- 2 -
الإمام ناصر محمد اليماني
13 – شعبان - 1438 هـ
09 – 05 – 2017 مـ

19-اردیبهشت-1386ه.ش.
09:45 صباحاً

___________________


و این شب نیمه ماه شعبان است که از راه می‌رسد؛
بعد از گذشتن امروز - سه شنبه- و غروب خورشید آن و وارد شدن شب چهارشنبه و حین غروب آفتاب سه شنبه ماه شعبان با بدرکامل نمایان خواهد شد و من به اذن خداوند عزیز و حکیم از راست‌گویانم....


بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله أجمعين وجميع المؤمنين في كلّ زمانٍ ومكانٍ إلى يوم الدين، لا نفرّق بين أحدٍ من رُسله ونحن له مسلمون، أمّا بعد..

سلام و درود به اندازه آسمان و زمین بر برادرکریم دانشمند فیزیک نجومی دکتر لوط بوناطیرو ، جزایری مکرم و محترم؛ امام مهدی ناصر محمد یمانی عمداً و به حق، بدون این که ظلمی کرده باشد؛ کاری کرد تا تو را از لانه و اتاق محاسبات نجومی‌ات بیرون بکشد تا سرت را بالا برده وبه آسمان بنگری و بدر ماه شعبان امسال(۱۴۳۸) را ببینی. این که می‌گویی بر اساس محاسبات نجومی شما اولین شب از شب‌های بدر کامل؛ بعد از غروب آفتاب چهارشنبه و شب پنج شنبه است؛ حق است و درمورد زمان میلاد هلال تمام علمای فیزیک نجومی اتفاق نظر دارند و جدالی بر سر آن نمی‌کنند و حتی یک دقیقه اختلاف میان محاسبات آنها نیست. مجادله شما بر سر این است که آیا روز میلاد هلال؛ می توان آن را بعد ازغروب آفتاب دید یا ماه را باید سی روزه به آخر رساند؟ اما مهدی منتظر ناصر محمد یمانی به تمام مردم جهان خبر نشانه‌ای کیهانی را می‌دهد که معجزه‌ای ربانی است و آیت خداوند برای تصدیق مهدی منتظر ناصر محمد یمانی. این نشانه و‌آیت تولد هلال قبل از اقتران و اجتماع خورشید با هلال ماه است و هیچ انسانی از این موضوع باخبر نبود مگر مهدی منتظر ناصر محمد یمانی تا کسانی که هنوز تردید دارند باور کنند که واقعا خورشید به ماه رسیده و ماه به علت میلاد زود هنگامش در پی خورشید روان گردیده است و خورشید( بعد از تولد هلال به جای این که در سمت غرب هلال باشد) در شرق آن قرار داشته ودر زمان اقتران با هلال ماه در یک خط قرار گرفته است ( مترجم: در حالت عادی خورشید می بایست در نقطه صفر با ماه که هنوز کاملا تاریک است اقتران پیدا کند . سپس ماه از سمت شرق از خورشید جدا می شود و هلال ماه متولد می گردد؛ یعنی بعد از اقتران خورشید در غرب وهلال ماه در سمت شرق قرار می‌گیرند . اما اگر ادراک رخ دهد هلال ماه زودتر و قبل از اقتران متولد می‌شود لذا خورشید در شرق و هلال ماه نو در سمت غرب قرار می‌گیرد و بعد خورشید با هلال ماه اجتماع می‌کند).
عزیز من جناب لوط محترم و گرامی؛ به خداوند بزرگ که استخوان‌های پوسیده و پراکنده را زنده می‌کند و پروردگار آسمان‌ها و زمین و مابین آنهاست قسم؛ به پروردگار عرش عظیم سوگند که فتوای من به مردم درمورد رسیدن خورشید به ماه ؛ از همان ابتدا هم از خود من نبود پناه برخدا از غضبش؛ خداوند بر کسانی را که به او نسبت دروغ بدهند غضب می‌کند؛ کسانی که به خدا دروغ می‌بندند رستگار نمی‌شوند.. همه مسلمانان عالم بدانند که این فرمان خداوند بود که دررؤیاهای پشت سرهم به بنده‌اش داده شد . در اولین رؤیا دیدم از پله‌های خانه پدریم بالا می‌رفتم. این پله‌ها به بام منتهی می‌شد و هرکس که با بالای آن می‌رسید افق غربی در پیش رویش هویدا می‌شد. مهم این است که وقتی در رؤیا به بالاترین پله رسیدم به افق غربی نگاه کردم ؛ به کنار کوهی که در غرب قریه ما قرار داشت و در رؤیا دیدم خورشید در فاصله کمی از افق غربی قرار دارد. در رؤیا به خورشید که نگاه می‌کردم؛ چشمم اذیت نمی‌شد. سپس به زیرخورشید نگاه کردم و هلال ماه جدید را دیدم و خورشید بالای هلال قرار داشت. هلال نزدیک بود که در افق غربی قبل از خورشید غروب کند. من به سوی قریه‌مان که در سمت راستم بود رو کرده و با بلندترین صدایی که می توانستم فریاد کشیدم: ای مردم خورشید به ماه رسیده است- ادراک- و رؤیا تمام شد...
نکته مهم این که صبح در مورد این رؤیا و منطق آن فکر می‌کردم. گفتم: سبحان اللهْ چطور به مردم بگویم خورشید به ماه رسیده است! این رؤیا چه معنایی دارد؟ چرا پروردگارم در این رؤیای حق؛ چنین فرمانی به من داده است؟ مگر در آیات محکم کتابش نفرموده است:
{لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ} صدق الله العظيم [يس:40]،
{آفتاب را نسزد كه به ماه رسد }
خدای من؛ حال این چه فرمانی است؟
ممکن است دکتر عزیزم بگوید:" برادر من ناصر محمد رؤیای اول در مورد ادراک را برای ما تعریف کردی ولی فرمان خداوند واحد قهار برای هشدار به مردم درمورد رسیدن خورشید به ماه کجاست؟ تو بودی که این حرف را در رؤیا زدی نه خداوند". امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: عزیز من لوط؛ رؤیای حق؛بی شک و تردید امر وفرمان خداوند است؛ هرچقدر هم غیر منطقی باشد. رویا به صاحب آن اختصاص دارد و بر انبیاء و ائمه کتاب واجب است فرمان پروردگار را اجرا کنند؛ به خصوص وقتی رؤیا در شب‌های متوالی و یا جدا بارها تکرار شود. در اینجا این فرمان خداست که باید اجرا شود. برایت به حق مثالی می‌آورم. رؤیای نبيّ الله إبراهيم عليه الصلاة والسلام که سنش بالا رفته بود و فرزندی نداشت. خداوند روح القدس جبریل عليه الصلاة والسلام را به سویش فرستاد و همراه او تعدادی از ملایکه را به صورت انسان درآورد. آنها به عنوان میهمانان گرامی به خانه ابراهیم آمدند. نبی الله ابراهیم آنان را نمی‌شناخت. تنها میهمانانی گرامی و ناشناس بودند. ابراهیم هیچ یک از آنان را نمی‌شناخت و از نظر او تنها انسان‌هایی ناشناس بودند و باید قبل از این که ازاسم‌ و قبیله‌شان سؤالی بکند؛ از آنان پذیرایی کرده و به آنان احترام بگذارد. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
{ وَنَبِّئْهُمْ عَن ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ ﴿٥١﴾ إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلَامًا قَالَ إِنَّا مِنكُمْ وَجِلُونَ ﴿٥٢﴾ قَالُوا لَا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ عَلِيمٍ ﴿٥٣﴾ قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِي عَلَىٰ أَن مَّسَّنِيَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ ﴿٥٤﴾ قَالُوا بَشَّرْنَاكَ بِالْحَقِّ فَلَا تَكُن مِّنَ الْقَانِطِينَ ﴿٥٥﴾ قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ﴿٥٦﴾} صدق الله العظيم [الحجر].
{و به آنها از مهمانهای ابراهیم خبر ده! (۵۱)
هنگامی که بر او وارد شدند و سلام کردند؛ (ابراهیم) گفت: «ما از شما بیمناکیم!» (۵۲)گفتند: «نترس، ما تو را به پسری دانا بشارت می‌دهیم!» (۵۳)گفت: «آیا به من (چنین) بشارت می‌دهید با اینکه پیر شده‌ام؟! به چه چیز بشارت می‌دهید؟!» (۵۴)گفتند: «تو را به حق بشارت دادیم؛ از مأیوسان مباش!» (۵۵)گفت: «جز گمراهان، چه کسی از رحمت پروردگارش مأیوس می‌شود؟!» (۵۶)}
برای این که از موضوع خارج نشویم؛ خلاصه می‌گویم. ابراهیم زمانی که میهمانان وارد خانه‌اش شدند از آنها نترسید؛ بلکه وقتی برای‌شان گوساله‌ی پخته آورد و دید و آنها دست پیش نبردند تا از آن بخورند؛ هراسان شد. در هر صورت به او گفتند:
{قَالُوا لَا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ عَلِيمٍ ﴿٥٣﴾ قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِي عَلَىٰ أَن مَّسَّنِيَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ ﴿٥٤﴾ قَالُوا بَشَّرْنَاكَ بِالْحَقِّ فَلَا تَكُن مِّنَ الْقَانِطِينَ ﴿٥٥﴾ قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ﴿٥٦﴾} صدق الله العظيم.
{گفتند: «نترس، ما تو را به پسری دانا بشارت می‌دهیم!» (۵۳)گفت: «آیا به من (چنین) بشارت می‌دهید با اینکه پیر شده‌ام؟! به چه چیز بشارت می‌دهید؟!» (۵۴)گفتند: «تو را به حق بشارت دادیم؛ از مأیوسان مباش!» (۵۵)گفت: «جز گمراهان، چه کسی از رحمت پروردگارش مأیوس می‌شود؟!» (۵۶)}

ممکن است لوط عزیزبخواهد بگوید:" این قصه چه ربطی به خواب تو در مورد ادراک دارد؟" می‌گوییم: حبیب قلب من جناب لوط محترم و گرامی؛ صبر جمیل پیشه کن؛ ما از این موضوع حقیقت رویای حق و اجابت فرمانی که در آن آمده است را استنباط خواهیم کرد؛ حال هرچقدر هم که غیر منطقی باشد. با این که آن پسر بچه تنها بعد ازآن آمد که ابراهیم به علت سن بالای خود و همسرش و نازایی او؛از داشتن فرزند ناامید شده بود ؛ اما ببین بعد چه شد. خداوند تعالی می‌فرماید:
{فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ (101) فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَىٰ فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَىٰ ۚ قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ ۖ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ (102)} صدق الله العظيم [الصافات].
{ما او [= ابراهیم‌] را به نوجوانی بردبار و صبور بشارت دادیم! (۱۰۱)هنگامی که با او به مقام سعی و کوشش رسید، گفت: «پسرم! من در خواب می‌بینم که تو را ذبح می‌کنم، نظر تو چیست؟» گفت «پدرم! هر چه دستور داری اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت!» (۱۰۲)}
و از اینجا حق بودن رؤیای که بارها و بارها با همان موضوع تکرار می‌شود را استنباط می‌کنیم؛ او نگفت در خواب دیدم (رأیت)؛ بلکه به دلیل تکرارچند باره رؤیا گفت(می بینم) :
{قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَىٰ فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَىٰ ۚ قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ ۖ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ (102)} صدق الله العظيم
{گفت: «پسرم! من در خواب می‌بینم که تو را ذبح می‌کنم، نظر تو چیست؟» گفت «پدرم! هر چه دستور داری اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت!» (۱۰۲)}

از اینجا استنباط می‌کنیم تکرار شدن رؤیا ؛ فرمان خداست به خصوص برای انبیاء و ائمه کتاب. و بر ما واجب است آن چه که در ر ؤیا انجام داده یا گفته‌ایم را اجرا کنیم. رؤیا با خواب‌های پریشان فرق دارد؛ چون خواب‌های پریشان حاوی شبکه‌ای از خواب‌های متنوع است ولی رؤیا مقطوع است و درطی آن خواب؛قبل و بعد از آن رؤیایی دیده نمی‌شود تا فرد بیدار شود. آیا إبراهيم عليه الصلاة والسلام گفت این خواب‌های پریشان از شیطان است؛ چطور پسرم را که خداوند بعد از پیر شدن و زمانی که از فرزند داشتن مأیوس بودم به من عطا نمود را ذبح کنم؟
ولی نبی الله اسماعیل پدرش را تصدیق کرد و وعده داد گردنش را تسلیم پدر می‌کند تا او را ذبح نماید تا به فرمانی که خداوند درخواب به پدرش داده بود عمل کرده باشد؛ چقدر وفا کردن به این عهد سخت است! وفا کردن به چنین عهدی واقعا سخت است. وعده نبی الله اسماعیل به پدرش در این فرموده خداوند تعالی آمده است:
{قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ ۖ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ (102)} صدق الله العظيم.
{گفت «پدرم! هر چه دستور داری اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت!» (۱۰۲)}

برای همین خداوند از نبی خود اسماعیل تعریف و ثنا می‌کند؛ چون به عهدی که با پدرش برای تصدیق این وعده به غایت سخت بسته بود وفا کرد.خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ ۚ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَّبِيًّا (54)} صدق الله العظيم [مريم]
{و در این کتاب از اسماعیل یاد کن، که او در وعده‌هایش صادق، و رسول و پیامبری بود!}
و اگر تفاسیری که در کتاب‌های مختلف تفسیرکه از نظر شما قابل استناد هستند برای این ایه آمده را بخوانید؛ می‌فهمید چقدر با قبول فتواهایی که از نظر عقل و منطق قابل پذیرش نیست؛ جهالت کرده‌اید.
در هر حال به موضوع رؤیا درمورد ادراک بازمی‌گردیم. درمورد امام مهدی ناصر محمد یمانی؛ حمد برای خداوند است؛ ابلاغ خبر رسیدن خورشید به ماه به مردم؛ در خواب کار آسانی بود؛ ولی معضل بزرگ آیات محکم قرآن است؛ چون به محض این که من چنین خبری را اعلان کنم؛ هرمسلمانی که در قرآن این ایات را خوانده باشد در پاسخ من به سرعت خواهد گفت:
{لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ ۚ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ (40)}صدق الله العظيم [يس].
{نه خورشید را سزاست که به ماه رسد، و نه شب بر روز پیشی می‌گیرد؛ و هر کدام در مسیر خود شناورند.}
در حالی که به این رؤیا فکر می‌کردم؛ موضوع دیگری به خاطرم آمد؛گفتم: چطور این رؤیا را با رؤیایی که از محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم دیدم و فرمود که من مهدی منتظرم و کسی نیست که از قرآن با من مجادله کند و بر وی غالب نشوم؛ تطبیق دهم. این رؤیارا قبلا دیده بودم: کسی نیست که از قرآن با تو جدال کند و بر وی غلبه نکنی. گفتم: اگر به مردم خبر بدهم: ای مردم خورشید به ماه رسیده؛ حتما با قرآن بر من غلبه خواهند کرد؛ هرکسی که به قرآن ایمان داشته باشد؛ به سادگی و فوری
می‌گوید: "خداوند تعالی می‌فرماید:
{لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ} صدق الله العظيم.{نه خورشید را سزاست که به ماه رسد،} دیوانه شده‌ای؟ آیا رؤیای تو را باور کرده و کلام خدا را تکذیب کنیم؟" در کار خود حیرت زده مانده بودم. گفتم : خدایا راه خروجی برایم قرار ده... چطور چیزی را به مردم بگویم که عقل خودم قبول نمی‌کند! این رؤیا را اعلان نمی‌کنم مگر این که اول عقل خودم قانع شود؛ چون رؤیا حجت من بر مردم نیست خدایا....از طرفی محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم در رؤیا به من فرمود کسی نیست که از قرآن با تو مجادله کند؛ مگر این که تو بر او غالب شوی....
در هر صورت؛رؤیای دیگری در همین مورد آمد و به آن چیز دیگری اضافه شد: "هلال قبل از کسوف متولد شد و خورشید با هلال ماه اقتران یافت". این رؤیا باعث حیرت بیشتر من شد؛ چطور ممکن است هلال قبل از کسوف متولد شود و خورشید با هلال ماه اقتران پیدا کند؟ من در آن زمان مطلقا هیچ چیز درمورد علم نجوم نمی‌دانستم! بعد رؤیا در غرب و شرق تکرار شد و دیدم هلال قبل از طلوع خورشید متولد شد. در این جا با خود می گفتم: پس ادراک حین طلوع هم رخ می‌دهد و خورشید باز در سمت شرق هلال ماه جدید است. به درگاه خدا دعا کردم و گفتم: پروردگارا تو به من وعده دادی بیان حق قرآن عظیم را به من بیاموزی و این که من مهدی منتظرناصر محمدم و کسی از علمای مسلمین یا عامه مسلمانان نیست که با من مجادله کند ومن با ایات محکم قرآن عظیم براو غلبه نکنم؛ اما اینجا حتما مغلوب خواهم شد چون به مجرد این که بگویم ای مردم خورشید به ماه رسیده؛ حتما یک پسربچه پنج ساله هم بر من غلبه خواهد کرد و خواهد گفت: {لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ} صدق الله العظيم در جوابش چه بگویم؟؟ گفتم : : ربّ زدني علماً خدای بر دانش من بیفزای؛ نه از کتاب‌های نوشته شده به دست انسان؛ بلکه از آیات محکم قرآن عظیم... سپس پروردگارم این ایات را به من الهام نمود:‌
{وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا (1) وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا (2) وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا (3) وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا (4)} صدق الله العظيم [الشمس].
{به خورشید و گسترش نور آن سوگند، (۱)و به ماه هنگامی که در وی آن روان شود، (۲)و به روز هنگامی که صفحه زمین را روشن سازد، (۳)و به شب آن هنگام که زمین را بپوشاند، (۴)}
پس دریافتم مقصود از { تَلَاهَا } رخ دادن یکی از نشانه‌های بزرگ ساعت یعنی رسیدن خورشید به ماه - ادراک- است. خورشید به ماه رسیده و سپس از آن جلو می‌افتد و در اول ماه قمری؛ ماه به دنبال خورشید روان می‌شود. پس گفتم: این ادراکی است که در رؤیای حق آن رادیدم. سپس خداوند برای تصدیق آن چه که به حق دریافته بودم رؤیای بیشتری فرستاد. سپس با ایات محکم و بینه قرآن عظیم در مورد علم نجوم چیزهای بیشتری به من آموخت؛ این که جهان و کیهان قبل از خلقت چگونه بوده و آغاز حساب در کتاب چگونه است و از چه لحظه‌ای ایام و منازل ماه‌ها را باید حساب کنیم.و به این ترتیب خداوند تمام أمور مربوط به فیزیک کیهانی و قواعد مربوط به محاسبات فلکی را به تفصیل در کتاب آورده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ ۖ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِّتَبْتَغُوا فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ ۚ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلًا (12)} صدق الله العظيم [الإسراء].
{و شب و روز را دو نشانه قرار داديم. نشانه شب را تيره‌گون و نشانه روز را روشنى‌بخش گردانيديم تا فضلى از پروردگارتان بجوييد، و تا شماره سالها و حساب را بدانيد و هر چيزى را به روشنى باز نموديم. }
ممکن است تمام انصار پیشگام برگزیده بخواهند بگویند: الحمدلله؛ بالاخره بعد از مدتی طولانی فهمیدیم چگونه متوجه شویم در اول ماه خورشید به ماه رسیده است . الآن می توانیم به سادگی متوجه شویم آغاز شرعی ماه رمضان سال ۱۴۳۸ چه وقتی است" امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ‌تان می‌گوید: می‌ترسم این خبرهای مربوط به هلال ماه رمضان به اذن خداوند از شما و تمام علمای فلک پوشیده باشد. اول بگذارید درمورد ادراک هلال ماه شعبان ۱۴۳۸ صحبت کنیم. همانا که شما زمانی که نیمه ماه از راه رسید می‌توانید یقین کنید که ادراک رخ داده ولی اول ماه این کار مشکل است.
چیزی که ما از دکتر عزیزم لوط بوناطیرم و تمام علمای نجوم و همه‌ی بشریت می‌خواهیم این است که فقط سرشان را بالا ببرند و امشب به قرص ماه که بدر کامل شده بنگرند؛ یعنی در پایان امروز سه شنبه و بعد غروب آفتاب -شب چهار شنبه- امسال(۱۴۳۸) شاهد بدر کامل ماه شعبان باشند.
به خدا قسم بی شک و تردید بدر کامل ماه را خواهید دید مگرکسی که چشمش کاملا نابینا باشد ، که بر نابینا حرجی نیست. اما این امر کسانی که از نظر علمی آگاه نیستند را به وحشت نمی‌اندازد؛ ایا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند یک‌سان هستند؟ چون این علمای نجوم هستند که می‌دانند امکان ندارد بدر ماه در زمان غروب خورشید در روز سه شنبه و شب چهار شنبه کامل باشد چون محال است بدر ماه قبل از عبور از نقطه‌ای که در اول ماه در آن متولد شده بود؛ کامل شود... و چون در زمان تولد هلال ماه بین علمای فلک اتفاق نظر کامل وجود دارد ، و به یقین می‌دانند حرکت مکانیکی اهله و خورشید و ماه چگونه است و می‌دانند که هلال ماه شعبان در ساعت سه و نیم بعد از ظهر قبل از غروب آفتاب در روز چهار شنبه و شب پنج شنبه متولد خواهد شد و لذا تمام دانشمندان نجوم در دنیا منتظرند بدر ماه بعد ازغروب آفتاب روز چهارشنبه و شب پنج شنبه کامل شود. اما امام مهدی ناصر محمد یمانی می‌گوید: خدایا تو می دانی من در مورد این که خورشید به ماه رسیده به تو نسبت دورغ نداده‌ام. خدایا به رحمتی که برخود فرض نموده‌ای؛حق را به انان نشان بده و پیروی از آن را روزی‌شان فرما و وعده تو حق است و توارحم الراحمینی. تو بیش از بنده‌ات نسبت به بندگانت رحیمی و وعده تو حق است و ارحم الراحمینی.
به خداوند قسم می‌خورم یقین من به وقوع ادراک مانند یقین من به پروردگار عالم است که خدایی جز او نیست به او توکل کردم و او پروردگار عرش عظیم است. چون من می‌دانم درمورد رؤیای ادراک به خدا نسبت دروغ نداده‌ان. و تصدیق آن در هرماه برخداوند است تا این که شب ظهور مهدی منتظر ناصر محمد یملانی فرا بر سد و با امری از جانب او واقع گردد. چقدر در مورد وقوع ادراک در بسیاری از ماّذها برای آنها حجت آوردیم؛ اما دانشمندان نجوم به محاسبات فلکی خود چسبیده و سرشان را در آنها فرو کرده‌اند؛ محاسباتی که قبل از وقوع ادراک و رسیدن خورشید به ماه انجام شده‌اند. آنها از دانش خود خرسندند وبسنده کرده‌اند و با تکبر حاضر نیستند از آن کوتاه آمده و سرشان را بالا ببرند و به اسمان نگاه کنند تا منازل اهله‌ای که منتفخ است را ببینند( هلال ماه بزرگ‌تر از سن آن است) مگر کسی که پروردگارم به او رحم کند و غرور او را به گناه نکشاند؛ چون این نشانه کیهانی؛ برای تمامردم عالم آشکار و درخشان است.
ولی متأسفانه حتی اگر از ماه بعد از گذشت ده روز از زمان رؤیت هلال کامل شود؛ نزد قوم مجرم انگار که طبیعی است. به خداوند قسم انسان‌های زیادی هستند که اگر می‌توانستند بعد از غروب آفتاب سه شنبه ودر شب چهار شنبه؛ ماه را می ‌پوشاندند تا مردم کامل شدن بدر ماه را نبینند تا مصداقیت علمی آنها زیر سؤال نرود. این از روی غرور و کبر آنهاست حتی اگر خودشان قانع شده و یقین کرده باشند! لذا ای جماعت أنصار برشیاطین بشر حسرتی نیست؛ نصف ساکنین جهان از شیاطین بشرند و مثال آنها مانند برخی از مجرمان ال فرعون است. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا ۚ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ (14)} صدق الله العظيم [النمل].
{و با آنكه دلهايشان بدان يقين داشت، از روى ظلم و تكبر آن را انكار كردند. پس ببين فرجام فسادگران چگونه بود}
وهيهات هيهات حجت بالغه با خداوند است و اوخبر الفاصلین است، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
خليفة الله وعبده الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.

اقتباس المشاركة: 257037 من الموضوع: ردّ المهديّ المنتظَر في عصر الحوار من قبل الظهور على الدكتور لوط الذي يريد أن يحاورنا من وراء الستار ..






- 2 -
[ لمتابعة رابط المشاركــــــــة الأصليّة للبيان ]

الإمام ناصر محمد اليماني
13 – شعبان - 1438 هـ
09 – 05 – 2017 مـ
09:45 صباحاً
( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
___________________


وها هي ليلة النصف من شهر شعبان أقبلت بعد انقضاء نهار يومنا هذا الثلاثاء بغروب شمسه فتدخل ليلة النصف ليلة الأربعاء ببدر التمام عند غروب شمس الثلاثاء، وإنا لصادقون بإذن الله العزيز الحكيم
..

بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله أجمعين وجميع المؤمنين في كلّ زمانٍ ومكانٍ إلى يوم الدين، لا نفرّق بين أحدٍ من رُسله ونحن له مسلمون، أمّا بعد..

يا حيا مِلْءَ أرضها وسماها بالأخ الكريم العالِم الفلكيّ الفيزيائيّ الدكتور لوط بوناطيرو الجزائريّ المكرم والمحترم، وقد تعمّد الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني استفزازك بالحقّ من غير ظُلمٍ لإخراجك من وكرك من غرفة حاسوبك الفلكيّ كي ترفع رأسك إلى السماء بالنظر إلى القمر البدر لشهر شعبان لعامكم هذا 1438، وقد نطقتَ بالحقّ أنه حسب حساباتكم الفلكيّة فإنّ أوّل ليالي الإبدار المكتمل هي بعد غروب شمس الأربعاء ليلة الخميس، وهذا لا جدال فيه بين اثنين من علماء الفلك الفيزيائيين في البشر في ميلاد الهلال، فلا تجدونهم يختلفون في دقيقةٍ واحدةٍ بالنسبة لميلاد الهلال، وإنما يتجادلون: هل سوف يُرى بعد غروب شمس يوم الميلاد، أم إتمام الشهر ثلاثين يوماً؟ ولكن المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني أعلنُ للبشر آيةً كونيّةً وهي معجزةٌ ربانيّةٌ لتصديق شرطٍ من أشراط الساعة الكبرى وآية التصديق للمهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني، وهي أن يولد الهلال من قبل الاقتران فتجتمع به الشمس وقد هو هلال، ولم يُحِط اللهُ بذلك أحداً من البشر إلا المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني وذلك حتى يوقن الذين لا يزالون في ريبهم يترددون أنه حقاً أدركت الشمس القمر فتلاها بسبب ميلاده المُبكر والشمس إلى الشرق منه فتجتمع به الشمس وقد هو هلال.

ويا حبيبي في الله لوط المكرم والمحترم، أقسم بالله العظيم من يحيي العظام وهي رميمٌ ربّ السماوات والأرض وما بينهما وربّ العرش العظيم ما كانت فتواي للبشر أنّ الشمس أدركت القمر من بادئ الأمر من رأسي من ذات نفسي، وأعوذُ بالله من غضب الله على الذين يفترون على الله الكذب، إن الذين يفترون على الله الكذب لا يفلحون. فليعلم كلّ المُسلمين في العالمين أنّ الأمر من الله لعبده في رؤيا تلو الرؤيا فبدْءًا من الرؤيا الأولى رأيتُ أني أصعد في سلم الدرج لدار أبتي وهذا السُّلم يؤدّي إلى سطح الدار، ومن يصل أعلى سلم الدرج يظهر أمام وجهه مباشرةً الأفق الغربيّ، والمهم ففي الرؤيا حين وصلت إلى أعلى درجةٍ في السّلم نظرتُ إلى الأفق الغربيّ بحافة الجبل الغربيّ لقريتنا فرأيت في الرؤيا أنّ الشمس على مسافةٍ قليلةٍ من الأفق الغربيّ، وكنت أنظر للشمس في الرؤيا ولم تؤذِ عينيَّ، ثم نظرتُ إلى تحت الشمس فرأيت هلال الشهر بدأ والشمس من فوق هلال الشهر والهلال أوشك على الغروب قبل الشمس، فإذا بي ألتفتُ إلى اليمين نحو قريتنا وصرخت بأعلى صوتي فقلت: يا معشر البشر لقد أدركت الشمس القمر. وانتهت الرؤيا ..

والمهم أني في الصباح تفكّرت في تلك الرؤيا ومنطقها فقلت: يا سبحان الله، فكيف أقول للناس أنّ الشمس أدركت القمر! فماذا تعني هذه الرؤيا؟ ولماذا يأمرني ربي بذلك في الرؤيا الحقّ؟ ألم يقل في محكم كتابه: {لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ} صدق الله العظيم [يس:40]، فلماذا هذا الأمر يا إلهي؟

وربّما يودّ حبيبي في الله الدكتور أن يقول: "يا أخي ناصر محمد لقد قصصت علينا رؤياك الأولى في شأن الإدراك ولكن أين الأمر فيها من الله الواحد القهار أن تنذر البشر بأنّ الشمس أدركت القمر؟ بل أنت من قلت هذا في الرؤيا ولم يكلمك الله". فمن ثمّ يردّ عليك الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وأقول: يا حبيبي في الله لوط، إنّ الرؤيا الحقّ هي أمرٌ من الله لا شكّ ولا ريب مهما كانت غير منطقيّة فهي تخصّ صاحبها وفرضاً جبريّاً على الأنبياء وأئمة الكتاب أن ينفذ أمر ربه خصوصاً حين تتكرر الرؤيا عدّة مراتٍ في ليالٍ تترى أو متفرقة فهنا أصبحت أمراً من الله وجب تنفيذه. وأضرب لك على ذلك مثلاً بالحقّ رؤيا نبيّ الله إبراهيم عليه الصلاة والسلام الذي مسّه الكبر وليس له أولادٌ وأرسل الله إليه الروح القدس جبريل عليه الصلاة والسلام وتمثّل معه آخرون من الملائكة إلى بشرٍ، وجاءوا دارَ إبراهيم كضيفٍ مُكرمين لا يعرفهم نبيّ الله إبراهيم، إلا أنّ هؤلاء ضيفٌ مُنكَرون لم يعرفْ أحداً منهم إلا أنه يراهم ضيفاً أجانب من البشر ويجب عليه إكرامهم من قبل أن يسألهم عن أسمائهم ومن أي قبيلةٍ هم. ولذلك قال الله تعالى: { وَنَبِّئْهُمْ عَن ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ ﴿٥١﴾ إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلَامًا قَالَ إِنَّا مِنكُمْ وَجِلُونَ ﴿٥٢﴾ قَالُوا لَا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ عَلِيمٍ ﴿٥٣﴾ قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِي عَلَىٰ أَن مَّسَّنِيَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ ﴿٥٤﴾ قَالُوا بَشَّرْنَاكَ بِالْحَقِّ فَلَا تَكُن مِّنَ الْقَانِطِينَ ﴿٥٥﴾ قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ﴿٥٦﴾} صدق الله العظيم [الحجر].

وحتى لا نخرج عن الموضوع نختصر كون الوَجَل لم يحدث حين وفدوا إلى داره؛ بل الوَجَل منهم حدث حين قدّم بين أيديهم عجلاً حنيذاً ولم تمتد أيدهم إلى العجل للأكل منه. وعلى كل حالٍ قالوا له: {قَالُوا لَا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ عَلِيمٍ ﴿٥٣﴾ قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِي عَلَىٰ أَن مَّسَّنِيَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ ﴿٥٤﴾ قَالُوا بَشَّرْنَاكَ بِالْحَقِّ فَلَا تَكُن مِّنَ الْقَانِطِينَ ﴿٥٥﴾ قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ﴿٥٦﴾} صدق الله العظيم.

وربّما يودّ حبيبي في الله لوط أن يقول: "وما علاقة هذه القصة برؤياك للإدراك؟". فمن ثمّ نقول: صبرٌ جميلٌ حبيب قلبي لوط المكرم والمحترم؛ بل نستنبط منها حقيقةَ الرؤيا الحقّ وتنفيذ ما جاء فيها مهما كان غير منطقيٍّ، فبرغم أنّ الغلام لم يأتِ إلا بعد يأسٍ بسبب الكِبَر وامرأته عجوزٌ عاقرٌ فانظر ماذا حدث. وقال الله تعالى: {فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ (101) فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَىٰ فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَىٰ ۚ قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ ۖ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ (102)} صدق الله العظيم [الصافات]. ونستنبط حقيقة الرؤيا المتكررة أكثر من مرةٍ بنفس الموضوع كونه لم يقل يا بني أني رأيت في المنام؛ بل نظراً لتكرار الرؤيا لأكثر من مرةٍ ولذلك: {قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَىٰ فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَىٰ ۚ قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ ۖ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ (102)} صدق الله العظيم.

وكذلك نستنبط أنّ الرؤيا المتكررة أمرٌ خصوصاً للأنبياء وأئمة الكتاب فيجب عليهم تنفيذ ما فعلوا أو قالوا في الرؤيا الحقّ، وهناك فرقٌ بين الرؤيا وأضغاث الأحلام كون أضغاث الأحلام شبكة أحلامٍ متنوعةٍ وأمّا الرؤيا فمقطوعةٌ فلا حُلم قبلها ولا بعدها في نفس المنام حتى يفيق، فهل قال إبراهيم عليه الصلاة والسلام هذه أضغاث أحلامٍ من الشيطان فكيف أذبح ولدي الذي رزقني الله من بعد بلوغي الكِبَر وسنّ اليأس؟ ولكن نبيّ الله إسماعيل أصدق أبيه بما وعده بتسليم عنقه لأبيه ليذبحه تنفيذاً لأمر الله في الرؤيا الحقّ في منام أبيه، فما أصعب الوفاء بهذا الوعد! فكم الوفاء بهذا الوعد صعبٌ للغاية وهو وعد نبيّ الله إسماعيل لأبيه في قول الله تعالى: {قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ ۖ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ (102)} صدق الله العظيم. ولذلك أثنى الله على نبيّه إسماعيل بسبب وفائه لأبيه بتصديق هذا الوعد الصعب للغاية. ولذلك قال الله تعالى: {وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ ۚ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَّبِيًّا (54)} صدق الله العظيم [مريم]. ولو تقرأوا تفسير هذه الآية في كتب التفاسير المعتمدة في نظركم إذاً لعرفتم لكم كنتم جاهلين تصدقونهم في فتاوى لا يقبلها العقل والمنطق.

وعلى كل حالٍ نعود لموضوع رؤيا الإدراك، وبالنسبة للإمام المهديّ ناصر محمد اليماني فلله الحمد الأمر أهون في رؤيا الأمر بالبلاغ للناس أنّ الشمس أدركت القمر، ولكن المعضلة الكبرى كانت لدي في محكم القرآن العظيم كوني كنت أقول سرعان ما سوف يردّ عليّ أيُّ مسلمٍ قرأ في القرآن قولَ الله تعالى: {لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ ۚ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ (40)}صدق الله العظيم [يس]. وكذلك جال في خاطري شيءٌ آخر وأنا أتفكّر في تلك الرؤيا، فقلت: وكيف تتفق هذه الرؤيا مع رؤياي لمحمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم أنّي المهديّ المنتظَر وما جادلني عالِمٌ من القرآن إلا غلبته، ورؤيا من قبلها: وما جادلك أحدٌ من القرآن إلا غلبتَه؟ فقلت: ولكن حتماً سوف يغلبونني أنا ومِنَ القرآن لو أقول يا معشر البشر لقد أدركت الشمس القمر، فأيُّ مؤمنٍ بالقرآن سوف يقول مباشرةً وبكل بساطةٍ: "قال الله تعالى: {لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ} صدق الله العظيم. فهل أصابك جنونٌ يا هذا؟ فهل نصدّق رؤياك ونكذّب كلام الله!". فمكثتُ في حيرةٍ من أمري فقلتُ: يا الله مخرجك... فكيف أعلن للناس بشيءٍ لم يقبله عقلي! فلن أعلن بهذا إلا وقد اقتنعتُ أنا أولاً كون الرؤيا ليست حجّتي على الناس يا إلهي؛ بل وعدتني في رؤياي لمحمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم أنه ما جادلني أحدٌ من القرآن إلا غلبتُه.

وعلى كل حالٍ جاءت رؤيا أخرى وهي نفس الرؤيا وزاد فيها (فولد الهلال من قبل الكسوف فاجتمعت به الشمس وقد هو هلال)، ولكن الرؤيا الأخرى زادتني حيرةً فكيف ولد الهلال من قبل الكسوف واجتمعت به الشمس وقد هو هلال؟ فأنا لم أكن أعلم شيئاً عن علم الفلك على الإطلاق! ثم تكررت الرؤيا جهة الغرب والشرق فأرى الهلال يولد قبل طلوع الشمس، فإذا بي أقول في نفسي: وذلك كذلك إدراكٌ عند الشروق والشمس إلى الشرق من هلال الشهر الجديد. فمن ثم دعوت ربي وقلت: يا إلهي، إنك وعدتني أن تعلّمني البيان الحقّ للقرآن العظيم وأني المهديّ المنتظَر ناصر محمد وأنه لا يجادلني من علماء المُسلمين أو عامة الناس إلا غلبتُه من محكم القرآن العظيم، ولكنّي حتماً مغلوبٌ في هذه فبمجرد أنْ أقول يا معشر البشر لقد أدركت الشمس القمر فحتماً سوف يغلبني صبيٌّ عمره خمس سنوات فيقول: {لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ} صدق الله العظيم. فكيف أردّ عليه؟؟ فقلت: ربّ زدني علماً، وليس من كتيبات البشر بل من محكم الذكر القرآن العظيم. فمن ثم ألهمني ربي بقوله تعالى: {وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا (1) وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا (2) وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا (3) وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا (4)} صدق الله العظيم [الشمس].

فمن ثمّ علمت أنّ المقصود بـ { تَلَاهَا } بمعنى حدثٌ من أشراط الساعة الكبرى أن تدرك الشمس القمر فتتقدمه وهو يجري ورائها في أوّل الشهر، فقلت: ذلك هو الإدراك المقصود في الرؤيا الحقّ، فمن ثم زادني الله رؤيا تصديقٍ لما فهمته بالحقّ. فمن ثم زادني علماً بعلوم الفلك بآياتٍ محكماتٍ بيّناتٍ في القرآن العظيم وكيف كان الكون من قبل أن يكون وكيف بدأ الحساب في الكتاب ومن أيّ لحظةٍ نحسب الأيام ومنازل الشهور، فإذا كلّ شيءٍ في الفيزياء الكونيّة والقواعد الحسابيّة الفلكيّة قد فصّله الله تفصيلاً. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ ۖ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِّتَبْتَغُوا فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ ۚ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلًا (12)} صدق الله العظيم [الإسراء].

وربّما يودّ كافة أحبتي في الله الأنصار السابقين الأخيار أن يقولوا: "الحمد لله الذي فهّمنا أخيراً بعد عناءٍ طويلٍ كيف تدرك الشمس القمر بادِئ الشهر، ونستطيع أن نعلَمَ الآن غرّة رمضان الشرعيّة لعام 1438 بكل بساطةٍ". فمن ثمّ يردّ عليكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وأقول: أخشى أن تعمى عليكم وعلى كافة علماء الفلك أنباء هلال الصيام بإذن الله، فدعونا أولاً في شأن الإدراك لهلال شهر شعبان لعامكم هذا 1438، وإنما تستطيعون أن توقنوا بحدوث الإدراك حين تأتي ليلة النصف من الشهر وأمّا في أوّل الشهر فصعبٌ.

وما نريده من حبيبي في الله الدكتور لوط بوناطيرو وكافة علماء الفلك وكافة البشر فقطْ أن يرفعوا رؤوسهم فينظروا إلى قرص القمر البدر هذه الليلة القادمة ليلة الأربعاء بعد غروب شمس الثلاثاء في نهاية يومنا هذا الثلاثاء يكتمل القمر البدر لشهر شعبان لعامكم هذا 1438.

فتالله لترونّ القمر بدراً قرصاً مكتملاً لا شكّ ولا ريب إلا من كان كفيف البصر بالمرّة، فأقول ليس على الأعمى حرجٌ. ولكن قد لا يُدهش الأمر الجاهلين علميّاً، فهل يستوي الذين يعلمون والذين لا يعلمون؟ كون علماء الفلك هم الذين يعلمون أنه يستحيل أن يكتمل القمر البدر لشهر شعبان عند غروب شمس الثلاثاء ليلة الأربعاء كونه يستحيل أن يكتمل القمر بدراً قبل أن يتجاوز النقطة التي ولد فيها في أوّل الشهر، وبما أنّ وحسب علم كافة علماء الفلك في البشر لا اختلاف بين اثنين في ميلاد الهلال أنه في ميقاتٍ معلومٍ، ويعلمون علم اليقين الفيزيائيّ للحركة الميكانيكيّة للأهلّة والشمس والقمر أنّ هلال شهر شعبان سوف يولد الساعة الثالثة عصراً ونيفاً قبيل غروب شمس الأربعاء ليلة الخميس، ولذلك فكافة علماء الفلك في العالمين ينتظرون اكتمال القمر البدر بعد غروب شمس الأربعاء ليلة الخميس، ولكن الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني يقول: اللهم إنك تعلم أني لم أفترِ عليك أنّ الشمس أدركت القمر، اللهم فأرِهمْ الحقّ حقاً وارزقهم اتّباعه برحمتك التي كتبت على نفسك، ووعدك الحقّ وأنت أرحم الراحمين، فأنت أرحم بعبادك من عبدك ووعدك الحقّ وأنت أرحم الراحمين.

وأقسمُ بالله العظيم أنّ يقيني بالإدراك كما يقيني بأنّ الله ربّي لا إله إلا هو عليه توكلت وهو ربّ العرش العظيم، كوني أعلم أني لم أفترِ على الله رؤيا الإدراك وعلى الله التّصديق في كلّ شهر حتى ليلة ظهور المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني أو يأتي بأمرٍ من عنده، فلكم أقمنا عليهم حُججَ الإدراك في كثيرٍ من الأشهر ولكن علماء الفلك عاكفي ناكسي رؤوسهم على برامجهم الفلكيّة التي أعدّوها من زمنٍ من قبل أن تدرك الشمس القمر، وفرحوا بما عندهم من العلم واستغنوا به وتكبّروا ولم يتنازلوا أن يرفعوا رؤوسهم إلى السماء للنظر في منازل الأهلّة المنتفخة، إلا من رحم ربي ولم تأخذه العزّة بالإثم، كون تلك آيةٌ كونيّةٌ ظاهرةٌ وباهرةٌ للعالمين.

ولكن للأسف وحتى ولو يكتمل القمر بعد مضي عشر أيامٍ من رؤية الهلال فكأن الأمر طبيعي لدى القوم المجرمين، ألا والله أنه ليوجد كثيرٌ في البشر لو يستطيعوا أن يحجبوا قمر ليلة الأربعاء بعد غروب شمس الثلاثاء ليومنا هذا عن أعين البشر إذاً لحجبوا القمر البدر عن أعين البشر حتى لا تذهب مصداقيتهم العلميّة؛ كِبراً وغروراً حتى بعد أن استيقنتها أنفسهم! إذاً لا حسرة على شياطين البشر يا معشر الأنصار فقد صار نصف سكان العالم شياطينَ مثلهم كمثل بعض آل فرعون المُجرمين. وقال الله تعالى: {وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا ۚ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ (14)} صدق الله العظيم [النمل].

وهيهات هيهات فلله الحجّة البالغة يحكم بالحقّ وهو خير الفاصلين، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..

خليفة الله وعبده الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
____________