النتائج 1 إلى 4 من 4

الموضوع: وقت خروج دجال از کتاب- قرآن عظیم- ..پاسخ های امام به الصرخی

  1. ترتيب المشاركة ورابطها: #1  Print  mPDF  PDF    رقم المشاركة لاعتمادها في الاقتباس: 257728   تعيين كل النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,659

    افتراضي وقت خروج دجال از کتاب- قرآن عظیم- ..پاسخ های امام به الصرخی

    - 1 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    26 - 04 - 1430 هـ
    22 - 04 - 2009 مـ
    09:21 مساءً
    _______


    وقت خروج دجال از کتاب- قرآن عظیم- ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين النَّبي الأميّ الأمين وآله الطاهرين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين..


    برادر گرامی؛ همانا که خداوند امام مهدی را با بیان حق قرآن عظیم برانگیخته و او با علم و منطقی که در دنیای واقعی و حقیقی وجود دارد با آنها جهادی بزرگ می‌کند. من از خواسته‌ها و امیال آنان پیروی نمی‌کنم و آن را-قرآن- برای مردمی که عالمند روشن می‌سازم. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيات وَلِيَقُولُواْ دَرَسْتَ وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (105)} صدق الله العظيم [الأنعام:105].
    { و این چنین ما آیات خود را گونه گون می‌‌آوریم؛ برای این که بگویند: اینها را-از جایی- یاد گرفته‌ای وبرای این که آن را برای عالمان روشن گردانیم}
    درمورد بیان علمی ازقرآن؛ در این مجال تنها اهل علم آن را درک می‌کنند و می‌بینند حق است و از نزد پروردگار آمده است و راه خداوند حمید را نشان می‌دهد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن ربّك هُوَ الحقّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (6)} صدق الله العظيم [سبأ:6].
    {آنان كه از دانش برخوردارى يافته‌اند مى‌بینند كه آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است حق است و به راه خداى عزیز و حمید راه مى‌نمايد}
    پس اگر از عالمان باشی؛ برایت روشن خواهد شد که این بیان از نظرمنطقی و علمی حق است؛ خداوند قرآن را مرجع دقیق علوم عالم وجود قرار داده و ما از علوم نسبی پیروی نمی‌کنیم؛ من ازهرچیزی که در علوم نسبی برخلاف علوم قرآنی در مورد عالم وجود(کون) باشد؛ پیروی نمی‌کنم. برای مثال موضوع دوران و چرخش خورشید زمانی کشف شد که یکی ازعلمای نجوم لکه سیاهی را روی سطح خورشید مشاهده کرد؛ این لکه پنهان شد و بعد از ۲۵ روز لکه دیگری ظاهر گردید و گمان کرد خورشید در این مدت یک بار دور خود چرخیده است.او گمان کرد این لکه ثابت و همان لکه‌ای است که قبلا دیده است و دانسته‌های خود را بر همین اساس منتشر نمود. اما متوجه شدند که لکه‌های خورشیدی متعددند و ظاهر و مخفی می‌شوند و گمان آن دانشمند نجوم غلط از آب درآمد که فکر می‌کرد یک لکه ثابت روی سطح خورشید است و بر اساس ظهور مجدد آن لکه روی سطح خورشید فرضیه علمی خود در مورد مدت زمان چرخش خورشید به دورخودش (حرکت وضعی) را پایه ریزی کرده بود. اما روشن شد در سطح خورشید لکه‌های متعدد وجود دارند- نه یک لکه -که ظاهر و مخفی می‌شوند
    قرآن عظیم روشن می‌کند که سرعت ماه بیش از خورشید است؛ اما آنها سرعت خورشید را بیشتر دانستند چون می‌گویند خورشید در عرض ۲۵ روز؛ یک دور به دور خودش می‌چرخد ولی من این امر را رد کرده و به حق از کتاب برهان آوردم و سال شمسی در خود آفتاب و سال قمری در خود ماه را برای‌شان تشریح کرده و آن را به حق ثابت نمودم. و الحمدلله که آنها در سطح خورشید لکه‌های متعدد پیدا کرده‌اند؛ در سطح خورشید تنها یک لکه وجود ندارد و هم چنین دریافته‌اند اینها ثابت نیستند و به علت کنش‌های حرارتی خورشید (الوهج الشمسی) ایجاد می‌شوند و تمام حقایق علمی‌ای که پیرامون دوران خورشید به آن رسیده‌اند بر اساس دیدن لکه‌های خورشیدی است؛ اما این نمی‌تواند مبنای محاسبه زمان دوران خورشید به دور خود باشد چون این لکه ها ثابت نیستند. اما مشکل آنها این است که وقتی متوجه می‌شوند خطا کرده‌اند؛ آن را برای مردم روشن نمی‌کنند چون می‌ترسند جایگاه وموقعیت علمی‌شان در برابر سایر علوم به خطر بیفتد. به اکتشافات علمی اخیر آنها که نشان می‌دهد این لکه‌ها ثابت نیستند بنگرید:
    تعداد این لکه‌های خورشیدی متغیر و در زمان‌های مختلف زیاد و کم می‌شود و در طول هر ده یا یازده سال از جمله سال‌های ۱۴۳۷ میلادی و ۱۹۴۷ و ۱۹۵۸ میلادی؛ دانشمندان توانستند تعداد بسیار زیادی از این لکه‌ها را شناسایی کنند. اشکال این لکه‌هایی که در سطح خورشید هستند هم متنوع است و اگر روزانه آنها را زیر نظر داشته باشیم متوجه حرکت آنها در سطح خورشید می‌شویم .اما وجود آنها نشانه‌ای دال برچرخش خورشید دور محور خود است و با زیر نظر گرفتن این لکه ها دانشمندان می‌توانند سرعت دوران خورشید به دور خود و مدتی را که برای این دوران لازم است را محاسبه کنند.
    برخی اوقات ممکن است خورشید صدها لکه داشته باشد و در اوقات دیگرفاقد آنها باشد و این به علت این است که لکه‌های خورشیدی دوره‌های زمانی دارند که در خلال آن ظاهر می‌شوند و این دوره‌های زمانی حدود ۱۱ سال است. برای مثال در سال اول خورشید هیچ لکه‌ای ندارد و بعد از پنج و نیم سال بالاترین تعداد لکه‌های در سطح آن دیده می‌شود و پنج سال و نیم بعد؛ هیچ لکه‌ای روی سطح خورشید نیست....
    پایان سخنان آنان...
    لذا نمی‌دانند برای کامل شدن دوران خورشید حول محور خود چقدر زمان لازم است؛ ولی از خلال بررسی لکه‌های خورشیدی متوجه چرخش خورشید شدند اما نمی‌دانند چقدر طول می‌کشد تا خورشید یک دور حول محور خود بچرخد؛ چون نمی‌توانند. خورشید روز شب ندارد همیشه روشن است و آنها با زیرنظر گرفتن لکه‌های خورشیدی به چرخش آن پی برده‌اند.
    اما من آن علومی که منطقی و دقیق هستند تصدیق می‌کنم ولی از علوم نسبی آنها پیروی نمی‌کنم؛ اگر بر خلاف کتاب خدا باشند؛ شایسته نیست مهدی منتظر حق؛ بنا حق از امیال آنها پیروی کند.
    من این نکته را که زمین در مدت ۳۶۵ روزمسیر فلکی ( حرکت انتقالی) را طی می‌کند را هم رد می‌کنم؛ این "النسیء" است و در کتاب زیاد کردن ایام سال بیش از ۳۶۰ روز حرام شده است.
    این برخلاف کلام خداوند تعالی است که می‌فرماید:
    {إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ} صدق الله العظيم [التوبة:36].
    {شمار ماه‌ها در نزد خدا، در كتاب خدا از آن روز كه آسمانها و زمين را بيافريده، دوازده است. چهار ماه، ماه‌هاى حرامند.}
    از نظر اسرار حساب در کتاب؛ زمان از لحظه تولد هلال محاسبه می‌شود. در کتاب چنین می‌یابم که نمی‌توان قبل از گذشتن ۱۲ ساعت از عمرهلال و دور شدن آن از خورشید؛ هلال را با چشم(غیر مسلح)رؤیت کرد،و اگر از هر ماه ۱۲ ساعت کم کنیم و از آنجا که براساس کتاب هر سال ۱۲ ماه دارد؛ پس با کم کردن ۱۲ ساعت از هر ماه؛ شش روز از سال حقیقی- براساس لحظه تولد هلال- کم آورده و سال هجری ۳۵۴ روز می‌شود. ولی اگر تولد هلال را درست ازلحظه ولادتش حساب کنیم؛ طول یک سال با دقت تمام و بدون خطا ۳۶۰ روز می‌شود و اضافه کردن به این عدد" النسیء" ودروغ و ناحق است.
    به حساب کتاب نگاه کن؛ یوم الله بر اساس حساب؛ برابر هزار سال شماست؛ حال سنة الله(سال خدا) در کتاب چقدر خواهد شد؟ جواب: ۳۶۰هزار سال بر حسب شمارش ما؛ و در این هیچ شک و تردیدی نیست؛ این بر اساس حساب روزها نزد ما و کامل شدن حرکت کره زمین در مدارش در عرض یک سال-بر اساس محاسبات زمینی- است؛ از آنجا که واحد عالم وجود در کتاب "ذره" است و عالم وجود از ذرات ساخته شده؛ واحد زمان در کتاب هم ثانیه است و اگر در کتاب به ثانیه بنگریم می‌بینیم که ثانیه‌های یوم الله در حساب- کتاب- هر ثانیه‌اش برابر ۳۶۰ هزار ثانیه ساعتی است که بر دست شماست. و اما یک دقیقه از دقایق یوم الله در کتاب برابر ۳۶۰ هزار دقیقه از دقایق ساعت شماست و یک ساعت از ساعات بر اساس یوم الله در کتاب برابر ۳۶۰ هزار ساعت شماست و امام یک روز از ایام الله در کتاب معادل ۳۶۰ هزار ورز شماست و اگر این ۳۶۰ هزار روز را به سال تبدیل کنیم نتیجه دقیق و بدون خطای آن برابر هزار سال شما می‌شود= كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ.
    تصديق فرموده خداوند تعالى:
    {وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِنْدَ ربّك كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ} صدق الله العظيم [الحج:47].

    {خداوند هرگز از وعده خود تخلّف نخواهد کرد! و یک روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سالهایی است که شما می‌شمرید!}

    من شما را به چالش می‌کشم که اگر می‌توانید یک ثانیه خطا در طول "هزار سال" بر اساس سال شما پیدا کنید. واگر بخواهیم این محاسبات را بار دیگر و بر اساس روز در زمین دارای دو مشرق انجام دهیم؛ زمینی که "آدم" در آن بود و در حال حاضر مسیح دجال ساکن آن است( مترجم:الأرض ذات المشرقین در باطن زمین قرار دارد) و محاسبات را از لحظه‌ی آغاز کنیم که امر بر این زمین نازل گردید – یعنی زمانی که آدم خلیفه آن گردید- تا زمان آخرین خلیفه که خلافت مهدی منتظر خواهد بود؛ می‌بینیم مدت آن برابر هزار سال بر اساس محاسبات زمانی در زمین دارای دو مشرق است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ} صدق الله العظيم [السجدة:5].
    {امور این جهان را از آسمان به سوی زمین تدبیر می‌کند؛ سپس در روزی که مقدار آن هزار سال از سالهایی است که شما می‌شمرید بسوی او بالا می‌رود}
    در اینجا به شما خبر می‌دهیم که زمان آخرین خلیفه‌ای که خداوند فرمان اطاعت از او را برای بشریت نازل می‌فرماید؛ یعنی اخرین خلیفه خدا بر بشر؛ هزار سال بر اساس محاسبات زمان در زمین دارای دو مشرق است(مترجم: بین نزول فرمان خلافت آدم تا فرمان خلافت آخرین خلیفه خدا در زمین هزار سال فاصله است: هزار سال بر اساس محاسبات زمان در زمین دارای دو مشرق در باطن کره زمین) و این هزار سال معادل یک سال بر اساس محاسبات یوم الله در کتاب است. چون طول یک روز در زمین دارای دو مشرق برابریک سال زمینی ماست؛ پس یک سال در زمین دارای دو مشرق برابر ۳۶۰ سال ماست و اگر ۳۶۰ را ضرب در هزار کنیم دقیقا -و بر اساس واحد زمانی حق که با ثانیه شروع می‌شود- برابر ۳۶۰ هزار سال ما می‌شود و چون یک روز از ایام الله برابر هزار سال شماست؛ پس یک ماه (حسب ایام الله) برابر ۳۰ هزارسال ماست( مترجم: یک ماه یعنی سی روز پس یک ماه براساس ایام الله برابر ۳۰ هزار سال ما می‌شود) و یک سال برابر ۳۶۰ هزار سال می‌شود( یک سال دوازده ماه است . پس ۳۰ ضرب در ۱۲ برابر ۳۶۰ هزار سال است). اما در این آیه از میقات نزول امر- بعد از هزار سال شما -سخن گفته می‌شود؛ مقصود بر اساس مدت روز در زمینی است که آدم در آن ساکن بودـ یعنی در باطن زمین-. حال روز در زمین دارای دو مشرق چقدر است؟ چون یک روز در زمین دارای دو مشرق برابر یک سال ماست؛ پس یک سال در آن زمین برابر ۳۶۰ سال ما می‌شود و اگر آن را در هزار ضرب کنیم معادل ۳۶۰ هزار سال ما- براساس واحد زمانی ثانیه- لذایقین داشته باشید زمین در عرض ۳۶۰ روز یک دور می چرخد ( ۳۶۰ روز طول می کشد تا یک دور در مدارش به نقطه اول باز گردد: حرکت انتقالی) نه ۳۶۵ روز و شش ساعتی که شما حساب می‌کنید.
    حق مانند شما و علمای‌تان عمل نکرده وبه هیچ وجه پیرو امیال آنها نشده و نخواهد شد! من حقی را تصدیق می‌کنم که کتاب آن را ثابت می‌کند و هرچه را که مخالف حقایق علمی باشند که در کتاب آمده‌اند؛ رد می‌کنم و چه کسی درست‌تر از خداوند سخن می‌گوید؟ و سلام علی المرسلین و الحمدلله رب العالمین.

    من شما را با علم و منطق به چالش می‌کشم؛ به شرط این که بر اساس کتاب خدا حکم کنیم و هرچه که مخالف آن باشد باطل است و من آن را قبول نکرده و نخواهم کرد؛ چه کسی راست‌گوتر از خداوند است؟ و بعد ازآیات و حدیث خداوند؛ به چه چیزی ایمان می‌آورید؟وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    [size=4]الصرخی الحسنی؛ ما می‌دانیم چه می‌خواهی؛ تونمی‌توانی از کتاب بر ناصر محمد یمانی غلبه کنی؛ چون هیچ آیه‌ای را نمی‌آوری مگر این که ما تفسیر بهتری برای آن بیاوریم وبرهانت را به حق از تو بگیریم. آیا می خواهید روی امری باطل تکیه کرده و بگویید این حقیقتی علمی است و با آن بیان ناصر محمد یمانی را باطل گردانی؟ هیهات هیهات؛ اگر که این خواسته و آرزویت باشد والحُكم لله وهو أسرعُ الحاسبين.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    الداعي بالاحتكام إلى كتاب الله الحقّ المُهيمن بعلمه على كافة البشر الإمام المهديّ المنتظر ناصر محمد اليماني.



    EnglishفارسیEspañol Deutsh Italiano Melayu Türk Français

    - 1 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    26 - 04 - 1430 هـ
    22 - 04 - 2009 مـ
    09:21 مساءً
    _______



    وقت خروج الدّجال في الكتاب ..


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين النَّبي الأميّ الأمين وآله الطاهرين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين..

    أخي الكريم؛ إنما بعث الله الإمام المهديّ بالبيان الحقّ للقرآن العظيم فيُجاهدهم به جهاداً كبيراً بالعلم والمنطق على الواقع الحقيقي، ولا أتبع أهواءهم، وأبّينّه لقوم يعلمون. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيات وَلِيَقُولُواْ دَرَسْتَ وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (105)} صدق الله العظيم [الأنعام:105].

    وبالنسبة للبيان العلميّ من القرآن العظيم فلن يفقه إلا أهل العلم في ذلك المجال فيرون أنه الحقّ من ربّهم ويهدي إلى صراط الحميد. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن ربّك هُوَ الحقّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (6)} صدق الله العظيم [سبأ:6].

    فإن كنت من أهل العلم فسوف يتبيّن لك أنّه البيان الحقّ بالعلم والمنطق، والقرآن قد جعله الله المرجع للعلوم الكونيّة الدقيقة، ولا نتبع العلوم النسبيّة، فما خالف من العلوم النسبيّة علوم القرآن الكونيّة فلا أتبعه، وعلى سبيل المثال اُكتشف دوران الشمس من خلال بقعة سوداء رآها في سطح الشمس أحد علماء الفلك حتى إذا اختفت ثم ظهرت بقعةٌ أخرى بعد مُضي 25 يوماً فظنّ الشمس أكملت دورتها حول نفسها، بظنّه أن تلك البقعة هي ثابتة وظنّها هي نفسها التي رآها من قبل، ونشر علمه على هذا الأساس. ولكنهم اكتشفوا أنه يوجد بقع شمسيّة تظهر وتختفي فأصبح ظنّه خاطئاً لأنه ظنّ أنها بقعةٌ ثابتةٌ في سطح الشمس وبنى حقيقته العلميّة لزمن دوران الشمس حول نفسها حول ظهور تلك البقعة مرةً أخرى، وهي بُقعٌ وليست بقعةً واحدةً، وكذلك تظهر وتختفي.

    والقرآن العظيم يبين أنّ القمر أسرع من الشمس، ولكنهم جعلوا الشمس أسرع من القمر نظراً لقولهم أنها تدور حول نفسها في 25 يوماً، ولكني أنكرت ذلك وآتيتهم بالحقّ من الكتاب وفصّلت لهم السنة الشمسيّة لذات الشمس والسَّنة القمريّة لذات القمر وأثبت ذلك بالحقّ. والحمد لله أنهم وجدوا على سطح الشمس بقعاً شمسيّة وليست بقعةً واحدةً، وكذلك وجدوا أنها غير ثابتة بل تظهر وتختفي حسب نشاط الوهج الشمسيّ، وكلّ ما توصّلوا إليه من الحقيقة العلميّة الحقّ هو دوران الشمس من خلال رؤية البقع الشمسيّة ولا يعتمد ذلك على مقياس زمن دورانها لأنها ليست بُقعاً ثابتة، ولكن مُشكلتهم أنهم أحياناً يكتشفون الخطأ فلا يصححوه للناس خشية أن تذهب مصداقيتهم العلميّة لدى الناس في علوم أخرى، فانظر لاكتشافهم العلمي حول البقع الشمسيّة مؤخراً أنها ليست ثابتة، وقالوا:
    ويكون عدد هذه البقع الشمسيّة أكثر منه في أحيان أخرى، وفي مدى كل عشر سنوات أو إحدى عشر كما في السنوات 1937م، 1947م، 1958م، تمكن العلماء من ملاحظة وجود بقع من كلف الشمس بأعداد كبيرة جداً.
    ولهذه الكلف السوداء التي تقع على سطح الشمس أشكال متنوعة، وإذا ما واصلنا مراقبتها يوماً بعد الآخر وجدنا أنها تتحرك على سطح الشمس، ولكن هذا يدل في حقيقته على دوران الشمس حول نفسها، وبمراقبة الكلف الشمسيّة تمكن العلماء من حساب سرعة دوران الشمس حول محورها، والوقت الذي تستغرقه لذلك.
    من الممكن أن تحتوي الشمس على مئات البقع الشمسيّة في فترات، ومن الممكن ان لا تحتوي على أيٍ منها خلال فترات أخرى. وذلك عائدُ إلى أن البقع الشمسيّة لها دورات تظهر من خلالها، وهذه الدورات تحدث خلال 11 سنة.
    فعلى سبيل المثال خلال السنة الأولى لا تحتوي الشمس على أي بقع، وبعد خمس سنوات ونصف سوف تحتوي الشمس على أعلى عدد من البقع، وبعد خمس سنوات ونصف سوف لن تحتوي الشمس على أي بقعة.
    انتهى قولهم..

    إذاً لم يدركوا زمن اكتمال دورانها حول نفسها، ولكنهم أدركوا من خلال تحرِّ البقع أنّ الشمس تدور ولم يعلموا زمن اكتمال دورانها حول نفسها لأنهم لا يستطيعون، فليس فيها ليلٌ ونهار بل كلها ضياء، وإنما استنتجوا حركتها فقط من خلال مراقبة البقع الشمسيّة.

    ولكني أُصدِّق ما كان حقاً من العلوم المنطقيّة الدقيقة ولا أتّبع علومهم النسبيّة، فإذا خالفت الكتاب فلا ينبغي للمهديّ المنتظَر الحقّ أن يتبع أهواءهم بغير الحقّ.

    وكذلك أنفي أنّ دوران الأرض في فلكها ينقضي بعد مضي 365 يوماً، فذلك هو كذلك من النسيء المُحرَّم في الكتاب على الذين جعلوا عدّة أيام السنة أكثر من 360 يوماً.
    ولكن ذلك مخالف لقول الله تعالى:
    {إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ} صدق الله العظيم [التوبة:36].

    ولكني أجد أنّ الحساب بالنسبة لأسرار الكتاب يبدأ من لحظة ميلاد الهلال، وأجد في الكتاب إنه لا ينبغي لهم أن يشاهدوا رؤية الهلال بالعين المجرّدة ما لم يمضي من عمره اثنا عشرة ساعة ليبتعد عن الشمس، فإذا خصمنا الاثني عشرة ساعة من كلّ شهرٍ، وبما أن أشهر السَّنة في الكتاب اثنا عشر شهراً إذاً من كلّ شهر نخصم اثنتي عشرة ساعة فيظهر لنا النّقص ستة أيام من السّنة الحقيقية من لحظة ولادة الهلال فتصبح السنة الهجرية 354، ولكن إذا حسبناها من لحظة ولادة الهلال بدءاً من ثانيته الأولى من لحظة ولادته فسوف تظهر لنا السنة بدقة مُتناهية عن الخطأ هي 360 يوماً وما زاد على ذلك فهو نسيء مُفترًى بغير الحقّ.

    فانظر للحساب في الكتاب عن يوم الله في الحساب تجده ألف سنة مما تعدون، فكم تصير سنة الله في الكتاب والجواب = 360000 ألف سنة مما نعده نحن لا شك ولا ريب حسب أيامنا وحسب إكمال دوران الأرض في فلكها الذي يُعادل سنة بأيامنا، وبما أن الوحدة الكونيّة التي يتكون منها الكون في الكتاب هي الذرة، ويتكون الكون من الذرات، وكذلك الوحدة الزمنية في الكتاب هي الثانية، وإذا نظرنا للثانية في الكتاب من ثواني يوم الله في الحساب تجد الثانية الواحدة من ثواني يوم الله في الكتاب = 360000 ألف ثانية من ثواني ساعاتكم التي بأيدكم، وأما الدقيقة من دقائق يوم الله في الكتاب فهي = 360000 ألف دقيقة من دقائق ساعاتكم، وأما الساعة الواحدة من ساعات يوم الله في الكتاب فهي = 360000 ألف ساعة من ساعاتكم، وأما اليوم الواحد من أيام الله في الكتاب فهو = 360000 ألف يوم من أيامكم، ولو حولت 360000 ألف يوم إلى سنين مما نعده نحن فيظهر لك الناتج بدقة مُتناهية عن الخطأ أنه = ألف سنة مما تعدون. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِنْدَ ربّك كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ} صدق الله العظيم [الحج:47].

    وأتحدى أن تجدوا خطأً في ثانيةٍ واحدةٍ على مدار ألف سنةٍ مما تعدون، وإذا أردنا أن نفحص الحساب مرةً أخرى بحساب يوم الأرض ذات المشرقين التي كان فيها آدم ويسكنها الآن المسيح الدّجال ثم نحسب من أول لحظة نزل فيها الأمر بالخلافة لآدم إلى آخر أمر في الخلافة بالخلافة للمهديّ المنتظَر فسوف نجد مقداره ألف سنة من سنين الأرض المُفروشة ذات المشرقين. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ} صدق الله العظيم [السجدة:5].

    وفي هذا الموضع أخبركم بأن آخر خليفة يتنزل الأمر من الله بطاعته من البشر خاتم خُلفاء الله من البشر هو بعد ألف سنة من سنين الأرض ذات المشرقين وذلك يعدل سنة واحدة فقط من سنين الله في الكتاب. وبما أن يوم أرض المشرقين يعدل سنة بحسب أيامنا إذاً السنة الواحدة من سنين أرض المشرقين هي تعدل 360 سنة بحسب أيامنا إذا نضرب 360 في 1000 = 360000 ألف سنة بحسب أيامنا بمنتهى الدقة بالوحدة الحقّ بدءاً من الثانية وبما أن اليوم الواحد من أيام الله كألف سنة مما تعدون إذا الشهر ثلاثون ألف سنة إذا السنة = ثلاثمائة وستون ألف فانظر= 360000 سنة بحسب أيامنا، ولكنه في هذه الآية أخبركم عن ميقات تنزيل الأمر بعد ألف سنة مما تعدون أي حسب يوم الأرض التي فيها آدم فكم يوم الأرض ذات المشرقين؟ فبما أنه يعادل سنة بحسب أيامنا إذاً السنة الواحدة لذات المشرقين = 360 سنة ثم نضربها في ألف سنة 360 في 1000 = 360000 ألف سنة بحسب أيامنا بل بحساب الوحدة الزمنية من الثانية، إذاً عليكم أن تتيقنوا أن الأرض تكمل دورتها حول نفسها بعد مضي 360 يوماً حسب أيامنا وليس كما يزعمون 365 يوماً وست ساعات حسب زعمهم.

    ولا ولن يتبع الحقّ أهواءهم أبداً كما تفعلون أنتم وعلماؤكم! وأُصدِّق بالحقّ الذي يثبته الكتاب وأنكر ما جاء مخالفاً للحقائق العلميّة في الكتاب، ومن أصدقُ من الله قيلا؟ وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين. وأتحدى بالعلم والمنطق شرط أن نحتكم إلى كتاب الله وما خالفه فهو باطل ولا ولن أقبله أبداً، ومن أصدقُ من الله قيلاً؟ فبأي حديث بعد الله وآياته تؤمنون؟ وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..

    وأعلم ما تُريد أيها الصرخي الحسني، فأنت لن تستطيع أن تُلجم ناصر محمد اليماني من الكتاب لأنك لا تأتيه بآيةٍ تُحاجه بها إلا أتاك بالحقّ وأحسن تفسيراً فيسلبك برهانك بالحقّ، فهل تريدون أن تعمدوا إلى شيء باطل وتريد أن تقول إنه حقيقة علميّة وتريد أن تبطل بها بيان ناصر محمد اليماني؟ فهيهات هيهات إن كان ذلك مُبتغاك.. والحُكم لله وهو أسرعُ الحاسبين.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    الداعي بالاحتكام إلى كتاب الله الحقّ المُهيمن بعلمه على كافة البشر الإمام المهديّ المنتظر ناصر محمد اليماني.
    ________________


  2. ترتيب المشاركة ورابطها: #2  Print  mPDF  PDF    رقم المشاركة لاعتمادها في الاقتباس: 259720   تعيين كل النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,659

    افتراضي


    - 2 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    28 - 04 - 1430 هـ
    24 - 04 - 2009 مـ
    12:05 صباحاً
    ________



    حجت خطاهای املایی معجزه خداوند برای ناصر محمد یمانی و حجت او برعلیه بزرگان علم نحو و لغت عربی است...


    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..


    برادر گرامی ابن عمر مکرم و محترم؛ آیا نمی‌دانی بازدید کنندگان وکسانی که اخبار میز گفتگوی مهدی منتظر را پی‌گیری می‌کنند؛ وقتی به پایگاه بیایند و ببینند توالصرخی الحسنی را ممنوع کرده‌ای و بیانش هم دیگر موجود نیست؛ حتماً به ناحق گمان می‌کنند الصرخی الحسنی دلیل علمی بزرگی آورده و بر امام ناصر محمد یمانی غلبه کرده است و حجت او را باطل گردانیده و ناصر محمد یمانی و مدیران میز گفتگو چاره‌ای نداشتند جز این که مانع ورود الصرخی الحسنی شوند. همین طوروقتی بیانی که قول داده بود با دلایل علمی بیاورد را نبینند؛ بازهم مردم درمورد گمان ناحق می‌کنند. سپس راهی برای شیطان گشوده می‌شود تا انصاررا بناحق وسوسه کند و برای آنان نامه فرستاده و بگوید:" من بیان علمی آوردم که حجت ناصر محمد یمانی را درهم می‌کوبید. برای همین هم بیانم را مخفی و عضویتم را حذف کردند".


    ولی من این ممنوعیت ورود الصرخی الحسنی را لغو کردم و بیانی را که حذف شده بود بازگرداندم تا انصار و بازدیدکنندگان پاسخ این دانشمند بزرگ علمی را ببینند. حجتی جز این نداشت که بگوید:" ناصر محمد یمانی؛ تو خطای املایی داری" این حجت علمی اوست! با این که می‌دانستم او نهایتا در مورد دو مورد مربوط به دوران خورشید با من مجادله خواهد کرد و می‌گوید:" ناصر محمد یمانی؛ براهین علمی نشان می‌دهند خورشید در عرض ۲۵ روز یک بار دور خودش می‌چرخد؛ نه آن طور که تو می‌گویی هزار روز و این از نظر علمی ثابت شده است. مدت زمان چرخش زمین هم در مدار فلکی خود آن طور که ناصر محمد یمانی می‌گوید ۳۶۰ روز نیست بلکه ۳۶۵ روز است و محاسبات تو باطل است".این چیزی بود که الصرخی الحسنی باید می‌گفت؛ اما برنامه او برای بازداشتن مردم از راه حق به هدر رفت و قبل از آن که حجتش را بر زبان بیاورد؛ دهانش را به حق بستم و دیگر راهی نماند جز این که از حجت علمی خود عقب نشینی کرده و آن را نزد خود نگهدارد و چیزی برای محاجه با ناصر محمد یمانی نداشت به جز حجت غلط املایی؛ در حالی که حجت خطاهای املایی معجزه خداوند برای ناصر محمد یمانی و حجت او برعلیه بزرگان علم نحو و لغت عربی است؛ کسانی که هیچ اشتباه املایی ندارند ولی اگر همگی جمع شوند باز نمی‌توانند مانند ناصر محمد یمانی که خطای املایی دارد؛ کتاب قرآن را بیان کنند؛ ناصر محمد یمانی خطای املایی دارد ولی هیچ خطای علمی در بیاناتش نیست ولی علمای امت در بیان علمی حق قرآن عظیم ۹۹٪ خطا دارند؛ لذا خطای املایی معجزه امام مهدی است؛ لذا چطور است که علی رغم برتری آنها از نظر املاء و تجوید و لغت و نحوه قرائت حروف(قلقله) ؛ او با بیان علمی وحق کتاب بر آنها مهیمن است؟ ناصر محمد یمانی برهان علمی حق برای آنان آورده و بهترین تفسیر را ارائه می‌کند؛ خداوند مرا برنیانگیخته تا بر سر املا با شما محاجه کنم؛ بلکه بیان حق قرآن عظیم با برهان علمی حجت من است؛ پس همان طور که قبلا به ما وعده داده بودی؛ حجت علمی‌ات را بیاور اگر راست می‌گویی؛یا مگر کارت تمام شده است( تیشه به سرت خورده )؟ خدا می‌داند من از اول به تو شک داشتم و فکر نمی کردم در جستجوی حق باشی؛ تو اگر راه حق را پیدا هم کنی از آن پیروی نخواهی کرد و معلم من خداوند، برایم کافی است و کافی است خداوند وکیل من باشد.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 5032 من الموضوع: وقت خروج الدّجال في الكتاب ..


    English فارسی Español Deutsh Italiano Melayu Türk Français


    - 2 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    28 - 04 - 1430 هـ
    24 - 04 - 2009 مـ
    12:05 صباحاً
    ________


    حجة الأخطاء الإملائية قد جعلها الله معجزة لناصر محمد اليماني وحُجة له على فطاحلة النحو واللغة العربية ..
    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخي الكريم ابن عمر المكرم المحترم، أفلا تعلم أن الزوّار والمتابعين لأخبار طاولة الحوار للمهديِّ المنتظَر حين يأتون فيشهدون أنّه تمّ حظر المدعو الصرخي الحسني وكذلك تمّ إخفاء بيانٍ له فحتماً سوف يظنون فينا بغير الحقّ وأنّ الصرخي الحسني قد جاء بدليلٍ علميٍّ عظيمٍ فهيمن على الإمام ناصر محمد اليماني وأبطلَ حُجّته، فما كان من ناصر محمد اليماني ومشرف طاولة الحوار إلا أن قاموا بحجب الصرخي الحسني، وكذلك عدم إظهار بيانه الذي وعد أنّه سوف يأتي بدليل علمي؟ فهكذا سوف يظنّ الناس فينا بغير الحقّ، ثم تجعل للشيطان سلطاناً على الأنصار فيوسوس لهم بغير الحقّ ويراسلهم فيقول: "لقد أتيتُ ببيانٍ علميٍّ يدحض حجة ناصر محمد اليماني، وما كان منه إلا أن يحجب بياني ويحذف عضويتي".

    ولكني قمت برفع الحجب عن الصرخي الحسني،
    وكذلك أعدنا بيانه المحجوب لينظر الأنصار والزوار ردَّ هذا الفطحول في العلم، وما كانت حجته إلا أن قال: "يا ناصر محمد اليماني، لديك أخطاءٌ إملائية". وهذه هي حجته العلميّة! وبرغم أني علمت أنه سوف يُحاجّني بهاتين النقطتين في دوران الشمس ويقول: "يا ناصر محمد اليماني، إنّ البرهان العلمي لدوران الشمس حول نفسها قد ثبت علمياً أنه بعد 25 يوماً وليس بعد ألف يوم كما تقول، وكذلك دوران الأرض حول فلكها هو بعد 365 يوماً وليس 360 يوم كما تقول يا ناصر محمد اليماني، وأصبحت حساباتك باطلة". وهذا ما كان ينوي قوله الصرخي الحسني فأحبطت عملية صدّه عن الحقّ وأخرستُ لسانه بالحقّ من قبل أن ينطق بحُجته، ثم ما كان منه إلا أن يتراجع عن حُجته العلميّة فيبقيها في جعبته ولم يدرِ ما يحاجّ به ناصر محمد اليماني إلا بحُجة الأخطاء الإملائية، برغم أن حجة الأخطاء الإملائية قد جعلها الله حُجة لناصر محمد اليماني على فطاحلة النحو واللغة العربية والذي لا توجد لديهم أخطاء إملائية شيئاً ولكنهم لن يستطيعوا جميعاً أن يأتوا ببيان للكتاب كمثل بيان ناصر محمد اليماني الذي لديه أخطاء إملائية، ولكنه لا توجد لديه أخطاء علميّة شيئاً، وأخطاء علماء الأمّة العلميّة للبيان الحقّ للقرآن العظيم بنسبة 99%، إذاً أصبحت الأخطاء الإملائية مُعجزة للإمام المهدي، إذ كيف يأتي بالبيان الحقّ للكتاب فيُهيمن على علماء الأمّة بسلطان العلم برغم أنهم يتفوقون عليه في الإملاء والتجويد والغنة والقلقلة؟ ولكن ناصر محمد اليماني أتاهم بسلطان العلم الحقّ وأحسن تفسيراً، ولم يبعثني الله لأحاجكم بالإملاء بل بسلطان العلم بالبيان الحقّ للقرآن العظيم، فآتنا بحُجتك العلميّة إن كنت من الصادقين كما وعدتنا بذلك، أم إنه وقع الفأس في الرأس أيها الصرخي الحسني؟ ويعلمُ الله أني أُشك فيك من أوّل وهلةٍ إنك ما جئتنا تبحث عن الحقّ، ولو علمت طريق الحقّ لما اتبعته سبيلاً، وحسبي الله مُعلمي وكفى بالله وكيلاً.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    ____________



  3. ترتيب المشاركة ورابطها: #3  Print  mPDF  PDF    رقم المشاركة لاعتمادها في الاقتباس: 260605   تعيين كل النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,659

    افتراضي

    -3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    01 - 05 - 1430 هـ
    26 - 04 - 2009 مـ
    11:08 مساءً
    ________

    بیان امام مهدی خطاب به الصرخی الحسنی و تمام مردم...


    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..

    خداوند تعالى می‌فرماید:
    {وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ} صدق الله العظيم [فاطر:37].
    { آنها در دوزخ فریاد می‌زنند: «پروردگارا! ما را خارج کن تا عمل صالحی انجام دهیم غیر از آنچه انجام می‌دادیم!»}
    خطاب به الصرخی الحسنی؛ می‌ترسم تو ازآنانی باشی که
    {يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ}

    {آنها در دوزخ فریاد می‌زنند: «پروردگارا! ما را خارج کن تا عمل صالحی انجام دهیم غیر از آنچه انجام می‌دادیم!»}
    از خدا بترس و به ناحق از آیات خداوند اعراض نکرده و مردم را از آن بازمدار.
    و اما درباره حجتی که درباره ما آورده وبه خطاهای املایی اشاره می‌کنی؛ جدم محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم؛ امیّ و بی‌سواد بود و نه می‌توانست بنویسد و نه بخواند؛ خداوند امیّ بودن ایشان را حجت حق بودنش قرار داد تا مردم یقین بیاورند او رسول و نبی پروردگارش است که این قران عظیم را بر وی نازل می‌کند؛ قرآنی که برای اهل کتاب؛ به بسیاری ازاختلافات‌شان پاسخ داده و آنها را روشن می‌کند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ فَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يُؤمِنُونَ بِهِ وَمِنْ هَؤُلَاء مَن يُؤْمِنُ بِهِ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الْكَافِرُونَ (47) وَمَا كُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ (48) بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ (49) وَقَالُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَاتٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ (50) أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (51) قُلْ كَفَى بِاللَّهِ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ شَهِيداً يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِينَ آمَنُوا بِالْبَاطِلِ وَكَفَرُوا بِاللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (52)} صدق الله العظيم [العنكبوت].
    { این گونه، کتاب [= قرآن‌] را بر تو نازل کردیم، کسانی که کتاب (آسمانی) به آنها داده‌ایم به این کتاب ایمان می‌آورند؛ و بعضی از این گروه [= مشرکان‌] نیز به آن مؤمن می‌شوند؛ و آیات ما را جز کافران انکار نمی‌کنند. (۴۷) تو هرگز پیش از این کتابی نمی‌خواندی، و با دست خود چیزی نمی‌نوشتی، مبادا کسانی که در صدد ابطال سخنان تو هستند، شک و تردید کنند! (۴۸) ولی این آیات روشنی است که در سینه دانشوران جای دارد؛ و آیات ما را جز ستمگران انکار نمی‌کنند! (۴۹) گفتند: «چرا معجزاتی از سوی پروردگارش بر او نازل نشده؟!» بگو: «معجزات همه نزد خداست ؛ من تنها بیم دهنده‌ای آشکارم! (۵۰) آیا برای آنان کافی نیست که این کتاب را بر تو نازل کردیم که پیوسته بر آنها تلاوت می‌شود؟! در این، رحمت و تذکّری است برای کسانی که ایمان می‌آورند (۵۱) بگو: «همین بس که خدا میان من و شما گواه است؛ آنچه را در آسمانها و زمین است می‌داند؛ و کسانی که به باطل ایمان آوردند و به خدا کافر شدند زیانکاران واقعی هستند! (۵۲)}
    پس دیدیم که امیّ بودن محمد رسول الله حجت خدا دربرابر انکار کنندگان آیات حقی است که پروردگارشان در قران عظیم آورده است و باعث دهشت آنها می‌شود که این فرد امیّ چنین دانشی را از کجا آورده است؛اگر خواندن و نوشتن می‌دانست؛ کسانی که در صدد انکارو باطل دانستن آن بودند شک و تردید ایجاد کرده و می‌گفتند:" این ها را از تورات وانجیل یاد گرفته‌ای". پس امیّ بودن ایشان حجتی به نفع او شد نه برعلیه‌اش.
    واما مهدی منتظر؛ شاهد حقی که خداوند علم کتاب را به او عنایت کرده است؛ می‌خواند و می‌نویسد و خطاهای املایی اندکی که دارد؛ حجت خدا برای اوست نه برعلیه‌اش؛ چگونه قرآن را به حق بیان کرده و بهترین تفسیر را در برابر علمای امت می‌آورد؛ تمام علمایی که خطاهای املایی ندارند ولی نمی‌توانند بیانی برای قرآن بیاورند که از بیانات ناصر محمد یمانی بهترباشد و قرآن را به نحو احسن تفسیر کند؟ شما در بیانات او اشتباه علمی پیدا نکرده و نخواهید کرد. خداوند علمی به من عطا نموده که از دانش تمام علمای سنی و شیعه‌ی مسلمین و علمای یهود و نصاری( مسیحی) بیشتر است؛ خداوند با بیان حق قرآن عظیم مرا بر تمامی آنان مهیمن کرده است و کسی نیست که در امور فقهی یا فیزیک کیهانی با او مجادله کند؛ مگر این که امام مهدی ناصر محمد یمانی با برهان علمی حق، بر او غالب نشود و مهیمن نباشد تا آن جا که حق جویان راهی جز تسلیم در برابر بیانات حق او نداشته باشند؛ پس می‌فهمند اگر ناصر محمد یمانی علم آموخته بود؛ با کتاب‌هایی که به دست بشریت نوشته شده‌اند با آنان محاجه می‌کرد.
    به این ترتیب پس چه کسی به مهدی منتظر ـالإنسان – بیان حق قرآن را یاد داده است؟[اشاره به آیات کریمه سوره الرحمن: الرَّحْمَـٰنُ ﴿١﴾ عَلَّمَ الْقُرْآنَ ﴿٢﴾ خَلَقَ الْإِنسَانَ ﴿٣﴾ عَلَّمَهُ الْبَيَانَ ﴿٤﴾]این خداوند الرحمن است که از راه وحی تفهیمی- نه وسوسه شیطان رجیم- بیان حق قرآن را به او آموخته است. اگر این وحی از سوی شیطان رجیم بود، ناصر محمد یمانی نمی‌توانست از آیات محکم قرآن برهان و دلیل بیاورد؛ و خدا را به شهادت می‌گیرم و شهادت خداوند میان من و شما کافی است که من شما را به حکمیت براساس کتاب خداوند؛ قرآن محفوظ از تحریف دعوت می‌کنم تا در موارد اختلاف‌تان حکم خدا را از قرآن برای‌تان بیاورم و کسانی که به دنبال حق هستند؛ از اعتراف به حق در سینه خود احساس سختی و حرج نکنند و در برابر آن کاملا تسلیم شوند. این حجت مهدی منتظر است؛ کسی که خداوند علم کتاب را به او عنایت فرموده است و او حق بودن حقایق آمده در کتاب خدا قرآن عظیم را در تمامی علوم منطقی -چه در آفاق و چه در انفس -به مردم ثابت می‌کند تا حق برای‌شان روشن گردد. و اگر مردم بیان حق ذکر را تکذیب و رد کنند؛ خداوند مهدی منتظر را با سیاره عذاب در یک شب بر تمام مردم جهان غالب خواهد کرد؛ سیاره عذابی که یکی از نشانه‌های بزرگ ساعت است و به صورت دوره‌ای به سراغ زمین می‌آید- لواحة للبشر- . شبی که در آن؛ شب از روز پیشی می‌گیرد و آن چنان ناگهانی به سراغ کافران می‌آید که بهت زده شده و قادر به دفع آن نبوده و یار و یاوری در برابر آن نخواهند داشت. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ ۚ سَأُرِ‌يكُمْ آيَاتِي فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ ﴿٣٧﴾ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣٨﴾ لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ‌ وَلَا عَن ظُهُورِ‌هِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُ‌ونَ ﴿٣٩﴾ بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَ‌دَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُ‌ونَ ﴿٤٠﴾ وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُ‌سُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُ‌وا مِنْهُم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٤١﴾ قُلْ مَن يَكْلَؤُكُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ‌ مِنَ الرَّ‌حْمَـٰنِ ۗ بَلْ هُمْ عَن ذِكْرِ‌ ربّهم مُّعْرِ‌ضُونَ ﴿٤٢﴾ أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ تَمْنَعُهُم مِّن دُونِنَا ۚ لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ‌ أَنفُسِهِمْ وَلَا هُم مِّنَّا يُصْحَبُونَ ﴿٤٣﴾ بَلْ مَتَّعْنَا هَـٰؤُلَاءِ وَآبَاءَهُمْ حَتَّىٰ طَالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ‌ ۗ أَفَلَا يَرَ‌وْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْ‌ضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَ‌افِهَا ۚ أَفَهُمُ الْغَالِبُونَ ﴿٤٤﴾قُلْ إِنَّمَا أُنذِرُ‌كُم بِالْوَحْيِ ۚ وَلَا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاءَ إِذَا مَا يُنذَرُ‌ونَ ﴿٤٥﴾ وَلَئِن مَّسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِّنْ عَذَابِ ربّك لَيَقُولُنَّ يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].
    {انسان از عجله آفریده شده؛ ولی عجله نکنید؛ بزودی آیاتم را به شما نشان خواهم داد! (۳۷) آنها می‌گویند: «اگر راست میگویید، این وعده کی فرا می‌رسد؟!» (۳۸) ولی اگر کافران می‌دانستند زمانی که (فرا می‌رسد) نمی‌توانند شعله‌های آتش را از صورت و از پشتهای خود دور کنند، و هیچ کس آنان را یاری نمی‌کند (۳۹) ندارند، و به آنها مهلت داده نمی‌شود! (۴۰) پیامبران پیش از تو را (نیز) استهزا کردند؛ امّا سرانجام، آنچه را استهزا می‌کردند دامان مسخره‌کنندگان را گرفت (۴۱) بگو: «چه کسی شما را در شب و روز از خداوند بخشنده نگاه می‌دارد؟!» ولی آنان از یاد پروردگارشان روی‌گردانند! (۴۲) آیا آنها خدایانی دارند که می‌توانند در برابر ما از آنان دفاع کنند؟! ـآن هاـ نمی‌توانند خودشان را یاری دهند ؛ و نه از ناحیه ما با نیرویی یاری می‌شوند! (۴۳) ما آنها و پدرانشان را بهره‌مند ساختیم، تا آنجا که عمر طولانی پیدا کردند آیا نمی‌بینند که ما پیوسته به سراغ زمین آمده، و از آن ( اهلش) می‌کاهیم؟! آیا آنها غالبند (۴۴)بگو: «من تنها بوسیله وحی شما را انذار می‌کنم!» ولی آنها که گوشهایشان کر است، هنگامی که انذار می‌شوند، سخنان را نمی‌شنوند! (۴۵) اگر کمترین عذاب پروردگارت به آنان برسد، فریادشان بلند می‌شود که: «ای وای بر ما! ما همگی ستمگر بودیم!» (۴۶)}
    یعنی بعد از این که به صورت مکرر خورشید به ماه رسید(ادراک) و قبل از برپاشدن قیامت؛ آتش به سراغ آنان خواهد آمد چون یکی از نشانه‌ای بزرگ ساعت است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلا مَلائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ ربّك إِلا هُوَ وَمَا هِيَ إِلا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ (31) كَلا وَالْقَمَرِ (32) وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ (33) وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ (34) إِنَّهَا لإٍحْدَى الْكُبَرِ (35) نَذِيراً لِلْبَشَرِ (36) لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ (37)} صدق الله العظيم [المدثر].
    {مأموران دوزخ را فقط فرشتگان (عذاب) قرار دادیم، و تعداد آنها را جز برای فتنه کافران معیّن نکردیم تا اهل کتاب [= یهود و نصاری‌] یقین پیدا کنند و بر ایمان مؤمنان بیفزاید، و اهل کتاب و مؤمنان تردید به خود راه ندهند، و بیماردلان و کافران بگویند: «خدا از این توصیف چه منظوری دارد؟!» این گونه خداوند هر کس را بخواهد گمراه می‌سازد و هر کس را بخواهد هدایت می‌کند! و لشکریان پروردگارت را جز او کسی نمی‌داند، و این جز هشدار و تذکّری برای انسانها نیست! (۳۱) اینچنین نیست که آنها تصوّر می‌کنند سوگند به ماه، (۳۲) و به شب، هنگامی که بازگردد (۳۳) و به صبح هنگامی که چهره بگشاید،(زمان دقیق تولد هلال در سپیده دم) (۳۴) که آن ( سقر ) از نشانه های بزرگ است! (۳۵) هشدار و انذاری است برای همه انسانها، (۳۶) برای کسانی از شما که می‌خواهند پیش افتند یا عقب بمانند (۳۷)}

    و نشانه دود آشکار(دخان المبین) هم از این سیاره نشأت می‌گیرد که دردوران بیان حق قرآن توسط مهدی منتظر به سراغ‌تان خواهد آمد؛ این دود آشکار؛خود نشانه‌ای از نشانه‌های بزرگ ساعت است؛ نشانه تصدیقی از نزد پروردگار، که مهدی منتظرمراقب و چشم انتظار رسیدن آن است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَارْ‌تَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِينٍ ﴿١٠﴾ يَغْشَى النَّاسَ ۖ هَـٰذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١١﴾ رَّ‌بَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ ﴿١٢﴾ أَنَّىٰ لَهُمُ الذِّكْرَ‌ىٰ وَقَدْ جَاءَهُمْ رَ‌سُولٌ مُّبِينٌ ﴿١٣﴾ ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ ﴿١٤﴾ إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلًا ۚ إِنَّكُمْ عَائِدُونَ ﴿١٥﴾ يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَ‌ىٰ إِنَّا مُنتَقِمُونَ ﴿١٦﴾} صدق الله العظيم [الدخان].
    {پس منتظر روزی باش که در آسمان دود آشکاری پدید آید... (۱۰) که همه مردم را فرامی‌گیرد؛ این عذاب دردناکی است! (۱۱) پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می‌آوریم. (۱۲) چگونه و از کجا متذکر می‌شوند با اینکه رسول روشنگر به سراغشان آمد! (۱۳) سپس از او روی گردان شدند و گفتند: «او تعلیم یافته‌ای دیوانه است!» (۱۴) ما عذاب را کمی برطرف می‌سازیم، ولی باز به کارهای خود بازمی‌گردید! (۱۵) در آن روز که آنها را با قدرت خواهیم گرفت؛ آری ما انتقام گیرنده‌ایم! (۱۶)}
    چرا خداوند تعالی نفرمود: عذاب کافران را فرامی‌گیرد؟ بلکه می‌فرماید:
    {يَغْشَى النَّاسَ ۖ هَـٰذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١١﴾ رَّ‌بَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم،
    {که همه مردم را فرامی‌گیرد؛ این عذاب دردناکی است! (۱۱) پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می‌آوریم. (۱۲)}
    چون اگر مردم-کافر و مسلمان- بیان حق ذکررا تکذیب کنند؛ عذاب خداوند همه گیر خواهد بود و تمام مناطق و شهرها که مردم در آن هستند را در برمی‌گیرد؛ حتی مکه مکرمه را؛ چون مهدی منتظر با قرآن عظیم برای آنها حجت آورده و محاجه می‌کند ولی آنها از ذکرشان رومی‌گردانند و می‌خواهند حق از امیال آنان پیروی کند و برای همین عذاب هم شهرها و قریه های مسلمانان را فرامی‌گیرد و هم کافران را. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِن مَّن قَرْيَةٍ إِلاَّ نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا كَانَ ذَلِك فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا} صدق الله العظيم [الإسراء:58].
    {هیچ شهر و آبادی نیست مگر اینکه آن را پیش از روز قیامت هلاک می‌کنیم؛ یا به عذاب شدیدی گرفتارشان خواهیم ساخت؛ این، در کتاب مسطور ثبت است}
    و این از آن روست که ظهور سیاره عذاب؛ آیه و نشانه تصدیق بیان حق ذکراست که محمد رسول الله-صلی الله علیه و آله و سلم-آن را برای تمام مردم آورده است و آنها از ذکرشان روگردانند. در گذشته خداوند قبل از فرستادن نشانه و آیت عذاب؛ نشانه معجزه را می‌فرستد تا اگر نسبت به نشانه معجزه کافر شدند؛ سپس نشانه عذاب فرود آید. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَإِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا ۗ قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّـهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـٰهٍ غَيْرُ‌هُ ۖ قَدْ جَاءَتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن ربّكمْ ۖ هَـٰذِهِ نَاقَةُ اللَّـهِ لَكُمْ آيَةً ۖ فَذَرُ‌وهَا تَأْكلّ فِي أَرْ‌ضِ اللَّـهِ ۖ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿٧٣﴾وَاذْكُرُ‌وا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِن بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْ‌ضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُورً‌ا وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتًا ۖ فَاذْكُرُ‌وا آلَاءَ اللَّـهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْ‌ضِ مُفْسِدِينَ ﴿٧٤﴾ قَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُ‌وا مِن قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صَالِحًا مُّرْ‌سَلٌ مِّن رَّ‌بِّهِ ۚ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْ‌سِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ ﴿٧٥﴾ قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُ‌وا إِنَّا بِالَّذِي آمَنتُم بِهِ كَافِرُ‌ونَ ﴿٧٦﴾ فَعَقَرُ‌وا النَّاقَةَ وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ‌ ربّهم وَقَالُوا يَا صَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الْمرسلين ﴿٧٧﴾ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّ‌جْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِ‌هِمْ جَاثِمِينَ ﴿٧٨﴾ فَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِ‌سَالَةَ ربّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ ﴿٧٩﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {به سوی (قوم) ثمود، برادرشان صالح را (فرستادیم)؛ گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید، که جز او، معبودی برای شما نیست! دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده: این «ناقه» الهی برای شما معجزه‌ای است؛ او را به حال خود واگذارید که در زمین خدا بخورد! و آن را آزار نرسانید، که عذاب دردناکی شما را خواهد گرفت! (۷۳)و به خاطر بیاورید که شما را جانشینان قوم «عاد» قرار داد، و در زمین مستقر ساخت، که در دشتهایش، قصرها برای خود بنا می‌کنید؛ و در کوه‌ها، برای خود خانه‌ها می تراشید! بنابر این، نعمتهای خدا را متذکر شوید! و در زمین، به فساد نکوشید!» (۷۴) اشراف متکبر قوم او، به مستضعفانی که ایمان آورده بودند، گفتند: «آیا شما یقین دارید که صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟!» آنها گفتند: «ما به آنچه او بدان مأموریت یافته، ایمان آورده‌ایم.» (۷۵) متکبران گفتند: «ما به آنچه شما به آن ایمان آورده‌اید، کافریم!» (۷۶) سپس «ناقه» را پی کردند، و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند؛ و گفتند: «ای صالح! اگر تو از فرستادگان (خدا) هستی، آنچه ما را با آن تهدید می‌کنی، بیاور!» (۷۷) سرانجام زمین لرزه آنها را فرا گرفت؛ و صبحگاهان، جسم بی‌جانشان در خانه‌هاشان باقی مانده بود. (۷۸) (صالح) از آنها روی برتافت؛ و گفت: «ای قوم! من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ کردم، و شرط خیرخواهی را انجام دادم، ولی (چه کنم که) شما خیرخواهان را دوست ندارید!» (۷۹)}
    خداوند تعالی می‌فرماید:

    {كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمرسلين ﴿١٤١﴾ إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿١٤٢﴾ إِنِّي لَكُمْ رَ‌سُولٌ أَمِينٌ ﴿١٤٣﴾ فَاتَّقُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُونِ ﴿١٤٤﴾ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ‌ ۖ إِنْ أَجْرِ‌يَ إِلَّا عَلَىٰ ربّ العالمين ﴿١٤٥﴾ أَتُتْرَ‌كُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ ﴿١٤٦﴾ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿١٤٧﴾ وَزُرُ‌وعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ ﴿١٤٨﴾ وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِ‌هِينَ ﴿١٤٩﴾ فَاتَّقُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُونِ ﴿١٥٠﴾ وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ‌ الْمُسْرِ‌فِينَ ﴿١٥١﴾ الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْ‌ضِ وَلَا يُصْلِحُونَ ﴿١٥٢﴾ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِ‌ينَ ﴿١٥٣﴾ مَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ‌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿١٥٤﴾ قَالَ هَـٰذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْ‌بٌ وَلَكُمْ شِرْ‌بُ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿١٥٥﴾ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿١٥٦﴾ فَعَقَرُ‌وهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ ﴿١٥٧﴾ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُ‌هُم مُّؤْمِنِينَ ﴿١٥٨﴾ وَإِنَّ ربّك لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّ‌حِيمُ ﴿١٥٩﴾} صدق الله العظيم [الشعراء].
    {قوم ثمود رسولان (خدا) را تکذیب کردند، (۱۴۱) هنگامی که صالح به آنان گفت: «آیا تقوا پیشه نمی‌کنید؟! (۱۴۲) من برای شما پیامبری امین هستم! (۱۴۳) پس تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید! (۱۴۴) من در برابر این دعوت، اجر و پاداشی از شما نمی‌طلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است! (۱۴۵) آیا شما تصوّر می‌کنید همیشه در نهایت امنیّت در نعمتهایی که اینجاست می‌مانید، (۱۴۶) در این باغها و چشمه‌ها، (۱۴۷) در این زراعتها و نخلهایی که میوه‌هایش شیرین و رسیده است؟! (۱۴۸) و از کوه‌ها خانه‌هایی می‌تراشید، و در آن به عیش و نوش می‌پردازید! (۱۴۹) پس از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید! (۱۵۰) و فرمان مسرفان را اطاعت نکنید! (۱۵۱) همانها که در زمین فساد می‌کنند و اصلاح نمی‌کنند!» (۱۵۲) گفتند: «(ای صالح!) تو از افسون شدگانی (۱۵۳) تو فقط بشری همچون مائی؛ اگر راست می‌گویی آیت و نشانه‌ای بیاور!» (۱۵۴) گفت: «این ناقه‌ای است برای او سهمی ؛ و برای شما سهم روز معینّی است! (۱۵۵) کمترین آزاری به آن نرسانید، که عذاب روزی بزرگ شما را فرا خواهد گرفت!» (۱۵۶) سرانجام بر آن (ناقه) حمله نموده آن را «پی» کردند؛ (سپس از کرده خود پشیمان شدند! (۱۵۷) و عذاب الهی آنان را فرا گرفت؛ در این، آیت و نشانه‌ای است؛ ولی بیشتر آنان مؤمن نبودند! (۱۵۸) و پروردگار تو عزیز و رحیم است! (۱۵۹)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَلَقَدْ أَرْ‌سَلْنَا إِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ فَإِذَا هُمْ فَرِ‌يقَانِ يَخْتَصِمُونَ ﴿٤٥﴾ قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ ۖ لَوْلَا تَسْتَغْفِرُ‌ونَ اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْ‌حَمُونَ ﴿٤٦﴾ قَالُوا اطَّيَّرْ‌نَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَ ۚ قَالَ طَائِرُ‌كُمْ عِندَ اللَّـهِ ۖ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ ﴿٤٧﴾ وَكَانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَ‌هْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْ‌ضِ وَلَا يُصْلِحُونَ ﴿٤٨﴾ قَالُوا تَقَاسَمُوا بِاللَّـهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ وَأَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ مَا شَهِدْنَا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ ﴿٤٩﴾ وَمَكَرُ‌وا مَكْرً‌ا وَمَكَرْ‌نَا مَكْرً‌ا وَهُمْ لَا يَشْعُرُ‌ونَ ﴿٥٠﴾ فَانظُرْ‌ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ مَكْرِ‌هِمْ أَنَّا دَمَّرْ‌نَاهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٥١﴾ فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خَاوِيَةً بِمَا ظَلَمُوا ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿٥٢﴾ وَأَنجَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ ﴿٥٣﴾} صدق الله العظيم [النمل].
    {ما به سوی «ثمود»، برادرشان «صالح» را فرستادیم که: خدای یگانه را بپرستید! امّا آنان به دو گروه تقسیم شدند که به مخاصمه پرداختند. (۴۵) (صالح) گفت: «ای قوم من! چرا برای بدی قبل از نیکی عجله می‌کنید چرا از خداوند تقاضای آمرزش نمی‌کنید تا شاید مشمول رحمت شوید؟!» (۴۶) آنها گفتند: «ما تو را و کسانی که با تو هستند به فال بد گرفتیم!» (صالح) گفت: «فال بد شما نزد خداست ؛ بلکه شما گروهی هستید فریب‌خورده! (۴۷) و در آن شهر، نه گروهک بودند که در زمین فساد می‌کردند و اصلاح نمی‌کردند. (۴۸) آنها گفتند: «بیایید قسم یاد کنید به خدا که بر او [= صالح‌] و خانواده اش شبیخون می زنیم سپس به ولیّ دم او می‌گوییم: ما هرگز از هلاکت خانواده او خبر نداشتیم و در این گفتار خود صادق هستیم!» (۴۹) آنها نقشه مهمّی کشیدند، و ما هم نقشه مهمّی؛ در حالی که آنها درک نمی‌کردند! (۵۰) بنگر عاقبت توطئه آنها چه شد، که ما آنها و قومشان همگی را نابود کردیم؛ (۵۱) این خانه‌های آنهاست که بخاطر ظلم و ستمشان خالی مانده؛ و در این نشانه روشنی است برای کسانی که آگاهند! (۵۲) و کسانی را که ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند نجات دادیم! (۵۳)}
    و
    خداوند تعالی می‌فرماید: {كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ‌ ﴿٢٣﴾ فَقَالُوا أَبَشَرً‌ا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ‌ ﴿٢٤﴾ أَأُلْقِيَ الذِّكْرُ‌ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ‌ ﴿٢٥﴾ سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ‌ ﴿٢٦﴾ إِنَّا مُرْ‌سِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْ‌تَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ‌ ﴿٢٧﴾وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ ۖ كلّ شِرْ‌بٍ مُّحْتَضَرٌ‌ ﴿٢٨﴾ فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ‌ ﴿٢٩﴾ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ‌ ﴿٣٠﴾ إِنَّا أَرْ‌سَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ‌ ﴿٣١﴾ وَلَقَدْ يَسَّرْ‌نَا الْقرآن لِلذِّكْرِ‌ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ‌ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [القمر].
    {طایفه ثمود انذارهای الهی را تکذیب کردند، (۲۳) و گفتند: «آیا ما از بشری از جنس خود پیروی کنیم؟! اگر چنین کنیم در گمراهی و جنون خواهیم بود! (۲۴) آیا از میان ما تنها بر او وحی نازل شده؟! نه، او آدم بسیار دروغگوی هوسبازی است! (۲۵) ولی فردا می‌فهمند چه کسی دروغگوی هوسباز است! (۲۶) ما «ناقه» را برای آزمایش آنها می‌فرستیم؛ در انتظار پایان کار آنان باش و صبر کن! (۲۷)و به آنها خبر ده که آب (قریه) باید در میانشان تقسیم شود، (یک روز سهم ناقه، و یک روز برای آنها) و هر یک در نوبت خود باید حاضر شوند! (۲۸) آنها یکی از یاران خود را صدا زدند، او به سراغ این کار آمد و (ناقه را) پی کرد! (۲۹) پس عذاب و انذارهای من چگونه بود! (۳۰) ما فقط یک صیحه بر آنها فرستادیم و بدنبال آن همگی بصورت گیاه خشکی درآمدند که صاحب چهارپایان جمع‌آوری می‌کند! (۳۱) ما قرآن را برای یادآوری آسان ساختیم؛ آیا کسی هست که متذکّر شود؟! (۳۲)}
    این قاعده و روش معمول در کتاب است که همیشه قبل از فرود نشانه و آیت عذاب؛ نشانه تصدیق فرستاده می‌شد تا این که قرآن عظیم آمد و بعد از آمدن قرآن؛ خداوند آیه عذاب را قبل از فرستادن آیات تصدیق فرود می‌آورد چرا که در تمامی امت‌های اولیه؛ مردم نسبت به تمام آیات تصدیقی که قبل از نزول عذاب فرستاده می‌شد کافرمی‌شدند. و خداوند تعالی می‌فرماید:
    وَإِن مِّن قَرْ‌يَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا ۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورً‌ا ﴿٥٨﴾وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْ‌سِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَن كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ۚ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَ‌ةً فَظَلَمُوا بِهَا ۚ وَمَا نُرْ‌سِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].
    {هیچ شهر و آبادی نیست مگر اینکه آن را پیش از روز قیامت هلاک می‌کنیم؛ یا به عذاب شدیدی گرفتارشان خواهیم ساخت؛ این، در کتاب مسطور ثبت است(۵۸)هیچ چیز مانع ما نبود که این معجزات را بفرستیم جز اینکه پیشینیان آن را تکذیب کردند؛ ما به (قوم) ثمود، ناقه دادیم؛ (معجزه‌ای) که روشنگر بود؛ اما بر آن ستم کردند و ما معجزات را فقط برای بیم دادن (و اتمام حجت) می‌فرستیم. (۵۹)}
    سپس خداوند بعد از این که ایمان آوردند و بیان حق ذکر را تصدیق کردند- بیاناتی که کفار و مسلمانان از آن روگردانند- عذاب را از مردم برمی‌دارد؛ مگر کسی که خدا بخواهد هلاکش کند یا نجاتش دهد.تصدیق فرموده خداود تعالی:
    {فَارْ‌تَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِينٍ ﴿١٠﴾ يَغْشَى النَّاسَ ۖ هَـٰذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١١﴾ رَّ‌بَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ ﴿١٢﴾ أَنَّىٰ لَهُمُ الذِّكْرَ‌ىٰ وَقَدْ جَاءَهُمْ رَ‌سُولٌ مُّبِينٌ ﴿١٣﴾ ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ ﴿١٤﴾ إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلًا ۚ إِنَّكُمْ عَائِدُونَ ﴿١٥﴾ يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَ‌ىٰ إِنَّا مُنتَقِمُونَ ﴿١٦﴾} صدق الله العظيم [الدخان].
    {پس منتظر روزی باش که در آسمان دود آشکاری پدید آید... (۱۰) که همه مردم را فرامی‌گیرد؛ این عذاب دردناکی است! (۱۱) (می‌گویند: پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می‌آوریم. (۱۲) چگونه: و از کجا متذکر می‌شوند با اینکه رسول روشنگر (با معجزات و منطق روشن) به سراغشان آمد! (۱۳) سپس از او روی گردان شدند و گفتند: «او تعلیم یافته‌ای دیوانه است!» (۱۴) ما عذاب را کمی برطرف می‌سازیم، ولی باز به کارهای خود بازمی‌گردید! (۱۵) (ما از آنها انتقام می‌گیریم) در آن روز که آنها را با قدرت خواهیم گرفت؛ آری ما انتقام گیرنده‌ایم! (۱۶)}

    ای الصرخی الحسنی؛ به پرودگارمن و تو و پروردگار همه چیز؛به پروردگار عالمیان قسم من امام مهدی منتظرحق پروردگارتان هستم و تو می‌خواهی مردم را از اتباع او بازداری تا از حق آمده از پروردگاتان پیروی نکنند وسیاره عذاب به کره زمین شما نزدیک شده است و شما نمی‌دانید. این سیاره به حول و قوت الهی کاملا ناگهانی سراغ‌تان می‌آید؛ در حالی که شما غافلانه از ذکرتان- قرآن عظیم- رومی‌گردانید؛ آیا فکر نمی‌کنید؟
    و من امام مهدی حق پروردگارتان نجات شما را می‌خواهم نه هلاکت‌تان را. اما شما دریافته‌اید که بیان ناصر محمد یمانی به حق در زمان مقدر شده در کتاب مسطور؛ آمده است؛ در عصری که سیاره عذاب به کره زمین نزدیک می‌شود؛ شما و تعداد کثیری از مردم خبر نزدیک شدن سیاره عذاب که آن را ( نيبيرو Nibiru Planet X )،می‌نامید را دیده و شنیده‌اید ولی تنها کاری که می‌کنید تکذیب بیان حق ذکر است که علم و منطق در عالم واقعی و حقیقی آن را تصدیق می‌کند.
    به خداوند واحد قهار که همه ابصار را درک کرده و ازآنها آگاه است در حالی که دیده ها قادر به درک او نیست قسم؛ من این فرمان را از خداوند واحد قهار گرفتم تا به شما هشدار دهم سیاره عداب به زمین‌تان نزدیک می‌شود؛ من پیرودانشمندان فضا نیستم و با تألیفات آنها در مورد سیاره عذاب، برای شما حجت نمی‌آورم. بلکه این امر را به تفصیل از کتاب خداوند قرآن عظیم برای‌تان تشریح می‌کنیم و به شما گفتم این سیاره آتش است و به شما یاد دادم که از جانب قطب‌ها به زمین نزدیک می‌شود. به شما خبر دادم که مکان این سیاره در فضاء کجاست و بعد از زمین شما قرار گرفته و پایین ترین سیاره است و به شما گفتیم این سیاره از اجرام صادر کننده نور(درخشان) است؛ نه از اجرامی که نور خود را از دیگر اجرام می‌گیرند(تابان)؛ چون جرم آسمانی منیر نور خود را از اجرام آسمانی صادر کننده نور(درخشان) می‌گیرند و من حق را به تفصیل از کتاب خدا برای‌تان بیان کردم. تا حق آمده از نزد پروردگار؛ برای‌تان روشن شود و این که دریابید خداوند بیان حق و همه جانبه قرآن عظیم را به ناصر محمد الیمانی عطا نموده است. اما سخن کسانی از شما که اهل تدبر و اندیشیدن نیستند تنها این است که:" در این صورت ناصر محمد یمانی با کافران فاجر توافق نموده تا علوم فیزیک کیهانی را بیاورند آنها را که مطابق بیان ناصر محمد یمانی است ؛ چطور بیانش برای قرآن را مطابق علوم آنها می‌کند؟"مهدی منتظر در مورد آنان به حق فتوا داده و در پاسخ‌شان می‌گوید: شما مانند چهارپایان هستید؛ بلکه گمراه‌تر...چطور کافران فاجر برای دعوت مردم عالم به سوی لا اله الا الله محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از ناصر محمد یمانی حمایت می‌کنند ؟ چطور ممکن است کافران فاجر به دعوت امام ناصر محمد یمانی از مسلمانان برای بازگشت به کتاب خدا و سنت حق رسول حمایت می‌کنند؟ آیا آنها را انصار و یاران حق قرار داده و خودتان را کافر می‌دانید؟ از خدا نمی‌ترسید؟
    ولی من از تمام علوم آنها پیروی نمی‌کنم؛ مگر آن چه که مطابق با کتاب باشد؛ و هر بخشی از دانش آنها که خلاف آیات محکم قرآن عظیم بیایم: آن را زیر پایم می‌اندازم وهرچه را که مخالف کتاب خدا باشد پشت سرم رها می‌نمایم. مثل همین موضوعی که از راه اینترنت جهانی منتشر کرده و ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ را پایان دنیا دانسته‌اند؛ و می‌گویم این پایان دنیا نیست؛ بلکه سیاره عذاب هربار که از طرف قطب‌ها ظاهر می‌شود؛ از جمعیت زمینیان می‌کاهد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {بَلْ مَتَّعْنَا هَؤُلَاء وَآبَاءهُمْ حَتَّى طَالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ أَفَلَا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا أَفَهُمُ الْغَالِبُونَ (44)} صدق الله العظيم [الأنبياء].
    {ما آنها و پدرانشان را بهره‌مند ساختیم، تا آنجا که عمر طولانی پیدا کردند ؛ آیا نمی‌بینند که ما از اطراف (قطبها)به سراغ زمین آمده، و از آن می‌کاهیم؟! آیا آنها غالبند (یا ما)؟!}
    یعنی خداوند تکذیب کنندگان حق آمده از نزد پروردگارشان را با سیاره عذاب به هزیمت وامی‌دارد و هرکس را که بخواهد هلاک کرده و با رحمت خود -بلای- آن را از هرکس که بخواهد دور می‌کند؛ تمام بشریت هلاک نشده و نمی‌شوند؛ بلکه با هربار عبورش از جمعیت زمینیان می‌کاهد. این سیاره در طول ۵۰ هزار سال دوازده بار از کنار زمین عبور می‌کند و عبور این بارش از همه دفعات شدیدتر است.
    ما تعیین و تحدید زمان عبور این سیاره توسط آنان را هم رد کرده و می‌گوییم: حاشالله که روز جمعه ۲۱ دسامیر ۲۰۱۲ روز آمدن آن سیاره باشد؛ خیر سیاره عذاب ناگهانی از راه می‌رسد و مبهوت‌شان می‌کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ ۚ سَأُرِ‌يكُمْ آيَاتِي فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ ﴿٣٧﴾ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣٨﴾ لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ‌ وَلَا عَن ظُهُورِ‌هِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُ‌ونَ ﴿٣٩﴾ بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَ‌دَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُ‌ونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].
    {انسان از عجله آفریده شده؛ ولی عجله نکنید؛ بزودی آیاتم را به شما نشان خواهم داد! (۳۷) آنها می‌گویند: «اگر راست میگویید، این وعده کی فرا می‌رسد؟!» (۳۸) ولی اگر کافران می‌دانستند زمانی که (فرا می‌رسد) نمی‌توانند شعله‌های آتش را از صورت و از پشتهای خود دور کنند، و هیچ کس آنان را یاری نمی‌کند (۳۹) بطور ناگهانی به سراغشان می‌آید و مبهوتشان می‌کند؛ آنچنان که توانایی دفع آن را ندارند، و به آنها مهلت داده نمی‌شود! (۴۰)}

    واز آنجایی که من پیرو علوم حق کتاب خدا قرآن عظیم هستم برای همین زمان آمدن آن را که توسط تعداد کثیری از علمای غرب اعلان شده رد می‌کنم و قول خداوند تعالی را تصدیق می‌نمایم که می‌فرماید:
    {بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَ‌دَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُ‌ونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم.
    {بطور ناگهانی به سراغشان می‌آید و مبهوتشان می‌کند؛ آنچنان که توانایی دفع آن را ندارند، و به آنها مهلت داده نمی‌شود! (۴۰)}

    ای جماعت ملسمین و ای مردم جهان از خدا بترسید:
    {فَفِرُّ‌وا إِلَى اللَّـهِ ۖ إِنِّي لَكُم منه نَذِيرٌ‌ مُّبِينٌ ﴿٥٠﴾ وَلَا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّـهِ إِلَـٰهًا آخَرَ‌ ۖ إِنِّي لَكُم منه نَذِيرٌ‌ مُّبِينٌ ﴿٥١﴾} [الذاريات]،
    {پس به سوی خدا بگریزید، که من از سوی او برای شما بیم‌دهنده‌ای آشکارم! (۵۰) و با خدا معبود دیگری قرار ندهید، که من برای شما از سوی او بیم‌دهنده‌ای آشکارم! (۵۱)}
    و همراه خدا ؛ هیچ یک از بندگان مقرب او را نخوانید ای جماعت شیعیان که این شرک نسبت به خداوند عظیم است؛ و کسی که به خدا شرک بیاورد؛ ظلم بسیار بزرگی به خود کرده است و تمام ائمه ال بیت در روزی که در برابر خداوند قرار خواهید گرفت؛ نسبت به دعای شما به درگاهشان- و خوانده شدن‌شان به جای خدا – کافر خواهند بود. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكَانَكُمْ أَنْتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَكَاؤُهُمْ مَا كُنْتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ (28) فَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِنْ كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ (29) هُنَالِكَ تَبْلُو كلّ نَفْسٍ مَا أَسْلَفَتْ وَرُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الحقّ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ (30)} صدق الله العظيم [يونس].
    {روزی را که همه آنها را جمع می‌کنیم، سپس به مشرکان می‌گوییم: «شما و معبودهایتان در جای خودتان باشید سپس آنها را از هم جدا می‌سازیم و معبودهایشان (به آنها) می‌گویند: «شما (هرگز) ما را عبادت نمی‌کردید!» (۲۸) همین بس که خدا میان ما و شما گواه باشد، که ما از عبادت شما غافل بودیم! (۲۹) در آن جا، هر کس عملی را که قبلاً انجام داده است، می‌آزماید. و همگی بسوی «اللّه» -مولا و سرپرستِ حقیقی خود- بازگردانده می‌شوند؛ و چیزهایی را که بناحق همتای خدا قرار داده بودند(اولیای خداوند)،از دسترس آنها گم می‌شوند! (۳۰)}
    ولی بندگان مقرب خداوند نسبت به عبادت شما کافر خواهند بود و در پیشگاه خدا برعلیه شما هستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّـهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ ﴿٥﴾وَإِذَا حُشِرَ‌ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِ‌ينَ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [الأحقاف].
    {وچه کسی گمراه تراست از آن که غیر از الله را می خواند که تا روز قیامت او را اجابت نکند, وآنها (= معبودان ) از خواندن (ودعای) ایشان (کاملاً) بی خبرند؟!(۵)و هنگامی که مردم محشور می‌شوند، معبودهای آنها دشمنانشان خواهند بود؛ حتّی عبادت آنها را انکار می‌کنند! (۶)}
    ای جماعت مسلمین؛ چطور بندگان مقرب را می‌خوانید در حالی که آنها هم مانند شما بنده خداهستند ونه می‌توانند مشکلی را برطرف سازند و نه تغییری در آن ایجاد نمایند؛ آیا از خدا نمی‌ترسید؟ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلَا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ‌ عَنكُمْ وَلَا تَحْوِيلًا ﴿٥٦﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَىٰ ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَ‌بُ وَيَرْ‌جُونَ رَ‌حْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ} صدق الله العظيم [الإسراء:56-57].
    {بگو: «کسانی را که غیر از خدا (معبود خود) می‌پندارید، بخوانید! آنها نه می‌توانند مشکلی را از شما برطرف سازند، و نه تغییری در آن ایجاد کنند.» (۵۶) کسانی را که آنان می‌خوانند، خودشان وسیله‌ای رابه پروردگارشان می‌جویند، تا کدام به او نزدیک‌تر باشند؛ و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می‌ترسند؛ }
    همانا که بندگاه مقرب و مکرم خداوند از عذاب خدا می‌ترسند و به رحمت او امیدوارند؛ پس اگر می‌خواهید از آنان پیروی نمایید؛ شما هم از عذاب خدا بترسید و به رحمتش امیدوار باشید که او بیش از همه بندگانش به شما رحیم‌ است؛ ای جماعتی ازتمام مسلمین که به پروردگارتان شرک آورده‌اید ؛ جز خداوند هیچ احدی را نخوانید باشد که هدایت شوید و از حق آمده از نزد پروردگارتان پیروی کنید؛ همانا که خداوند مرا برای یاری دعوت محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم – برانگیخته ؛ من بدعت گزار و آغاز گر-دین جدید- نیستم بلکه پیرو کتاب خدا و سنت حق رسولش بوده و بصیرت من همان بصیرت محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم – است یعنی کتاب خدا و سنت حق رسولش چون من از پیروان و تابعان محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم – هستم چطور می‌توانم با بصیرتی غیر از بصیرت محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم – با شما محاجه کنم؟ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسبحان اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ} صدق الله العظيم [يوسف:108].
    {بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم! منزّه است خدا! و من از مشرکان نیستم}
    پس چرا دعوت حق من که بر اساس بصیرتی از نزد پروردگارم است را تکذیب می‌کنید؛این بصیرت؛ کتاب خدا و سنت حق رسول اوست؟ آیا حق را باطل و باطل را حق می‌بینید؟ و حکم با خداوند خیر الفاصلین است؛ اگر مسلمانید پس چرا مردم را از دعوت به سوی توحید بازمی‌دارید؟ حکم با خداوند اسرع الحاسبین است؛ چرا مردم را از دعوتی باز می‌دارید که آنان را به دوری از شرک آوردن به خدا فرا خوانده و از آنان می‌خواهد کسی را همراه خدا نخوانند؟ آیا دعوت حق پروردگارتان را تکذیب می‌کنید؟
    {وَإِنْ يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ} [غافر:12].
    {و اگر براى او شريكى قرار مى‌دادند شما به آن شريك ايمان مى‌آورديد}


    سبحان ربّك ربّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ، وَسَلامٌ عَلى الْمرسلين، وَالحمد للهِ ربّ العالمين..
    الداعي إلى الصراط المستقيم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني

    اقتباس المشاركة: 5033 من الموضوع: وقت خروج الدّجال في الكتاب ..



    English فارسی Español Deutsh Italiano Melayu Türk Français
    -3 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    01 - 05 - 1430 هـ
    26 - 04 - 2009 مـ
    11:08 مساءً
    ________


    بيان الإمام المهديّ إلى الصرخي الحسني والناس أجمعين ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..

    قال الله تعالى:
    {وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ} صدق الله العظيم [فاطر:37].

    إلى الصرخي الحسني،
    أخشى عليك أن تكون من الذين {يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ}، فاتقِ الله ولا تصدّ عن آيات الله بغير الحقّ.

    وأما بالنسبة لحجّتك علينا بالأخطاء الإملائيّة فكان جدّي محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - أمّيٌّ لا يقرأ ولا يكتب فجعل الله أمّيته حُجّةً له بالحقّ حتى يوقنوا أنه نبيٌّ ورسولٌ من ربه الذي أنزل عليه هذا القرآن العظيم الذي يبيّن لأهل الكتاب كثيراً مما كانوا فيه يختلفون. وقال الله تعالى:
    {وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ فَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يُؤمِنُونَ بِهِ وَمِنْ هَؤُلَاء مَن يُؤْمِنُ بِهِ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الْكَافِرُونَ (47) وَمَا كُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ (48) بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ (49) وَقَالُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَاتٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ (50) أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (51) قُلْ كَفَى بِاللَّهِ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ شَهِيداً يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِينَ آمَنُوا بِالْبَاطِلِ وَكَفَرُوا بِاللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (52)} صدق الله العظيم [العنكبوت]. فوجدنا أنّ أميّة محمد رسول الله جعلها الله حُجّةً له على المنكرين لآيات الله الحقّ من ربّهم في القرآن العظيم، ولذلك أدهشهم من أين له هذا العلم وهو أميّ، ولو كان يقرأ ويكتب إذاً لارتاب المبطلون وقالوا: "درست ذلك في التّوراة والإنجيل"؛ فأصبحت أميته حُجّة له لا عليه.

    وأما المهديّ المنتظَر الشاهد بالحقّ الذي أتاه الله علم الكتاب فهو يقرأ ويكتب، وإنما لديه قليل من الأخطاء الإملائيّة فجعل الله ذلك حُجّة له لا عليه، إذ كيف يأتي بالبيان الحقّ للقرآن العظيم وأحسن تفسيراً من كافة علماء الأمّة الذين لا توجد لهم أخطاء إملائيّة ولكنهم لم يستطيعوا أن يأتوا ببيان للقرآن هو خير من بيان ناصر محمد اليماني وأحسن تفسيراً؟ ولا ولن يجدوا له أخطاءً علميّة، وزادني الله بسطةً في العلم على كافة علماء الشيعة والسُّنة وكافة علماء المسلمين وكافة علماء النّصارى واليهود فجعلني الله مُهيمناً عليهم أجمعين بالبيان الحقّ للقرآن العظيم، فلا يُجادلونني جدالاً علميّاً سواء فقهيّاً أو فيزيائيّاً كونِيّاً إلا كان الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني هو المُهيمن عليهم بسلطان العلم الحقّ حتى لا يجدُ الذين يريدون الحقّ إلا أن يسلموا للبيان الحقّ تسليماً، فيعلمون أن لو كان ناصر محمد اليماني درس العلم لديهم لوجدوا إنه يحاججهم من مؤلفات الكتب البشرية.

    إذاً مَنْ عَلَّمَ الإنسان؛ المهديّ المنتظَر البيان الحقّ للقرآن؟ إنه الرحمن بوحي التفهيم وليس وسوسة شيطانٍ رجيمٍ، فإذا كان وحياً من الشيطان وليس من الرحمن فلن يستطيع ناصر محمد اليماني أن يأتي بالسلطان من مُحكم القرآن، وأشهدُ الله وكفى بالله شهيداً بيني وبينكم أني أدعوكم إلى الاحتكام إلى كتاب الله المحفوظ من التحريف لآتيكم بحُكم الله من القرآن فيما كنتم فيه تختلفون حتى لا يجد الذين يريدون الحقّ في صدورهم حرجاً من الاعتراف بالحقّ ويُسلموا تسليماً، وذلك حُجة المهديّ المنتظَر الذي يؤتيه الله علم الكتاب ويثبت حقيقة كتاب الله القرآن العظيم بكافة العلوم المنطقية في الآفاق وفي أنفسهم حتى يتبيّن لهم أنه الحقّ، فإن كذب الناس بالبيان الحقّ للذكر أظهر الله المهديّ المنتظَر على كافة البشر في ليلة بكوكب النار سقر اللوَّاحة للبشر أحد أشراط الساعة الكُبر، ليلة يسبق الليل النّهار ليلة تأتيهم بغتةً فتبهتهم فلا يستطيع ردّها الكفار ولا هم يُنصرون. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ ۚ سَأُرِ‌يكُمْ آيَاتِي فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ ﴿٣٧﴾ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣٨﴾ لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ‌ وَلَا عَن ظُهُورِ‌هِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُ‌ونَ ﴿٣٩﴾ بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَ‌دَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُ‌ونَ ﴿٤٠﴾ وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُ‌سُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُ‌وا مِنْهُم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٤١﴾ قُلْ مَن يَكْلَؤُكُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ‌ مِنَ الرَّ‌حْمَـٰنِ ۗ بَلْ هُمْ عَن ذِكْرِ‌ ربّهم مُّعْرِ‌ضُونَ ﴿٤٢﴾ أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ تَمْنَعُهُم مِّن دُونِنَا ۚ لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ‌ أَنفُسِهِمْ وَلَا هُم مِّنَّا يُصْحَبُونَ ﴿٤٣﴾ بَلْ مَتَّعْنَا هَـٰؤُلَاءِ وَآبَاءَهُمْ حَتَّىٰ طَالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ‌ ۗ أَفَلَا يَرَ‌وْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْ‌ضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَ‌افِهَا ۚ أَفَهُمُ الْغَالِبُونَ ﴿٤٤﴾قُلْ إِنَّمَا أُنذِرُ‌كُم بِالْوَحْيِ ۚ وَلَا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاءَ إِذَا مَا يُنذَرُ‌ونَ ﴿٤٥﴾ وَلَئِن مَّسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِّنْ عَذَابِ ربّك لَيَقُولُنَّ يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].

    بمعنى أن النار سوف تأتيكم قبل يوم القيامة بعد تكرار إدراك الشمس للقمر لأنها إحدى أشراط الساعة الكُبرى. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلا مَلائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ ربّك إِلا هُوَ وَمَا هِيَ إِلا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ (31) كَلا وَالْقَمَرِ (32) وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ (33) وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ (34) إِنَّهَا لإٍحْدَى الْكُبَرِ (35) نَذِيراً لِلْبَشَرِ (36) لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ (37)} صدق الله العظيم [المدثر].

    ومنها يأتيكم الدُخان المبين كذلك من أشراط الساعة الكُبرى في عصر البيان الحقّ للذكر للمهديِّ المنتظَر المُرتقب لآية التصديق من ربه. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {فَارْ‌تَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِينٍ ﴿١٠﴾ يَغْشَى النَّاسَ ۖ هَـٰذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١١﴾ رَّ‌بَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ ﴿١٢﴾ أَنَّىٰ لَهُمُ الذِّكْرَ‌ىٰ وَقَدْ جَاءَهُمْ رَ‌سُولٌ مُّبِينٌ ﴿١٣﴾ ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ ﴿١٤﴾ إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلًا ۚ إِنَّكُمْ عَائِدُونَ ﴿١٥﴾ يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَ‌ىٰ إِنَّا مُنتَقِمُونَ ﴿١٦﴾} صدق الله العظيم [الدخان].

    ولماذا لم يقل الله تعالى أنّ العذاب يغشى الذين كفروا؟ بل قال الله تعالى:
    {يَغْشَى النَّاسَ ۖ هَـٰذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١١﴾ رَّ‌بَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم، وذلك لأنّ العذاب سوف يعمّ جميع قُرى الناس أجمعين حتى قرية مكة المكرمة إن كذّب الناس بالبيان الحقّ للذكر الكفار والمسلمون، لأنّ المهديّ المنتظَر يُحاجهم بالقرآن العظيم فأعرضوا عن ذكرهم ويريدوا الحقّ أن يتبع أهواءهم، ولذلك يعمّ العذاب قرى المسلمين والكفار. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَإِن مَّن قَرْيَةٍ إِلاَّ نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا كَانَ ذَلِك فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا} صدق الله العظيم [الإسراء:58].

    وذلك لأنّ ظهور كوكب النار آية التصديق للبيان الحقّ للذكر الذي جاء به محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - إلى الناس كافة، فإذا هم عن ذكرهم مُعرضون. وكان الله يُرسل بآيات المُعجزات من قبل آية العذاب حتى إذا كفروا بمُعجزة التصديق من ثم تأتيهم آية العذاب. وقال الله تعالى:
    {وَإِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا ۗ قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّـهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـٰهٍ غَيْرُ‌هُ ۖ قَدْ جَاءَتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن ربّكمْ ۖ هَـٰذِهِ نَاقَةُ اللَّـهِ لَكُمْ آيَةً ۖ فَذَرُ‌وهَا تَأْكلّ فِي أَرْ‌ضِ اللَّـهِ ۖ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿٧٣﴾وَاذْكُرُ‌وا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِن بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْ‌ضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُورً‌ا وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتًا ۖ فَاذْكُرُ‌وا آلَاءَ اللَّـهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْ‌ضِ مُفْسِدِينَ ﴿٧٤﴾ قَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُ‌وا مِن قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صَالِحًا مُّرْ‌سَلٌ مِّن رَّ‌بِّهِ ۚ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْ‌سِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ ﴿٧٥﴾ قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُ‌وا إِنَّا بِالَّذِي آمَنتُم بِهِ كَافِرُ‌ونَ ﴿٧٦﴾ فَعَقَرُ‌وا النَّاقَةَ وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ‌ ربّهم وَقَالُوا يَا صَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الْمرسلين ﴿٧٧﴾ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّ‌جْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِ‌هِمْ جَاثِمِينَ ﴿٧٨﴾ فَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِ‌سَالَةَ ربّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ ﴿٧٩﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

    وقال الله تعالى:
    {كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمرسلين ﴿١٤١﴾ إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿١٤٢﴾ إِنِّي لَكُمْ رَ‌سُولٌ أَمِينٌ ﴿١٤٣﴾ فَاتَّقُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُونِ ﴿١٤٤﴾ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ‌ ۖ إِنْ أَجْرِ‌يَ إِلَّا عَلَىٰ ربّ العالمين ﴿١٤٥﴾ أَتُتْرَ‌كُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ ﴿١٤٦﴾ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿١٤٧﴾ وَزُرُ‌وعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ ﴿١٤٨﴾ وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِ‌هِينَ ﴿١٤٩﴾ فَاتَّقُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُونِ ﴿١٥٠﴾ وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ‌ الْمُسْرِ‌فِينَ ﴿١٥١﴾ الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْ‌ضِ وَلَا يُصْلِحُونَ ﴿١٥٢﴾ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِ‌ينَ ﴿١٥٣﴾ مَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ‌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿١٥٤﴾ قَالَ هَـٰذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْ‌بٌ وَلَكُمْ شِرْ‌بُ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿١٥٥﴾ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿١٥٦﴾ فَعَقَرُ‌وهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ ﴿١٥٧﴾ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُ‌هُم مُّؤْمِنِينَ ﴿١٥٨﴾ وَإِنَّ ربّك لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّ‌حِيمُ ﴿١٥٩﴾} صدق الله العظيم [الشعراء].

    وقال الله تعالى:
    {وَلَقَدْ أَرْ‌سَلْنَا إِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ فَإِذَا هُمْ فَرِ‌يقَانِ يَخْتَصِمُونَ ﴿٤٥﴾ قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ ۖ لَوْلَا تَسْتَغْفِرُ‌ونَ اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْ‌حَمُونَ ﴿٤٦﴾ قَالُوا اطَّيَّرْ‌نَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَ ۚ قَالَ طَائِرُ‌كُمْ عِندَ اللَّـهِ ۖ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ ﴿٤٧﴾ وَكَانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَ‌هْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْ‌ضِ وَلَا يُصْلِحُونَ ﴿٤٨﴾ قَالُوا تَقَاسَمُوا بِاللَّـهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ وَأَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ مَا شَهِدْنَا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ ﴿٤٩﴾ وَمَكَرُ‌وا مَكْرً‌ا وَمَكَرْ‌نَا مَكْرً‌ا وَهُمْ لَا يَشْعُرُ‌ونَ ﴿٥٠﴾ فَانظُرْ‌ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ مَكْرِ‌هِمْ أَنَّا دَمَّرْ‌نَاهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٥١﴾ فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خَاوِيَةً بِمَا ظَلَمُوا ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿٥٢﴾ وَأَنجَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ ﴿٥٣﴾} صدق الله العظيم [النمل].

    وقال الله تعالى:
    {كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ‌ ﴿٢٣﴾ فَقَالُوا أَبَشَرً‌ا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ‌ ﴿٢٤﴾ أَأُلْقِيَ الذِّكْرُ‌ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ‌ ﴿٢٥﴾ سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ‌ ﴿٢٦﴾ إِنَّا مُرْ‌سِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْ‌تَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ‌ ﴿٢٧﴾وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ ۖ كلّ شِرْ‌بٍ مُّحْتَضَرٌ‌ ﴿٢٨﴾ فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ‌ ﴿٢٩﴾ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ‌ ﴿٣٠﴾ إِنَّا أَرْ‌سَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ‌ ﴿٣١﴾ وَلَقَدْ يَسَّرْ‌نَا الْقرآن لِلذِّكْرِ‌ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ‌ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [القمر].

    وكان ذلك هو النظام السائد في الكتاب أن تأتي آية التصديق قبل آية العذاب إلى مجيء القرآن العظيم، فجعل الله آية العذاب من قبل آيات المُعجزات نظراً لكفر الناس بجميع آيات التصديق من ربّهم من قبل آية العذاب في جميع الأمم الأولى. وقال الله تعالى :
    {وَإِن مِّن قَرْ‌يَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا ۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورً‌ا ﴿٥٨﴾وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْ‌سِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَن كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ۚ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَ‌ةً فَظَلَمُوا بِهَا ۚ وَمَا نُرْ‌سِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].

    ثم يكشف الله عن الناس العذاب من بعد الإيمان والتصديق بالبيان الحقّ لذكرهم الذي هم عنه مُعرضون الكفار والمسلمون إلا من شاء الله أن يهلكه أو ينجيه. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {فَارْ‌تَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِينٍ ﴿١٠﴾ يَغْشَى النَّاسَ ۖ هَـٰذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١١﴾ رَّ‌بَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ ﴿١٢﴾ أَنَّىٰ لَهُمُ الذِّكْرَ‌ىٰ وَقَدْ جَاءَهُمْ رَ‌سُولٌ مُّبِينٌ ﴿١٣﴾ ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ ﴿١٤﴾ إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلًا ۚ إِنَّكُمْ عَائِدُونَ ﴿١٥﴾ يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَ‌ىٰ إِنَّا مُنتَقِمُونَ ﴿١٦﴾} صدق الله العظيم [الدخان].

    ويا أيها الصرخي الحسني، أقسمُ بربي وربّك وربّ كلّ شيء الله ربّ العالمين أني الإمام المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّك الذي تريد أن تصدّ عنه الناس صدوداً فلا يتبعون الحقّ من ربّهم وكوكب النار صار وشيكاً من أرضكم وأنتم لا تعلمون، ولن تأتيكم إلا بغتة بحول الله وقُدرته وأنتم في غفلة مُعرضون عن ذكركم. أفلا تعقلون؟

    وأنا الإمام المهدي الحقّ من ربّكم أريد لكم النجاة وليس الهلاك، ولكنكم قد علمتم إنه حقاً بيان ناصر محمد اليماني جاء بقدرٍ مقدورٍ في الكتاب المسطور؛ في عصر اقتراب كوكب النار من أرضكم، ورأيتم وعلم كثيرٌ من الناس بخبر اقتراب كوكب النار بما يسمونه
    ( نيبيرو Nibiru Planet X )، ثم ما كان منكم إلا أن كذّبتم بالبيان الحقّ للذكر الذي تجدونه يصدقه العلم والمنطق على الواقع الحقيقي.

    وأقسمُ بالله الواحدُ القهّار الذي يدرك الأبصار ولا تُدركه الأبصار أني تلقيت الأمر من الله الواحد القهّار أن أحذركم من اقتراب كوكب العذاب من أرضكم، ولست مُتَّبعاً لعلماء الفضاء فأحاجكم من كُتبهم في تفصيل كوكب العذاب؛ بل فصّلناه لكم من كتاب الله القرآن العظيم تفصيلاً، وعلمتكم إنه كوكب النار، وعلمتكم أنها تأتي لأرضكم من الأطراف أي من جهة الأقطاب، وعلّمتكم أن موقعها في الفضاء من بعد أرضكم وأسفل الكواكب، وعلمتكم أنه كوكب مُضيء وليس مُنير ذلك لأنّ الكوكب المُنير هو الذي يقتبس نوره من الكوكب المضيء، وفصلت لكم الحقّ من كتاب الله تفصيلاً، حتى إذا تبين لكم الحقّ من ربّكم وأن ناصر محمد اليماني أتاه الله البيان الحقّ للقرآن العظيم في كافة المجالات ثم ما كان قول الذين لا يعقلون منكم إلا أن قالوا: "إذاً ناصر محمد اليماني مُتفق مع الكفرة الفجرة أن يأتوا بعلوم فيزيائيّة كونيّة مُطابقة لبيان ناصر محمد اليماني، فكيف يجعل بيانه للقرآن مُطابقاً لعلومهم؟" .ثم يردّ عليهم المهديّ المنتظَر وأفتي في شأنهم بالحقّ وأقول: إنكم كالأنعام بل أضلُّ سبيلاً، وكيف للكفرة الفجرة أن يُعينوا ناصر محمد اليماني على دعوة العالمين إلى لا إله إلا الله محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم؟! وكيف للكفرة الفجرة أن يعينوا دعوة الإمام ناصر محمد اليماني للمسلمين بالرجوع إلى كتاب الله وسنَّة رسوله الحقّ؟ فهل جعلتموهم أنصار الحقّ وأنتم الكُفار؟ أفلا تتقون؟

    ولكني لا أتبع كافة علومهم إلا ما كان مُطابقاً لما في الكتاب، وما أجده من علمهم مخالفاً لمُحكم القرآن العظيم فإني أفرك ما خالف لكتاب ربّي بنعل قدمي فأجعله وراء ظهري كمثل إعلانهم بالإنترنت العالميّة لنهاية العالم يوم 21 ديسمبر 2012، فأقول كلا ليست نهاية العالم أجمعين بل كوكب العذاب ينقص الأرض من البشر في كلّ مرةٍ يظهر لهم من جهة الأطراف. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {بَلْ مَتَّعْنَا هَؤُلَاء وَآبَاءهُمْ حَتَّى طَالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ أَفَلَا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا أَفَهُمُ الْغَالِبُونَ (44)} صدق الله العظيم [الأنبياء]. بمعنى أن الله سوف يهزم المكذبين بالحقّ من ربّهم بكوكب العذاب فيهلك من يشاء ويصرفه عمن يشاء برحمته، ولا ولن يهلك البشر جميعاً بل ينقص الأرض من البشر في كلّ مرورٍ له، وأشدّها هذا المرور على مدار خمسين ألف سنة يمرّ اثني عشر مرة.

    وكذلك أنكر عليهم تحديد موعده بالضبط، وأقول: حاشا لله أن يكون يوم الجمعة 21 ديسمبر 2012؛ بل لا تأتيهم إلا بغتة فتبهتهم. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ ۚ سَأُرِ‌يكُمْ آيَاتِي فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ ﴿٣٧﴾ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣٨﴾ لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ‌ وَلَا عَن ظُهُورِ‌هِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُ‌ونَ ﴿٣٩﴾ بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَ‌دَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُ‌ونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].

    وبما أني مُتّبع لعلوم كتاب الله القرآن العظيم الحقّ، ولذلك أنكرت أن يكون مجيئها في الموعد المُحدد الذي أعلن به كثير من علماء الغرب. وأصدق قول الله تعالى:
    {بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَ‌دَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُ‌ونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم.

    فاتقوا يا معشر المسلمين والناس أجمعين:
    {فَفِرُّ‌وا إِلَى اللَّـهِ ۖ إِنِّي لَكُم منه نَذِيرٌ‌ مُّبِينٌ ﴿٥٠﴾ وَلَا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّـهِ إِلَـٰهًا آخَرَ‌ ۖ إِنِّي لَكُم منه نَذِيرٌ‌ مُّبِينٌ ﴿٥١﴾} [الذاريات]، فلا تدعوا مع الله أحداً من عباده المقربين يا معشر الشيعة فذلك شرك بالله العظيم، ومن أشرك بالله فقد ظلم نفسه ظلماً عظيماً، وسوف يكفر كافة أئمة آل البيت بدعائكم لهم من دون الله يوم تقومون بين يدي الله. وقال الله تعالى: {وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكَانَكُمْ أَنْتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَكَاؤُهُمْ مَا كُنْتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ (28) فَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِنْ كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ (29) هُنَالِكَ تَبْلُو كلّ نَفْسٍ مَا أَسْلَفَتْ وَرُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الحقّ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ (30)} صدق الله العظيم [يونس].

    ولكن عباد الله المقربين سوف يكفرون بعبادتكم فيكونون عليكم ضدّاً بين يدي الله. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّـهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ ﴿٥﴾وَإِذَا حُشِرَ‌ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِ‌ينَ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [الأحقاف].

    فكيف تدعون عباد الله المقربين يا معشر المسلمين، فإنهم عبادٌ أمثالكم لا يملكون كشف الضرّ عنكم ولا تحويلاً، أفلا تتقون؟ وقال الله تعالى:
    {قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلَا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ‌ عَنكُمْ وَلَا تَحْوِيلًا ﴿٥٦﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَىٰ ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَ‌بُ وَيَرْ‌جُونَ رَ‌حْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ} صدق الله العظيم [الإسراء:56-57].

    فإن عباد الله المقربين المُكرمين يخافون عذاب الله ويرجون رحمته، فإذا أردتم اتّباعهم فخافوا عذاب الله وارجوا رحمته وهو أرحم بكم من عباده يا معشر المُشركين بربهم من كافة المسلمين، فلا تدعوا مع الله أحداً لعلكم تهتدون، واتبعوا الحقّ من ربّكم، وإنما بعثني الله ناصراً لدعوة محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - ولم يجعلني الله مُبتدعاً بل مُتبعاً لكتاب الله وسنَّة رسوله الحقّ وبصيرتي على الناس هي ذاتها بصيرة محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - كتاب الله وسنَّة رسوله الحقّ لأني من التابعين لمحمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، فكيف أحاجكم بغير بصيرة محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم؟ تصديقاً لقول الله تعالى:
    {قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسبحان اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ} صدق الله العظيم [يوسف:108].

    فلماذا تكذّبون بدعوة الحقّ على بصيرة من ربّي كتاب الله وسنَّة رسوله الحقّ؟ فهل صرتم ترون الحقّ باطلاً والباطل حقاً؟ فالحُكم لله وهو خير الفاصلين، فلماذا تصدّون عن دعوة التوحيد إن كنتم مسلمين؟ فالحُكم لله وهو أسرع الحاسبين، فلماذا تصدّون عن دعوة الناس أن لا يشركوا بالله وأن لا يدعوا مع الله أحداً ثم تكذبون بدعوة الحقّ من ربّكم؟
    {وَإِنْ يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ} [غافر:12].

    سبحان ربّك ربّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ، وَسَلامٌ عَلى الْمرسلين، وَالحمد للهِ ربّ العالمين..
    الداعي إلى الصراط المستقيم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    ______________




  4. ترتيب المشاركة ورابطها: #4  Print  mPDF  PDF    رقم المشاركة لاعتمادها في الاقتباس: 261370   تعيين كل النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,659

    افتراضي

    - 4 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    02 - 05 - 1430 هـ
    27 - 04 - 2009 مـ
    09:51 مساءً
    ________


    و من تمام شیاطین جن و انس را به سوی رحمت خدا فرا می‌خوانم و به حق برای‌شان فتوا می‌دهم رحمت خداوند واسع است و همه چیز را در بر می‌گیرد ..

    خطاب به الصرخی الحسنی؛ راست گفتی و سخنت حق است؛ آنها منافقانی هستند که به ظاهر به قرآن عظیم ایمان آورده‌اند ولی این ایمان از حنجره آنان تجاوز نمی‌کند و به قلب‌شان نمی رسد. چیزی را به زبان می‌آورند که در قلب‌شان نیست؛ چون از ایمان سخن می‌گویند و کفر و مکر خود را مخفی می‌کنند چرا که از اولیای شیاطین هستند. و خداوند تعالی در مورد آنان می‌فرماید:



    {وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آَمَنُوا قَالُوا آَمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ (14)} صدق الله العظيم [البقرة].


    {و هنگامی که افراد باایمان را ملاقات می‌کنند، و می‌گویند: «ما ایمان آورده‌ایم!» (ولی) هنگامی که با شیطانهای خود خلوت می‌کنند، می‌گویند: «ما با شمائیم! ما آنها را مسخره می‌کنیم!}
    اینها قومی هستند که قرآن از حنجره‌هاشان فراتر نمی‌رود؛ با این که در پیشگاه محمد رسول الله به وحدانیت خداوند شهادت داده‌اند و هم چنین برایش شهادت داده‌اند که این رسالة حق پروردگارش است؛ ولی این سخنان از حنجره آنان فراتر نمی‌رود و چیزی را بر زبان می‌آورند که در قلب‌شان نیست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللَّهُ أعلم بِمَا يَكْتُمُونَ} صدق الله العظيم [آل عمران:167].



    {به زبان خود چیزی می‌گویند که در دلهایشان نیست! و خداوند از آنچه کتمان می‌کنند، آگاهتر است}


    آنها منافقانی هستند که در ظاهر خود را مؤمن به خدا و رسول خدا و کتابش نشان می‌دهند و ایمان‌شان سپری است تا به واسطه آن و از راه احادیث – دروغی که به رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم نسبت می‌دهند- مردم را از راه خداوند بازدارند ؛ چنان که خداوند در باره آن برایتان فتوا داده و می‌فرماید:


    {إِذَا جَاءكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ (1) اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (2) ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ (3) وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كلّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ (4) وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ (5) سَوَاء عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ (6) هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنفِقُوا عَلَى مَنْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنفَضُّوا وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَفْقَهُونَ (7) يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ (8) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (9) وَأَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ ربّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُن مِّنَ الصَّالِحِينَ (10) وَلَن يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاء أَجَلُهَا وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (11)}صدق الله العظيم [المنافقون].


    {هنگامی که منافقان نزد تو آیند می‌گویند: «ما شهادت می‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌دهد که منافقان دروغگو هستند (۱) آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌دهند! (۲) این بخاطر آن است که نخست ایمان آوردند سپس کافر شدند؛ از این رو بر دلهای آنان مهر نهاده شده، و حقیقت را درک نمی‌کنند! (۳) هنگامی که آنها را می‌بینی، جسم و قیافه آنان تو را در شگفتی فرو می‌برد؛ و اگر سخن بگویند، به سخنانشان گوش فرا می‌دهی؛ اما گویی چوبهای خشکی هستند که به دیوار تکیه داده شده‌اند! هر فریادی از هر جا بلند شود بر ضد خود می‌پندارند؛ آنها دشمنان واقعی تو هستند، پس از آنان بر حذر باش! خداوند آنها را بکشد، چگونه از حق منحرف می‌شوند؟! (۴)هنگامی که به آنان گفته شود: «بیایید تا رسول خدا برای شما استغفار کند!»، سرهای خود را تکان می‌دهند؛ و آنها را می‌بینی که از سخنان تو اعراض کرده و تکبر می‌ورزند! (۵) برای آنها تفاوت نمی‌کند، خواه استغفار برایشان کنی یا نکنی، هرگز خداوند آنان را نمی‌بخشد؛ زیرا خداوند قوم فاسق را هدایت نمی‌کند! (۶) آنها کسانی هستند که می‌گویند: «به افرادی که نزد رسول خدا هستند انفاق نکنید تا پراکنده شوند!» خزاین آسمانها و زمین از آن خداست، ولی منافقان نمی‌فهمند! (۷) آنها می‌گویند: «اگر به مدینه بازگردیم، عزیزان ذلیلان را بیرون می‌کنند!» در حالی که عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است؛ ولی منافقان نمی‌دانند! (۸) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند! و کسانی که چنین کنند، زیانکارانند! (۹) از آنچه به شما روزی داده‌ایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: «پروردگارا! چرامرا مدت کمی به تأخیر نینداختی تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!» (۱۰) خداوند هرگز مرگ کسی را هنگامی که اجلش فرا رسد به تأخیر نمی‌اندازد، و خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است. (۱۱)}
    اینها منافقانی هستند که قرآن از حنجره آنان تجاوز نمی‌کند و تظاهر می‌کنند ایمان دارند و کفر خود را پنهان نگاه می‌دارند تا بتوانند با احادیث دروغ و مفتری که وارد سنت نبوی کرده‌اند و مخالف آیات ام الکتاب قرآن عظیم هستند؛ مردم را از آیات محکم قرآن عظمیم باز دارند. خداوند تعالی می‌فرماید:



    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ} صدق الله العظيم [النساء:81].


    { و [آنان در محضر تو] می گویند: ما مطیع و فرمانبرداریم، ولی هنگامی که از نزد تو بیرون می روند، گروهی از آنان بر خلاف آنچه تو می گویی، را در نزد خود مخفی می کنند. }


    برای همین می‌بنیم به شدت تلاش می‌کنند راه پیروی از قرآن عظیم را سد کنند؛ با اینکه در ظاهر به قرآن ایمان دارند ولی این ایمان سپر و پوششی برای این است که مردم آنها را مؤمن به شماآورند؛ اینها در تمام زمان‌ها و مکان‌ها منافقند.


    بیا تا به حکم خدا در مورد آنها و کسانی که به آنان گوش می‌دهند بنگریم؛ کسانی که در قلب‌شان مرض است و از آنان پیروی می‌کنند؛ ببینیم اگر به سوی خدا باز نگشته وتوبه نکنند؛حکم خداوند در مورد این منافقان و کسانی که به آنها گوش می‌دهند چیست. خداوند تعالی می‌فرماید:


    {لَّئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَ‌ضٌ وَالْمُرْ‌جِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِ‌يَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُ‌ونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا ﴿٦٠﴾ مَّلْعُونِينَ ۖ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا ﴿٦١﴾ سُنَّةَ اللَّـهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ ۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّـهِ تَبْدِيلًا ﴿٦٢﴾} صدق الله العظيم [الأحزاب].


    {اگر منافقان و بیماردلان و آنها که اخبار دروغ و شایعات بی‌اساس در مدینه پخش می کنند دست از کار خود بر ندارند، تو را بر آنها مسلط مى‌گردانيم سپس جز مدّت کوتاهی نمی‌توانند در کنار تو در این شهر بمانند! (۶۰) و از همه جا طرد می‌شوند، و هر جا یافته شوند گرفته خواهند شد و به سختی به قتل خواهند رسید! (۶۱) این سنّت خداوند در اقوام پیشین است، و برای سنّت الهی هیچ گونه تغییر نخواهی یافت! (۶۲)}


    لذا منافقان کسانی هستند که مردم را از آن چه که خدا نازل فرموده و از کسانی که مردم را به احتکام و حکمیت بر اساس آن فرا می‌خوانند؛ باز می‌دارند:


    {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آَمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا (60) وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُودًا (61) فَكَيْفَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جَاءُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا إِحْسَانًا وَتَوْفِيقًا (62) أُولَئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغًا (63) وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا (64)} صدق الله العظيم [النساء].


    {آيا آنان را نمى‌بينى كه مى‌پندارند كه به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پيش از تو نازل شده است ايمان آورده‌اند، ولى مى‌خواهند كه طاغوت ( شیطان ) را حَكَم قراردهند، در حالى كه به آنان گفته‌اند كه طاغوت ( شیطان ) را انكار كنند. شيطان مى‌خواهد گمراهشان سازد و از حق دور گرداند. (۶۰) و چون ايشان را گويند كه به آنچه خدا نازل كرده و به پيامبرش روى آريد، منافقان را مى‌بينى كه سخت از تو رويگردان مى‌شوند. (۶۱) پس چگونه است كه چون به پاداش كارهايى كه مرتكب شده‌اند مصيبتى به آنها رسد، نزد تو مى‌آيند و به خدا سوگند مى‌خورند كه ما جز احسان و موافقت قصد ديگرى نداشته‌ايم؟ (۶۲) خداوند از دلهايشان آگاه است. از آنان اعراض كن و اندرزشان بده به چنان سخنى كه در وجودشان كارگر افتد. (۶۳) هيچ پيامبرى را نفرستاديم جز آنكه ديگران به امر خدا بايد مطيع فرمان او شوند. و اگر به هنگامى كه مرتكب گناهى شدند نزد تو آمده بودند و از خدا آمرزش خواسته بودند و پيامبر برايشان آمرزش خواسته بود، خدا را توبه‌پذير و مهربان مى‌يافتند. (۶۴)}


    مهدی منتظر هم به تمام منافقانی که مردم را از او باز می‌دارند می‌گوید: از خدا بترسید به سوی او بازگشته و توبه کنید؛ شما به یقین می‌دانید که ناصر محمد یمانی؛ امام مهدی است ولی مردم را از دعوت او به سوی آن چه که خداوند نازل فرموده؛ باز می‌دارید چرا که مانند کفاری که از اهل قبور مأیوسند؛ شما هم از رحمت الهی ناامید هستید و می‌خواهید همه مردم مانند وهمراه شما درآتش جهنم باشند؛ این گمان شما به پروردگارتان است و فکر می‌کنید او این را برای شما خواسته است چه کسی به شما فتوا داده است که اگر به سوی خدا بازگردید و توبه واقعی کنید مورد رحمت و مغفرت قرار نمی‌گیرید؟
    مگر خداوند تعالی نمی‌فرماید:



    {وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا (64)} صدق الله العظيم [النساء:64]،


    {و اگر به هنگامى كه مرتكب گناهى شدند نزد تو آمده بودند و از خدا آمرزش خواسته بودند و پيامبر برايشان آمرزش خواسته بود، خدا را توبه‌پذير و مهربان مى‌يافتند. }


    پس چرا از رحمت الهی مأیوس هستید؟


    من تمام شیاطین جن و انس را به سوی رحمت الهی دعوت می‌کنم؛ و به حق برای‌شان فتوا می‌دهم که رحمت خداوند همه چیز را در برمی‌گیرد؛ مگر کسی که خود خواهان رحمت نباشد و رحمت و آگاهی پروردگار دربرگیرنده همه چیز است. پس به ندای خداوند که دربرگیرنده همه بندگانی است که در حق خود اسراف کرده‌اند پاسخ دهید؛ خداوند به آنها وعده داده است که همه گناهان را- هرچه که باشد- می‌آمرزد؛ ولی شرط آن توبه و انابه و پیروی از آن چیزی است که خداوند نازل فرموده است.


    و شما می‌دانید ناصر محمد یمانی از منافقان نیست و مسلمانان و نصاری-مسیحیان- و یهودیان را به سوی حکمیت بر اساس آن چه که خداوند در آیات محکم قرآن عظیم نازل فرموده، دعوت می‌کند تا در تمام موارد اختلاف بر اساس حکم خدا به حق میان آنان حکم نماید.


    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    الداعي للاحتكام إلى كتاب الله الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 5034 من الموضوع: وقت خروج الدّجال في الكتاب ..



    English فارسی Español Deutsh Italiano Melayu Türk Français
    - 4 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    02 - 05 - 1430 هـ
    27 - 04 - 2009 مـ
    09:51 مساءً
    ________



    وإني أدعو جميع شياطين الجنّ والإنس إلى رحمة الله، وأفتيهم بالحقّ إنّ رحمة الله وسعت كلّ شيء ..

    إلى الصرخي الحسني،
    صدقت وبالحقّ نطقت، وأولئك هم المنافقون الذين يؤمنون بالقرآن العظيم ظاهر الأمر ولا يتجاوز حناجرهم إلى قلوبهم؛ بل يقولون بألسنتهم ما ليس في قلوبهم؛ ذلك لأنهم ينطقون بالإيمان ويبطنون الكفر والمكر لأنهم أولياء الشياطين. وقال الله تعالى في شأنهم: {وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آَمَنُوا قَالُوا آَمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ (14)} صدق الله العظيم [البقرة].

    أولئك قومٌ لا يتجاوز القرآن حناجرهم برغم أنهم شهدوا بين يدي محمد رسول الله بالوحدانيّة وشهدوا له بالرسالة الحقّ من ربّه، ولكن لم يتجاوز ذلك حناجرهم لأنهم يقولون بألسنتهم ما ليس في قلوبهم. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللَّهُ أعلم بِمَا يَكْتُمُونَ} صدق الله العظيم [آل عمران:167].

    أولئك هم المنافقون الذي يظهرون الإيمان بالله وبرسوله وبكتابه ظاهر الأمر واتخذوا إيمانهم جُنّة ليصدّوا عن سبيل الله بأحاديث عن رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - كذباً كما أفتاكم الله في شأنهم. وقال الله تعالى:
    {إِذَا جَاءكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ (1) اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (2) ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ (3) وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كلّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ (4) وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ (5) سَوَاء عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ (6) هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنفِقُوا عَلَى مَنْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنفَضُّوا وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَفْقَهُونَ (7) يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ (8) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (9) وَأَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ ربّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُن مِّنَ الصَّالِحِينَ (10) وَلَن يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاء أَجَلُهَا وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (11)} صدق الله العظيم [المنافقون].

    أولئك هم المنافقون الذين لا يتجاوز القرآن حناجرهم ويظهرون الإيمان به ويبطنون الكفر ويصدّون عن مُحكم القرآن العظيم بأحاديثٍ في السُّنة مُفتراةٍ التي تخالف لما أنزل الله في آيات أمِّ الكتاب في القرآن العظيم. وقال الله تعالى:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ} صدق الله العظيم [النساء:81].

    ولذلك نجدهم يصدّون عن القرآن العظيم صدوداً شديداً برغم أنهم يؤمنون بالقرآن ظاهر الأمر وإنما اتّخذوا ذلك جُنّة ليحسب الناس أنهم مؤمنون، أولئك هم المنافقون في كلّ زمانٍ ومكانٍ.

    فتعال لننظر حُكم الله فيهم وفي السامعين لهم من الذين في قلوبهم مرضٌ فيتبعونهم لئن لم ينتهوا عن ذلك المنافقون والسمّاعون لهم فيتوبون إلى الله متاباً. وقال الله تعالى:
    {لَّئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَ‌ضٌ وَالْمُرْ‌جِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِ‌يَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُ‌ونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا ﴿٦٠﴾ مَّلْعُونِينَ ۖ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا ﴿٦١﴾ سُنَّةَ اللَّـهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ ۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّـهِ تَبْدِيلًا ﴿٦٢﴾} صدق الله العظيم [الأحزاب].

    إذاً المنافقون هم الذين يصدّون عمّا أنزل الله فيصدّون عن الذي يدعو إلى الاحتكام إليه:
    {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آَمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا (60) وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُودًا (61) فَكَيْفَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جَاءُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا إِحْسَانًا وَتَوْفِيقًا (62) أُولَئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغًا (63) وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا (64)} صدق الله العظيم [النساء].

    وكذلك المهديّ المنتظَر يقول لمعشر المنافقين الذين يصدون عنه صدوداً: اتقوا الله وتوبوا إلى الله متاباً، فأنتم تعلمون علم اليقين أن الإمام المهديّ هو ناصر محمد اليماني فتصدّون عن الدعوة عمّا أنزل الله بسبب يأسكم من رحمة الله كما يئس الكفار من أصحاب القبور، وتريدون أن يكون الناس معكم سواء في نار جهنم، وذلك ظنّكم الذي ظننتم بربكم أنه أراده لكم، ومن الذي أفتاكم أنّ الله لن يغفر لكم لو تتوبون إلى الله متاباً؟ ألم يقل الله تعالى:
    {وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا (64)} صدق الله العظيم [النساء:64]، فلمَ اليأس من رحمة الله؟

    وإني أدعو جميع شياطين الجنّ والإنس إلى رحمة الله، وأفتيهم بالحقّ إن رحمة الله وسعت كلّ شيء إلا من أبى رحمة ربه الذي وسع كلّ شيء رحمةً وعلماً، فاستجيبوا لنداء الله الشامل إلى كافة الذين أسرفوا على أنفسهم من عباده أجمعين فوعدهم الله أن يغفر لهم ذنوبهم جميعاً فيتوب عليهم مهما كانت ذنوبهم شرط التوبة والإنابة والاتّباع لما أنزل الله.

    وأنتم تعلمون أنّ ناصر محمد اليماني ليس من المنافقين وأنهُ يدعو المسلمين والنّصارى واليهود إلى الاحتكام إلى ما أنزل الله في مُحكم القرآن العظيم لنُعلمهم بحُكم الله بينهم بالحقّ في جميع ما كانوا فيه يختلفون.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    الداعي للاحتكام إلى كتاب الله الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    ___________




المفضلات

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •