ﴿٦﴾ إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِيَ تَفُورُ‌ ﴿٧﴾ تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ ۖ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ‌ ﴿٨﴾ قَالُوا بَلَىٰ قَدْ جَاءَنَا نَذِيرٌ‌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّـهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ‌ ﴿٩﴾ وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ‌ ﴿١٠﴾ فَاعْتَرَ‌فُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ‌ ﴿١١﴾} صدق الله العظيم [الملك].
    { و برای کسانی که به پروردگارشان کافر شدند عذاب جهنّم است، و بد فرجامی است! (۶) هنگامی که در آن افکنده شوند صدای وحشتناکی از آن می‌شنوند، و این در حالی است که پیوسته می‌جوشد! (۷) نزدیک است (دوزخ) از شدّت غضب پاره پاره شود؛ هر زمان که گروهی در آن افکنده می‌شوند، نگهبانان دوزخ از آنها می‌پرسند: «مگر بیم‌دهنده الهی به سراغ شما نیامد؟!» (۸) می‌گویند: «آری، بیم‌دهنده به سراغ ما آمد، ولی ما او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند هرگز چیزی نازل نکرده، و شما در گمراهی بزرگی هستید!» (۹) و می‌گویند: «اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقّل می‌کردیم، در میان دوزخیان نبودیم!» (۱۰) اینجاست که به گناه خود اعتراف می‌کنند؛ دور باشند دوزخیان (۱۱)}

    و برایتان روشن شده که علت اصلی گمراهی امت ها عدم استفاده آنان از عقلشان بوده است
    و برای همین می گفتند:
    {وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ‌ ﴿١٠﴾ فَاعْتَرَ‌فُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ‌ ﴿١١﴾} صدق الله العظيم،
    {و می‌گویند: «اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقّل می‌کردیم، در میان دوزخیان نبودیم!» (۱۰) اینجاست که به گناه خود اعتراف می‌کنند؛ دور باشند دوزخیان (۱۱)}
    قسم به خداوندی که خدایی جز او نیست؛ اگر خردمندان از عقل خود استفاده کنند و در برهان های علمی قوی ناصر محمد یمانی و حجت های شیخ فاضل احمد الهواری تدبر کنند، فتوای حق عقلشان -همان بصیرت هایی که از دیدن حق نمی توانند ناتوان شوند-همگی و یک صدا این خواهد بود:" سُبحان الله العظيم عمّا يشركون وتعالى علوًّا كبيراً، چگونه ممکن است خداوند در آیات محکم کتابش، باطل و اولیائش را برای باز گرداندن روح به جسد به چالش بکشد و بعد ادعای باطل آنها را به ثبوت رساند! خداوند به آنان می فرماید:
    فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾}صدق الله العظيم،
    {اگر فکر می کنید که محکوم نیستید-وحق باشماست- (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}
    پاک و منزه است او!! آخر چگونه می شود خداوند؛خودش؛خودش را تکذیب کند؟ و به مسیح کذاب باطل،کمک کند وعملی را که برضد مبارزه طلبی خداوند در آیات محکم کتابش است را محقق سازد تا باطل از راست گویان گردد!در این صورت تحدی خداوند در فرموده اش:
    {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم {اگر فکر می کنید که محکوم نیستید-وحق باشماست- (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}دروغ از آب درآمده و خداوند سبحان و تعالی-که از این نسبت ها بسیار والاتر و برتر است- دروغ گو خواهد شد و باطل راست گو،چرا که این مبارزه طلبی بین حق و باطل است و خداوند به حق می فرماید: {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم {اگر فکر می کنید که محکوم نیستید-وحق باشماست- (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}و باطل می گوید: [دجال می گوید:اگر دیدید این را کشتم و سپس زنده اش کردن؛درباره من شک می کنید؟و می گویند: خیر.پس اورا کشت و سپس زنده کرد]

    شیخ فاضل نمی بینید که خدا را تکذیب و شیطان رجیم را تصدیق کرده اید؟ و حق را باطل و باطل را حق می بینید و خداوند تعالی می فرماید:
    {قُلْ إِنَّ رَ‌بِّي يَقْذِفُ بالحقّ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿٤٨﴾قُلْ جَاءَ الحقّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ ﴿٤٩﴾}
    صدق الله العظيم [سبأ].
    { بگو: «پروردگار من حق را می‌افکند، که او دانای نهان است.» (۴۸)بگو: «حق آمد! و باطل نمی‌تواند آغازگر چیزی باشد و نه باز آورنده آن!» (۴۹)
    آیا نمی بینید که شیخ فاضل با بیان این که یمانی احادیث حق را رد می کند؛ به ناصر محمد یمانی افترا زده است؟ شیخ فاضل؛ ما تنها احادیثی که بر خلاف آیات محکم کتاب خداوندند را تکدیب می کنیم. او یعنی شیخ الهواری به شما وعده داده است که قادر است گمراه بودن یمانی را ثابت کند؛پس امام ناصر محمد یمانی پاسخی را به او می دهد که خداوند امر نموده به کسانی که باطلانه –درمورد حق- تردید می کنند؛بدهیم:
    {قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}
    صدق الله العظيم [لبقرة:111].
    {
    بگو: «اگر راست می‌گویید، دلیل خود را بیاورید}
    و شرط این است که این برهان از جانب خداوند رحمن باشد.مطابق فرموده خداوند تعالی:
    {أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَنْ مَعِيَ وَذِكْرُ مَنْ قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الحقّ فهم مُعرضُون}
    صدق الله العظيم [الأنبياء: 24].
    {آیا آنها معبودانی جز خدا برگزیدند؟! بگو: «دلیلتان را بیاورید! این سخن کسانی است که با من هستند، و سخن کسانی است که پیش از من بودند!» امّا بیشتر آنها حق را نمی‌دانند؛ و به و از آن روی گردانند}
    امام مهدی ناصر محمد یمانی برهان های روشن را از جانب پروردگارعالمیان از آیات محکم قرآن عظیم می آورد و به آن پای بند است و با هرچه که مخالف محکمات آن باشد،کافر است.مطابق با فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْ‌هَانٌ مِّن ربّكم وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورً‌ا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَ‌حْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَ‌اطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾}
    صدق الله العظيم [النساء]
    {ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم. (۱۷۴) امّا آنها که به خدا ایمان آوردند و به (آن کتاب آسمانی) چنگ زدند، بزودی همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت؛ و در راه راستی، به سوی خودش هدایت می‌کند. (۱۷۵)}
    شیخ فاضل احمد الهواری،چه کسی برهان روشن می آورد؟ از خداوند به خاطر توصیفات تان یاری می جوییم.


    به همین ترتیب به انصار می گوید:" ای عجب! پس آن دانش سرشار امامتان که به زعم خود مهدی منتر ناصر محمد یمانی کجاست که با آن برای مردم حجت می آورد؛من که چیزی از این علم نمی بینم؟"امام مهدی در پاسخت،به حق فتوا می دهد:شیخ فاضل،تو هرگز نمی توانی و نخواهی توانست حق را ببینی؛چراکه خداوند ترا نسبت به آن نابینا کرده و بین تو و آیات محکم کتابش پرده ای مستور قرار داده است.مطابق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْراً وَإِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَى فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً}
    صدق الله العظيم [الكهف: 57].
    { چه کسی ستمکارتر است از آن کس که آیات پروردگارش به او تذکّر داده شده، و از آن روی گرداند، و آنچه را با دستهای خود پیش فرستاد فراموش کرد؟! ما بر دلهای اینها پرده‌هایی افکنده‌ایم تا نفهمند؛ و در گوشهایشان سنگینی قرار داده‌ایم و از این رو اگر آنها را به سوی هدایت بخوانی، هرگز هدایت نمی‌شوند}
    اما علت اینکه خداوند - بدون اين كه در حقت ظلم كرده باشد - تو را نسبت به حق کور کرده ومانند انصار قادر به دیدنش نیستی این است که با وجود باطل بودن علمتان، اساساً معتقدید که بی شک و تردید حق با شماست، هم چنین هرچه که بر خلاف آیات محکم کتاب نازل شده خداوند باشد؛ باطل است و خداوند تعالی می فرماید:
    {فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون}
    صدق الله العظيم [غافر: 83].
    {هنگامی که رسولان شان دلایل روشنی برای آنان آوردند، به دانشی که خود داشتند خوشحال بودند ولی آنچه را به تمسخر می‌گرفتند آنان را فراگرفت}
    چراکه علوم باطل از جانب طاغوت و اولیاء اوست؛ ونشانی ازاینکه امام مهدی به سنت حق محمد رسول الله کافر باشد،نمی یابی،بلکه به خداوند قسم که یقین من به آن مانند یقینم به این قرآن عظیم است.ممکن است شیخ احمد بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید:"چگونه فتوای یقین داشتن به سنت نبوی را می دهی و سپس نسبت به احادیث حق سنت نبوی کفر می ورزی؟"امام مهدی ناصر محمد یمانی درجواب ایشان می گوید:شیخ فاضل و محترم؛به ما افترا نزن؛از خدا بترس، همانا که ما احادیث دروغ شیطان رجیم را که مخالف ایات محکم نازل شده خداوند در کتابش قرآن عظیم است را انکار می کنیم؛مگر اینکه تو بتوانی با حجت حق و برهان روشن در برابر ناصر محمد یمانی؛ثابت کنی که آنچه که در این روایت آمده است که مسیح کذاب مردی را به دو نیمه کرده و سپس روحش را به جسدش بازگردانده و او را برمی انگیزد؛درست است.اگر چنین کنی-که نمی توانی-مهدی منتظر دورغ گویی گستاخ خواهد شد و هم خود گمراه است و هم مسلمانان را از راه راست-صراط مستقیم- گمراه می کند،و اگر چنین نکند؛ آن گاه شیخ احمد الهواری و افرادی مانند او از راه راست گمراه شده اند درحالی که خود را هدایت یافته می دانند.


    ما به شما احترام گذاشته و گرامی داشته و اکرام کردیم،اما تو قبل از گفتگو درباره ناصر محمد یمانی فتوا دادی، شیخ فاضل آیا در نهایت؛این میز گفتگو نیست که حکم می دهد؟ چون به اذن خداوند حقوق مسلمان و کافر در نزد محفوظ ما است اگر توانستی با برهان روشن از نزد پروردگار عالمیان،ناصر محمد یمانی را به سختی شکست دهی،تمام انصار من در کشورهای مختلف دنیا از پیروی از من بازخواهند گشت،چون شاهد صدق وعده ای خواهند بود، که شیخ فاضل احمد به آنان داده بود.امام هیهات هیهات! تا آسمان ها و زمین برپاست،به خداوند قسم نمی توانی به وعده ای که داده ای عمل کنی، و بعد از حق مگر چیزی جز گمراهی هست؟ با کمال تأسف تو از خردمندان نیستی،ما از آمدن تو بسیار خوشحال شده بودیم و گفتیم باشد که خداوند او را برای محکم کردن پشت ما و شریک شدن در امرمان،برانگیخته باشد. اما برایم روشن شد که تو به خاطر اینکه معتقدی حق باتوست؛ برای جستجوی حق به اینجا نیامده ای،شیخ چگونه می دانی حق باتوست؟
    {إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَـٰذَا ۚ أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٦٨﴾ قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُ‌ونَ عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ ﴿٦٩﴾}
    صدق الله العظيم [يونس].
    {شما هیچ‌گونه دلیلی بر این ادعا ندارید! آیا به خدا نسبتی می‌دهید که نمی‌دانید؟! (۶۸) بگو: «آنها که به خدا دروغ می‌بندند، رستگار نمی‌شوند! (۶۹)}
    اما مبارزه طلبی و تحدی تو در باره اینکه ناصر محمد یمانی از قرآن عظیم،برانگیخته شدن امام مهدی را ثابت نماید؛برمن است تا با قرآن ترا به حق خاموش سازم و از آیات محکم قرآن عظیم وبا آیات روشن ، پاسخ درخوری درمورد فتوای برانگیخته شدن امام مهدی بیاورم تا تمام احادیث حق سنت نبوی،که اخبار امام مهدی را می دهند، ثابت کنیم تا شاهد این باشیم که آنها تصدیق کننده اخبار امام مهدی در آیات محکم قرآن عظیم هستند و من از صادقان و راست گویانم.


    به یقین می دانم تو برای یافتن حق نیامده ای و تمام فکرت این است که چگونه راهی رابی به شک انداختن انصار امام ناصر محمد یمانی بیابی و باعث فتنه آنها در امر حق شوی؛آیا تو می گویی از علمای مردم اردنی و از خطبای منابر ایشانی به رغم این آمده ای تا انصار را از نور به ظلمات ببری؟شاید تو به شیخ الهواری افترا زده -شیخ الهواری نبوده- و از خطبای منابر اردن نباشی؛ولی این ظنی از جانب ناصر محمد یمانی است و ظن کسی را ازحق بی نیاز نمی کند و ممکن است تو درباره معرفی نام خود راست بگویی لذا چرا مانند امام ناصر محمد یمانی،عکس خود را نمی گذاری؟ برای چه می ترسی جناب شیخ؟ ولی مشکلی نیست...


    و اما درخواست شما برای اینکه ناصر محمد یمانی تنها از قرآن برهان برانگیخته شدن مهدی منتظر را بیاورد؛ به اذن خداوند به تو این وعده را می دهم؛ وعده ای راستین،اما یک شرط دارد؛شرط این است که اگر راست می گویی تا زمانی که در یک موضوع به نتیجه نهایی نرسیده باشیم و تو یا به حق اعتراف کنی؛ و یا آن را انکار کرده و در آن مسئله با برهان علمی قوی بر امام ناصر محمد یمانی غلبه نکرده باشی، به سراغ مسئله دیگر نرویم. ناصر محمد یمانی از گفتگو درباره این روایتی که نسبت به آن کفر خود را اعلان کرده است تکان نمی خورد؛تا یا اعتراف کنی که در این نکته حق با امام ناصر محمد یمانی است و در صورتی که برهان ناصر محمد یمانی را انکار می کنی؛اگر راست می گویی،برهانی بهتر و سخنی دقیق تر و صادق تر بیاوری؛تا اگر به نتیجه رسیدیم؛بعد سراغ اثبات برانگیخته شدن امام مهدی از آیات محکم قرآن برویم و خواسته تو را اجابت کرده و به اذن خداوند؛آن را به تفصیل و به حق بیان نماییم.
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.




  4. مصدر المشاركة
    (پاسخ امام به شیخ احمد الهواری)

    - 4 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    25 - 05 - 1431 هـ
    09 - 05 - 2010 مـ
    11: 21 مساءً
    ــــــــــــــــــ



    پاسخ امام با برهان های قوی علمی از آیات محکم قرآن عظیم...


    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
    و ای هواری؛خداوند تعالی می فرماید:
    {وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَن يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْماً عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ} صدق الله العظيم [الحج: 47].

    {آنان از تو تقاضای شتاب در عذاب می‌کنند؛ در حالی که خداوند هرگز از وعده خود تخلّف نخواهد کرد! و یک روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سالهایی است که شما می‌شمرید}
    من چیزهایی از آیات مربوط به حساب-تقویم- از کتاب می دانم؛که شما نمی دانید، ولی بر اساس واحد محاسباتی در علم غیب کتاب،ثانیه که از سوی بشر امروزه به عنوان واحد حساب زمان انتخاب شده است؛ بیایید تا برای اثبات این امر تطبیق انجام دهیم .عددی که پایه سنجش است (360) می باشد و صفرهایی به آن اضافه می شود؛حال به محاسبه "یوم الله" در کتاب می پردازیم و خداوند تعالی می فرماید: {وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَن يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْماً عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ} صدق الله العظيم [الحج: 47].

    {آنان از تو تقاضای شتاب در عذاب می‌کنند؛ در حالی که خداوند هرگز از وعده خود تخلّف نخواهد کرد! و یک روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سالهایی است که شما می‌شمرید}
    به این معنی که یک ثانیه از ثانیه ها براساس یوم الله معادل( 360000) 360 هزار ثانیه از ثانیه های بشر است.

    و اما یک دقیقه از دقایق یوم الله برابر 360 هزار ( 360000 )دقیقه از دقایق بشراست.

    واما یک ساعت از ساعات یوم الله معادل 360هزار( 360000 ) ساعت از ساعات بشر است

    و یک روز از ایام الله برابر 360هزار ( 360000 )روز از ایام بشر است.

    و یک ماه معادل 360هزار ( 360000 ) ماه بر حسب ماه های بشر است.

    ویک سال برابر 360 هزار ( 360000 )سال بر اساس تقویم بشر است.

    و بین خلافت آدم علیه الصلاة و السلام و خلافت امام مهدی فقط یک سال فاصله است نه بیشتر،اما این یک سال براساس تقویم الهی درکتاب است که یک سال است نه بیشتر.این یک سال(بر اساس تقویم الهی یا ایام الله) برابرهزار سال در "ارض الأنام" است و"ارض الأنام" زمینی است که آدم علیه الصلاة و السلام از جانب خداوند خلیفه آن شد و یک روز آن برابریک سال شماست(ارض الأنام در باطن کره زمین قرار دارد) لذا یک سال "ارض الأنام" برابر 360 سال شماست؛در حالی که در "ارض الأنام" که همان زمین "مفروشه" است این مدت تنها معادل یک سال می باشد.

    هزار سال در زمین مفروشه معادل چند سال شماست؟حتما معادل360هزار ( 360000 )سال شما می شود که در حال به پایان رسیدن است،ای مرد از خدا بترس،به خداوند قسم که من همین الان به یقین و دقیقاً می دانم زمان عبور کوکب عذاب کی خواهد بود و می توانم آن را همین الان،از آیات محکم کتاب به تفصیل برایتان توضیح دهم، سپس آن را ( زمان عذاب ) برحسب واحد حساب زمان بشر یعنی ثانیه برایتان اعلام کنم و سپس خداوند حرف مرا به اثبات می رساند و در زمان معین شده عذاب بسیار شدید و سخت خود را بر سرتان نازل خواهد نمود؛اما من نجات شما را می خواهم نه هلاک شدنتان را؛ ما می خواهیم شما را نجات داده و به راه درست هدایت کنیم،ولی قسم به پروردگار عالمیان؛اگر به دور کردن مردم از پیروی از مهدی منتظر ادامه دهی؛ خداوند ترا به سختی عذاب خواهد کرد و بجز خداوند ولی و نصیری نخواهی داشت.براستی که تو برای منحرف ساختن راه راست به اینجا آمده ای.ای مرد از خدا پروردگار عالمیان پروا کن،ایا دعوت ناصر محمد یمانی را باطل می یابی؟ایا شما از ناصر محمد یمانی انتقام می گیرید چون شما و تمام مردم را دعوت می کند تا بر اساس کتاب خداوند قرآن عظیم برای تان حکمیت کند؛چون قرآن از تحریف محفوظ است و خداوند این کتاب را نگهبان و مهیمن بر تورات و انجیل قرار داده است تا مرجع حق باشد؟حال چگونه می تواند مهیمن و مرجع سنت نبوی نباشد؛آیا پروا نمی کنی؟شیخ احمد الهواری، تنها یک نصیحت به شما می کنم، اگر به دعوت به حکمیت بر اساس کتاب خداوند قرآن عظیم پاسخ دادید و اگر ندیدی ناصر محمد یمانی با برهان علمی قوی ازآیات محکم قرآن عظیم بر شما غلبه کرده ومهیمن باشد؛ درآن صورت برایتان روشن می شود که خداوند فتوای حقی را که در خواب به من داده شده است یعنی:
    [وما جادلك أحداً من القرآن إلا غلبته]
    [و کسی از قرآن با تو مجادله نمی کند؛ مگر بر او غلبه نمایی].

    در عالم حقیقت محقق نساخته است واما اگر به حکمیت بر اساس کتاب خدا قرآن عظیم سرفرود آوردید، خواهید دید که ناصر محمد یمانی با برهان علمی قوی از جانب پروردگارعالمیان -که حکم آن را برایتان از آیات محکم کتابش استنباط می کنیم- بر شما غلبه می نماید و برای هر ادعایی برهانی لازم است، بر امام ناصر محمد یمانی است که تمام ارکان اسلام را روشن کرده و تنها از قرآن عظیم،آنها را به صورت مفصل توضیح دهد،که اگر چنین نکردم؛مهدی منتظر حق پروردگارتان نیستم،اما امام ناصر محمد یمانی تنها یک شرط برایتان دارد و آن هم پاسخ دادن به دعوت امام مهدی برای پذیرش حکمیت کتاب خدواند قرآن عظیم است.


    ای مرد،همانا که امام مهدی؛از مسلمانان و مسیحیان و یهودیان و تمام بشریت دعوت می کند تا به حکمیت کتابی سر فرو نهند که خداوند آن را ذکری برای تمام عالمیان قرار داده و در طول قرن ها از تحریف و دست کاری محفوظ نگاه داشته است و این قرآن عظیم است.یا می خواهید من مسیحیان و یهودیان مردم کافر را به حکمیت بر اساس بحارالأنواری که شیعیان به آن مستمسک هستند و یا کتاب مسلم و البخاری که سنیان به آن پای بندند فرا خوانم؟اما من نمی توانم آنها را به حق درهم بکوبم مگر با کتابی که خداوند آن را حجت بر شما و مسیحیان و یهودیان و تمام مردم قرار داده است، قرآن عظیمی که خداوند برای شما نازل نموده و آن را برای شما از تحریف محفوظ نگاه داشته است تا در برابر خداوند حجتی نداشته باشید و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَ‌كٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْ‌حَمُونَ ﴿١٥٥﴾ أَن تَقُولُوا إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَىٰ طَائِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَ‌اسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ ﴿١٥٦﴾ أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَىٰ مِنْهُمْ ۚ فَقَدْ جَاءَكُم بَيِّنَةٌ مِّن ربّكم وَهُدًى وَرَ‌حْمَةٌ ۚ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللَّـهِ وَصَدَفَ عَنْهَا ۗ سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ ﴿١٥٧﴾}
    صدق الله العظيم [الأنعام].

    { و این کتابی است پر برکت، که ما نازل کردیم؛ از آن پیروی کنید، و پرهیزگاری پیشه نمائید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید! (۱۵۵) تا نگویید: «کتاب آسمانی تنها بر دو طایفه پیش از ما [= یهود و نصاری‌] نازل شده بود؛ و ما از بحث و بررسی آنها بی خبر بودیم»! (۱۵۶) یا نگویید: «اگر کتاب آسمانی بر ما نازل می‌شد، از آنها هدایت یافته‌تر بودیم»! اینک آیات و دلایل روشن از جانب پروردگارتان، و هدایت و رحمت برای شما آمد! پس، چه کسی ستمکارتر است از کسی که آیات خدا را تکذیب کرده، و از آن روی گردانده است؟! اما بزودی کسانی را که از آیات ما روی می‌گردانند، بخاطر همین اعراض بی‌دلیلشان، مجازات شدید خواهیم کرد! (۱۵۷)}
    یا اینکه شما از این آیات محکم که برای عالم و جاهلتان روشن است و خداوند در آنها به شما امر نموده تا از کتاب خدواند قرآن عظیم پیروی کنید؛ خبر ندارید!یا اینکه امر خداوند را نفهمیده اید؟و خداوند تعالی می فرماید: {وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلاَّ الْفَاسِقُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:99].

    {ما نشانه‌های روشنی برای تو فرستادیم؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمی‌ورزد}
    محل اقامت و دولت شما دقیقا برایمان روشن شده است،و به خدا قسم علت کینه تو به ناصر محد یمانی تنها این است که اوبه خداوند ایمان دارد و هیچ چیزی را شریک او نمی گیرد و مردم را به عبادت دور از شرک خداوند فرا خوانده و از آنها می خواهد تا حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم را که از تحریف های شما محفوظ مانده؛بپذیرند.ممکن است این شیخ الهواری از یهودیان تل آویو بخواهد حرف مرا قطع کرده و بگوید:"ناصر محمد یمانی؛این طبیعت و عادت توست، به هرکس که با تو مخالفت کند می گویی از شیاطین بشر یهودی است".امام مهدی در پاسخ تو می گوید: پس به دعوت به پذیرش حکمیت بر اساس کتاب خداوند قرآن عظیم سرفرود آور؛اگر راست می گویی و برحسب گفته خودت خطیب مسجد البر و الإحسان در دولت اردن در عمان هستی...ولی می بینم که از دروغ گویانی ؛بلکه در تل اویو و از شیاطین سرکشی که می خواهی راه پیروی از کتاب خداوند قرآن عظیم به شدت منحرف کنی.به خدواند قسم که حقت این است که با تو مباهله شود، چگونه من با برهان قوی علمی از آیات محکم کتاب خداوند دلیل می آورم و تو حیله گری کرده و به انصار وعده می دهی که برهان علمی قوی خواهی آورد و چیز هایی را که نمی دانسته اند به آنان خواهی آموخت؟اما من خدا را به شهادت می گیرم که تو از دروغ گویانی هستی که می خواهی مردم را از پیروی از کتاب خداوند قرآن عظیم دور کنی؛چگونه از مکر خداوند که از چشم های خائن و رازهای پنهان در سینه ها آگاه است، در امام خواهی ماند؟و بازگشت امور به خداوند است...

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.





  5. مصدر المشاركة
    ( پاسخ امام به شیخ أحمد الهواري )

    - 5 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    12 - 06 - 1431 هـ
    26 - 05 - 2010 مـ
    07: 35 مساءً
    ــــــــــــــــــــ



    به حُسين بن عُمر و تمام انصار: صبر پیشه کرده و درگذرید که این نشانه ثابت قدم بودن است


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين؛ جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم تسليماً وعلى كافة التابعين للحقّ إلى يوم الدين، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..


    ای انصار پیشگام برگزیده در عصر"گفتگو قبل از ظهور"؛خداوند تعالی می فرماید: {وَلَمَنْ صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ} صدق الله العظيم [الشورى: 43].
    {امّا کسانی که شکیبایی و عفو کنند، این نشانه ثابت قدم بودن است}
    شما مردم را با بصیرت آمده از جانب پروردگارتان به سوی راه خداوند دعوت می کنید و برای این که بتوانید مردم را به راه حق هدایت کنید،برشما واجب است که صبر پیشه کرده وآزار و اذیت ها را تحمل کرده و با نیکی با مردم سخن بگوببد و با بهترین منش با آنان بحث و مجادله نمایید.تصدیق
    فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّـهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿٣٣﴾ وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ۚ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ ﴿٣٤﴾ وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُ‌وا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ ﴿٣٥﴾}
    صدق الله العظيم [فصلت].

    { چه کسی خوش گفتارتر است از آن کس که دعوت به سوی خدا می‌کند و عمل صالح انجام می‌دهد و می‌گوید: «من از مسلمانانم»؟! (۳۳) هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است! (۳۴) امّا جز کسانی که دارای صبر و استقامتند به این مقام نمی‌رسند، و جز کسانی که بهره عظیمی دارند به آن نایل نمی‌گردند! (۳۵)}

    اخیراًبرایمان روشن شد که شیخ فاضل دکتر احمد الهواری از شیاطین بشر که تظاهر به مؤمن بودن کرده و کفر خود را پنهان می کنند؛ نیست،بلکه او واقعاً شیخ و خطیب یکی از مساجد و خانه های خداست،پس با برادرتان با مدارا رفتار کرده و دربرابرش صبر پیشه کرده و از او درگذرید باشد که به سوی حق آشکار؛هدایت گردد.

    شیخ فاضل،خداوند شما را حفظ نماید و من و شما را به راه راست-صراط مستقیم- هدایت نماید،برادر گران قدر؛ناصر محمد یمانی،چیزی جز حق نمی خواهد و سزاوار است که از حق پیروی گردد؛برای همین هم شاهد بودی که در ابتدای گفتگو از انصار خواستم که اگر برایشان روشن شد؛ناصر محمد یمانی آشکارا در گمراهی است غرور و تعصب آنان را به گناه نکشاند ؛چون من مشتاق حق هستم و غیر از حق نمی خواهم و این حق است که باید از آن پیری گردد،لذا به آنها امر کردم که اگر برایشان روشن شد که حق با شیخ فاضل احمد الهواری است،درکنار امام ناصر محمد یمانی نمانند.شیخ احمد،اگراز صادقان هستی،این امر درباره شما هم صدق می کند اگر کسی به دنبال حق است،غرور نباید او را به گناه بکشاند و هرچقدر خشمگین باشد نباید شیطان او را از جا تکان دهد؛بلکه باید ازشیطان رجیم،به خداوند سمیع العلیم پناه ببرد.

    عزیز من؛امام مهدی به راستی به شما وعده داده است که ازآیات محکم قرآن عظیم برانگیخته شدن امام مهدی را برایت ثابت کند،هم چنین از آیات محکم قرآن عظیم درباره خروج مسیح کذاب و سیاره عذاب نیز دلیل بیاورد،اما از قبل شرطی برایت گذاشتم .شرط این بود که درمورد روایتی که در آن از معجزه مسیح کذاب برای زنده کردن مرده،بعد از کشته شدنش سخن به میان آمده، موضع خود را روشن کنی و آن روایت این است:

    [فيقول الدجال: أرأيتم إن قتلت هذا ثم أحييته؛ أتشكون في الأمر؟ فيقولون: لا. فيقتله ثم يحييه]
    [دجال می گوید:اگر دیدید این را کشتم و سپس زنده اش کردن؛درباره من شک می کنید؟و می گویند: خیر.پس اورا کشت و سپس زنده کرد]

    پایان نقل بخشی ازروایت.
    شیخ گرامی؛آیا از نظر شما این روایت حقاً از محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم است؟ اگر تو این روایت را حقاً از محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم می دانی؛برهان و استدلال علمی که بر اساس آن یقین کرده ای،این روایت درغ نیست و حقاً به آن ایمان آورده ای که از جانب نبی علیه الصلاة و السلام است،چیست؟اما ناصر محمد یمانی به حق و یقین به خداوند شهادت می دهد که این افترا و دروغ بزرگی است که به خدا و رسولش نسبت داده شده است،این روایت را شیطان رجیم از زبان اولیائش بیان کرده است ؛کسانی که در ظاهر خود را با ایمان نشان می دهند وکفر خود را پنهان می نمایند تا شما را از راه حق دور کنند ؛تا به چیزی اعتقاد پیدا کنید که خداوند در آیات محکم کتابش،قرآن عظیم،آن را نازل نکرده است و هر انسان عاقلی که درباره آن تدبر و تفکر کند درک می کند که این کلام مسیح کذاب است که:
    [دجال می گوید:اگر دیدید این را کشتم و سپس زنده اش کردن؛درباره من شک می کنید؟و می گویند: خیر.پس اورا کشت و سپس زنده کرد]

    برادر گرامی،خداوند پاسخ این روایت را داده است و این پاسخ را در آیات محکم قرآن عظیم می یابید و امام ناصر محمد یمانی دورغ نمی گوید و امام ناصر محمد یمانی و تمام انصار حق امیدوارند که جواب خود برای این روایت را بیاوری،و بدان پاسخ تو به خداوند است؛چون امام ناصر محمد یمانی،جواب تو را مستقیم از خداوند آورده است و آن را برایت از آیات محکم قرآن عظیم استنباط کردیم؛آنچه که در ادامه می آید سخن مسیح کذاب و هم چنین پاسخ خداوند به این افترا است:

    [فيقول الدجال: أرأيتم إن قتلت هذا ثم أحييته؛ أتشكون في الأمر؟ فيقولون: لا. فيقتله ثم يحييه]
    [دجال می گوید:اگر دیدید این را کشتم و سپس زنده اش کردن؛درباره من شک می کنید؟و می گویند: خیر.پس اورا کشت و سپس زنده کرد]

    و خداوند تعالی می فرماید: {قُلْ جَاءَ الحقّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ} [سبأ: 49]

    { بگو حق آمد و باطل چیزی را آغاز نمی کند و بازنمی گرداند}
    {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم [الواقعة]
    {اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید، (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخو فضيلة الشيخ أحمد هواري وجميع المسلمين؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــــــــ






  6. مصدر المشاركة
    ( پاسخ امام به شیخ أحمد الهواري )..


    - 6 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    26 - 05 - 1431 هـ
    10 - 05 - 2010 مـ
    10: 04 مساءً
    ـــــــــــــــــــ


    پاسخ مهدی منتظر به دکتر...

    مشارکت اصلی توسط د.احمد هواری نوشته شده است:
    شیخ فاضل یمانی؛جواب همان است که گفته شد،تمام این ها با امر خداوند است،به اذن خداوند می میراند و سپس به اذن خداوند آن را زنده می کند و مردم ناظر این امرند،اما فتنه این است که برخی از مردم با وجود هشدار شدیدی که نبی داده است و درمورد اقدامات چنین و چنان دجال خبر داده و اینکه روی سگرمه اش پیشانیش نوشته شده است کافر و اینکه او یک چشم است،اما از هول چیزی که می بینند،یعنی زنده کردن مرده و نزول باران و .... از او پیروی می کنند.
    می ماند اینکه اقرار نماییم آنچه که در قرآن پیرامون زنده و مرده کردن به دست برخی از انسان ها آمده در یک حالت خاص فقط رخ می دهد و آن به اذن خداوند است و بر اساس نص صریح محکمات قرآن این امر به دست عیسی علیه السلام انجام شده است ،این اصل شرعی است که بر آن اتفاق نظر پیدا کرده و سراغ موارد دیگر می رویم که در خلال گفتگو آنها را اثبات خواهم کرد .وخداوند ما و شما را در جنات النعیم گرد آورد.

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
    جناب دکتربعد از اینکه با عقل و منطق تفکر کردی؛ متذکرشو و خودت فکر کن و تصمیم بگیر،نگاه کن که چه جوابی به ما داده ای:
    (تمام این ها با امر خداوند است،به اذن خداوند می میراند و سپس به اذن خداوند آن را زنده می کند و مردم ناظر این امرند)
    به این ترتیب؛ جناب شیخ فاضل؛براساس عقیده شما؛مسیح کذاب راست گفته و در برابر خداوند و پروردگار عالمیان حجت اقامه کرده است، خداوند پاک و منزه و بسی برتر و والاتر از این نسبت هاست!چون خداوند باطل و اولیاء او را در این مسئله به چالش می کشد؛خداوند این چالش را در آیات محکم قرآن عظیم آورده و می فرماید:
    {قُلْ جَاءَ الحقّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ} [سبأ: 49]
    { بگو حق آمد و باطل چیزی را آغاز نمی کند و بازنمی گرداند}
    {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم [الواقعة]
    {اگر فکر می کنید که محکوم نیستید-وحق باشماست- (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)
    به فرموده خداوند تعالی بنگر: {إِنْ كُنتُمْ صَادِقِينَ اگر راست می‌گویید } و بر اساس عقیده باطل شما؛مسیح کذاب،روح را بعد از مرگ به جسد بازمی گرداند؛اگر چنین شود؛حجت اقامه کرده و این اوست که حق است و خداوند باطل... خداوند پاک و منزه و بسی برتر و والاتر از این است! چون این برخلاف فتوای خداوند در آیات محکم کتابش است:
    {قُلْ جَاءَ الحقّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ} [سبأ: 49]
    { بگو حق آمد و باطل چیزی را آغاز نمی کند و بازنمی گرداند}
    {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم [الواقعة]
    {اگر فکر می کنید که محکوم نیستید-وحق باشماست- (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)
    و خداوند تعالی می فرماید: {أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ الحقّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ} صدق الله العظيم [الرعد: 19].
    {آیا کسی که می‌داند آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده حق است، همانند کسی است که نابیناست؟! تنها صاحبان اندیشه متذکّر می‌شوند.}
    چگونه است که خداوند در آیات محکم کتابش فتوا می دهد که باطل نمی تواند چیزی را خلق کند و قادر نیست آن را بازگرداند؟منطبق بر فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ جَاءَ الحقّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ} [سبأ: 49]
    { بگو حق آمد و باطل چیزی را آغاز نمی کند و بازنمی گرداند}
    و سپس باطل و اولیائش را به چالش می کشد تا با برهانی واقعی و حقیقی، غیر از او برای ادعای باطل خود حجت بیاورند و خداوند تعالی می فرماید اگر می توانند ادعای باطل خود را بدون ( غیر از ) او به اثبات برسانند؛خداوند تعالی با تحدی -مبارزه طلبی-می فرماید:
    {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾}
    صدق الله العظيم [الواقعة]
    {اگر فکر می کنید که محکوم نیستید-وحق باشماست- (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)
    و مطابق فرموده خداوند: {إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ} صدق الله العظيم
    {تنها صاحبان اندیشه متذکّر می‌شوند.}.

    آیا این معقول است که خداوند تحدی خود را نقض کند و خود با معجزاتی که تصدیق کننده ادعای اهل باطل است؛آنها را به جای خود یاری نماید؟به خداوند قسم؛اگر دکتر عقلش را بکار گیرد؛چنین کاری از جانب خداوند سبحان را رد خواهد کرد که خداوند بسی والاتر و برتر از این نسبت هاست! و اما حجتی که آورده ای و گفتی:
    (می ماند اینکه اقرار نماییم آنچه که در قرآن پیرامون زنده و مرده کردن به دست برخی از انسان ها آمده در یک حالت خاص فقط رخ می دهد و آن به اذن خداوند است و بر اساس نص صریح محکمات قرآن این امر به دست عیسی علیه السلام انجام شده است ،این اصل شرعی است که بر آن اتفاق نظر پیدا کرده و سراغ موارد دیگر می رویم که در خلال گفتگو اثبات خواهم کرد )
    پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ تان می گوید: چگونه ممکن است نور و ظلمت یکسان باشند؟برای مثال آیا دعوت مسيح عيسى ابن مريم رسول الله ربّ العالمين ودعوت مسيح الكذاب یکسان است؟ چرا که مسیح عیسی بن مریم مردم را به عبادت خداوند یگانه و بی شریک دعوت می کند.و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ}
    صدق الله العظيم [المائدة:72].
    {مسیح گفت: ای بنی اسرائیل! خداوند یگانه را، که پروردگار من و شماست، پرستش کنید! زیرا هر کس شریکی برای خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام کرده است؛ و جایگاه او دوزخ است؛ و ستمکاران، یار و یاوری ندارند}
    وازآنجا که مسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم مردم را به سوی حق دعوت کرده و می گوید:
    {اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ} صدق الله العظيم
    {خداوند یگانه را، که پروردگار من و شماست، پرستش کنید! زیرا هر کس شریکی برای خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام کرده است؛ و جایگاه او دوزخ است؛ و ستمکاران، یار و یاوری ندارند}
    برای همین خداوند با برهانی قوی و روشن به او یاری می نماید تا صدق دعوت رسول الله مسيح عيسى ابن مريم در فرا خواندن مردم به سوی خداوند را ثابت نماید و براستی که برهان قوی از جانب خداوند رحمن برای اثبات درستی دعوت حق فرستاده می شود؛به گفتگو میان نبيّ الله موسى عليه الصلاة والسلام وفرعون بنگر وخداوند تعالى می فرماید:
    {تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿٢﴾ لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ﴿٣﴾ إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ ﴿٤﴾ وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ‌ مِّنَ الرَّ‌حْمَـٰنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِ‌ضِينَ ﴿٥﴾ فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٦﴾ أَوَلَمْ يَرَ‌وْا إِلَى الْأَرْ‌ضِ كَمْ أَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِ‌يمٍ ﴿٧﴾ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُ‌هُم مُّؤْمِنِينَ ﴿٨﴾ وَإِنَّ رَ‌بَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّ‌حِيمُ ﴿٩﴾ وَإِذْ نَادَىٰ رَ‌بُّكَ مُوسَىٰ أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿١٠﴾ قَوْمَ فِرْ‌عَوْنَ ۚ أَلَا يَتَّقُونَ ﴿١١﴾ قَالَ رَ‌بِّ إِنِّي أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ ﴿١٢﴾ وَيَضِيقُ صَدْرِ‌ي وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِي فَأَرْ‌سِلْ إِلَىٰ هَارُ‌ونَ ﴿١٣﴾ وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنبٌ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ ﴿١٤﴾ قَالَ كَلَّا ۖ فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا ۖ إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ ﴿١٥﴾ فَأْتِيَا فِرْ‌عَوْنَ فَقُولَا إِنَّا رَ‌سُولُ ربّ العالمين ﴿١٦﴾ أَنْ أَرْ‌سِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَ‌ائِيلَ ﴿١٧﴾ قَالَ أَلَمْ نُرَ‌بِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِ‌كَ سِنِينَ ﴿١٨﴾ وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ الْكَافِرِ‌ينَ ﴿١٩﴾قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ ﴿٢٠﴾ فَفَرَ‌رْ‌تُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَ‌بِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿٢١﴾ وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَ‌ائِيلَ ﴿٢٢﴾ قَالَ فِرْ‌عَوْنُ وَمَا ربّ العالمين ﴿٢٣﴾ قَالَ رَ‌بُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ ﴿٢٤﴾ قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَلَا تَسْتَمِعُونَ ﴿٢٥﴾ قَالَ ربّكم وَرَ‌بُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿٢٦﴾ قَالَ إِنَّ رَ‌سُولَكُمُ الَّذِي أُرْ‌سِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ ﴿٢٧﴾ قَالَ رَ‌بُّ الْمَشْرِ‌قِ وَالْمَغْرِ‌بِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۖ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿٢٨﴾ قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَـٰهًا غَيْرِ‌ي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ ﴿٢٩﴾ قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُّبِينٍ ﴿٣٠﴾ قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿٣١﴾ فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ ﴿٣٢﴾ وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاءُ لِلنَّاظِرِ‌ينَ ﴿٣٣﴾}
    صدق الله العظيم [الشعراء].
    { این آیات کتاب روشنگر است. (۲) گویی می‌خواهی جان خود را از شدّت اندوه از دست دهی بخاطر اینکه آنها ایمان نمی‌آورند! (۳) اگر ما اراده کنیم، از آسمان بر آنان آیه‌ای نازل می‌کنیم که گردنهایشان در برابر آن خاضع گردد! (۴) و هیچ ذکر تازه‌ای از سوی خداوند مهربان برای آنها نمی‌آید مگر اینکه از آن روی‌گردان می‌شوند! (۵) آنان تکذیب کردند؛ امّا بزودی اخبار (کیفر) آنچه را استهزا می‌کردند به آنان می‌رسد! (۶) آیا آنان به زمین نگاه نکردند که چقدر از انواع گیاهان پرارزش در آن رویاندیم؟! (۷) در این، نشانه روشنی است ولی بیشترشان هرگز مؤمن نبوده‌اند! (۸) و پروردگار تو عزیز و رحیم است! (۹) هنگامی که پروردگارت موسی را ندا داد که به سراغ قوم ستمگر برو... (۱۰) قوم فرعون، آیا آنان پرهیز نمی‌کنند؟! (۱۱) (موسی) عرض کرد: «پروردگارا! از آن بیم دارم که مرا تکذیب کنند، (۱۲) و سینه‌ام تنگ شود، و زبانم بقدر کافی گویا نیست؛ (برادرم) هارون را نیز رسالت ده (۱۳) و آنان بر گردن من گناهی -خونی-دارند؛ می‌ترسم مرا بکشند (۱۴) فرمود: «چنین نیست، شما هر دو با آیات ما بروید؛ ما با شما هستیم و می‌شنویم! (۱۵) به سراغ فرعون بروید و بگویید: ما فرستاده پروردگار جهانیان هستیم؛ (۱۶) بنی اسرائیل را با ما بفرست (۱۷) گفت: «آیا ما تو را در کودکی در میان خود پرورش ندادیم، و سالهایی از زندگیت را در میان ما نبودی؟! (۱۸) و سرانجام، آن کارت را انجام دادی (و یک نفر از ما را کشتی)، و تو از ناسپاسانی!» (۱۹)(موسی) گفت: «من آن کار را انجام دادم در حالی که از بی‌خبران بودم! (۲۰) پس هنگامی که از شما ترسیدم فرار کردم؛ و پروردگارم به من حکمت و دانش بخشید، و مرا از پیامبران قرار داد! (۲۱) آیا این منتّی است که تو بر من می‌گذاری که بنی اسرائیل را برده خود ساخته‌ای؟!» (۲۲) فرعون گفت: «پروردگار عالمیان چیست؟!» (۲۳) گفت: «پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، اگر اهل یقین هستید!». (۲۴) (فرعون) به اطرافیانش گفت: «آیا نمی‌شنوید ؟!» (۲۵) (موسی) گفت: «او پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست!» (۲۶) (فرعون) گفت: «پیامبری که بسوی شما فرستاده شده مسلّماً دیوانه است!» (۲۷) (موسی) گفت: «او پروردگار مشرق و مغرب و آنچه میان آن دو است می‌باشد، اگر شما عقل و اندیشه خود را به کار می‌گرفتید!» (۲۸) (فرعون) گفت: «اگر معبودی غیر از من برگزینی، تو را از زندانیان قرار خواهم داد!» (۲۹) (موسی) گفت: «حتّی اگر نشانه آشکاری برای تو بیاورم (۳۰) گفت: «اگر راست می‌گویی آن را بیاور!» (۳۱) پس موسی عصای خود را افکند، و ناگهان مار عظیم و آشکاری شد؛ (۳۲) و دست خود را بیرون آورد، و در برابر بینندگان سفید و روشن بود. (۳۳)}
    به سخنان فرعون وموسى عليه الصلاة والسلام بنگر:
    {قَالَ فِرْ‌عَوْنُ وَمَا ربّ العالمين ﴿٢٣﴾ قَالَ رَ‌بُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ ﴿٢٤﴾ قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَلَا تَسْتَمِعُونَ ﴿٢٥﴾ قَالَ ربّكم وَرَ‌بُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿٢٦﴾ قَالَ إِنَّ رَ‌سُولَكُمُ الَّذِي أُرْ‌سِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ ﴿٢٧﴾ قَالَ رَ‌بُّ الْمَشْرِ‌قِ وَالْمَغْرِ‌بِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۖ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿٢٨﴾ قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَـٰهًا غَيْرِ‌ي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ ﴿٢٩﴾ قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُّبِينٍ ﴿٣٠﴾ قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿٣١﴾ فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ ﴿٣٢﴾ وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاءُ لِلنَّاظِرِ‌ينَ ﴿٣٣﴾} صدق الله العظيم.
    {فرعون گفت: «پروردگار عالمیان چیست؟!» (۲۳) گفت: «پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، اگر اهل یقین هستید!». (۲۴) (فرعون) به اطرافیانش گفت: «آیا نمی‌شنوید ؟!» (۲۵) (موسی) گفت: «او پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست!» (۲۶) (فرعون) گفت: «پیامبری که بسوی شما فرستاده شده مسلّماً دیوانه است!» (۲۷) (موسی) گفت: «او پروردگار مشرق و مغرب و آنچه میان آن دو است می‌باشد، اگر شما عقل و اندیشه خود را به کار می‌گرفتید!» (۲۸) (فرعون) گفت: «اگر معبودی غیر از من برگزینی، تو را از زندانیان قرار خواهم داد!» (۲۹) (موسی) گفت: «حتّی اگر نشانه آشکاری برای تو بیاورم (۳۰) گفت: «اگر راست می‌گویی آن را بیاور!» (۳۱) پس موسی عصای خود را افکند، و ناگهان مار عظیم و آشکاری شد؛ (۳۲) و دست خود را بیرون آورد، و در برابر بینندگان سفید و روشن بود. (۳۳)}
    به سخن نبی الله موسی بنگر{قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُّبِينٍ} {گفت: «حتّی اگر نشانه آشکاری برای تو بیاورم} و این نشانه، نشانه تصدیق دعوت حق پروردگارش است چون او مردم را به عبادت بدون شرک خداوند یکتا فرا می خواند و برای همین هم خداوند برای دعوت حق او نشانه های تصدیق کننده می فرستد و برای همین فرعوان می گوید: {قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ گفت: «اگر راست می‌گویی آن را بیاور!» }،و برای همین بر خداوند واجب است برای تصدیق دعوت حق رسولش؛نشانه ای بفرستد تا -نبی خداوند-دروغگو بشمار نیاید:
    {فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ ﴿٣٢﴾ وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاءُ لِلنَّاظِرِ‌ينَ ﴿٣٣﴾}
    صدق الله العظيم
    {پس موسی عصای خود را افکند، و ناگهان مار عظیم و آشکاری شد؛ (۳۲) و دست خود را بیرون آورد، و در برابر بینندگان سفید و روشن بود. (۳۳)}.
    نشانه تصدیق خداوند برای مسيح عيسى ابن مريم -صلّى الله عليه وآله وسلّم-نیز به همین صورت است؛برخداوند واجب است تا با نشانه های تصدیق کننده دعوت حق او را ثایت نماید،چون رسول الله مسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم،مردم را به سوی خداوند می خواند و خداوند تعالى می فرماید:
    {وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ}
    صدق الله العظيم [المائدة:72].
    {مسيح، مى‌گفت: «اى فرزندان اسرائيل، پروردگار من و پروردگار خودتان را بپرستيد؛ كه هر كس به خدا شرك آورد، قطعاً خدا بهشت را بر او حرام ساخته و جايگاهش آتش است، و براى ستمكاران ياورانى نيست}
    و برای همین خداوند برای دعوت حق او نشانه تصدیق کننده می فرستد.خداوند تعالی می فرماید:
    {إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتّوراة وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنْ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلا سِحْرٌ مُبِينٌ}
    صدق الله العظيم [المائدة:110].
    {هنگامی که خداوند به عیسی بن مریم گفت: «یاد کن نعمتی را که به تو و مادرت بخشیدم! زمانی که تو را با "روح القدس "تقویت کردم؛ که در گاهواره و به هنگام بزرگی، با مردم سخن می‌گفتی؛ و هنگامی که کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو آموختم؛ و هنگامی که به فرمان من، از گل چیزی بصورت پرنده می‌ساختی، و در آن می‌دمیدی، و به فرمان من، پرنده‌ای می‌شد؛ و کور مادرزاد، و مبتلا به بیماری پیسی را به فرمان من، شفا می‌دادی؛ و مردگان را به فرمان من زنده می‌کردی؛ و هنگامی که بنی اسرائیل را از آسیب رساندن به تو، بازداشتم؛ در آن موقع که دلایل روشن برای آنها آوردی، ولی جمعی از کافران آنها گفتند: اینها جز سحر آشکار نیست!»} .
    چرا که عبد خداوند ورسولش مسیح عیسی بن مریم؛ از مردم نمی خواست تا غیر از خداوند او را عبادت کنند؛ بلکه مردم را به سوی عبادت خداوند یکتا که شریکی ندارد؛فرا می خواند و برای همین هم پروردگار برای تصدیق دعوت حق او، نشانه می فرستاد و خداوند تعالی می فرماید:
    {مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ} [آل عمران:79].
    {برای هیچ بشری سزاوار نیست که خداوند، کتاب آسمانی و حکم و نبوّت به او دهد سپس او به مردم بگوید: «غیر از خدا، مرا پرستش کنید!» بلکه مردمی الهی باشید، آن‌گونه که کتاب خدا را می‌آموختید و درس می‌خواندید}
    و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَإِذْ قَالَ اللَّـهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْ‌يَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَـٰهَيْنِ مِن دُونِ اللَّـهِ ۖ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ ۚ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ ۚ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ ۚ إِنَّكَ أَنتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿١١٦﴾ مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْ‌تَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ رَ‌بِّي وَرَ‌بَّكُمْ ۚ وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ ۖ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ الرَّ‌قِيبَ عَلَيْهِمْ ۚ وَأَنتَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿١١٧﴾ إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ ۖ وَإِن تَغْفِرْ‌ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿١١٨﴾ قَالَ اللَّـهُ هَـٰذَا يَوْمُ يَنفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ ۚ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِ‌ي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ‌ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۚ رَّ‌ضِيَ اللَّـهُ عَنْهُمْ وَرَ‌ضُوا عَنْهُ ۚ ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿١١٩﴾ لِلَّـهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَمَا فِيهِنَّ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ‌ ﴿١٢٠﴾}
    صدق الله العظيم [المائدة]
    { و آنگاه که خداوند به عیسی بن مریم می‌گوید: «آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را بعنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید؟!»، او می‌گوید: «منزهی تو! من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست، بگویم! اگر چنین سخنی را گفته باشم، تو می‌دانی! تو از آنچه در روح و نفس من است، آگاهی؛ و من از آنچه در نفس توست، آگاه نیستم! بیقین تو از تمام اسرار و پنهانیها باخبری. (۱۱۶) من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادی، چیزی به آنها نگفتم؛ خداوندی را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانی که در میان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم؛ ولی هنگامی که مرا از میانشان برگرفتی، تو خود مراقب آنها بودی؛ و تو بر هر چیز، گواهی! (۱۱۷) اگر آنها را مجازات کنی، بندگان تواند. و اگر آنان را ببخشی، توانا و حکیمی! (۱۱۸) خداوند می‌گوید: «امروز، روزی است که راستی راستگویان، به آنها سود می‌بخشد؛ برای آنها باغهایی از بهشت است که نهرها از زیر آن می‌گذرد، و تا ابد، جاودانه در آن می‌مانند؛ هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند؛ این، رستگاری بزرگ است!» (۱۱۹) حکومت آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست، از آن خداست؛ و او بر هر چیزی تواناست. (۱۲۰)} .
    شیخ دکتراحمد هواری، خداوند من و شما را به راه راست-صراط مستقیم- هدایت نماید؛ چگونه ممکن است دعوت مسيح عيسى ابن مريم -صلّى الله عليه وآله وسلّم- ودعوت مسيح الكذاب یکسان باشد؟ پس از خردمندان باش.برادر گرامی،اگر قرار باشد،خداوند با معجزاتی که تصدیق کننده بوده و دلالت بر قدرت و وحدانیت خداوند تعالی در برابر باطل- که مردم را به سوی غیر خدا فرا می خواند- دارند؛ به باطل کمک کند و از طرفی کسانی که مردم را به سوی او می خوانند را نیز با این آیات که دال بر قدرت و وحدانیت او هستند یاری نماید، ما کدام یک از آنها را باور و تصدیق کنیم؟همه آنها نشانه هایی از جانب خداوند برای تصدیق خود دارند؛به رغم اینکه دعوتشان کاملا متفاوت است؛یکی از مردم می خواهد غیر از
    خدا،او را عبادت کنند و خداوند نیز با نشانه های تصدیق کننده خود؛ به او کمک می کند و برای همین می گوید : [اگر دیدید این را کشتم و سپس زنده اش کردم ؛در این امر شک می کنید؟ و می گویند: خیر.پس او را می کشد و سپس زنده می کند] و سپس خداوند با نشانه ای که تصدیق کننده ادعای او برای زنده کردن مرده است به او کمک می کند و به همین ترتیب با نشانه های تصدیق کننده ،به دعوت نبی الله موسی نیز یاری می رساند و مرده را زنده می کند:
    {فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}
    صدق الله العظيم [البقرة:73]
    { سپس گفتیم: «قسمتی از گاو را به مقتول بزنید! (تا زنده شود) خداوند این‌گونه مردگان را زنده می‌کند؛ و آیات خود را به شما نشان می‌دهد؛ شاید اندیشه کنید! }
    و از آنجا که زنده کردن مرده از نشانه های خداوند است که دال یر قدرت و وحدانیت او دارد؛خداوند تعالی می فرماید: {كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ خداوند این‌گونه مردگان را زنده می‌کند؛ و آیات خود را به شما نشان می‌دهد؛ شاید اندیشه کنید } صدق الله العظيم. مگر خداوند مجنون است؟ خداوند پاک و منزه و بسی والاتر از این نسبت هاست!! تا با معجزاتی که نشانه قدرت اوست؛به دشمن خود که مردم را به عبادت باطل به جای خداوند فرا می خواند؛کمک کند؛ایا فکر نمی کنید؟عزیز من دکتر احمد الهواری از خدا بترس؛خدا حفظت کند؛ کورکورانه پیرو-چیزی- مباش،اگر از عقلت استفاده کنی جدا از برهان کوبنده ای که در قرآن است و پیش از اینکه استدلال قویآ ن را در ایات محکم قرآن پیدا کنی؛ عقلت چنین دورغ هایی را نمی پذیرد،چون اگر با بصیرت تفکر کنی؛ بصیرت فکری ترا قادر خواهد ساخت حق را دیده و دریابی.
    برای همین خداوند تعالی می فرماید:
    {وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ ٱلسَّمْعَ وَٱلْبَصَرَ وَٱلْفُؤَادَ كُلُّ أُولـٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً}
    صدق الله العظيم [الإسراء: 36].

    {از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند
    .}

    از اینکه خداوند مقدر ساخته تا درمیان امت امام مهدی منتظر زندگی کنی؛خدا را شکر کن و از انصار پیشگام برگزیده درعصر"گفتگو قبل از ظهور"باش. فرقی ندارد که در دوران برانگیخته شدن انبیاء باشد یا در دوران برانگیخته شدن مهدی منتظر، به خداوند قسم؛هیچ کس به سوی حق هدایت نشده و از آن پیروی نمی کند؛مگر از عقل خود استفاده کند؛کسی تابع حق نمی شود مگر از خردمندانی باشد که اهل تعقل و اندیشه اند؛اینان هستند که خداوند در تمام امت ها ایشان را هدایت می نماید.منطبق بر فرموده خداوند تعالی:
    {وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ (١٧) الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ (١٨) أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنْتَ تُنْقِذُ مَنْ فِي النَّارِ (١٩)}
    صدق الله العظيم [الزمر].
    { و کسانی که از عبادت طاغوت پرهیز کردند و به سوی خداوند بازگشتند، بشارت از آن آنهاست؛ پس بندگان مرا بشارت ده! (۱۷) همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. (۱۸) آیا تو می‌توانی کسی را که فرمان عذاب درباره او قطعی شده رهایی بخشی؟! آیا تو میتوانی کسی را که در درون آتش است برگیری و نجات دهی؟! (۱۹)}
    و برای همین است که اهالی آتش کسانی هستند که از عقل استفاده نکرده و بدون تفکر و کورکورانه از گذشتگان خود پیروی می کنند و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الجنّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ} صدق الله العظيم [الأعراف:179].
    {و به راستى بسيارى از جن و انس را براى دوزخ گذاشته ایم ؛ آنها دلها یی دارند که با آن (اندیشه نمی‌کنند، و) نمی‌فهمند؛ و چشمانی که با آن نمی‌بینند؛ و گوشهایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراه تر! اینان همان غافلانند}
    و برای همین هم اهل آتش اعتراف می کنند که دلیل گمراه شدنشان از صراط مسیتقم؛عدم استفاده از عقل شان بوده و حجت حق بر آنان اقامه شده است:
    {أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ‌ ﴿٨﴾ قَالُوا بَلَىٰ قَدْ جَاءَنَا نَذِيرٌ‌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّـهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ‌ ﴿٩﴾ وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ‌ ﴿١٠﴾ فَاعْتَرَ‌فُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ‌ ﴿١١﴾} [الملك].
    {«مگر بیم‌دهنده الهی به سراغ شما نیامد؟!» (۸) می‌گویند: «آری، بیم‌دهنده به سراغ ما آمد، ولی ما او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند هرگز چیزی نازل نکرده، و شما در گمراهی بزرگی هستید!» (۹) و می‌گویند: «اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقّل می‌کردیم، در میان دوزخیان نبودیم!» (۱۰) اینجاست که به گناه خود اعتراف می‌کنند؛ دور باشند دوزخیان از رحمت خدا! (۱۱)}

    عزیز من؛ایا می دانی چرا کفار اهل آتش می گویند: {لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ) و می‌گویند: «اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقّل می‌کردیم، در میان دوزخیان نبودیم }؟
    چون آنها از آنچه که در کتاب حق خداوند آمده است؛ روگردانده اند و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ}[البقرة:170].
    {هنگامی که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است، پیروی کنیدمی‌گویند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی می‌نماییم آیا اگر پدران آنها، چیزی نمی‌فهمیدند و هدایت نیافتند}
    و خداوند تعالی می فرماید:{وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ} [المائدة:104].
    {و هنگامی که به آنها گفته شود: «به سوی آنچه خدا نازل کرده، و به سوی پیامبر بیایید!»، می‌گویند: «آنچه از پدران خود یافته‌ایم، ما را بس است!»؛ آیا اگر پدران آنها چیزی نمی‌دانستند، و هدایت نیافته بودند}
    و خداوند تعالی می فرماید:{{قَالُوا أَجِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا عَمَّا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا وَتَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِيَاءُ فِي الْأَرْضِ وَمَا نَحْنُ لَكُمَا بِمُؤْمِنِينَ} [يونس: 78].
    {گفتند: «آیا آمده‌ای که ما را، از آنچه پدرانمان را بر آن یافتیم، منصرف سازی؛ و بزرگی در روی زمین، از آن شما دو تن باشد؟! ما به شما ایمان نمی‌آوریم!»}
    و خداوند تعالی می فرماید:{{وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَى عَذَابِ السَّعِير} [لقمان:21]
    { هنگامی که به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده پیروی کنید!»، می‌گویند: «نه، بلکه ما از چیزی پیروی می‌کنیم که پدران خود را بر آن یافتیم!» آیا حتّی اگر شیطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان کند}
    و خداوند تعالی می فرماید:{{بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَىٰ آثَارِ‌هِم مُّهْتَدُونَ ﴿٢٢﴾وَكَذَٰلِكَ مَا أَرْ‌سَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي قَرْ‌يَةٍ مِّن نَّذِيرٍ‌ إِلَّا قَالَ مُتْرَ‌فُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَىٰ آثَارِ‌هِم مُّقْتَدُونَ ﴿٢٣﴾ قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكُم بِأَهْدَىٰ مِمَّا وَجَدتُّمْ عَلَيْهِ آبَاءَكُمْ ۖ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْ‌سِلْتُم بِهِ كَافِرُ‌ونَ ﴿٢٤﴾} صدق الله العظيم [الزخرف].
    { بلکه آنها می‌گویند: «ما نیاکان خود را بر آئینی یافتیم، و ما نیز به پیروی آنان هدایت یافته‌ایم.» (۲۲)و این‌گونه در هیچ شهر و دیاری پیش از تو پیامبر انذارکننده‌ای نفرستادیم مگر اینکه مترفان آن گفتند: «ما پدران خود را بر آئینی یافتیم و به آثار آنان اقتدا می‌کنیم.» (۲۳) (پیامبرشان) گفت: «آیا اگر من آیینی هدایت‌بخش‌تر از آنچه پدرانتان را بر آن یافتید آورده باشم ؟!» گفتند: «ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‌اید کافریم!» (۲۴)}
    و بخاطر اینکه؛آنها کورکورانه و بدون تدبر و تفکر از آنچه که از گذشتگان باقی مانده،پیروی می کردند؛لذا هم خود و هم امت شان را از صراط مستقیم گمراه کردند و بعد برای تمام کافران روشن گردید که علت گمراه شدن از صراط مستقیم؛پیروی کورکورانه بوده است و لذا به گناه خود اعتراف می کنند که:
    {وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ‌ ﴿١٠﴾ فَاعْتَرَ‌فُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ‌ ﴿١١﴾}
    صدق الله العظيم [الملك].
    {و می‌گویند: «اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقّل می‌کردیم، در میان دوزخیان نبودیم!» (۱۰) اینجاست که به گناه خود اعتراف می‌کنند؛ دور باشند دوزخیان از رحمت خدا! (۱۱)}
    عزیز من جناب دکتر احمد الهواری،از علمای مکرم امت باش،و گرامی ترین علمای مسلمین؛انصار مهدی منتظر در عصر"گفتگو قبل از ظهور"هستند و بدترین علمای امت کسانی می باشند که خداوند آنها را از دعوت مهدی منتظر در عصر"گفتگو قبل از ظهور" آگاه می نماید؛اما آنان این امر را از امت مخفی نگه داشته و با اینکه او مردم را به سوی حق دعوت کرده و راه راست-صراط مستقیم- را به آنان نشان می دهد؛ به شدت تلاش می کنند تا مردم را از او دور نمایند.
    امیدوارم خداوند ترا از دوستان مقرب خود قرار دهد و من و شما را از بندگان ربانی خود قرار دهد تا در راه حب و قرب او رقابت نماییم و ما را در زمره قومی در آورد که محبوب خداوند و محب او(یحبهم و یحبونه) هستند و ما را به صالحین ملحق کرده و ما و تمام انصار حق مبین را در جنات النعيم به محمد رسول الله -صلى الله عليه آله وسلم- در حالی که بر تخت های مقابل هم قرار گرفته ایم؛ملحق فرماید
    (في جنات النعيم على سُررٍ مُتقابلين)


    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخو المُسلمين الذليل على المؤمنين؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.



  7. مصدر المشاركة
    ( پاسخ امام به شیخ أحمد الهواري )..

    - 7 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    28 - 05 -1431 هـ
    12 - 05 - 2010 مـ
    12: 20 صباحاً
    ـــــــــــــــــــ



    هيهات هيهات يا دكتر..


    د.احمد هواري: موضوع دیگری که ان شاءالله مطرح خواهم کرد احادیث مربوط به دیدن خداوند است ؛خود را آماده کنید...

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..



    مهدی منتظر به شما می گوید: هیهات هیهات جناب دکتر، آیا از خودت و پروردگارت و تمام عالمیان حیا نمی کنی؟ تو چنین گفته ای که:" و فردا به سراغ موضوعی دیگر که همانا دیدن آشکارروی خداوند است می رویم"!انگار که در گفتگوی فعلیمان؛ دلیل قوی و خاموش کننده ای برایمان آورده ای؛ درحالی که مطلقا چیزی نیاورده ای،بلکه حتی یک دلیل قوی از آیات محکم و بینه کتاب نیاورده ای که نشانه این باشد که خداوند به باطل و اولیائش یاری می رساند،به راستی که تو بر اساس ظن مجادله می کنی و ظن و گمان کسی را از حق بی نیاز نمی کند.هیهات هیهات که تا آن نقطه را تمام نکرده و همگی به نتیجه ای نرسیم؛ از دست من خلاص نمی شوی تا به سراغ نکته دیگر بروی.

    ای حق جویان عالم؛ای انصار پیشگام برگزیده، چه کسی حقاً حجتش قویتر و مهیمن است؟ دکتر یا مهدی منتظر؟و اگر بر روی عقیده باطل خود اصرار ورزی و عقل و منطق و برهان قاطع علمی حقی را که مورد تأیید عقل و منطق است رد کرده و سرباز بزنی و تنها بخواهی از روایت باطل و دورغ پیروی کنی،؛به تو می گویم: مهدی منتظر سؤال بسیار ساده ای دارد؛ برای من و تمام انصار پیشگام برگزیده در مورد بیان حق این فرموده خداوند تعالی فتوا بده: {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم [الواقعة].

    {اگر فکر می کنید که محکوم نیستید-وحق باشماست-(۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}

    نکته مورد سؤال دقیقاً این است که مقصود خداوند ازاین کلام چیست: {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ}{اگر فکر می کنید که محکوم نیستید-وحق باشماست- }؟ آیا مسیح کذاب و اولیاء او هستند{{{{غَيْرَ مَدِينِينَ}}}}{{{ محکوم نیستید- }}}؟ بلکه مسیح کذاب به جای خداوند ادعای ربوبیت می کند و چون برای هر ادعایی برهانی لازم است:
    {تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾}
    صدق الله العظيم.
    {پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}


    ای کسانی که قاعده فرستاده شدن نشانه های خداوند را که در کتاب آمده است کاملا معکوس کرده اید؛از خدا بترسید.قسم به پروردگار عالمیان،که این قسم عالمانه مهدی منتظر است نه قسم یک کافر یا فاجر،اگر تمام علمای مسلمین و خطبای منابرو مفتیان کشورها جمع شوند تا تنه یک دلیل فقط و فقط و فقط از قرآن عظیم بیاورند که نشان دهد خداوند با نشانه های خود به دشمنانش یاری می رساند؛ قادر نخواهید بود چنین کنید؛حتی اگر به کمک و یاری یکدیگر بشتابید.بلکه درست عکس این را خواهید یافت که مبارزه طلبی مطلق پروردگار عالمیان است و خداوند تعالی می فرماید:

    {قُلْ إِنَّ رَ‌بِّي يَقْذِفُ بالحقِّ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿٤٨﴾قُلْ جَاءَ الحقِّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ ﴿٤٩﴾} [سبأ].

    {بگو: «پروردگار من حق را می‌افکند، که او دانای غیب ها است.» (۴۸)بگو: «حق آمد! و باطل نه نمی‌تواند آغازگر چیزی باشد و نه بازگرداننده آن}
    {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} [الواقعة].

    {اگر فکر می کنید که محکوم نیستید-وحق باشماست-(۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}

    {هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ بَلْ الظَّالِمُونَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ} [لقمان:11].

    {این آفرینش خداست؛ امّا به من نشان دهید معبودانی غیر او چه چیز را آفریده‌اند؟! ولی ظالمان در گمراهی آشکارند.}
    آیا ( دجال ) می تواند به آسمان فرمان دهد تا ببارد و زمین تا بروید؟ولی هیچ مثقال ذره ای در آسمان و زمین مطیع اوامر او نیست زیرا که او مثقال ذره ای در آسمانها و زمین نیافریده است و خداوند تعالی می فرماید :
    {قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِنْ شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ} صدق الله العظيم [سبأ: 22].

    {بگو: «کسانی را که غیر از خدا (معبود خود) می‌پندارید بخوانید! آنها به اندازه ذرّه‌ای در آسمانها و زمین مالک نیستند، و نه در آنها شریکند، و نه یاور او (در آفرینش) بودند.}
    زیرا که فرو فرستادن باران از آیات خداوند است که کسی جز او نمی تواند این آیات را بیاورد و خداوند تعالی می فرماید :
    {أَفَرَ‌أَيْتُمُ الْمَاءَ الَّذِي تَشْرَ‌بُونَ ﴿٦٨﴾ أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ ﴿٦٩﴾ لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْكُرُ‌ونَ ﴿٧٠﴾}
    صدق الله العظيم [الواقعة].

    {یا به آبی که می‌نوشید اندیشیده‌اید؟! (۶۸)آیا شما آن را از ابر نازل کرده‌اید یا ما نازل می‌کنیم؟! (۶۹)هرگاه بخواهیم، این آب گوارا را تلخ و شور قرار می‌دهیم؛ پس چرا شکر نمی‌کنید؟! (۷۰)}
    همچنین رویاندن گیاه از آیات خداوند است اگر خداوند بذرهایی را که در درون کشتزار می افکنید ، نمی رویانید یک بذر هم از آنچه در زمین می افکندید نمی رویاندید و بذرهای شما در میان خاک از دست می رفت وچیزی از آن نمی روئید و خداوند تعالی می فرماید :
    {أَفَرَ‌أَيْتُم مَّا تَحْرُ‌ثُونَ ﴿٦٣﴾ أَأَنتُمْ تَزْرَ‌عُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِ‌عُونَ ﴿٦٤﴾ لَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ ﴿٦٥﴾ إِنَّا لَمُغْرَ‌مُونَ ﴿٦٦﴾ بَلْ نَحْنُ مَحْرُ‌ومُونَ ﴿٦٧﴾}
    صدق الله العظيم [الواقعة].
    {آیا هیچ درباره آنچه کشت می‌کنید اندیشیده‌اید؟! (۶۳)آیا شما آن را می‌رویانید یا ما می‌رویانیم؟! (۶۴)هرگاه بخواهیم آن را مبدّل به کاه در هم کوبیده می‌کنیم که تعجّب کنید! (۶۵)(بگونه‌ای که بگویید براستی ما زیان کرده‌ایم، (۶۶)بلکه ما بکلّی محرومیم! (۶۷)}
    پس چگونه باطل آیات خداوند را که خدا آنها حقایق قران در واقعیت قرار داده است را می آورد ، هرگز نمی توانند . یا اینکه گمان می کنید که آیات خداوند در قران فقط در حد حرف است سُبحان الله العظيم! بلکه آن حقی است که درواقعیت حقیقی در خلقت خودتان و خلقت آسمانها و زمین و خلقت چهارپایانتان و خلقت آنچه از کشتزارتان می روید و در نوشیدنیهایتان و در خلقت هر جنبنده ای یا پرنده ای که با دو بالش پرواز می کند ، می یابید زیرا که او خالق همه چییز است . و خداوند با آیاتش دعوت باطل را تایید نمی کند و باطلی که به جای خداوند می خوانند نمی تواند حتی مگسی راهم خلق کند حتی اگر همه باطل باهم جمع شوند تصدیق فرموده خداوند :
    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ ۚ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ ۖوَإِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ۚ ضَعُفَ الطَّالِبُ ْوَالْمَطْلُوبُ}
    صدق الله العظيم [الحج: 73].
    {ای مردم! مثلی زده شده است، به آن گوش فرا دهید: کسانی را که غیر از خدا می‌خوانید، هرگز نمی‌توانند مگسی بیافرینند، هر چند برای این کار دست به دست هم دهند! و هرگاه مگس چیزی از آنها برباید، نمی‌توانند آن را باز پس گیرند! هم این طلب‌کنندگان ناتوانند، و هم آن مطلوبان }
    {هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ بَلْ الظَّالِمُونَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ} صدق الله العظيم [لقمان:11].
    {این آفرینش خداست؛ امّا به من نشان دهید معبودانی غیر او چه چیز را آفریده‌اند؟! ولی ظالمان در گمراهی آشکارند. }
    چگونه است که خداوند در آیات محکم کتابش فتوا می دهد که نشانه های خداوند فرستاده نمی شوندِ مگر برای بیم دادن -واتمام حجت- تا بندگان از حق پیروی نمایندِ،آیا
    آنها را برای مسیح کذاب ذخیره کرده است ؟ سُبحان الله العلي العظيم وتعالى علوّاً كبيراً!به فتوای خداوند درمورد قاعده فرستادن نشانه ها در فرموده خداوند تعالی بنگرید:
    {وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا}
    صدق الله العظيم [الإسراء: 59]

    {هیچ چیز مانع ما نبود که این معجزات را بفرستیم جز اینکه پیشینیان ، آن را تکذیب کردند؛ ما به (قوم) ثمود، ناقه دادیم؛ که روشنگر بود؛ اما بر آن ستم کردند. ما معجزات را فقط برای بیم دادن می‌فرستیم.}

    به قاعده و ناموس فرستاده شدن نشانه بنگرید: {وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا ما معجزات را فقط برای بیم دادن می‌فرستیم } صدق الله العظيم، یعنی برای بیم دادن مردم از پروردگارشان؛تا از حق پیروی نمایند، که اگر مردم نسبت به نشانه هایی که برای تقویت و تأیید دعوت حق فرستاده شده،کافرشوند،آن گاه خداوند بعد از تکذیب نشانه هایش؛ آنها را دچار عذاب شدیدی خواهد کرد و خداوند تعالی می فرماید: {وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا} صدق الله العظيم

    {ما به (قوم) ثمود، ناقه دادیم؛ که روشنگر بود؛ اما بر آن ستم کردند ما معجزات را فقط برای بیم دادن می‌فرستیم.}

    اما با توجه به اینکه علمای مسلمین؛باطل را پذیرفته و حق را تکذیب کردند و از کسانی پیروی نموده اند که قاعده فرستاده شدن نشانه ها را تغییر داده اند و گمان می کنند که خداوند با نشانه های خود هم به حق یاری می کند و هم به باطل ؛ وبرای همین به خاطر باور به این عقیده که خداوند با نشانه های خود به باطل کمک می رساند؛نسبت به تمام نشانه های خداوند کافر شده اند و برای همین به آنها بشارت عذاب روز بی مانند-یوم عقیم- را می دهم وتصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِن مِّن قَرْ‌يَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا ۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورً‌ا ﴿٥٨﴾وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْ‌سِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَن كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ۚ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَ‌ةً فَظَلَمُوا بِهَا ۚ وَمَا نُرْ‌سِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا ﴿٥٩﴾}
    صدق الله العظيم [الإسراء].

    {هیچ شهر و آبادی نیست مگر اینکه آن را پیش از روز قیامت هلاک می‌کنیم؛ یا به عذاب شدیدی گرفتارشان خواهیم ساخت؛ این، در کتاب مسطورثبت است. (۵۸) هیچ چیز مانع ما نبود که این معجزات را بفرستیم جز اینکه پیشینیان ، آن را تکذیب کردند؛ ما به (قوم) ثمود، ناقه دادیم؛ که روشنگر بود؛ اما بر آن ستم کردند. ما معجزات را فقط برای بیم دادن می‌فرستیم(59).}
    چگونه ممکن است خداوند فتوا دهد که با نشانه های تصدیق کننده،دعوت حق خود راتأیید می کند و شما هم شاهدید که خداوند با نشانه های خود انبیاء و رسولان خود را -که مردم را به سوی حق دعوت می کنند-تأیید و یاری کرده است و نشانه های حق خود را به خاطرتصدیق دعوت شان و آنچه که مردم را به سوی آن می خوانند -یعنی حق آمده از جانب خداوند سبحان-می فرستد که هر چه غیر آن است باطل است؛حال چگونه ممکن است با نشانه های خود دعوت باطل و غیر از خود را تصدیق نماید؟ به خداوندی که خدایی جز او نیست؛این افترا را انسان عاقل باور نمی کند؛ولی آنان که از عقل خود استفاده نمی کنند؛ آن را باور خواهند کرد ؛کسانی از چهارپایان هم گمراه ترند و خداوند تعالی می فرماید:
    {أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلاً} صدق الله العظيم [الفرقان:44].

    {آیا گمان می‌بری بیشتر آنان می‌شنوند یا می‌فهمند؟! آنان فقط همچون چهارپایانند، بلکه گمراهترند}
    ای امت اسلام،من امام مهدی منتظر حق خلیفه خداوند و پروردگار عالمیان هستم و اگر من منتخب خدا نباشم،همانند ابلیس،تا یوم الدین،لعنت خداوند بر من باد و یا بر کسی که برایش روشن شد ناصر محمد یمانی به حق سخن گفته و راه راست را نشان می دهد ولی غرور وتعصب او را به گناه کشاند و با باطل و ظنی که کسی را از حق بی نیاز نمی کند؛ به مجادله با حق برخاست ،و چه کسی او را از عذاب روز بی مانند-یوم عقیم- نجات خواهد داد؟
    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
    خليفة الله؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــــــــ




  8. مصدر المشاركة
    ( پاسخ امام به شیخ أحمد الهواري )..

    - 8 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    29 - 05 - 1431 هـ
    13 - 05 - 2010 مـ
    12: 12صباحاً
    ـــــــــــــــــ



    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله وخاتم النّبيين وآله الطيبين الطاهرين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..


    سلام خداوند بر تو برادر گرامی ابو بلال،دکتر احمد الهواری،خطیب و امام جامع البر و الاحسان درعمان پایتخت کشور اردن؛ چه مرد خوبی هستی ابو بلال ، اگر خداوند ترا به راه راست هدایت نماید و از حق آمده از پروردگارت پیروی کنی.علت تعریف ما از تو این است که تو اولین عالمی هستی که در دوران دعوت مهدی منتظر،جرأت کرده ای که نه با اسم مستعار که با اسم و نام خانوادگی و دولت و کشور و مسجدی که خطیب آن هستی،به گفتگو با مهدی منتظر بپردازی و برای همین امام مهدی از شیخ فاضل دکتر احمد هواری با کنیه أبو بلال تشکر می کند ؛او مرد نیکی است و چقدر من کسانی را که به دفاع از اسلام ومسلمین می پردازند و راه را بر گمراه کنندگان مسلمانان می بندند ، دوست دارم.به خداوند قسم که اگر علمای امت همانند تو عمل می کردند،در تمام دوران ها کسی نمی توانست احدی از مسلمانان را گمراه نماید.اما با کمال تأسف؛آنان از گفتگو با گمراه کنندگان می گریزند و اگر از علما سؤال کنی چرا با "مرزی" یا "اللحیدی" و یا امثال آنها گفتگو نمی کنید؟علما در جوابت خواهند گفت:ما نمی خواهیم باعث شهرتشان شویم برای همین با ایشان گفتگو نمی کنیم. ولی امام مهدی ناصر محمد یمانی به شما می گوید:ای علمای امت؛این خطای بزرگی ازجانب شماست که به بهانه مشهور نکردن گمراه کنندگان؛از گفتگو با آنان می گریزید و در اشتباهید؛بلکه حق این است که آنها را به مسلمانان معرفی کنید تا مردم بدانند آنان در گمراهی آشکار هستند و با برهان های قوی علمی دربرابر عالم و جاهل،آنها را وادار کنید که خاموش شوند تا وقتی آنها را وادرا به سکوت کردید؛احدی از مسلمانان از ایشان پیروی نکند و کسانی هم که در ابتدا از آنان پیروی کرده اند؛از تبعیت شان بازگردند و دریابند که این فرد؛آشکارا گمراه است؛چون علمای امت با دلایل علمی قوی از آیات محکم کتاب خدا او را خاموش ساخته اند و او نتوانسته درجریان گفتگو دربرابر شان حجت بیاورد؛ بلکه حجت باطلش با برهان های علمی قوی از آیات محکم کتاب درهم کوبیده شود تا انصارش دریابند او آشکارا در گمراهی است و از پیروی از او دست بردارند؛ای علمای امت؛ایا این منطقی نیست؟اما با کمال تأسف؛فرار شما از گفتگو با گمراه کنندگان؛با حجت جلوگیری از مشهورشدن شان ،باعث شده تا آنها را آزاد بگذارید تا مسلمانان را گمراه سازند و پیروانشان به پیروی خود ادامه دهند؛ به پیروان خود امر کنند که مسلمانان را بکشند؛ و آنها را برای ریختن خون مسلمانان،قانع کنند..وای علمای مسلمین، این نتیجه -تصمیم- شماست. چقدر این حجت شما حجت بدی است که می گویید ما با آنها گفتگو نمی کنیم تا مشهورشان نکنیم؛و بخاطر همین رهایشان کرده اید که مسلمانان را گمراه سازند و لذا فرقه هایی از مسلمانان بوجود آمده اند که مانند تیر رها شده از کمانند و با وجود اینکه حتی ریختن خون کافرانی که به جنگ دین نیامده اند بر ایشان حرام است،آنها خون مسلمان را بر زمین می ریزند،چگونه ممکن است خداوند کشتن مسلمان را حلال کرده باشد؟


    و برای همین امام مهدی از جناب شیخ گرامی احمد الهواری ابوبلال تشکر می کند که برای دفاع از حدود دین و جلوگیری از گمراه شدن مسلمانان به دست امام ناصر محمد یمانی-درصورتی که اشکارا گمراه باشد- به سوی گفتگو با مهدی منتظر ناصر محمد یمانی شتافته است؛به ابو بلال خوش آمد گفته و به گرمی ازایشان استقبال می کنیم و به انصار توصیه می کنیم با ایشان به نیکی رفتار کرده و به تمام کلمه به ایشان احترام بگذارند؛ایشان میهمان میز گفتگوی ما هستند و بسیار عزیز و مکرمند؛چون برای دفاع از اسلام و مسلمانان و دفاع از حدود دین؛آمده است تا با ناصر محمد یمانی گفتگو نماید،او مانند بسیاری از علمای مسلمین عمل نکرده و با اسم مستعار با مهدی منتظر، گفتگو نمی کند؛بلکه نام ایشان واقعی است و درمورد اسم وعنوانش راست می گوید.برای همین نیز امام مهدی ناصر محمد یمانی برای این مرد احترام قائل است و بر انصار پیشگام برگزیده واجب می کند که به ایشان احترام بگذارند ورعایت این احترام از جانب امام حق پروردگارشان؛بر آنان واجب است.



    شیخ فاضل ابوبلال ، تو را چیزی کم نیست جز استفاده از عقلی که خداوند به تو عطا نموده است،عزیز من،غرور و تعصب تو را به گناه نکشاند ، اگر برایت روشن گردید که ناصر محمد یمانی از مهدیونی نیست که در هر عهد و زمانی گرفتار مس جنون آورشیطان شده ومدعی می شوند مهدی منتظرند و مردم را گمراه کرده و از ذکر پیروی نمی کنند،نیست. اما خداوند واحد قهار و تمام انصارپیشگام برگزیده د رعصر"گفتگو قبل از ظهور" را به شهادت می گیرم و شاهد بودن خداوند کافی است که من مهدی منتظر؛ بزرگ ترین خلیفه خدا در کتاب ذکر او هستم و به مردم هشدار می دهم که وارد دوران نشانه های بزرگ ساعت شده اند از جمله نشانه ها برانگیخته شدن مهدی منتظر و رسیدن خورشید به ماه(ادراک) و نزدیک شدن سیاره دهم سیاره آتش و سقراست که هر از چند گاهی به سراغ بشر می آید.

    ای جماعت مردمان، پیش از آن که به خاطرعبور سیاره ای که به نام سیاره دهم نامیده می شود؛شب از روز پیشی گیرد؛به سوی خداوند واحد قهار بگریزید؛به سوی خداوند توبه کرده و با انابه به او رو نمایید و از ذکر که بعد از ابلاغ ازتحریف محفوظ نگه داشته شد تا حجت خداوند بر بشراست؛پیروی کنید. خداوند سبحان این کتاب را به عبث و بیهوده؛از تحریف محفوظ نگه داشته نشده است؛بلکه حبل و ریسمانی است که از آسمان به زمین کشیده شده و هرکس به آن بیاویزد؛به راه راست-صراط مستقیم- هدایت شده است.تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا} صدق الله العظيم [آل عمران:103].
    {و همگان دست در ريسمان خدا زنيد و پراكنده مشويد}
    ون این ریسمان الهی است که از آسمان تا زمین امتدا یافته است.تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْ‌هَانٌ مِّن رَّ‌بِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورً‌ا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَ‌حْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَ‌اطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾}
    صدق الله العظيم [النساء].
    { اى مردم، از جانب پروردگارتان بر شما حجتى آمد و براى شما نورى آشكار نازل كرده‌ايم. (۱۷۴)اما آنان را كه به خدا ايمان آورده‌اند و به او توسل جسته‌اند به آستان فضل و رحمت خويش درآورد و به راهى راست هدايت كند. (۱۷۵) }
    و حدیثی از سنت بیان نیز این را تصدیق می کند، محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم،فرمود:
    [كتاب الله سبب طرفه بيد الله وطرفه بأيديكم فتمسكوا به لن تزلوا ولا تضلوا، والأصغر سُنتي وإنهما لا يفترقان]
    [ کتاب خداوند طنابی است که یک سمت آن در دست خداوند و سمت دیگر آن در دستان شماست ؛به آن پای بند باسید تا سقوط نکرده وگمراه نشوید،سنت من از آن کوچک تر است و براستی که این دو با هم هستند و جدا نمی شوند ]صدق محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.
    و معنی این فرموده که سنت کوچک تر است این است که قرآن بزرگ تر و میهمن بر سنت بیانی است که از تحریف محفوظ نیست؛و معنی این سخن ایشان که "لا یفترقان" این است که در هیچ چیز با هم اختلافی ندارند،و کتاب خداوند و سنت حق رسولش؛نور علی نورند. سزاوار نیست که احادیث سنت بیان با آیات محکم قرآن عظیم اختلاف داشته باشند و هرآنچه که مخالف آیات محکم قرآن باشد،حدیث دروغی است که از جانب شیطان بر زبان اولیائش جاری شده که تظاهر به ایمان کرده و کفر خود را برای دور کردن مسلمانان از عقاید حقی که خداوند در آیات محکم قرآن عظیم نازل کرده است؛پنهان می کنند ومحمدٌ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - فتوا نداده است که خداوند وعده حفظ سنت بیان از تحریف را به شما داده باشد و محمدٌ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - فرمود:

    [إِنَّ جِبْرِيلَ عَلَيْهِ السَّلامُ أَتَانِي ، فَقَالَ: إِنَّهُا سَتَكُونُ فِي أُمَّتِي فِتْنَةٌ ! فَقُلْتُ: فَمَا الْمَخْرَجُ مِنْهَا يَا جِبْرِيلُ ؟ فَقَالَ: كِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ، فِيهِ نَبَأُ مَا قَبْلَكُمْ، وَخَبَرُ مَا بَعْدَكُمْ، وَحُكْمُ مَا بَيْنَكُمْ، مَنْ وَلِيَ هَذَا الأَمْرَ مِنْ جَبَّارٍ فَيَقْضِي بِغَيْرِهِ يَقْصِمُهُ اللَّهُ، وَمَنْ يَبْتَغِي الْهُدَى فِي غَيْرِهِ يُضِلُّهُ اللَّهُ]


    [جبریل علیه السلام نزد من آمد و گفت در امت من فتنه ای خواهد بود!به او گفتم ای جبریل؛راه خروج از آن چیست؟گفت:كتاب خداوند،خبر پيشينيان شما، خبر پسينيان شما وداوري درميان شماست هرکس از این امرخداوند جبار روگرداند و به چیزی دیگر روکرد؛خداوند او را در هم می شکند وهرکس هدایت را درغیر آن جست؛خداوند او را گمراه می کند]صدق محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.


    در سندی دیگر از محمد رسول الله نقل شده است که: [وأخرج ابن أبي شيبة والدارمي والترمذي ومحمد بن نصر وابن الأنباري في المصاحف عن الحارث الأعور قال: دخلت المسجد فإذا الناس قد وقعوا في الأحاديث فأتيت علياً فأخبرته فقال: أو قد فعلوها ؟ سمعت رسول الله يقول: " إنها ستكون فتنة قلت: فما المخرج منها يا رسول الله ؟ قال: كتاب الله فيه نبأ من قبلكم وخبر من بعدكم وحكم ما بينكم هو الفصل ليس بالهزل من تركه من جبار قصمه الله ومن ابتغى الهدى في غيره أضله الله وهو حبل الله المتين وهو الذكر الحكيم وهو الصراط المستقيم هو الذي لا تزيغ به الأهواء ولا تشبع منه العلماء ولا تلتبس منه الألسن ولا يخلق من الرد ولا تنقضي عجائبه هو الذي لم تنته الجن إذ سمعته حتى قالوا: إنا سمعنا قرآناً عجباً يهدي إلى الرشد من قال به صدق ومن حكم به عدل ومن عمل به أجر ومن دعا إليه هدي إلى صراط مستقيم"]

    [ ترجمه حدیث:از ابن أبي شيبة والدارمي والترمذي ومحمد بن نصر وابن الأنباري در المصاحف ازالحارث الأعور نقل شده كه مي گويد وارد مسجد شدم ديدم مردم در احاديث جدل مي كردند سراغ علي رفتم و خبر را به او رساندم گفت واقعا اين كار را كردند ؟ شنيدم كه رسول الله مي گفت :بي گمان فتنه اي در پيش است "گفتم : يا رسول الله ! پس راه بيرون رفت از آن فتنه چيست ؟ فرمودند: كتاب خداي تبارك و تعالي است ؛ در قرآن خبر پيشينيان شما، خبر پسينيان شما و داوري در ميان شماست ، قرآن سخني است قاطع و فيصله دهنده كه شوخي و بازيچه نيست. هر كس آن را از سر گردنكشي و استكبار فرو گذارد، خداوند كمر او را مي شكند و هركس هدايت را در غير آن طلب كند، خداوند او را گمراه مي كند. قرآن ريسمان مستحكم خداوند و نور مبين او و ذكر حكيم و صراط مستقيم است . قرآن است كه هواها با آن به كجي و انحراف نمي گرايند، زبانها بدان التباس و ابهام پيدا نمي كنند، ، علما از آن سير نمي شوند، و با وجود بسياري تكرار كهنه نمي شود وعجايب و شگفتي هاي آن به پايان نمي آيد وقرآن است كه چون جنيان آن را شنيدند، بي درنگ گفتند: {ما قرآن عجيبي را شنيديم که به سوي رشد راه مي نمايد} هر كس به قرآن سخن گفت راست گفت و هر کس به آن عمل نمود پاداش گرفت و هر کس با آن حکم کرد ؛ حکم عادلانه داد و هر كس به سوي قرآن دعوت كرد، به سوي راه راست هدايت شد] صدق محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.


    آیا نمی بینید که قرآن و سنت، نورعلی نورند و نباید از هم جدا شده و باهم ديگر مختلف باشند؟ و محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - از روی هوی ( گمان ) سخن نمی گوید و سنت بیان نیز از جانب خداوند رحمن است،و سزاوار خداوند رحمن نیست که با خودش در تناقض باشد سبحانه و تعالی علواً کبیرا!وبرای همین خداوند علی العظیم در آیات محکم قرآن عظیم به شما امر می کند ، ؛که درآیات محکم قرآن تدبر کنید و احادیث سنت بیان را به قرآن عرضه نمایید،نظر به اینکه وعده ای برای حفظ سنت بیان از تحریف به شما داده نشده است. خداوند به حق میان شما چنین حکم داده است که آنچه که مخالف آیات محکم قرآن عظیم باشد،آن حدیث نبوی از احادیث نبوی نیست،بلکه از احادیثی است که نبی آنها را بیان ننموده و از جانب خداوند نیست؛ شیطان رجیم آن را عنوان کرده تا شما را از صراط مستقیم دور کند. خداوند تعالی می فرماید:
    مَّن يُطِعِ الرَّ‌سُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّـهَ ۖ وَمَن تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْ‌سَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ﴿٨٠﴾ وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ‌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَ‌دُّوهُ إِلَى الرَّ‌سُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ‌ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    {کسی که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده؛ و کسی که سرباز زند، تو را نگهبان او نفرستادیم (80)و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(81)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا مسلمانان در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(82) و هنگامی که (کلامی) از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می گویند و اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند قطعا از ميان آنان كسانى‏ اند كه [مى‏ توانند درست و نادرست] آن را دريابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندكى از شيطان پيروى مى‏ كرديد(83)}

    شیخ فاضل و محترم،خداوند ترا به صراط مستقیم خود هدایت نماید؛بخشی از سخنانت را نقل می کنیم:
    تمام اعمال خارق العاده ای که انجام می دهد،برای او و بندگان زنده و مرده؛ فتنه است ونزول باران و تمام این موارد از شمول نزول نشانه ها خارج می شوند،چون به اذن خداوند رخ می دهند.

    و این سخنت: "{وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا} صدق الله العظيم، به قاعده فرستاده شدن آیات نظر کنید. {وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا} صدق الله العظيم یعنی برای بیم دادن مردم از سوی پروردگار تا از حق پیروی نمایند" در جواب می گویم که دجال هم از نشانه های خداوند است برای بیم دادن اولیائش ؛بلکه این فتنه از ناقه و مانند آن نیز شدیدتر است
    پایان نقل قول

    امام مهدی منتظر در پاسخ به شما می گوید،عزیز من خداوند من و تو و تمام مسلمین را ببخشاید، چرا کلام خداوند را از موضع خود تحریف می کنید؟ چگونه فتوا داده و می گویی:
    می گویم که دجال هم از نشانه های خداوند است برای بیم دادن اولیائش ؛بلکه این فتنه از ناقه و مانند آن نیز شدیدتر است
    پایان نقل قول

    سبحان الله،آیا خداوند اولیاء خود را با نشانه های خود بیم می دهد تا از باطل پیروی نمایند؟سبحان ربی و تعالی علوا کبیرا!!ای مرد،امام مهدی جرأت نمی کند مانند تو،ندانسته و بدون یقین چیزی به خداوند نسبت دهد.برادر گرامی؛این آیات از آیه های محکم و بینه خداوند و از آیه های بنیادی کتاب-ام الکتاب- هستند .این آیه ها فتوای خداوند به انس و جن است که علت امتناع او از فرستادن نشانه ها این است که پیشینیان آن ها را تکذیب کرده اند و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا}
    صدق الله العظيم [الإسراء:59].
    {ما را از نزول معجزات باز نداشت، مگر اينكه پيشينيان تكذيبش مى‌كردند. به قوم ثمود به عنوان معجزه‌اى روشنگر ماده‌شتر(ناقه) را داديم. بر آن ستم كردند. و ما اين معجزات را جز براى ترسانيدن و بیم دادن نمى‌فرستيم} .

    و خداوند قاعده حقی که برای فرستادن نشانه ها معین فرموده را به شما آموخته است؛این ناموس و قاعده را در آیات محکم خود آورده است که: {وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا} صدق الله العظيم، {و ما اين معجزات را جز براى ترسانيدن و بیم دادن نمى‌فرستيم}. ای خردمندان؛ مقصود خداوند از این فرموده دقیقا چیست: {وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا} صدق الله العظيم، {و ما اين معجزات را جز براى ترسانيدن و بیم دادن نمى‌فرستيم}.؟ و مقصود از بیم دادن این است که از خدای خود بترسید و از حق آمده از جانب پروردگارتان پیروی نمایید؛چرا که اگر بعد از وقوع نشانه؛آن را تکذیب کنند؛حتماً بعد از تکذیب نشانه اش عذاب خداوند گریبانشان را خواهد گرفت و خداوند تعالی می فرماید:
    {فَقَالَ لَهُمْ رَ‌سُولُ اللَّـهِ نَاقَةَ اللَّـهِ وَسُقْيَاهَا ﴿١٣﴾ فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُ‌وهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ ربّهم بِذَنبِهِمْ فَسَوَّاهَا ﴿١٤﴾ وَلَا يَخَافُ عُقْبَاهَا ﴿١٥﴾}
    صدق الله العظيم [الشمس].


    { پيامبر خدا به آنها گفت كه ماده‌شتر(ناقه) خدا را با آبشخورش واگذاريد. (۱۳) تكذيبش كردند و شتر را پى كردند. پس پروردگارشان به سبب گناهشان بر سرشان عذاب آورد و با خاك يكسان ساخت. (۱۴)} .

    انگار می بینم که شیخ فاضل می خواهد با این سخن خداوند تعالی دلیل بیاورد که:

    {إِنَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ} صدق الله العظيم [القمر: 27].
    { ما «ناقه» را برای آزمایش و فتنه آنها می‌فرستیم؛ در انتظار پایان کار آنان باش و صبر کن} وانگار می خواهی با این آیه استدلال آورده و بگویی که فرستادن نشانه ها؛ برای امتحان و فتنه است، پس امام مهدی با بیان حق فرموده خداوند تعالی پاسخت را می دهد:
    {إِنَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ}
    صدق الله العظيم [القمر: 27].
    { ما «ناقه» را برای آزمایش و فتنه آنها می‌فرستیم؛ در انتظار پایان کار آنان باش و صبر کن}
    و این بدان علت است که خداوند می خواهد از زبان رسولش به آنها هشدار دهد که به آن آسیبی نرسانند که اگرچنین کنند گرفتارعذاب بزرگی خواهند شد و برای همین خداوند تعالی می فرماید:
    { فِتْنَةً لَهُمْ } یعنی آنها درنهایت عناد ورزیده و به آن آسیب می رسانند و با امرپرورد گارشان مخالفت خواهند کرد و خداوند تعالی می فرماید:

    {وَإِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا ۗ قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّـهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـٰهٍ غَيْرُ‌هُ ۖ قَدْ جَاءَتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّ‌بِّكُمْ ۖ هَـٰذِهِ نَاقَةُ اللَّـهِ لَكُمْ آيَةً ۖ فَذَرُ‌وهَا تَأْكُلْ فِي أَرْ‌ضِ اللَّـهِ ۖ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿٧٣﴾وَاذْكُرُ‌وا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِن بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْ‌ضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُورً‌ا وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتًا ۖ فَاذْكُرُ‌وا آلَاءَ اللَّـهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْ‌ضِ مُفْسِدِينَ ﴿٧٤﴾ قَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُ‌وا مِن قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صَالِحًا مُّرْ‌سَلٌ من ربِّه ۚ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْ‌سِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ ﴿٧٥﴾ قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُ‌وا إِنَّا بِالَّذِي آمَنتُم بِهِ كَافِرُ‌ونَ ﴿٧٦﴾ فَعَقَرُ‌وا النَّاقَةَ وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ‌ ربّهم وَقَالُوا يَا صَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿٧٧﴾ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّ‌جْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِ‌هِمْ جَاثِمِينَ ﴿٧٨﴾ فَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِ‌سَالَةَ رَ‌بِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ ﴿٧٩﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
    { و به سوی (قوم) ثمود، برادرشان صالح را فرستادیم گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید، که جز او، معبودی برای شما نیست! دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده: این «ناقه» الهی برای شما معجزه‌ای است؛ او را به حال خود واگذارید که در زمین خدا بخورد! و آن را آزار نرسانید، که عذاب دردناکی شما را خواهد گرفت! (۷۳)و به خاطر بیاورید که شما را جانشینان قوم «عاد» قرار داد، و در زمین مستقر ساخت، که در دشتهایش، قصرها برای خود بنا می‌کنید؛ و در کوه‌ها، برای خود خانه‌ها می تراشید! بنابر این، نعمتهای خدا را متذکر شوید! و در زمین، به فساد نکوشید!» (۷۴) اشراف متکبر قوم او، به مستضعفانی که ایمان آورده بودند، گفتند: «آیا شما یقین دارید که صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟!» آنها گفتند: «ما به آنچه او بدان مأموریت یافته، ایمان آورده‌ایم.» (۷۵) متکبران گفتند: ما به آنچه شما به آن ایمان آورده‌اید، کافریم!» (۷۶) سپس «ناقه» را پی کردند، و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند؛ و گفتند: «ای صالح! اگر تو از فرستادگان (خدا) هستی، آنچه ما را با آن تهدید می‌کنی، بیاور!» (۷۷) سرانجام زمین لرزه آنها را فرا گرفت؛ و صبحگاهان، جسم بی‌جانشان در خانه‌هاشان باقی مانده بود. (۷۸) از آنها روی برتافت؛ و گفت: «ای قوم! من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ کردم، و شرط خیرخواهی را انجام دادم، ولی شما خیرخواهان را دوست ندارید!» (۷۹)} .

    عزیز من مقصود از فتنه این است؛ و برایتان روشن شد که همانا فرستادن نشانه های خداوند برای تصدیق دعوت حق پروردگارشان است تا از خداوند بترسند و به دعوت حق پروردگارشان پاسخ دهند؛ وبه راستی که خداوند نشانه های تصدیق کننده را برای تأیید دعوت حق می فرستد تا-مردم- خداوند یکتا را عبادت کرده و شریکی برای او قائل نشوند و برای همین نبی خداوند صالح می گوید:
    {قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً}
    صدق الله العظيم
    {گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید، که جز او، معبودی برای شما نیست! دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده: این «ناقه» الهی برای شما معجزه‌ای است}
    ولی شما قاعده ی قانون فرستادن از جانب خداوند را تغییر داده اید:


    {وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا} صدق الله العظيم [الإسراء:59].
    {ما را از نزول معجزات باز نداشت، مگر اينكه پيشينيان تكذيبش مى‌كردند. به قوم ثمود به عنوان معجزه‌اى روشنگر ماده‌شتر(ناقه) را داديم. بر آن ستم كردند. و ما اين معجزات را جز براى ترسانيدن و بیم دادن نمى‌فرستيم} .


    عزیز من از خدا بترس، و مي دانم که می خواهی مرا از این موضع دور کنی ،چون نمی توانی در این مورد دربرابر ناصر محمد یمانی برهانی بیاوری؛ لذا می خواهی با مطرح کردن سؤالی دیگر او را از این موضوع منصرف کنی.ولی برادر گرامی با عرض معذرت تا زمانی که اعتراف نکنی در این مورد؛حجت و برهان علمی امام ناصر محمد یمانی قوی تر است؛از این موضوع خارج نمی شویم، من قصد ندارم تو را درتنگنا بگذاریم؛اما آیا این تنگنا برایت راحت تر از این نیست که خداوند ترا درآتش بيفكند چرا که بعد از اقامه حجت حق بر تو؛از آن اعراض کرده ای ؟بلکه می بینم می گویی:آیا بیانی بعد از بیان تو نیست؟ و فتوا می دهی که در پاسخ بیان ناصر محمد یمانی؛توضیحات مفصلی آورده ای؛پس در جواب می گویم شیخ فاضل ابوبلال؛تفاصیل تو از نزد خودت است و با ظن سخن می گویی و ظن و گمان کسی را از حق بی نیاز نمی کند،اما تفصیل ناصر محمد یمانی مستقیم از جانب خداوند رحمن است که از آیات محکم قرآن و دقیقا در باره همان موضوع آمده است و با قیاس نیست...مثل حجت تو نیست که طولانی شدن عمر شیطان تا فرا رسیدن رستاخیز اول را مثال آورده و آن را معجزه ای می دانی که شیطان آورده است. ای مرد تمام ملائکه خداوند رحمن نیز نمی میرند مگر زمانی که خداوند پایان همه چیز را اعلان نماید.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلا وَجْهَهُ}
    صدق الله العظيم [القصص: 88].
    {همه چیز جز ذات او فانی می‌شود}
    آیا بعد از ح
    ق؛ جز گمراهی چیزی هست؟ خداوند به تو برکت دهد؛ عزیز من از خدا بترس ؛ما درمسابقه فوتبال نیستیم که تو ببری یا من ببرم!بلکه این امر و خبری بزرگ است،تو با مهدی منتظر گفتگو و جدال مي كني؛او که از جانب خداوند برانگیخته شده تا با قرآن عظیم مردم را از ظلمات به سوی نور برده و آنها را به مسیر ومنهاج اولیه نبوت بازگرداند؛همان گونه عمل نماید که محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم عمل نمود.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {الر كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ ربّهم إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ} صدق الله العظيم [إبراهيم:1].
    {الر، کتابی است که بر تو نازل کردیم، تا مردم را از تاریکیها به سوی روشنایی بفرمان پروردگارشان در آوری، بسوی راه خداوند عزیز و حمید} .

    هم چنین خداوند امام مهدی را برنیانگیخته است تا از کتاب بحار الأنوار شیعیان و یا کتاب البخاری و مسلم اهل سنت،برای مردم حجت بیاورد؛بلکه کتاب خداوند قرآن عظیم که شیعیان سنیان آن را مهجور کرده و و وزن و احترام و قداستی برای آن قائل نشده اند،حجت اوست.ممکن است عزیز من بوبلال بخواهد بگوید:"صبرکن صبرکن ناصر محمد یمانی؛ بناحق به ما افترا نزن؛ ما از علمای امت هستیم و کتاب خداوند را محترم شمرده و برایش تقدس قائلیم و برایس وزن بزرگي قائلیم"پس امام ناصر محمد یمانی در پاسخت می گوید: اگر چنین است؛پس چرادر برابر کتاب خداوند تکبر ورزیده و احادیث نبوی را همانند ناصر محمد یمانی ،به قرآن عرضه نمی کنید، اگر راست می گویید چرا آنچه را که با آیات محکم کتاب خدا مخالف است را پشت سرتان نمی اندازید؟


    برادرگرامي ، از آنجا که شما اولین عالم از علمای امت اسلام هستی که جرأت کرده ای با اسم واقعی و نه با اسم مستعار؛با مهدی منتظر گفتگو کنی؛امیدوارم خداوند برانگیخته شدن امام مهدی را عامل بشارت از سوی خود برایت قرار دهد نه حسرت.به خداوند قسم،کسانی که خداوند آنها را در عصر"گفتگوی قبل از ظهور"از امر امام مهدی آگاه می سازد، ولی از او پیروی نمی کنند،حسرت و ندامت بزرگی بر آنهاست؛امیدوارم خداوند به حق "لا إله إلا هو" و به حق رحمتی که برخود فرض نموده و به حق بزرگی نعیم رضوان نفسش؛برانگیخته شدن امام مهدی را عامل حسرتی برای مسلمانان قرار ندهد و ابو بلال و تمام علمای دین و مسلمانان را هدایت نماید تا از حق آمده از سوی پروردگارشان پیروی نمایند؛ای مردم به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم؛؛من به شما دروغ نگفته ام و امام مهدی خلیفه برگزیده خداوندم و شما را در انتخاب خلیفه خداوند به جای او اختیاری نیست که خداوند منزه از این است که درحکمش شریکی داشته باشد.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ}
    صدق الله العظيم [القصص: 68].
    {پروردگار تو هر چه بخواهد می‌آفریند، و هر چه بخواهد برمی‌گزیند؛ آنان اختیاری ندارند؛ منزه است خداوند، و برتر است از همتایانی که برای او قائل می‌شوند!}
    عزیز من امر( خبر ) ما به شما اطلاع داده شد که کسی در شبکه جهانی اینترنت هست به نام ناصر محمد یمانی که می گوید مهدی منتظر است و از تمام علمای امت برای گفتگو دعوت کرده است. به محض اینکه به شما خبر داده شد نامش ناصر محمد یمانی است؛گفتی:"هیهات هیهات؛اسم مهدی منتظر محمد بن عبدالله است و برای همین؛این فرد دورغ گویی گشتاخ است نه مهدی منتظر"سپس ابوبلال خطیب منبر برای گفتگو با کسی شتافت که به زعم خود مهدی منتظرناصر محمد یمانی است و بر سر میز گفتگو حاضر شد و انتظار داشت که بیشتر از مدت کوتاهی بر سر میز نماند و با برهان قوی علمی ناصر محمد یمانی را خاموش خواهد کرد تا برای انصارش ثابت شود او دروغ گویی گستاخ است نه مهدی منتظر.اما ابوبلال علمی را در نزد ناصر محمد یمانی یافت که انتظارش را نداشت. گفتگو از یک موضوع شروع شد و لی هم چنان درهمان موضوع متوقف است وآرزو دارد از آن خارج شود و به سراغ مطلبی دیگر برود؛چون ناصر محمد یمانی در برابر ایشان حجت حق آورده است و ایمان و ثبات انصار او بیشتر شده وبه یقین دانسته اند که ناصر محمد یمانی به حق مهدی منتظر است مگر آن که ابو بلال بتواند تنها یک برهان محکم وقوی از آیات محکم و بینه کتاب بیاورد که نشان دهد خداوند نشانه های خود را برای تصدیق حق و باطل-هردو- نازل می کند.


    شاید ابوبلال بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید:" صبرکن ما نگفتیم خداوند ایات خود را برای تصدیق باطل فرو می فرستد؛بلکه این فتنه آنهاست تا آن ها را در برابر حق آزمایش کند" امام ناصر محمد یمانی درپاسخ می گوید: شیخ فاضل،آیا می دانی مقصود خداوند از نشانه های الهی چیست؟ جز این نیست که این نشانه ها؛برهان این است که خدایی جز خداوند نیست و شریکی ندارد؛حال چگونه با نشانه هایش که برهان الوهیت اوست؛به دشمن باطل خود یاری می کند؟آیا عقل و منطق این را می پذیرد؟ از آنجا که عقل و منطق این را نمی پذیرد، لذا حتی یک برهان در این باره نمی توانید در ایات محکم کتاب بیابید و اگر تنها یک برهان از ایات محکم کتاب بیاوری که خداوند با نشانه های دال بر وحدانیت خود به کسانی که غیر از اوادعای خدایی می کنند؛یاری می رساند،اگر چنین کنی که نمی توانی بکنی،آن گاه مهدی منتظر ناصر محمد یمانی دروغگوی گستاخی خواهد بود؛ای جماعت انصار پیشگام برگزیده و ای بازديد کنندگان از میز گفتگو از کشورهای مختلف؛همگی شاهد باشید.

    شیخ فاضل؛خطیب منبر؛ما مجدد حضورشما بر سرمیز گفتگوی جهانی مهدی منتظر گرامی میداریم؛ میزی که برای گفتگوی آزاد دینی و هدایت مسلمانان و تمام مردم به صراط مستقیم برقرار شده است. حجت مهدی منتظر،همان حجت جدم است؛حجتی که خداوند آن را برهان قوی علمی حق خود بر عالمیان قرار داده است و لذا خداوند تعالی می فرماید:

    {فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ} صدق الله العظيم [آل عمران:61].
    {هرگاه بعد از علم و دانشی که به تو رسیده، کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.}


    برادر کریم؛ دانشی را که داری بیان کن و حقوق کسانی که به صف انصار نپیوسته اند در نزد ما محفوظ است،ولی درمورد انصار من حق دارم درصورتی که در بیانات انصار چیزی برخلاف امر مان دیدم، در آن دخل و تصرف کنم تا به دیگران دستاویزی ندهیم که تصور کنند ؛آن مطلب از ناصر محمد یمانی است.به پایگاه مبارک ما خوش آمدی؛گفتگو در این مورد را ادامه می دهیم،چرا که یکی از مهم ترین عقاید دینی و از پایه های اساسی ایمان به کلمه توحیدی"
    لا إله إلا الله وحده لا شريك له" است. کسی که غیر از خدا ادعای ربوبیت کیهان و مخلوقات را می کند؛ باید برهانی برای ادعای خود داشته باشد؛و اگر خدا باشد باید اگر راست می گوید؛مرده را زنده کند!از آنجا که ادعای غیرخدا؛ باطل است؛اگر محکوم نیست و خود را محق می داند؛ برای ادعایش دلیل بیاورد؛و اگر راست می گوید روح یک جسد را بعد از مرگ بازگرداند.


    برادر کریم؛ من از ناصحان هستم؛ سخن گفتن با ظن درباره خداوند را کنار بگذار،به حرف های خود در مورد خدا و نشانه های عمومی و خصوصی نگاهی کن؛ پروردگار من منزه است از اینکه نشانه هایی که دلالت بر خدایی خداوند و نبودن معبودی غیر او دارند؛ به مسیح کذاب اختصاص دهد! به خداوندی که خدایی جز او نیست؛حتی یک برهان قوی از آیات محکم کتاب خداوند برای مان نیاوردی،همانا که به دلایل و حجت های واهی تمسک جسته ای که مانند تارهای عنکبوتند و سست ترین خانه ها خانه عنکبوت است؛ ما هم چنان شما را نصیحت کرده و می گوییم:خدا را شاکر باش که مقدر شده در دوران مهدی منتظر زندگی کنی و از دعوت او در دوران"گفتگو قبل از ظهور"باخیر شوی و اگر سرباز زنی تا از آنچه که مخالف آیات محکم کتاب خداوند است پیروی نمایی؛ به خداوند بزرگ و پروردگار آسمان ها و زمین و آنچه بین انهاست و به پروردگار عرش عظیم که استخوان های پوسیده و پراکنده را زنده می کند قسم که هر کس به آن چه که مخالف ایات محکم قرآن عظیم پای بند باشد؛ به حبل شیطان رجیم آویخته و خانه ای مانند خانه عنکبوت را برگزیده و سست ترین خانه؛خانه عنکبوت است.ایا فکر می کنی اگر به تاری از تارهای خانه عنکبوت بیاویزی؛این مانع از سقوطت خواهد شد؟ هر کس از حق منحرف شد، سقوط کرد و هرکس سقوط کرد در آتش فرو افتاد که جایگاه بسیار بدی است.

    برادر کریم؛ درباره این موضوع ،تصمیم نهایی خود را بگیر؛آیا برایت روشن شد که فرستادن آیات الهی که دلالت بر وحدانیت خداوند دارند؛تنها برای یاری رساندن به انبیاء و رسولانی است که مردم را به سوی کلمه توحیدی " لا إله إلا الله وحده لا شريك له"دعوت می کنند و برای همین نیز خداوند با آیات و نشانه هایی که دال بر الوهیت اوست آنها را یاری می نماید که خداوند منزه و بسی والا و برتر است.سبحان الله ؛چگونه حق و باطل را یکسان قرار می دهید برای مثال این که می گویی خداوند با نشانه های الوهیت خود را هم برای مسیح عیسی بن مریم می فرستد و هم برای مسیح کذاب، سبحان الله که تفاوت این دو مانند فرق بین تاریکی و نور است . جدال ما بر سر "به اذن خداوند" نیست؛ من می دانم منظور شما این است که دجال به اذن خداوند مرده را زنده می کند و به اذن خداوند باران را فرومی فرستد و به اذن خداوند زمین را می رویاند؛اما اختلاف ما بر سراین است که دادن این نسبت به خداوند دروغ است؛ این دروغ است که خداوند با آیاتی که دلالت بر یکتا بودن و الوهیت او دارد؛ دعوت باطل را تصدیق و تأیید می کند؛ به خداوند قسم که این بزرگ ترین دورغی است که در تاریخ کتاب به خداوند نسبت داده شده است.
    برای همین است که می بینید مهدی منتظر، هم چنان اصرار دارد در باره این موضوع بحث و گفتگو ادامه یابد تا ازآیات محکم قرآن عظیم برای مردم، برهان قوی علمی برایمان بیاوری و شرط هم این است که دلیل قوی علمی باید از جانب خداوند رحمن و برای عالمان و جاهلان مسلمان روشن باشد.پس از ایات محکم قرآن عظیم برایمان دلیل بیاور و اگر نتوانی؛ راهی نداری جز این که اعتراف کنی در این مورد، حق با امام ناصر محمد یمانی است.بعد از آن به سراغ گفتگو درمورد دیدن آشکار روی خداوند می رویم و به همین ترتیب مورد به مورد پیش می رویم و ترازو و میزان؛ برهان علمی قوی از ایات محکم و بینه خداوند رحمن خواهد بود نه سخنانی که از روی نظر شخصی است و این فرمان دین است و لغزش یک عالِم می تواند باعث لغزش تمام عالَم شود و بار گناه همه کسانی را که تا روز قیامت از او پیروی کرده اند را همراه بار گناه خود بر دوش خواهد داشت؛ گمراه کردن مردم با دانشی که روشن نیست از جانب خداوند باشد؛ خسران و ضرر بسیار بزرگی است و خداوند تعالی می فرماید: {وَإِذَا قِيلَ لَهُم مَّاذَا أَنزَلَ رَ‌بُّكُمْ ۙ قَالُوا أَسَاطِيرُ‌ الْأَوَّلِينَ ﴿٢٤﴾ لِيَحْمِلُوا أَوْزَارَ‌هُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۙ وَمِنْ أَوْزَارِ‌ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيْرِ‌ عِلْمٍ ۗ أَلَا سَاءَ مَا يَزِرُ‌ونَ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [النحل].
    { و هنگامی که به آنها گفته شود: «پروردگار شما چه نازل کرده است؟» می‌گویند: «اینها همان افسانه‌های دروغین پیشینیان است!» (۲۴) آنها باید روز قیامت، بار گناهان خود را بطور کامل بر دوش کشند؛ و هم سهمی از گناهان کسانی که بخاطر جهل، گمراهشان می‌سازند! بدانید آنها بار سنگین بدی بر دوش می‌کشند! (۲۵)}

    و می دانم علمای امت نمی گویند که قرآن افسانه های پیشینیان است؛بلکه یا مانند اهل تسنن كه مي گويند تأویل آن را جز خداوند نمی داند و یا مانند شیعیان می گویند که قرآن وجوه مختلف دارد و تأویل آن را جز راسخون در علم از اهل بیت کسی نمی داند. مهدی منتظر در جوابشان می گوید: ولی من که با متشابه قرآن که تأویل آن را جز خداوند و راسخون در علم نمی دانند؛با شما گفتگو نمی کنم؛بلکه با آیات محکم کتاب که آیات بنیادی کتابند-ام الکتاب- و برای عالم و جاهلتان روشن هستند برایتان حجت می آورم تا به حق دربرابر عالم وجاهلتان حجت آورده باشم ویا به حق آمده از پروردگارشان پیروی می کنند و یا گرفتار عذاب خداوند می شوند و جز او برای خود ولی و نصیری نمی یابند.

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    خليفة الله؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.




  9. مصدر المشاركة
    ( پاسخ امام به شیخ أحمد الهواري )..

    ..

    - 9 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    01 - -06 - 1431 هـ
    15 - 05 - 2010 مـ
    12: 06 صباحاً
    ــــــــــــــــ



    در باره آنچه که بین خداوند و بنده است؛اکراه و اجباری در دین نیست

    اما در مورد حدود الهی؛این دستوراتی است که مهدی منتظر بعد از تمکین آنهار ا برای تمام بشریت اعمال خواهد کرد....

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله وآله الطيبين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين، خداوند تعالی می فرماید:

    {وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بالحقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا}
    صدق الله العظيم [الفرقان:33].

    {آنان هیچ مثلی برای تو نمی‌آورند مگر اینکه ما حق را برای تو می‌آوریم، و تفسیری بهتر} .

    در ادامه قسمتی از بیانات شیخ احمد هواری را نقل می کنیم:
    نمونه ای از اینکه برخی آیات در ظاهر با یکدیگر تعارض دارند در زیر می آید:
    مثال 1: در قرآن کریم این فرموده خداوند تعالی را می خوانیم که: {لا إكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي} و از طرف دیگر و درمقابل می خوانیم که خداوند تعالی می فرماید{قاتلوا الذين لا يؤمنون بالله ولا باليوم الآخر ولا يحرمون ما حرم الله ورسوله ولا يدينون دين الحقِّ من الذين أوتوا الكتاب) آیا این تعارض حقیقی است؟
    امام ناصر محمد یمانی رد پاسخ می گوید: شیخ فاضل؛آیات کتاب را با یکدیگر مخلوط نکن؛ و هر یک از آیات را به حق درجای مورد نظر خود بگذار، و برای خداوند به حق و یقین،شهادت می دهم که این از آیات محکم و بنیادین کتاب است که خداوند تعالی می فرماید:
    {وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآَمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}
    [يونس:99].
    {و اگر پروردگار تو می‌خواست، تمام کسانی که روی زمین هستند، همگی به (اجبار) ایمان می‌آوردند؛ آیا تو می‌خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند؟!}
    {لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنْ الغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدْ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم [البقرة:256].
    {در قبول دین، اکراهی نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست.}
    {وَقُلْ الحقِّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا} صدق الله العظيم [الكهف: 29].
    {بگو: «این حقّ است از سوی پروردگارتان! هر کس می‌خواهد ایمان بیاورد و هر کس می خواهد کافر گردد!» ما برای ستمگران آتشی آماده کردیم که سراپرده‌اش آنان را از هر سو احاطه کرده است! و اگر تقاضای آب کنند، آبی برای آنان میاورند که همچون فلز گداخته صورتها را بریان می‌کند! چه بد نوشیدنی، و چه بد محل اجتماعی است} .

    تصدیق فرموده خداوند تعالی: {إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا} صدق الله العظيم [المزمل:19].
    {این هشدار و تذکّری است، پس هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش برمی‌گزیند}


    و این از آیه های محکم پروردگار عالمیان است که در آن فتوا داده می شود که خداوند به ما فرمان نداده است تا با مردم بجنگیم تا شهادت به وحدانیت خداوند داده وبا اکراه مبادرت به عبادت بدون شریک او نمایند؛ ودلیل آن هم این است که اگر مردم را به زور وادرا به این کار کنیم،حتی اگریک میلیون سال هم خدا را عبادت نمایند؛خداوند عبادت آنها را نمی پذیرد چون خداوند تا زمانی که عبادت خالصانه و برای خدا نباشد؛آن را نمی پذیرد؛ باید نماز و زکات آنان به خاطر خداوند و بدون ترس از احدی بجز خداوند باشد؛دراین صورت عبادات پذیرفته می شوند.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّمَا يَعْمُرُ‌ مَسَاجِدَ اللَّـهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ‌ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّـهَ فَعَسَىٰ أُولَـٰئِكَ أَن يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ﴿١٨﴾}
    صدق الله العظيم [التوبة].
    {مساجد خدا را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زکات را بپردازد، و جز از خدا نترسد؛ امید است چنین گروهی از هدایت‌یافتگان باشند}.

    و برای همین؛اگر ما کافران را وادار کنیم با اکراه به پروردگارشان ایمان آورده و در حالی که خوار شده اند؛او را عبادت نمایند؛خداوند عبادات آنها را نمی پذیرد وبدین جهت خداوند تعالی می فرماید:
    {أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}
    صدق الله العظيم [يونس:99]
    آیا تو می‌خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند؟!}
    .

    {لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنْ الغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدْ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم [البقرة:256]
    {در قبول دین، اکراهی نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست.}
    و اما احادیثی از سنت نبوی که در این باره آمده؛هریک که باطل باشند؛ خواهید دید مخالف این آیات روشن خداوند هستند؛ ازجمله این حدیث که به دورغ به نبی نسبت داده شده است:
    [أُمرت أن أُقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمداً رسول الله ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم على الله]

    [ به من فرمان داده شده است تا با مردم بجنگم تا شهادت بدهند خدای جز الله نیست و محمد رسول خداست و نماز بپا داشته و زکات بدهند؛ اگر چنین کردند خون و اموالشان از من در امان است مگر به حق اسلام حسابشان به خداوند تعالی است]

    ولی امام مهدی اعلان می کند نسبت به این حدیث دروغ کافر است؛خداوند به ما امر نکرده تا با مردم بجنگیم تا شهادت دهند "لا إله إلا الله وأن محمداً رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم" و نماز برپا داشته و زکات بدهند...خیر به هیچ وجه چنین نیست و امر خداوند در آیات محکم کتابش این است:
    {أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ
    آیا تو می‌خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند }. و
    {{{لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّين
    در قبول دین، اکراهی نیست}}} صدق الله العظيم.
    چرا که این در زمره حقوق خداوند نسبت به بندگانش است؛خداوند به ما فرمان دخالت در اموری که بین و او بندگانش است و مختص عبادات آنهاست را نمی دهد؛ فرمان خداوند به ما جز این نیست که امر را به انان ابلاغ کرده و برای شان توضیح داده و آن را روشن کنیم؛ هرکس می خواهد ایمان بیاورد و هرکس که می خواهد کافر شود؛تنها ابلاغ برعهده ماست و حساب و مؤاخذه با خداوند است.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ}
    صدق الله العظيم [الرعد:40].
    {در هر حال آنچه بر عهده توست تبليغ است و آنچه بر عهده ماست حساب‌كشيدن.}
    ولی خداوند به ما امر نموده درامور بند
    گان برای رفع ظلم انسان به برادر انسانش ؛دخالت کنیم؛به همین ترتیب به ما فرمان امر به معروف و نهی از منکر را داده و اینکه تمام حدود خداوند را درحق ظالمان اجرا کرده ومانع ظلم انسان به برادر انسانش شویم. هرکس انسانی را بدون گناه یا ارتکاب فساد در زمین ،به قتل برساند،حد حق قتل را که در کتاب خداوند مقرر شده؛درمورد وی اجرا خواهیم کرد مگر اینکه اولیاء مقتولی که مورد ظلم واقع شده؛بخواهند یا در مقابل دریافت دیه و یا بطور کامل او را عفو کنند.به همین ترتیب؛کسی که به آبروی برادر انسانش با عمل زنا تعدی نماید؛حد خداوند که درآیات محکم کتاب برای آن تعیین شده یعنی صد ضربه تازیانه را اعمال خواهیم کرد و همچنین درمورد سارقانی که اموال مردم را به سرقت می برند،حد سرقت را اجرا خواهیم کرد.چرا که نمی توانیم درمورد حدود الهی که در آیات محکم کتاب نازل شده اند، سازش کنیم.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ} صدق الله العظيم [المائدة:47].

    { کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمی‌کنند، فاسقند.}

    براستی که حدود الهی دستوراتی هستند که مهدی منتظر بعد از تمکین درمورد تمام بشریت اجرا خواهد کرد؛تا بتوانیم به این وسیله مانع ظلم انسان بر برادر انسانش گردیم و برای مسلمانان نسبت به کفار امتیازی قائل نمی شویم؛هرکس به حدود الهی تعدی نماید؛به خود ظلم کرده است.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ}
    صدق الله العظيم [آل عمران:110]

    { شما بهترين امتى هستيد از ميان مردم پديد آمده، كه امر به معروف و نهى از منكر مى‌كنيد و به خدا ايمان داريد. اگر اهل كتاب نيز ايمان بياورند برايشان بهتر است. بعضى از ايشان مؤمنند ولى بيشترين آنهافاسقند}

    ما از مسلمانان ثروتمند؛زکات و از کافران ثروتمند،جزیه دریافت کرده و آن را بین فقرای مسلمان و کافر تقسیم می کنیم؛واگراهل کتاب حاضر به پرداخت جزیه نشوند،اختیاری نداشته و ما بخاطر اعلان خروج از حکم و تمرد نسبت به حاکم با انها خواهیم جنگید.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الحقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ}
    صدق الله العظيم [التوبة:29].
    { با كسانى از اهل كتاب كه به خدا و روز قيامت ايمان نمى‌آورند و چيزهايى را كه خدا و پيامبرش حرام كرده است بر خود حرام نمى‌كنند و دين حق را نمى‌پذيرند جنگ كنيد، تا آنگاه كه به دست خود در عين مذلت جزيه بدهند.}

    تناقض درفرموده خداوند تعالی کجاست:
    {لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنْ الغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدْ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}
    صدق الله العظيم،
    {در قبول دین، اکراهی نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست.}
    و فرموده خداوند تعالی:
    {قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الحقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ} صدق الله العظيم {
    با كسانى از اهل كتاب كه به خدا و روز قيامت ايمان نمى‌آورند و چيزهايى را كه خدا و پيامبرش حرام كرده است بر خود حرام نمى‌كنند و دين حق را نمى‌پذيرند جنگ كنيد، تا آنگاه كه به دست خود در عين مذلت جزيه بدهند.}
    ؟
    عزیز من، براستی که عدم فهم تو از این دو آیه باعث شد این دو به نظرت متناقض بیایند و برای همین گفتید که تأویل آن را جز خداوند نمی داند و لا قوة الا بالله،علیرغم اینکه این دو آیه،از آیات محکم و بینه کتابند و هرکدام به یک موضوع خاص اختصاص دارند.و اما فرموده خداوند تعالی:

    {لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنْ الغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدْ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}
    صدق الله العظيم ،
    {
    در قبول دین، اکراهی نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست.}
    در اینجا به فرمان می دهد در أمور بین خداوند و بندگانش که در رابطه با خداست؛دخالت نکنیم ،چون اگر اعمال آنها خالصانه و برای خاطر خداوند نباشد؛از آنان پذیرفته نخواهد شد و لذا اگر ما آنها را مجبور کنیم که پروردگارشان را عبادت کنند؛خداوند عبادت آنان را اگر از ترس ما باشد؛نمی پذیرد.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّمَا يَعْمُرُ‌ مَسَاجِدَ اللَّـهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ‌ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّـهَ فَعَسَىٰ أُولَـٰئِكَ أَن يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ﴿١٨﴾}
    صدق الله العظيم [التوبة].
    {مساجد خدا را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زکات را بپردازد، و جز از خدا نترسد؛ امید است چنین گروهی از هدایت‌یافتگان باشند}

    و اما آیه دیگردرباره جزیه در برابر حمایت و رفع ظلم از آنان است، که به بیت المال مسلمین اضافه و با زکات مسلمانان مخلوط شده و سپس به طور مساوی بین فقرای مسلمان و کافر تقسیم خواهد شد،بدون اینکه برای فقیر مسلمان نسبت به فقیر کافر برتری قائل شویم و هرکس بین مسلمان و کافر حکم کند و به خاطر کفر کافر به او ظلم نماید،لعنت خداوند و ملائکه و تمام مردم بر او خواهد بود و شایسته قاضی بودن را ندارد و بر اساس آنچه که خداوند نازل نموده،حکم نکرده و از ظالمان است. چقدر برایتان قسم خورده و تکرار کنم : به خداوند بزرگ قسم که اگر برادر خونی من(برادری که از پدر و مادر من است)به یک کافرتعدی نماید، جانب کافر را گرفته و حق او را از برادرم می گیرم در حالی که برادرم ذلیل است .اگر چنین نکنم،چه کسی می خواهد مرا از عذاب خداوند امان دهد؟ کسی که بار ظلمی را بردوش بگیرد،زیان کار است و بر خلاف امر خداوند تعالی عمل کرده که می فرماید:
    {إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا} صدق الله العظيم [النساء:58].
    {خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانتها را به صاحبانش بدهید! و هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید! خداوند، اندرزهای خوبی به شما می‌دهد! خداوند، شنوا و بیناست.} .

    وبیان حق فرموده خداوند تعالی: {وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ! و هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید!} مقصود انسان ها به صورت عام است،بدون توجه به این که مسلمان باشند یا کافر و کافر و مسلم از نظر حقوقی در نزد ما با هم فرقی ندارند و به خاطر اسلامتان منت مگذارید. و ما هم چنان در باره دولت خلافت جهانی اسلام مطالب زیادی داریم.

    در ادامه قسمت دیگری از بیانات ابوبلال را نقل می کنیم:
    آیا این تعارض حقیقی است؟ مثال 2: {فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْأَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَلا جَانٌّ} خداوند جل و علا در این ایه کریمه ذکر می نماید که در روز قیامت نه از جن و نه از انس درمورد گناهانشان سؤال نمی شود و این معنا از کلام خداوند در سوره القصص روشن می گردد که می فرماید: {وَلا يُسْأَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ} و خداوند جل و علا در آیات دیگر ذکر می نماید که درروز قیامت از تمام انسان ها ؛رسولان و کسانی که رسول برای شان فرستاده شده است سؤال خواهد کرد : {فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ} واین فرموده: {فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ} .آیا این تعارض حقیقی است؟

    پس به حق به سراغت آمده و بهترین تفسیر را به اذن خداوند عزیزوعلیم برایت می آوریم و بیان حق :

    {فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْأَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَلا جَانٌّ} صدق الله العظيم [الرحمن:39].

    { در آن روز هیچ کس از انس و جنّ از گناهش سؤال نمی‌شود}
    {وَلا يُسْأَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ} صدق الله العظيم [القصص: 78].
    {مجرمان از گناهانشان سؤال نمی‌شوند}

    و بیان حق:این مختص ملائکه است نه پروردگار، یعنی ملائکه در روز حشر از مردم نمی پرسند تو کافری یا مؤمن، به هیچ وجه چنین نیست...اگر از کافران سوال شود،انها کفر خود را انکار خواهند کرد؛ولی ملائکه خداوند رحمن با سیما و چهره انسان ها مؤمنان صالح را از ظالمان باز می شناسند ؛سیمای ظالمان چگونه است؟ جواب را درکلام خداوند می یابید:
    {يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ}
    صدق الله العظيم [الرحمن:41].
    {
    مجرمان از چهره‌هایشان شناخته می‌شوند}
    همانا که از چهره هایشان قابل شناسایی اند و گویا پاره ای از شب تاریک صورت آنها را پوشانده است.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَالَّذِينَ كَسَبُواْ السَّيِّئَاتِ جَزَاء سَيِّئَةٍ بِمِثْلِهَا وَتَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ مَّا لَهُم مِّنَ اللّهِ مِنْ عَاصِمٍ كَأَنَّمَا أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعاً مِّنَ اللَّيْلِ مُظْلِماً أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}
    صدق الله العظيم [يونس:27].
    {امّا کسانی که مرتکب گناهان شدند، جزای بدی بمقدار آن دارند؛ و ذلّت و خواری، چهره آنان را می‌پوشاند؛ و هیچ چیز نمی‌تواند آنها را از خدا نگه دارد! گویی با پاره‌هایی از شب تاریک، صورت آنها پوشیده شده! آنها اهل دوزخند؛ و جاودانه در آن خواهند ماند!}

    و برای همین ملائکه آنها را شناخته و می توانند بین متقیان و غافلان تمیز قائل شوند؛به چهره های ظالمان نگاه می کنند که گویا پاره ای از شب تاریک آن را پوشانده؛پس کتاب اعمال شان را به دست چپ شان می دهند.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا}
    صدق الله العظيم [الإسراء:14].
    {
    کتابت را بخوان، کافی است که امروز، خود حسابگر خویش باشی}
    تا اگر اعمال خود را که ملک عتید،ثبت نموده است؛انکار نمایند،شاهد یعنی ملک رقیب شهادت خواهد داد که در حق این انسان ظلم نشده است و او-ملک عتید- چیزی جز اعمال سوء وی را ثبت نکرده است،آنها-ظالمان- به شهادت ملک رقیب ایراد گرفته و می گویند:
    {الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ فَأَلْقَوُاْ السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوءٍ بَلَى إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ}
    صدق الله العظيم [النحل:28].

    {همانها که فرشتگان روحشان را می‌گیرند در حالی که به خود ظلم کرده بودند! در این موقع آنها تسلیم می‌شوند : ما کار بدی انجام نمی‌دادیم! آری، خداوند به آنچه انجام می‌دادید عالم است}
    سپس ملک عتید و شاهد او ملک رقیب شما را به سوی خداوند می رانند و دشمنی شان را به پیشگاه او می برند و این بیان فرموده خداوند تعالی است:
    فَوَرَ‌بِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٩٢﴾ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٩٣﴾}
    صدق الله العظيم [الحجر].

    { به پروردگارت سوگند، از همه آنها سؤال خواهیم کرد... (۹۲) از آنچه عمل می‌کردند! (۹۳)}
    سپس از آنها سؤال می شود که: آیا شما این عمل سوئی را که در کتاب اعمالتان ثبت شده انجام داده اید یا اینکه ملک عتید و شاهد او ملک رقیب نسبت دروغ به شما داده اند؟آن گاه به خداوند قسم می خورند که ما چنین نکرده ایم.و این بیان فرموده خداوند است:
    {يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَمَا يَحْلِفُونَ لَكُمْ}
    صدق الله العظيم [المجادلة:18].

    {روزی را که خداوند همه آنها را برمی‌انگیزد، آنها برای خدا نیز سوگند یاد می‌کنند همان‌گونه که برای شما یاد می‌کنند؛}
    سپس خداوند از ملازمانشان می پرسد آیا ملائکه من در حق شان ظلم کرده اند؛یا اینان هستند که دروغ می گویند؟ پس خداوند بر دهان شان مهر می نهد و ملازمان
    به سخن آمده و حق را به پروردگار می گویند.تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}
    صدق الله العظيم [يس:65].

    {امروز بر دهانشان مُهر می‌نهیم، و دستهایشان با ما سخن می‌گویند و پاهایشان کارهایی را که انجام می‌دادند شهادت می‌دهند!}
    سپس خداوند زبان شان را آزاد می کند تا با ملازمان خود که در مورد اعمالشان آنان شهادت داده اند مجادله کنند:
    {وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنَا قَالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ}
    صدق الله العظيم [فصلت: 21].

    {آنها به پوستهای تنشان می‌گویند: «چرا بر ضدّ ما گواهی دادید؟!» آنها جواب می‌دهند: «همان خدایی که هر موجودی را به نطق درآورده ما را گویا ساخته؛}
    و سپس شیطان سرکشی که قرین انسان است از زبان او می گوید:
    {قَالَ قَرِ‌ينُهُ رَ‌بَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَـٰكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ ﴿٢٧﴾ قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ ﴿٢٨﴾ مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ ﴿٢٩﴾} صدق الله العظيم [ق].

    {و قرینش می‌گوید: «پروردگارا! من او را به طغیان وانداشتم، لکن او خود در گمراهی دور و درازی بود!» (۲۷) می‌گوید: «نزد من جدال و مخاصمه نکنید؛ من پیشتر به شما هشدار داده‌ام (۲۸) سخن من تغییر ناپذیر است، و من هرگز به بندگان ستم نخواهم کرد!» (۲۹)

    وآن گاه انسان به قرین شیطان خود می گوید: {قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ} صدق الله العظيم [الزخرف: 38].
    {می‌گوید: ای کاش میان من و تو فاصله دو مشرق بود؛ چه بد همنشینی بودی}

    به نقل قول ابوبلال عزیز شیخ فاضل احمد هواری بازمی گردیم:
    مثال 2: {فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْأَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَلا جَانٌّ} خداوند جل و علا در این ایه کریمه ذکر می نماید که در روز قیامت نه از جن و نه از انس درمورد گناهانشان سؤال نمی شود و این معنا از کلام خداوند در سوره القصص روشن می گردد که می فرماید: {وَلا يُسْأَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ} و خداوند جل و علا در ایات دیگر ذکر می نماید که درروز قیامت از تمام انسان ها ؛رسولان و کسانی که رسول برای شان فرستاده شده است سؤال خواهد کرد : {فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ} واین فرموده: {فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ} .آیا این تعارض حقیقی است؟
    و می دانم که عزیز من ابوبلال می خواهد با این حجت که تأویل آن را جز خداوند نمی داند ،امام مهدی را از دعوت به حکمیت کتاب خداوند عاجز کند و بگوید جز سنت چیزی -برای تفسیر این آیات-در اختیارندارد.هیهات هیهات عزیز من،آیا نمی دانی یا امام مهدی مجادله می کنی که تفصیل قرآن را از خود قرآن به شما می آموزد و حکم خداوند را در موارد اختلاف تان از قرآن استنباط می کند.تصدیق خداوند تعالی: {أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا} صدق الله العظيم [الأنعام:114].

    {آیا غیر خدا را به داوری طلبم؟! در حالی که اوست که این کتاب آسمانی را، که همه چیز در آن آمده، به سوی شما فرستاده است}

    وبرای همین هم می بینید که من تفاصیل را از همین کتاب خداوند برایتان می آورم.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ}
    صدق الله العظيم [هود:1].
    {این کتابی است که آیاتش استحکام یافته؛ سپس تشریح شده و از نزد خداوند حکیم و آگاه است!}
    و براستی که مهدی منتظر همان گونه که محمدٌ رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- آن را برای مردم بیان می نمود؛آن را بیان می کند تا شما را به منهاج اولیه نبوت بازگرداند؛باشد که تقوا پیشه کنید.


    شیخ گرامی؛امیدواریم بعد از این که برایت روشن شد دعوت ناصر محمد حق است و صراط مستقیم را نشان می دهد، به جدال بی حاصل و عقیم ادامه ندهی. به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم که نمی توانی از کتاب خداوند بر من غلبه کنی؛حتی اگر تمام علمای جن و انس نیز بر سر این میز گرد آیند؛انصارپیشگام برگزیده شاهد خواهند بود که امام ناصر محمد یمانی با ایات محکم کتاب خداوند بر ایشان غلبه کرده و آن را به تفصیل؛توضیح خواهد داد و جناب شیخ فاضل،برایت روشن می شود که بیان امام ناصر محمد یمانی از قرآن عظیم، تنها تفسیری مشابه تفاسیر شما که از روی ظن است؛نمی باشد که ظن و گمان کسی را از حق بی نیاز نمی کند؛بلکه بیان یمانی؛تأویل قرآن از جانب "لدن حکیم" است که از خود این قرآن برایتان آورده می شود واو به اذن خداوندی که این علم را با وحی تفهیمی -نه با وسوسه شیطان رجیم- به بنده اش آموخته است،به حق بر شما غلبه می کند،علت هم این است که من برهان روشن را از همین قرآن برایتان می آورم.



    لذا عبدالرحمن؛این وسوه شیطان نیست،ازخدا بترس و از شکرگزاران باش که خداوند امام مهدی را دروان و امت تو برانگیخته است،چقدر مؤمنان آرزو داشتند که امام مهدی در امت آنان برانگیخته شود تا از انصارپیشگام او بوده ودر زمره مکرمان باشند.


    عزیز من؛دیدم که می گویی:
    ناصرمحمد یمانی؛اگر می دانستم تو مهدی منتظری؛پاهایت را شسته و آب آن را می خوردم
    درپاسخت می گویم: استغفرالله،عزیز من خدا من و تو را ببخشاید؛امام مهدی در برابر مؤمنان ذلیل است و نسبت بدانان رئوف،و امیدوارم خدا ترا به صراط مستقیم هدایت نماید؛ و هم چنین می خواهم به شما بگویم، حرجی بر تو نیست؛حال که دانستم تو از جمله علمای امت هستی که به دنبال حق می گردی؛ حرجی برتو نیست؛هرچقدر هم گفتگو طول بکشد؛دربرابرت صبر پیشه خواهیم کرد؛تا هدایتت کرده و به اذن خداوند حق را برایت به تفصیل بیان نماییم؛هنوز علوم زیادی در چنته ماست و تنها مقدار بسیار کمی از آن را بیان کرده ایم.من امام مهدی؛ تو و تمام علمای امت چه مسلمان و چه یهودی و مسیحی ، دعوت می کنم که حکمیت بر اساس کتاب خداوند قرآن عظیم را بپذیرند.سزاوار نیست مهدی منتظر؛از مسلمانان و مسیحیان و یهودیان بخواهد تا از کتاب بحارالأنوار شیعیان یا کتاب البخاری و مسلمی که نزد اهل سنت است،پیروی نمایند؛بلکه من تمام علمای مسلمین و مسیحی و یهودی را به حکمیت بر اساس کتاب محفوظ از تحریف خداوند؛ قرآن عظیم فرا می خوانم که مهیمن و غالب بر تورات و انجیل و سنت نبوی و تمام کتب بشری است.هرچه که برخلاف محکمات آن باشد؛باطل است؛ ومن حاضر به پذیرفتن آنها نیستم ولو اینکه همگی شما بر آنها اتفاق نظر داشته باشد،از شما اطاعت نکرده و بخاطر اکثریت از آن پیروی نخواهم کرد؛بلکه بابد به دلایل علمی که از جانب خداوند برای دعوت آمده است پیروی کرد؛شاید اکثریت از ظن و گمان پیروی نمایند؛و ظن کسی را از حق بی نیاز نمی کند و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ}
    صدق الله العظيم [الأنعام:116].

    { اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می کنند؛ آنها تنها از گمان پیروی می‌نمایند، و تخمین و حدس می‌زنند}

    همچنان به شیخ فاضل احمد الهواری که اولین عالم از بین علمای مسلمین و مسیحی و یهود است که جرأت نموده با اسم حق خود به گفتگو با مهدی منتظر بپردازد؛خیرمقدم گفته و برایش وزن و احترام بسیار زیادی قائلیم و بدگویی از شخصیت این مرد را که در راه خداوند از سرزنش احدی نمی هراسد،بر انصار حرام می کنیم،باشد که خداوند او را به صراط مستقیم هدایت نماید و با کمک او پشت ما را محکم کرده و در امر ما شریکش نماید؛کسانی که در عصر"گفتگو قبل از ظهور"و پیش از فتح مبین پشت مهدی منتظر را محکم کرده و از او حمایت می کنند؛ باکسانی که بعد از فرود عذاب عظیم ایمان می آورند؛یکسان نیستند؛بلکه میانشان تفاوت بسیار بزرگی هست و چقدر این فرصت عظیم است و تنها کسانی به آن نائل می شوند که دارای حظ عظيم باشند.


    عزیز من ابو بلال؛ قسم به خداوند که پروردگار من و پرودگار تو پروردگار عالمیان است؛من از راست گویان هستم و براستی که خداوند مرا بر شما برگزیده و امام کریم شمایم و مرا از شأن خود در میان شما که همانا مهدی منتظر بودنم است؛آگاه نموده است.به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم، تنها با نام المهدی معرفی نشده ام؛بلکه من مهدی منتظرم و اگر به من تنها با کلمه "مهدی" فتوا داده شده و از کلمه "المنتظر" یاد نشده بود؛چگونه جرأت می کردم خودم را "المنتظر" بخوانم.

    عزیز من،حجت من بر شما آیه های روشن پروردگارتان است؛ و اما درباره معرفی خود به عنوان مهدی منتظر میان شما، ،اگر دروغ بگویم،گناه آن بر گردن من است ولی مصیبت برای آن کسی است که مرا تکذیب کند و من از راست گویانم و خداوند مرا از جاهلان قرار نداده است و می دانم ظالمتر از کسی که به خداوند نسبت دروغ بدهد،وجود ندارد.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَ‌ىٰ عَلَى اللَّـهِ كَذِبًا أَوْ قَالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنزَلَ اللَّـهُ ۗ وَلَوْ تَرَ‌ىٰ إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَ‌اتِ الْمَوْتِ وَالْمَلَائِكَةُ بَاسِطُو أَيْدِيهِمْ أَخْرِ‌جُوا أَنفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّـهِ غَيْرَ‌ الحقِّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُ‌ونَ ﴿٩٣﴾}
    صدق الله العظيم [الأنعام].

    { چه کسی ستمکارتر است از کسی که دروغی به خدا ببندد، یا بگوید: «بر من، وحی فرستاده شده»، در حالی که به او وحی نشده است، و کسی که بگوید: «من نیز همانند آنچه خدا نازل کرده است، نازل می‌کنم»؟! و اگر ببینی هنگامی که ظالمان در شداید مرگ فرو رفته‌اند، و فرشتگان دستها را گشوده، به آنان می‌گویند: «جان خود را خارج سازید! امروز در برابر دروغهایی که به خدا بستید و نسبت به آیات او تکبّر ورزیدید، مجازات خوارکننده‌ای خواهید دید»!}
    و خداوند تعالى می فرماید: {إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ} صدق الله العظيم [يونس:69].
    {بگو: «آنها که به خدا دروغ می‌بندند، رستگار نمی‌شوند!}
    آیا از حکمت مؤمن ال فرعون که به حق فتوا می داد؛پند نگرفته اید که:
    {وَقَالَ رَ‌جُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ آلِ فِرْ‌عَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَ‌جُلًا أَن يَقُولَ رَ‌بِّيَ اللَّـهُ وَقَدْ جَاءَكُم بِالْبَيِّنَاتِ مِن رَّ‌بِّكُمْ وَإِن يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَإِن يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُم بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّـهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِ‌فٌ كَذَّابٌ ﴿٢٨﴾ يَا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظَاهِرِ‌ينَ فِي الْأَرْ‌ضِ فَمَن يَنصُرُ‌نَا مِن بَأْسِ اللَّـهِ إِن جَاءَنَا ۚ قَالَ فِرْ‌عَوْنُ مَا أُرِ‌يكُمْ إِلَّا مَا أَرَ‌ىٰ وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّ‌شَادِ ﴿٢٩﴾ وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُم مِّثْلَ يَوْمِ الْأَحْزَابِ ﴿٣٠﴾ مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ ۚ وَمَا اللَّـهُ يُرِ‌يدُ ظُلْمًا لِّلْعِبَادِ ﴿٣١﴾ وَيَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ ﴿٣٢﴾ يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِ‌ينَ مَا لَكُم مِّنَ اللَّـهِ مِنْ عَاصِمٍ ۗ وَمَن يُضْلِلِ اللَّـهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ﴿٣٣﴾وَلَقَدْ جَاءَكُمْ يُوسُفُ مِن قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِّمَّا جَاءَكُم بِهِ حَتَّىٰ إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَن يَبْعَثَ اللَّـهُ مِن بَعْدِهِ رَ‌سُولًا ۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ اللَّـهُ مَنْ هُوَ مُسْرِ‌فٌ مُّرْ‌تَابٌ ﴿٣٤﴾ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّـهِ بِغَيْرِ‌ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ‌ مَقْتًا عِندَ اللَّـهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا ۚ كَذَٰلِكَ يَطْبَعُ اللَّـهُ عَلَىٰ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ‌ جَبَّارٍ‌ ﴿٣٥﴾} صدق الله العظيم [غافر].

    {و مرد مؤمنی از آل فرعون که ایمان خود را پنهان می‌داشت گفت: «آیا می‌خواهید مردی را بکشید بخاطر اینکه می‌گوید: پروردگار من «اللّه» است، در حالی که دلایل روشنی از سوی پروردگارتان برای شما آورده است؟! اگر دروغگو باشد، دروغش دامن خودش را خواهد گرفت؛ و اگر راستگو باشد، بعضی از عذابهایی را که وعده می‌دهد به شما خواهد رسید؛ خداوند کسی را که اسرافکار و بسیار دروغگوست هدایت نمی‌کند. (۲۸) ای قوم من! امروز حکومت از آن شماست و در این سرزمین پیروزید؛ اگر عذاب خدا به سراغ ما آید، چه کسی ما را یاری خواهد کرد؟!» فرعون گفت: «من جز آنچه را معتقدم به شما ارائه نمی‌دهم، و شما را جز به راه صحیح راهنمایی نمی‌کنم! (۲۹) آن مرد باایمان گفت: «ای قوم من! من بر شما از روزی همانند روز اقوام پیشین بیمناکم! (۳۰) و از عادتی همچون عادت قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که بعد از آنان بودند می‌ترسم؛ و خداوند ظلم و ستمی بر بندگانش نمی‌خواهد. (۳۱) ای قوم من! من بر شما از روزی که مردم یکدیگر را صدا می‌زنند بیمناکم! (۳۲) همان روزی که روی می‌گردانید و فرار می‌کنید؛ امّا هیچ پناهگاهی در برابر عذاب خداوند برای شما نیست؛ و هر کس را خداوند گمراه سازد، هدایت‌کننده‌ای برای او نیست! (۳۳)پیش از این یوسف دلایل روشن برای شما آورد، ولی شما همچنان در آنچه او برای شما آورده بود تردید داشتید؛ تا زمانی که از دنیا رفت، گفتید: هرگز خداوند بعد از او پیامبری مبعوث نخواهد کرد! این گونه خداوند هر اسرافکار تردیدکننده‌ای را گمراه می‌سازد! (۳۴) همانها که در آیات خدا بی‌آنکه دلیلی برایشان آمده باشد به مجادله برمی‌خیزند؛ خشم عظیمی نزد خداوند و نزد آنان که ایمان آورده‌اند به بار می‌آورد؛ این گونه خداوند بر دل هر متکبّر جبّاری مُهر می‌نهد!» (۳۵)}
    بازهم نقل قولی از ابوبلال می آوریم:
    اما چگونه این شیخ می گوید کسانی که در مورد حدیث اختلاف دارند ؛عموما! اهل حدیث و علما هستند،و خداوند می گوید که حدیث را به علماء واگذارید باور کنید که این شیخ بارها به صراحت چنین گفته است؛ این چگونه با این فرموده خداوند تعالی که به علما اشاره دارد،سازگاری دارد: "وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ"
    امام مهدی در پاسخ او می گوید:ای مرد این از آیات محکم کتاب است که علما را مورد خطاب قرار می دهد و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الأمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ}
    صدق الله العظيم [النساء:83].

    {و اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود -ائمه کتاب-ارجاع كنند قطعا از ميان آنان كسانى‏ اند كه [مى‏ توانند درست و نادرست] آن را دريابند.}
    یعنی احکام حق را در مورد حدیثی که در آن اختلاف هست استنباط می کند حال در جهت تأیید یا نفی آن و این امر را تنها راسخون در علم کتاب می توانند دریابند،کمااینکه خردمندان می بینند که امام ناصر محمد یمانی به حق از راسخون در علم کتاب است و به همین دلیل آن را به تفصیل بیان می کند.ای علمای امت،خداوند مرا حَکَم میان شما در موارد اختلاف قرار داده است ولی شما چیز دیگری می خواهید و مردم را عامه دانسته و علما را اولوالأمر می خوانید!از خدا بترس؛ پس چه کسی بین علما حکم می کند؟ مگر نمی بینید که در بسیاری از موارد دینی با یکدیگر اختلاف دارید؟ نه تنها این طور است بلکه همدیگر را تکفیر هم می کنید؛چیزی را که نمی دانی به خداوند نسبت نده و من ناصح امین تو هستم .تفصیل آیات 81 و 82 سوره نساء در بسیاری از بیانات قبلی امام ناصر محمد یمانی آمده است.

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم ؛الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــــــــــ




  10. مصدر المشاركة
    ( پاسخ امام به شیخ أحمد الهواري )

    - 10 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    02 - 06 - 1431 هـ
    16 - 05 - 2010 مـ
    03:07 مساءً
    ــــــــــــــــ

    چگونگی استدلال برای حکم کردن در اختلافات دینی، فتوای مستقیم از نزد خداوند....


    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

    {وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ}
    صدق الله العظيم [الشورى:10].
    {در هر چیز اختلاف کنید، داوریش با خداست؛}
    { وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْ‌هُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللَّـهُ إِلَيْكَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِ‌يدُ اللَّـهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ۗ وَإِنَّ كَثِيرً‌ا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ﴿٤٩﴾ أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّـهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [المائدة].
    {و در میان آنها ، طبق آنچه خداوند نازل کرده، داوری کن! و از هوسهای آنان پیروی مکن! و از آنها برحذر باش، مبادا تو را از بعض احکامی که خدا بر تو نازل کرده، منحرف سازند! و اگر آنها ، روی گردانند، بدان که خداوند می‌خواهد آنان را بخاطر پاره‌ای از گناهانشان مجازات کند؛ و بسیاری از مردم فاسقند. (۴۹) آیا آنها حکم جاهلیّت را می‌خواهند؟! و چه کسی بهتر از خدا، برای قومی که اهل یقین هستند، حکم می‌کند؟! (۵۰)}
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلاَّ الْفَاسِقُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:99].
    {ما نشانه‌های روشنی برای تو فرستادیم؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمی‌ورزد}
    {إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللّهُ وَلاَ تَكُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيماً} صدق الله العظيم [النساء:105].
    {ما این کتاب را بحق بر تو نازل کردیم؛ تا به آنچه خداوند به تو آموخته، در میان مردم قضاوت کنی؛ و از کسانی مباش که از خائنان حمایت نمایی}
    {أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنَزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً} صدق الله العظيم
    [الأنعام:114].
    {آیا غیر خدا را به داوری طلبم؟! در حالی که اوست که این کتاب آسمانی را، که همه چیز در آن آمده، به سوی شما فرستاده است}
    {يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَ‌سُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرً‌ا مِّمَّا كُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ‌ ۚ قَدْ جَاءَكُم مِّنَ اللَّـهِ نُورٌ‌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ ﴿١٥﴾ يَهْدِي بِهِ اللَّـهُ مَنِ اتَّبَعَ رِ‌ضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِ‌جُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ‌ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَ‌اطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿١٦﴾}صدق الله العظيم [المائدة].
    {ای اهل کتاب! پیامبر ما، که بسیاری از حقایق کتاب آسمانی را که شما کتمان می‌کردید روشن می‌سازد، به سوی شما آمد؛ و از بسیاری از آن صرف نظر می‌نماید. از طرف خدا، نور و کتاب آشکاری به سوی شما آمد. (۱۵) خداوند به برکت آن، کسانی را که از خشنودی او پیروی کنند، به راه‌های سلامت، هدایت می‌کند؛ و به فرمان خود، از تاریکیها به سوی روشنایی می‌برد؛ و آنها را به سوی راه راست، رهبری می‌نماید. (۱۶)}
    {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوْتُواْ نَصِيباً مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَى كِتَابِ اللّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ}صدق الله العظيم [آل عمران:23].
    {آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب داشتند، به سوی کتاب الهی دعوت شدند تا در میان آنها داوری کند، سپس گروهی از آنان، روی می‌گردانند، در حالی که اعراض دارند؟}
    {كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}صدق الله العظيم [البقرة:213].
    {مردم یک دسته بودند خداوند، پیامبران را برانگیخت؛ تا مردم را بشارت و بیم دهند و کتاب آسمانی، که به سوی حق دعوت می‌کرد، با آنها نازل نمود؛ تا در میان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داوری کند. تنها کسانی که کتاب را دریافت داشته بودند، و نشانه‌های روشن به آنها رسیده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگری، در آن اختلاف کردند. خداوند، آنهایی را که ایمان آورده بودند، به حقیقت آنچه مورد اختلاف بود، به فرمان خودش، رهبری نمود و خدا، هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می‌کند.}
    {وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَ‌كٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْ‌حَمُونَ ﴿١٥٥﴾ أَن تَقُولُوا إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَىٰ طَائِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَ‌اسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ ﴿١٥٦﴾ أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَىٰ مِنْهُمْ ۚ فَقَدْ جَاءَكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّ‌بِّكُمْ وَهُدًى وَرَ‌حْمَةٌ ۚ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللَّـهِ وَصَدَفَ عَنْهَا ۗ سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ ﴿١٥٧﴾}
    صدق الله العظيم [الأنعام].
    {و این کتابی است پر برکت، که ما نازل کردیم؛ از آن پیروی کنید، و پرهیزگاری پیشه نمائید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید! (۱۵۵) تا نگویید: «کتاب آسمانی تنها بر دو طایفه پیش از ما نازل شده بود؛ و ما از بحث و بررسی آنها بی خبر بودیم»! (۱۵۶) یا نگویید: «اگر کتاب آسمانی بر ما نازل می‌شد، از آنها هدایت یافته‌تر بودیم»! اینک آیات و دلایل روشن از جانب پروردگارتان، و هدایت و رحمت برای شما آمد! پس، چه کسی ستمکارتر است از کسی که آیات خدا را تکذیب کرده، و از آن روی گردانده است؟! اما بزودی کسانی را که از آیات ما روی می‌گردانند، بخاطر همین اعراض بی‌دلیلشان، مجازات شدید خواهیم کرد! (۱۵۷)}
    {إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ} صدق الله العظيم [النور:51].
    { سخن مؤمنان، هنگامی که بسوی خدا و رسولش دعوت شوند تا میان آنان داوری کند، تنها این است که می‌گویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم!» و اینها همان رستگاران واقعی هستند.}
    {وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْ‌هُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللَّـهُ إِلَيْكَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِ‌يدُ اللَّـهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ۗ وَإِنَّ كَثِيرً‌ا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ﴿٤٩﴾ أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّـهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [المائدة].
    { و در میان آنها ، طبق آنچه خداوند نازل کرده، داوری کن! و از هوسهای آنان پیروی مکن! و از آنها برحذر باش، مبادا تو را از بعض احکامی که خدا بر تو نازل کرده، منحرف سازند! و اگر آنها روی گردانند، بدان که خداوند می‌خواهد آنان را بخاطر پاره‌ای از گناهانشان مجازات کند؛ و بسیاری از مردم فاسقند. (۴۹) آیا آنها حکم جاهلیّت را می‌خواهند؟! و چه کسی بهتر از خدا، برای قومی که اهل یقین هستند، حکم می‌کند؟! (۵۰)}
    {قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّيَ وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُونَ} صدق الله العظيم [هود:28].
    {گفت: «اگر من دلیل روشنی از پروردگارم داشته باشم، و از نزد خودش رحمتی به من داده باشد -و بر شما مخفی مانده- ؟! آیا ما می‌توانیم شما را به پذیرش این دلیل روشن مجبور سازیم، با اینکه شما کراهت دارید}
    فتوایی از محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - که تصدیق کننده فتوای پروردگارش است را می یابید که درباره روش حق وچگونگی استدلال در صادر کردن حکم حق در موارد اختلافات دینی است.در روایت حقی که در نزد اهل سنت است؛ایشان می فرمایند:
    [حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ سَعِيدٍ الرَّازِيُّ ، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ حُمَيْدٍ ، ثنا هَارُونُ بْنُ الْمُغِيرَةِ ، ثنا عَمْرُو بْنُ أَبِي قَيْسٍ ، عَنْ شُعَيْبِ بْنِ خَالِدٍ ، عَنْ سَلَمَةَ بْنِ كُهَيْلٍ ، عَنْ بُكَيْرٍ الطَّائِيِّ ، عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيِّ الطَّائِيِّ ، عَنْ عَلِيٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ , قَالَ : قَالَ رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : " إِنَّ جِبْرِيلَ عَلَيْهِ السَّلامُ أَتَانِي , فَقَالَ : إِنَّهُ سَتَكُونُ فِي أُمَّتِي فِتْنَةٌ ! فَقُلْتُ : فَمَا الْمَخْرَجُ مِنْهَا يَا جِبْرِيلُ ؟ فَقَالَ : كِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ ، فِيهِ نَبَأُ مَا قَبْلَكُمْ ، وَخَبَرُ مَا بَعْدَكُمْ ، وَحُكْمُ مَا بَيْنَكُمْ ، مَنْ وَلِيَ هَذَا الأَمْرَ مِنْ جَبَّارٍ فَيَقْضِي بِغَيْرِهِ يَقْصِمُهُ اللَّهُ ، وَمَنْ يَبْتَغِي الْهُدَى فِي غَيْرِهِ يُضِلُّهُ اللَّهُ.]

    [عَلِيُّ بْنُ سَعِيدٍ الرَّازِيُّ ، ازمُحَمَّدُ بْنُ حُمَيْدٍ ، ازهَارُونُ بْنُ الْمُغِيرَةِ ، ازعَمْرُو بْنُ أَبِي قَيْسٍ ، از شُعَيْبِ بْنِ خَالِدٍ ، از سَلَمَةَ بْنِ كُهَيْلٍ ، از بُكَيْرٍ الطَّائِيِّ ، از أَبِي الْبَخْتَرِيِّ الطَّائِيِّ ، ازعَلِيٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ نقل می کند که رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرمود : جبریل علیه السلام نزد من آمد و گفت در امت من فتنه ای خواهد بود!به او گفتم ای جبریل؛راه خروج از آن چیست؟گفت:كتاب خداوند،خبر پيشينيان شما، خبر پسينيان شما وداوري درميان شماست هرکس از این امر خداوند جبار روگرداند و به چیزی دیگر روکرد؛خداوند او را در هم می شکند وهرکس هدایت را درغیر آن جست؛خداوند او را گمراه می کند]
    صدق عليه الصلاة والسلام.
    و هم چنین در روایت حقی که شیعیان دارند که:

    [قال الرسول : ألا إنها ستكون فتنة فقال الإمام علي فما المخرج منها؟ قال كتاب الله فيه نبأ من قبلكم وخبر من بعدكم وحكم ما بينكم وهو الفصل ليس بالهزل من تركه من جبّار قصمه الله ومن ابتغى الهدى من غيره أضلّه الله وهو حبل الله المتين وهو الذكر الحكيم وهو الصراط المستقيم وهو الذي لا تزيغ به الأهواء ولا تلتبس به الألسنة ولا يشبع منه العلماء ولا يبلى من كثرة الردّ ولا تنقضي عجائبه وهو الذي لم ينته الجنّ إذ سمعوه إلا أن قالوا: إنا سمعنا قرآناً عجبا هو الذي من قال به صدق ومن حكم به عدل ومن عمل به أجر ومن دعا إليه هدي إلى صراط مستقيم.]

    [رسول الله فرمود :بي گمان فتنه اي در پيش است " امام علی فرمود: يا رسول الله ! پس راه بيرون رفت از آن فتنه چيست ؟ فرمودند: كتاب خداي تبارك و تعالي است ؛ در قرآن خبر پيشينيان شما، خبر پسينيان شما و داوري در ميان شماست ، قرآن سخني است قاطع و فيصله دهنده كه شوخي و بازيچه نيست. هر كس آن را از سر گردنكشي و استكبار فرو گذارد، خداوند كمر او را مي شكند و هركس هدايت را در غير آن طلب كند، خداوند او را گمراه مي كند. قرآن ريسمان مستحكم خداوند و نور مبين او و ذكر حكيم و صراط مستقيم است . قرآن است كه هواها با آن به كجي و انحراف نمي گرايند، زبانها بدان التباس و ابهام پيدا نمي كنند، ، علما از آن سير نمي شوند، و با وجود بسياري تكرار كهنه نمي شود وعجايب و شگفتي هاي آن به پايان نمي آيد وقرآن است كه چون جنيان آن را شنيدند، بي درنگ گفتند: {ما قرآن عجيبي را شنيديم که به سوي رشد راه مي نمايد} هر كس به قرآن سخن گفت راست گفت و هر کس به آن عمل نمود پاداش گرفت و هر کس با آن حکم کرد ؛ حکم عادلانه داد و هر كس به سوي قرآن دعوت كرد، به سوي راه راست هدايت شد]
    صدق محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم.
    و اساس دعوت امام مهدی ناصرمحمد یمانی همین گونه است ولی ابوبلال شیخ احمد هواری می خواهد در حین استدلال و آوردن حکم میان مخالفان،کتاب خدا را کنار بگذارد تا با آیات مرا ناتوان کرده و قانعم کند که تأویل آنها را جز خداوند نمی داند ولی ما بهترین تأویل حق را برایش آورده و او را خاموش ساختیم و سپس جوابی که داد،تنها کلامی از نزد خودش بود و درباره دعوت به پذیرش حکمیت بر اساس کتاب خداوند فتوا می دهد که:

    شکی نیست که به زودی کار شما تمام می شود؛چرا که تو بر حق نیستی و درلبه پرتگاه قرار داری وبی شک سقوط می کنی
    با کلام خداوند به او پاسخ می دهیم:
    {فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَىٰ وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِ‌ينَ ﴿٥٢﴾ وَمَا أَنتَ بِهَادِ الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ ۖ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ ﴿٥٣﴾}
    صدق الله العظيم.[النمل]
    { مسلّماً تو نمی‌توانی سخنت را به گوش مردگان برسانی، و نمی‌توانی کران را هنگامی که روی برمی‌گردانند و پشت می‌کنند فراخوانی! (۸۰) و نیز نمی‌توانی کوران را از گمراهیشان برهانی؛ تو فقط میتوانی سخن خود را به گوش کسانی برسانی که آماده پذیرش ایمان به آیات ما هستند و در برابر حق تسلیمند! (۸۱)}
    أخوكم؛ الإمام ناصر محمد اليماني..
    ــــــــــــــــــــــــ




صفحة 1 من 2 12 الأخيرةالأخيرة

المواضيع المتشابهه

  1. مشاركات: 2
    آخر مشاركة: 25-01-2019, 09:53 PM
  2. مشاركات: 3
    آخر مشاركة: 02-12-2018, 02:20 PM
  3. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 28-02-2017, 11:57 AM
  4. مشاركات: 8
    آخر مشاركة: 10-09-2016, 06:04 AM
  5. ردود الإمام على الشيخ أحمد الهواري..
    بواسطة Admin في المنتدى ۞ موسوعة بيانات الإمام المهدي المنتظر ۞
    مشاركات: 13
    آخر مشاركة: 22-05-2014, 04:05 PM

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •